The first 143 lines.
چی؟
چه خبر شده؟ بس کن
چی شده؟
تاگوسا
آقای تاگوسا, حالتون خوبه؟
نمیتونم سیستم رو خاموش کنم
آقای تاگوسا
منتظر چی هستی؟
از محافظ دفاعی استفاده کنید و ویروس رو پاک کنید
نوستالژی
چه اتفاقی افتاده؟
اون تنها بود، داشت داده هایی که از خونه تاکاشی جمع کردیم رو آنالیز میکرد
داشت سعی میکرد ذهن تاکاشی رو درک کنه
ما یه کد پیدا کردیم که بعد از ساخته شدن تینک پل نوشته شده
یه ویروسه؟
هنوز نمیدونیم
هی
حالت خوبه تاگوسا؟
ـ تو بودی باتو ـ بله
سرگرد هم همینطور؟
متاسفم
یهو یه چیز نوستالژی حس کردم
بعد احساسات تبدیل به ترس از مرگ شد
انگار که داشت منو میکشت
احساس نوستالژیک کردی؟
خوشبختانه مغز سایبریت خوبه
ولی اون داده ها رو باید پاک کنیم
آره, همینکار رو بکن
چرا سعی کردی تنها اون کد رو آنالیز کنی؟
دلیلی ندارم
سرگرد کجاست؟
اون با تاچیکوما به محل اقامت نخست وزیر رفت
سرگرد، ما نتایج آزمایش کدی که وارد مغز سایبری تاگوسا شد رو بدست آوردیم
چی متوجه شدین؟
ظاهرا
این یه برنامه هست که خاطرات فراموش شده رو زنده میکنه
به نظر میرسه که تاگوسا چیزی رو به یاد آورده که نمیخواسته به یاد بیاره
و در نتیجه غش کرد
ـ که اینطور, به نظر جالب میاد ـ غش کرد؟
بذار ببینیم چه نوع خاطراتی باعث شد که پس بیافته
این کار رو نکن
ـ من حتی چک نکردم که چی بوده ـ تاگوسا خوبه؟
ساکت
ایشیکاوا, میتونم ببینمش؟
متاسفانه بخشی از کد آسیب دیده
چقدر خطرناکه؟
به نظر خیلی بد نمیاد
همچنین علائمی وجود نداره که پخش شده باشه
پس قصد تاکاشی شیمامورا چی بوده؟
چرا این کد رو بعد از ساخت تینک پل نوشته؟
سرگرد
شاید تاکاشی شیمامورا میخواسته یه چیزی رو زنده کنه
یه خاطره ی فراموش شده ی خاص
اسم تینک پل احتمالا از "پلیس افکار" گرفته شده
به این پلیس در کتابی که توی اتاقش پیدا کردیم اشاره شده
اون قطعا به شدت تحت تاثیر کتاب قرار گرفته
حتی بیشتر
اون از سن 9 سالگی اون کتاب رو داره
حتی مادرش هم یادش نمیاد
که چه وقت تاکاشی این کتاب رو گرفته
بعدا برمیگردی؟ به خونه شیمامورا؟
آره,,, برمیگردم
ـ تاگوسا بی دقته ـ خیلی
ولی به نظر میرسه که راه های ما برای دنبال کردن شیمامورا تموم شده
کاملا نه
اون برای یک ماه وقتی که 9 سالش بوده یه نفر در کیوتو مراقبش بوده
تاکاشی وقتی که برنامه ای ساخت تا خاطرات فراموش شده خودش رو به یاد بیاره، توی دردسر افتاد
احتمالا میخواسته چیزی از گذشته به یاد بیاره
کمی دور از ذهنه, ولی غیر ممکن نیست
سرگرد, بهم اجازه بده که برم اونجا
اگه این چیزیه که روحتون داره زمزمه میکنه پس بهش گوش کنید
باید چیزی پیدا کنی
ممنون
پس فکر کنم منم میرم
اگه با تاکاشی رو به رو بشی ممکنه نتونی از خودت محافظت کنی
سخته که باور کنی هنوز چنین منظره ای توی ژاپن وجود داره
این سرنوشت روستا هایی هست که با زمان پیش نرفتن
اون داره راجع به چی فکر میکنه
در حالی که اینجا مونده بوده
کیوتو 15 دقیقه
بیشتر به نظر میاد خونه عموش باشه
جایی که وقتی 9 سالش بود موقفتا مونده بود
چرا اینجا اومده بود؟
پدرش خیلی مریض شده بود
و مادرش مجبور بود باهاش توی بیمارستان بمونه
اینجا سیگنال خیلی پایینی داریم
وقتی اینجا سیگنال خوبی داشت، اتروفو زیر زمین بود
سعی کن با تاچیکوما ارتباط برقرار کنی
سیگنال باید قوی تر بشه
باشه
ارتباطات رو ریست کن تاچیکوما
باشه
تو,,,؛
چی شده؟
برادر، اینجا چیکار میکنی؟
من برادرت نیستم
پس اینجا داری چیکار میکنی تاکاشی؟
دارم یه بازی درست میکنم
چی؟ یه بازی؟
عالیه
یوزو، تاکاشی کجاست؟
اون اینجاست
والدینم این روزا همیشه عصبی هستن
تقصیر منه
چرا تقصیر توئه؟
هی, تاگوسا؟
چی شده؟
هیچی
تاکاشی
کجا میری؟
چرا دنبالم میکنی؟ دنبالم نیا
ولی تو نباید بری تقریبا هوا تاریک شده
به علاوه، تو نباید از این راه بری
چرا نرم؟
چرا نرم؟
یه چتر باز اونور زندگی میکنه
چتر باز؟
یه نفری که از یه جایی اومده
شنیدم که آدم خیلی بدیه اون مردم رو میکشه و توی کوه دفن میکنه
تو نباید بری تاکاشی
اون تورو میبینه
یه چتر باز,,؛
مثل یه چتر باز واقعی؟
این واقعیه؟
اونو دست نزن
یک، نه، هشت، چهار
زود باش, بریم
از این طرف
تو خوبی؟
بچه ها
شما نباید تا این موقع کوه برید
شما بچه ی آقای شیمامورا هستید؟
تو یوزو رو اون بیرون بردی؟
به مکان اون چتر باز؟
این تقصیر تاکاشی نبود, من دنبالش رفتم
ساکت باش
برادر بزرگترت مسئولیتتون رو به من واگذار کرد
نمیتونستی با یوشی حرف بزنی؟
تاگوسا، کجا داری میری؟
اونجا, خودشه
هی
گم شده
نه
No comments yet. Be the first to leave one.