The first 137 lines.
با این حال، من واقعاً بخاطر !نفرین این شکلی شدم؟
،در اصل این فقط یه آواتار ـه ... ولی اگه این وضعیتم بخاطر نفرین باشه
سطح میانی طلسم کشیش داری ،مهارت حذف نفرینه
!شاید بشه از اون روی بدن خودم استفاده کنم
!به هر حال، ارزش یکبار امتحان کردن رو داره
!حذف نفرین
حذف نفرین
حذف نفرین
!حذف نفرین
!حذف نفرین! حذف نفرین
!حذف نفرین! حذف نفرین
!صبح بخیر، آرک هستم
،با طلوع خورشید ما به سمت اولاو
.پایتخت پادشاهی رودن راه افتادیم
ظاهراً قرار دنبال افرادی بگردیم که .اسمشون توی قرارداد قاچاق الفها ذکر شده
... علاوه بر این
به چشم خودم دیدم که بدنم .بخاطر نفرین این شکلی شده
با این حال، من نفرین رو به طور موقت ،میتونم حذف کنم
.و بلافاصله اثرش دوباره از بین میره
،یا نفرین غیر قابل حذف ـه .یا اینکه تحت تاثیر یه چیز دیگهست
!حالت خوبه؟! خیلی حواس پرت به نظر میرسی
!اوه، چیز مهمی نیست !نگران نباش
.اگه اینجوره، مشکلی نیست
.به زودی از جنگل خارج میشیم
!آرک! راه از اون طرف نیست
... متاسفم، الان توی وضعیتی نیستم که
!آرک، پس تو از حشرات میترسی؟
،با وجود همچنین حشرات گنده ای !ازم چه انتظاری داری؟
اصلاً میدونستی بعضی افراد پایین تنشون رو !سرخ میکنن و میخورن؟
... شگفت انگیزه
.حتی تصورش برام چندش آوره
.در واقع حسابی ترد و خوشمزهـن
.پیشنهاد میکنم دفعه بعد یکم ازش بخوری
.اگه عمری باقی باشه، سعیمو میکنم
... پس در مورد فردا
مردم معمولاً برای رفتن به اولاو .با کالسکه جنگل دور میزنن
ولی به نظرم بهتره ما مستقیم از وسط .جنگل عبور کنیم
.هر چه زودتر به اونجا برسیم برامون بهتره
!شما قصد دارین مستقیم از وسط جنگل عبور کنین؟
.بهتره بیخیالش بشید .اونجا خیلی خطرناکه
!خطرناکه؟
.اونجا سر و کله هیولاها پیدا شده
اگه درست یادم بیاد بهشون !گرگ جن زده میگفتن
در عرض چند روز گذشته .دهها نفر مجروح شدن
... گرگ جن زده
!این حملات اینجا رایجه؟
!نه، نه، تا همین اواخر خبری از این چیزا نبود
.به هر حال، نزدیک اون جنگل نشید
از ظاهرت میشه فهمید
که میخوای الفهای دیگه رو .در اسرع وقت نجات بدی
.نیازی به نگرانی نیست .... من و تو دوتایی
.حق با توئه
.گرگهای جن زده تحدیدی برامون محصوب نمیشن
در این صورت، طبق برنامه .فردا از جنگل عبور میکنیم
m 0 0 l 248 0 l 248 40 l 0 40
اولاو، پایتخت پادشاهی رودن
.نگهبانان توی وسط راه بهمون ملحق میشن
.ولی بهم گفتن تعدادشون زیاد نیست
!یعنی واقعاً اینقدر عجله داری؟
هر چقدر تعدادشون زیاد باشه .سرعت حرکتمون کمتر میشه
ما هر چه سریعتر باید به دوک نشین .لیمبولت برسیم
.بسیار خب، راه میفتیم
طبق گفتهها اینجا همونجایی که .هیولاها ظاهر میشن
.آره
!چیزی آزارت میده؟
... ر...راستش، خز گرگهای جن زده
نور آبی از خودشون ساطع میکنه ... و توری بافته شده با اون خزها
.بهترین هدیه برای عروس محسوب میشه
.و خواهرم قرار به زودی ازدواج کنه
پس میخوام دم گرگهای جن زده !رو برای بافتن توری برداری؟
.درسته
.هرچند ما فرصتی برای وقت تلف کردن نداریم
.پس فراموشش کن
!آرک
درست عین حلال زادهها .سر و کلشون پیدا شد
!تصویر خیالی؟
!آرک؟
.لعنتی! تازه یادم اومد
!اجازه بدید براتون توضیح بدم
گرگهای جن زده هیولاهای هستن .که به صورت گروهی حمله میکنن
اونا با ایجاد سرابهای متعدد .سعی میکنن طعمه رو گیج کنن
،رهبر اون بسیار زیرگ و باهوشه .پس حسابی باید مراقب باشید
!انگار تمومی ندارن
!شعلههای آتش، به ندام پاسخ بدید
!دشمن رو از دم تیغ بگذرونید
!آریان دونو، مراقب باشید
.... ای زمین سخاوتمند
!کارش عالیه
سبک مبارزه اش با گذر سالها حسابی پخته .شده و کلی چیز میتونم ازش یاد بگیرم
قدرت خام نقاط ضعفش رو .در برخورد با چنین دشمنهای قدرتمندی نشون میده
تا وقتی که نتونم به درستی مهارتها ،و جادوم رو تحت کنترل در بیارم
.بی محابا نباید ازشون استفاده کنم
... پس برای خلاصی از این وضعیت
!باید رهبرشون رو شکست بدم !جهش ابعادی
... اون
!آتش
آتش
!آرک! این دیگه چی بود؟
!با رهبرشون مبارزه کردی؟
!این دیگه چیه؟
قسمت 7
معجزه ای برای پرنسس نجیب
پس سوسمار غول پیکری که باهاش مبارزه !کرده بودی از این حلقهها داشت؟
اونا معمولا جایی ظاهر میشن .که بومی اون منطقه نیستن
!منظورت اینکه این قضایا ربطی به حلقه ها داره؟
.زیاد مطمئن نیستم
!آرک، میشه یکم منتظر بمونی؟
!منتظر بمونم؟
... از طرفی میدونم عجله داریم، ولی
... اینجوری هم خیلی حیفه
... قول میدم خیلی طول نکشه، پس
!میخوای برای خواهرت هدیه برداری، مگه نه؟
.پس بیا یکم استراحت کنیم
!ممنون
!بیا تیکه تیکه اش کنیم
یوریارنا ساما، برای چی یه چیزی !نمیخوری و استراحت نمیکنی؟
... ممنونم، فرنا
!آیا چیزی هست که آزارت میده؟
.آره
من به دستور پدرم به دوک نشین .لیمبولت میرم
،درست که ماموریت تا حالا مخفی پیش رفته
.ولی نمیتونم جلوی نگرانیم رو بگیرم
برادرم داکارس احتمالاً .توی تجارت بردههای الف دست داره
.بعید میدونم اون دل خوشی از این مذاکرات داشته باشه
و شک ندارم برادرم سکت آرزوی ،دستیابی به تاج و تخت رو داره
.و به همین راحتی از این موضوع نمیگذره
.فقط امیدوارم مشکلی پیش نیاد
!دشمن
!دشمن بهمون حمله کرده
!پرنسس
.فکر کنم همین قدر کافیه
.مبارزه امروز چیزای زیادی بهم یاد داد
،من با داشتن کوهی از مهارتها و جادوهای جنگی
اگه نتونم ازشون به درستی استفاده .کنم به هیچ دردی نمیخوره
من باید از آریان دونو بخوام هر از گاهی .بهم آموزش بده
!پونتا، چی شده؟
!پونتا؟! هی
No comments yet. Be the first to leave one.