The first 200 lines.
هرگونه استفاده ي مادي از اين زيرنويس بدون هماهنگي با مديريت انجمن مجاز نمي باشد FOrum.KOreanDream
میخوای یه بطریِ دیگه سفارش بِدم؟ - نمیخواد، همین کافی بود -
قسمت 8
باهات تماس میگیرم
یه اتاق براتون آماده کردیم
میتونین همراهش برین
نه، نمیخواد
داری چیکار میکنی؟ - چی رو؟ -
کلیدُ بِده و برگرد
فکر کردم ازم خواستی نوچه لی جین سوک بشم
خُب اینم اولین کاریه که جین سوک ازم خواسته بکنم
تمومش کن
چی رو؟ - الان داری چیکار میکنی؟ -
اینطور ناگهانی داری راجع به چی حرف میزنی؟
جی هیونگ مین
من خودم تصمیم میگیرم که..چیکار کنم
سو الان کجاست؟
خبر دارم که هی سو، همونی که سو دوستش داشت یکی از دخترای تو بود
این تو بودی که هی سو رو چسبوندی به سو
و بازم این خودت بودی که نقطه ضعف سو رو به "سفری" گفتی
ازت خواهش میکنم..همین جا تمومش کن
..پس تو میدونستی
که اون آشغال میخواست منو بکُشه؟
انگار میدونستی
یعنی تهدید نگهبان بازداشگاه کارِ تو بوده؟
تو ازش خواسته بودی اون فیلمو پاک کنه؟ آره؟
برای همینم ازم خواستی همه چی رو ول کنم
دیگه همچین اتفاقی نمیفته قول میدم. سو هم قول داده
..الان داری جلوی من از اون عوضی دفاع میکنی؟
داری میگی اون قولشُ نگه میداره؟
خودت این دعوا رو راه انداختی !خودتم باید تمومش کنی
حالا که من همه چی رو فهمیدم این دعوای مسخره بین شمام دیگه تمومه
میدونی چیه؟
سو...توسط جی هیونگ مین شناسایی شده
اگه سو رو به حال خودش ول کنی تو بد دردِسری میفتی
میدونستی؟
اسم این، سوئه
"مَرد دستِ راست "پسر دکتر
قیافه اش یادت بمونه
این کسیه که میخواست جین سوکُ بکُشه؟
آره
تو میتونی دو ساعتِ دیگه بِری این کاریه که همه میکنن
!انگار زیاد از این کارا کردی
بیشتر خبرچینهای ما از این جور جاها هستن
من دارم کارمُ درست انجام میدم؟
خوابیدی؟
چراغا رو خاموش کنم؟
.:.:Mikiya:ترجمه و زيرنويس : میکیا:.:.
چیکار داری میکنی؟
قراره از حالا برای لی جین سوک کار کنم
نمیخوام اولین تجربه ام با یکی از اونا باشه
..اتفاقا اونا اینطوری بیشتر خوششون میاد
چون اولین بارته
حدود یه ساعت دیگه برو پیشِ لی جین سوک
بهش بگو که من خیلی زود بیهوش شدم
ازش خوب پذیرایی کردی؟
بله
چطوری؟
بله؟
فکر نمیکردم بشه راحت باهاش کنار اومد
باهاش خوابیدی؟
نه، هنوز نه
آفرین. درهرحال تا اتاقِ بالا بُردیش
آدمی مثلِ جی هیونگ مین با یه بار خوابیدن، تغییر نمیکنه
اون مَرد..پلیسه، نه؟
که چی؟
فقط اینکه..دقیقا نمیدونم چیکار کنم
فعلا بذار ببینیم چی پیش میاد معلوم نیست قراره چه اتفاقهایی بیفته
حالا بَدم نیست آدم پلیسا رو بشناسه
از حالا..میتونی از اون اتاق استفاده کنی
چون قراره زیاد همدیگه رو ببینیم
...و
هر چی هم که لازم داری، بخر
سو مین !یون سو مین
اتاقتُ تمییز کن، فهمیدی؟
مگه من خدمتکارم، ها؟ مگه من خدمتکارتم؟
واسه چی باید تمییزکاری کنم؟
میدونی الان ساعت چنده؟
برای چی اینقدر دیر میای خونه؟
چه میدونم..از سرِ کار برگشتم خُب
این سرِ کار بودنته؟ کارِت اینه، ها؟
!چه میدونم
!یون سو مین، تو
!هی، بازش کن، بازش کن
سو مین، گرسنه ات نیست؟
!هی بخواب، بخواب
چرا درس نمیخونی؟ مگه نمیخوای بری کالج؟ با این وضع چطوری میخوای بری؟
من کالج نمیرم
چرا نمیخوای کالج بری؟ پس میخوای چیکار کنی؟
این برنج و کیمچیِ مخصوصِ خواهرته امیدوارم خوشت بیاد. دوستت دارم
خداحافظ گیونگ می
منم خواهر. همین الان برگشتم
خیلی خُب. و اینکه..فعلا به دفترم نیا ازمم نپرس چرا
فهمیدی؟
باشه، فردا میبینمت
شروع کنین
.:.:Mikiya:ترجمه و زيرنويس : میکیا:.:. .:.: FOrum.kOreanDream:.:.
مگه بهت نگفته بودم افرادُ تو دفتر نیاری؟
شماها کی هستین؟
کی بهت دستور داده؟ !اون کیه؟
کارِ لی جین سوکه؟
!"دکتر"
همین الان گیونگ هو بهم خبر داد مثل اینکه افراد جین سوک رفتن سراغِ سو
واقعا میخوای به این کارات ادامه بِدی؟
بستگی به رفتار خودت داره
!سو
دیگه بهتره همینجا تمومش کنیم
!..من..من
اشتباه کردم، خاله
رفتارتُ بهتر کن
!فقط بخاطر تو کوتاه اومدما
ممنونم
دیگه تموم شد، نه؟
خیلی خُب
بریم نوشیدنی بخوریم؟ - بیا بریم یه مشروب قوی بخوریم -
بشین
انگار این روزا نیروی گذشته هاتُ نداری
تموم جنسایی رو که بهت دادم حروم کردی ..و مهمتر از اون
!بیخودی کمیسر کانگُ کُشتی
پسر دکترم" که هنوز" داره با خیال راحت زندگی میکنه
"همه اینا مالِ آخرین کارنامه "سفریه
خودت چی فکر میکنی؟
چطوریه؟
الان همه خاطرات گذشته ات داره مثلِ برق از جلوی چشمات رد میشه؟
پس دیگه باید فهمیده باشی
که تا حالا چه خوب زندگی کردی ..و چه با تأسف
!بازم الان پشیمونی
...با توجه به رابطه ای که با هم داشتیم
یه فرصت دیگه بهت میدم
"خیلی وقته همدیگه رو ندیدیم، "آقای سفری
یه سروصداهایی از سئول شنیدم
آقای سفری"، مگه به این زودی پیر شدی؟"
چرا اینقدر داری قضیه رو کِشِش میدی؟
.."حالا میخواد "پسر دکتر" باشه یا "پسر پروفسور
میخوای من بیام یه درسِ حسابی بهش بِدم؟
پدر، میخوای خودم برم سئول؟
آروم باش
اه، آخه نمیشه
فکر کنم باید برم سئول و یه خونه تکونی حسابی راه بندازم
ببین! فقط 15 روز
!تو این 15 روزم..درس امروزتُ یادت نره
شیرفهم شدی؟
15روز
چیه؟ اتفاقی افتاده؟
نه، هیچی نیست
پیل جون؟ - بله -
این آشغالها رو عوضشون کن
گُم شین! نمیخوام ریختتونُ ببینم
خوب کاری کردی. میخواستم باهات حرف بزنم
راجع به چی میخواستی باهام حرف بزنی؟
تو..از من استفاده کردی؟
برای گرفتن "پسر دکتر" از من استفاده کردی؟
آخه این چه حرفِ مضحکیه که میزنی؟ چرا باید این کارُ بکنم؟
مزخرف نگو! من همه چی رو میدونم
میدونم تو بودی که نانگ مانُ تحریک کردی
نانگ مان؟
منظورت اینه که من از نانگ مان استفاده کردم؟
خودتُ خسته نکن این رفتارات روی من یکی تأثیر نداره
اگه نانگ مانُ باهات رو در رو کنم حرفمُ باور میکنی؟
اگه با این کار حرفمُ باور میکنی همین الان میرم نانگ مانُ میارم
اونوقت حُسنِ نیتمُ باور میکنی
.:.:Mikiya:ترجمه و زيرنويس : میکیا:.:. .:.: FOrum.kOreanDream:.:.
الو
!سو! سو! نجاتم بده
الان کجایی؟
خیلی خُب، فقط یه کم صبر کن
چی شده؟ - آقای نانگ مان بود -
ازم خواست برم و نجاتش بِدم - چی؟ -
چرا این کارُ با من میکنین؟ مگه من چه کارِ اشتباهی کردم؟
اشتباه که زیاد کردی
خسته نشدی از بَس..جناحتُ عوض میکنی؟
همین حالا..داشتی با کی حرف میزدی؟
حتی اگرم بخوان بکُشنش بازم فکر کنم باید برم
نه، دوباره بهش زنگ بزن
ممکنه دیگه خیلی دیر شده باشه
بهش زنگ بزن، سو
آقای نانگ مان؟
تویی سو؟ دیگه دیر شده
بعد از نانگ مان نوبتِ خودته
پس تا اون موقع، مراقب خودت باش فهمیدی چی گفتم؟
!خیلی خُب، بیا. بیا و منم بگیر
!کجایی عوضی؟ همین حالا بیا
سو
سفری" بود"
خیلی وقته ندیدمت، خواهر
داری از سرِ زمین برمیگردی؟
آخه قیافه ات اصلا جالب نیست
ممنون که اومدی
نانگ مان کو؟
چرا این کارُ کردی؟
مگه گفتم جسدشُ برام بیاری؟
این پیرمرد اونقدر سروصدا کرد که چاره دیگه ای نداشتم
حالا اینطوری..دیگه که بهم مشکوک نیستی؟
مگه میخوای برای یه دهاتی مهمونی بگیری؟
فکر کردی با این چیزا اعتمادم جلب میشه؟
میگن کنفسیوس هم فقط با چندتا کلمه کارشُ شروع کرده
برای شروع همیشه کمبودهایی هست
خُب، آخرش چی؟
قراره منو به پوسان وصل کنی؟
..همش بستگی به این داره که چقدر خوب کارتُ انجام بِدی
No comments yet. Be the first to leave one.