The first 200 lines.
....:::::::: Sarah_FirstSub@ ::::::::.... ::::: تـقـدیم می کنـد :::::
سلام.
چیزی میخواستید بهم بگید؟
راجبِ یه سولِ
نمیخوام منُ تو این وضعیت ببینه
من یه مـَردم
حالش خوبه
فکر کردم باید بدونی
شوهر خاله،
میخوای خاله رو ترک کنی؟
من میدونم چه حسی داره
اگه فقط سعی کنید...
در ضمن،
یه سولم به همین زودیا معروف میشه
بعدش میتونید ازدواج کنید
(قسمت 34)
با دول سه در ارتباط نیستی؟
نه
داره خودشُ به این درُ اون در میزنه که پسرشُ بالا بکشه
دیگه پسرشُ تحقیر نمیکنه
این روزا کنار اومدن باهاش سخته
بالاخره اونم سرش گرم کارهای پسرشه
خیلی از بچه ها مایه دردسرن
هوم!
تازه داشتم کِیف میکردم
حداقل قبلش یه ندایی بده
ببخشید
کاش تو و دول سه هم ازدواج میکردید
بگو ببینم دلیل اصلی جداییتون چی بود؟
ترجیح میدم در این مورد صحبت نکنم.
باشه
هیچ نفر سومی تو یه رابطه نمیتونه حقیقت بین دونفرُ بدونه
گوانگ نام خوبه؟
منکه فکر نمیکنم بتونه دووم بیاره
چیه نکنه میخوای اونم پیش خودت نگه داری؟
توام بعضی وقتا تیکه ـتو میندازیا
فقط به این فکر کن که سرنوشتشُ خودش رقم میزنه
میگن میتونی از مالت فرار کنی اما از سرنوشتت نه
حتی اگه سعی کنی از دستش فرار کنی
میری میبینی تو خونه اینجوری منتظرت نشسته
نکنه مالِ تو تو خونه منتظرته؟
می بینم دارین ناهار میخورین
اتفاقا ذکرُ خیرت بود
داشتیم راجب تو حرف میزدیم
ناهار خوردی؟
تازه کارم تموم شد
خاله ، به بابا گفتی؟
راستی
میخوای بری واحد گوانگ نام ساکن شی؟ هیون وو گفت کرایه ـشم میده
لازم نکرده
اگه بونگ جا اجاره نخواد قبول میکنم
اما اگه قرار باشه شما کرایه ـشُ بدین،نه
یه ده سال دیگه دندون رو جیگر بذار
اونوقت یکی از واحد ها رو دو دستی تقدیمت میکنم
تا اونموقع دووم نمیارم
بعضی وقتا زیادی بی رحمی
فکر کردی چجوری صاحبخونه شدم؟
تو این دوره زمونه هرچی بی رحم تر باشی بیشتر بهت احترام میذارن
بابا قبول کن
نمیخوام تو زیرزمین زندگی کنی
دیگه شاغلم پس قبولش کن
نمیخوام بهت فشار بیارم نه اینکه درآمدت کم باشه ،نه
برای من همون زیرزمین خوبه
بابا ، راجب گوانگ ته ـس...
نمیشه با ازدواجشون موافقت کنی؟
به جای اینکه الکی قضاوتشون کنی ...
یا نگران چیزی باشی که هنوز اتفاق نیوفتاده ...
بهتر نیست کمکشون کنی؟
حق با اونه .
بیخودی مخالفت میکنی
زندگی اونقدرا که فکر میکنی سخت نیست
اینم کارت سرنوشتشونِ تقصیر خودشون که نیست
چتون شده؟
دو تا از خواهراش و یه خاله ـش طلاق گرفتن
انگار تو این خانواده طلاق باب شده
میخوام گوانگ نامُ به یه آدم حسابی بدم
قبل از اینکه خانواده ـشُ بشناسه عاشقش شده
بخاطر پولُ این چیزا نیست
عشقشون حقیقیه.
تو نمیخواد طرفشُ بگیری به جای اینکارا به زندگی خودت برس
نگران نباش
دیگه مهم نیست چه اتفاقی بیوفته ...
دیگه به حرف کسی اهمیت نمیدم
من به عنوان روحِ اون خانواده میمیرم
برای بار دوم طلاق نمیگیرم
بخواب
اینم انگار درست بشو نیست
اگه نونِ تسته که من نمیخورم
نون تست نیست غذاس
امروز که نوبت تو نیست. بذار کارشُ کنه
اعضای یه خانواده که این حرفا رو باهم نداره
هر کی بیکاره باید کمک کنه.
چطور اون فقط کارای خودشُ انجام میده؟
تو به برنج آماده میگی صبحانه؟
خودت باید برنجُ بپزی
فکرکردم میخوای پولا رو پس انداز کنی
اینکه برنج آماده نیست.
برنج از قبل پخته شده رو گذاشتم تو ماکرو به همون خوشمزگی برنج تازه تحویلم داد
آره، همونُ طعمُ میده
چه فرقی با اون برنجای آماده داره؟
پختن برنجم همچین کار شاقی نیست
نه واسه کسیکه شاغله
منم از اینجور کارا زیاد میکردم
سوپ جوانه لوبیا هم درست کرده.
تو وکیل وصیشی؟
واسه اینکارا وکیلت نکردم
نکنه عادت داری وکیل شخصی اینُ اون شی؟
باورم نمیشه هنوز طرف اونُ میگیری
اینُ خودت درست کردی؟
آره دیگه خودش درست کرده
دستور پختشُ از خواهرم گرفتم
تنها چیزی که میتونی به رخ بکشی همین هنرِ آشپزیه خواهرته
شرط می بندم پسرم تنها کسیه که خانواده ـت میتونن پزشُ به اینُ اون بدن
شما درست میگید
اگه هیون وو نبود خانواده ـم کسیُ نداشتن که بهش افتخار کنن
اگه اینجوریه که باید رو تخم چشمتون بذارید
توقع داری با سوپ جوانه لوبیا با قاضی دربیوفته؟
قرار نیست با قاضی دربیوفتم
شدی پوستُ استخون
چطوره هروقت باتوئه انقدر لاغر میشه؟
باتو که بود 18 کیلو وزن کم کرد
به لطف ماریا یه رنگُ رویی گرفت
- حدود 3 کیلو اضافه کردی ،نه؟ - زیادیشم خوب نیست.
همین حالاشم شکمم جلو اومده
آیگو، دلم برای دستپختش تنگ شده
قسمت نشد دستپختشُ بخورم
اما مطمئنم خوشمزه بوده
برای همینم هیون وو مرتب به اونجا سر میزد
ببخشید عزیزم
مادر.
میدونم اونقدرام خوب نیست ولی حداقل یه لقمه بخورید
کسی نیست میزُ براتون آماده کنه من و هیون وو هم داریم میریم سر کار
فراموشش کن.
خیلی خُب.
فقط یه بار ازم سوال میکنی؟
چیزی ازت نخواست؟
فقط خواهشا وقتی باهم صحبت میکنیم تو دخالت نکن
نمیخواد طرف منُ بگیری
بده من
چرا مثل بچه ها قهر میکنی؟
!مادر
برو بیرون. تو از اون بدتری
دم به دقیقه طرفِ اونُ میگیری
زیادی آویزونی
من به جای تو خجالت میکشم
توکه بدتری
اینم غذا رو برد
کیُ دارن آدم میکنن؟
ستاره نو ظهور . لطفا آهنگ هان یه سولُ گوش کنید
واقعاً خوبه
لطفا آهنگشُ گوش کنید .
هان یه سول!
نباید شلوغش کنید
اینکارتون نقض قانونِ
- آهنگ هان یه سولُ گوش کنید! - گفتم ساکت !
صنعت سرگرمی؟
مطمئنم آشنا زیاد داری
از اون کله گنده ها که حرفش بُرش داشته باشه
تنها چیزی که باهاش هیچ ارتباطی ندارم صنعت سرگرمیِ.
نمیتونی یکیُ پیدا کنی؟
حالا چرا یهو صنعت سرگرمی؟
بعدا بهت میگم
سلام ، سا چه. کی جین کجاست؟
با گوانگ ته ـس؟
دیگه به چه مناسبت همدیگرُ میبینن؟
باورم نمیشه
دوست دختر کی جین لی گوانگ ته ـس؟
دختر لی چول سو ، لی گوانگ ته؟
آره. پدرش لی چول سو ...
تو از کجا میدونی؟
عجب دنیای کوچیکی
دول سه ، اونجایی؟
اومدم
گفتی بیام خونه ـت
به خاطر بونگ جاس؟
شنیدم اون جلسه خانوادگیُ بهم زدی
- تو از کجا میدونی؟ - بهت نگفتم ...
یکی از دوستام بعد از کلی تلاش بالاخره موفق شد و به یه نونُ نوایی رسید
این هو پونگ جینِ.
دنیای کوچیکیه.
پس اونه
تو که گفتی قبلا عضو یه باند بود
میدونم پول مهمه اما همه چیز نیست.
الان انگلیسی گفتی؟ "اوری تینگ (همه چی)؟"
تو که خودت رفتی باغچه مردمُ کندی که پولاشُ بالا بکشی
حالا مالکِ یه همچین برجیُ رد میکنی؟
خدایا این دیوونه ـس
ما که اینجور آدما رو نمیشناسیم
بحث یه عمر زندگیه
اگه گوانگ ته رو بکشه، چی؟
فکر کنم فیلم زیاد میبینی
حتی اعضای یه باندم همینجوری همدیگرُ نمیکشن
اینکارا فقط از دست زنت برمیومد
مردم عادی به اینجور چیزا حتی فکرم نمیکنن
الان مجبور بودی بحثشُ پیش بکشی؟
همین حالاشم کلیا واسش سر و دست میشکنن
بخوام برات لیست کنم مُخت سوت میکشه
از خانواده های دکتر ، استاد دانشگاه .
گوانگ ته در مقایسه با اونا هیچی نیست .
حالا چرا یه همچین خانواده هایی اونُ میخوان؟
No comments yet. Be the first to leave one.