The first 200 lines.
برو عقب داداش، برو عقب
يک روپيه؟ اين چيه حاجي؟
داداش دابر که ده ميليون گفته بود
تير اندازي زير باران موسمي
داري يه زندگي جديد شروع ميکني مراقب خودت باش
اتفاقي نميافته مادر
ولي نصيحت بابات يادت باشه که تو زندگي سه راه هست
راه درست و غلط و راه بينابين
روزي که من راه خودم رو پيدا کنم به آرامش ميرسم
بابا اينو هم ميگفت که انتخاب اين راه اونقدرها هم آسون نيست
گنپتي، ازت حفاظت ميکنه
حالا ميتونم برم؟
بيا قربان
سروان آدي کوشل درخدمت شمام قربان
نظرت چيه؟
قربان يکيشون که همين الانم متهم به شش قتله
ولي اين بار نميشه به ماده 307 متهمش کنيم
چون تيراندازي نکرده
ولي اگه با پروندههاي قبلي جمع بزنيم
و ارتباطشون با داکا و اوتواله رو حساب کنيم
طبق ماده ب120 همه ميافتن زندان
حبس ابد براشون حتميه، قربان
120ب?
احمق... داشتم درمورد اين منظره ميگفتم
!قربان اينا پرونده بودن
پروندهها رفتن تو دره
آهاي پاتل اين گاري چيها چيزي گفتن؟
نه قربان هيچي
حتما خبر ندارن بذار برن.. برو
اي بابا بريد ديگه
چرا اينجوري داريد ولش ميکنيد قربان؟
اگه ميخواي جلوشون رو بگير
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: بينگسا و هژير
من هيچ کاري نکردم قربان
!احمق بيعُرضه
از اين مسخره بازيا اينجا نداريما
ديگه تکرار نميشه قربان
بيا جيپ رو بنداز تو دره
چطور ميتونم...؟
از دستور اطاعت کن وگرنه گزارش ميکنم بزدلي
بعد تا عمر داري پشت ميز نشين باش
اين لحظه چطور لحظه ايست " "که با يک چشم برهم زدن از دستم ميره
" و اگر بخوام هم نميتونم نگهش دارم"
خيال ميکردم تو انگليس کار ميکني آخه کسي از اونجا برنميگرده
تو به چيزي که دوست داشتي رسيدي، خوشحالي؟
قلبم بعد از رسيدن بهش نميتونست جدا بشه" " ولي قلبم رو نفهمبدم
چي شد؟
يه حسرت دارم؛ خيلي دلتنگ چاي سلف سرويس دانشگاهم
وقتي بيهوش بودي بايد اکسيژنت رو قطع ميکردم
به ماده299متهم ميشدي !قتل درجه دو با کم کاري
خب دکتر.. زنده ميمونه؟
بنظر که اينطور مياد.. اينو امضا کن
ساعت 7بهشت؟
چي شده؟
هيچي قربان دوست قديميه
من دارم تصادف رو ميگم
چيزي يادم نيست
من بهت ميگم چه اتفاقي افتاد
قربان اونا اسلحه ما رو گرفتن و داشتن فرار ميکردن
نيروي من سعي کرد جلوشون رو بگيره
اونا شروع به تيراندازي کردن
منم بايد پاسخ ميدادم
بايد؟
قربان نيروهاي من فقط از دستورات اطاعت ميکنن
فقط زماني شليک ميکنن که به طرفشون تيراندازي بشه
شايد بخاطر همينه در چهار تيراندازي قبلي هيچ پليسي تير نخورده
شما ميخواين گلوله بخورن؟
من ميخوام شماها بجاي تسويه حساب با همديگه
تاگر رو پيدا کنيد و کشتارهاي اضافي رو متوقف کنيد
فربان موبايلش رديابي شده
..به محض پيدا کردن مدرک محکمي پيدا کنيم
محکم؟ محکم اونه که تو سوراخ پشت برجسازها فرو رفته
اگه تاگر يکي ديگه از اونا رو بکشه اپوزوسيون تو ** من ميله آهني فرو ميکنه
..** و سابقه کارت رو ميکنه تو
قربان اوني که باتبر حمله کرده رو کسي نديده
ولي اون گداي کور رو راننده برجساز ديده
هي واکسي
بله قربان
!عجب ماهيهايي قريان
خبر جديد چي داري؟
امشب قراره پودواله رو تو بازار ايستگاه باندرا ببينه
بگير خداحافظ قربان -
امشب چه کارهاي؟
قرار بود يه دوست رو ببينم
بگير شايد امشب لازمت بشه
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
!زود انتخاب کن انقدر فکر نميخواد که
صدام رو ميشنوي؟
بله قربان ميشنوم
حواست به گداي کور باشه
شايد اوني که باهاش قرار ملاقات داره قاتل تبري ما باشه
چي فکر ميکني؟ همينه بنظرت؟
يه پان درست کن
قربان اين که همراه زن و بچهـشه ولي ممکنه باشه
اونجا رو ببين رو موتور، گداي کور
همينجا بايد باشه
قربان اونجاست، پشت سرتون
!اينو ولش کن، بدو دنبال اون يکي
هي وايستا.. پليس
سه راه: درست، غلط و راه بينابين
نميفهمم باهات چکار کنم
شنيدم تو يه کوچه پيداش کردي چرا خلاصش نکردي عوضي رو؟
..قربان قطعي نبود فکر کردم اگه بيگناه
اگه اسلحه دست اون بود فکر نميکرد
تو ليست نيست، فقط 70 تا گانگستر تو ليست هستن
همين قدرن قربان
و اونايي که به ليست اضافه نکردي چي؟
تو به پليس راپورت دادي؟
داداش نکن، داره دردم مياد
همه که تو کامپيوتر نيستن
اضافه کردن اينها سالها وقت ميبره
پاتيل يه لحظه.. اگه اون تو ليست هست يا باضمانت بيرون اومده يا فراريه
يا پليس ولش کرده
قفسه ديگهاي ازشون هست؟
خان که دوتا از تيراندازهاي منو کشته تو چطور نجات پيدا کردي؟
نکنه جاسوسي؟
داداش تاگر تصميمت رو گرفتي؟
جناب وزير شما؟
بشين صحبت ميکنيم
اگه ميدونستم تو اين بسته اسلحهست خان رو ميفرستادم اون دنيا
اون بچه پليس باعث شد عين سگ فرار کني تو ميخواي خان رو بکشي؟
تيرانداز بجاي اسلحه بايد عرضه داشته باشه
بيا
اسلحه که چيزي نيست از دور هم ميشه ماشه رو کشيد
ولي وقتي اين به کسي ميخوره گوشت و استخوان پاره ميشن
براي اين؟ عرضهاي لازمه که شيوا داره
آزاد شدهها تو قفسه بغلي هستن
چه خبره؟
تو شب تاريک چراغ تو دستم" "تو اولين ملاقات ديگه چي ميخواد؟
سلام جناب تيواري
چي شده شما جواب تلفن داداش تاگر رو جواب نميدي؟
برو بهش بگو من ازش ترسي ندارم
"يه کم به من توجه کن تا درون احساساتت بدمم"
از من ميترسي؟
تو کي باشي؟
شيوا
کدوم شيوا؟
هي بريد بيرون يالا
درسته من مرتاض نبودم و نميدونستم" " تقديرم اينطور ميشه که وابسته دنيا ميشم
شيوا.. تا فردا 100ميليون بايد برسه دستمون
جناب وزير، من اينجام
بهترين نيروهام رو بکار گرفتم
از اين به بعد تاگر نميتونه دست به هيچ برجسازي بزنه
باشه قربان
هان! همينه اون حرامي عوضي بگيريد بياريدش
قربان داريم نهايت تلاشمون رو ميکنيم
اگه پيداش کنيم دستگير ميشه
آدي
به محض اينکه خبزي ازش گير بياريم بهتون خبر ميديم
تيواري اسپانسر کمپين انتخاباتي وزيره ..و اگه تا امشب
شوا پيدا نشه.. پيدا ميشه قربان اونجا يه مخبر دارم
هان بگير.. اول پول رو بده
به شمارهشون وگرنه گريه کنان ميري پيش خان
هي يه کاري بکن شيوا يه کاري بکن
نه.. نه
احمق! نبايد به حرفم گوش ميکردي
يه بچه کوچک بود کفشهاي خان رو واکس ميزد
قربان ماهي فروش قاتل رو شناسايي کرد
باز دوباره دوست تو شيوا ..متاسفم قربان نميدونستم-
شايد تو نميدونستي ولي من بايد ميفهميدم
اسلحهت رو تحويل بده
تو پست اشتباهي داري کار ميکني
ايناهاش چسبيد
ببخشيد ولي فکر کنم گوشاش بزرگتره
بيخيال گوشه قانون که نيست
تو دوستش داري ديگه نه؟
خب ديگه تموم
اينا چيه؟ کل شب کجا بودي؟
نميتونستي يه زنگ بزني؟
دهانت قفله مگه؟
کجاست؟
ميدي يا نه؟
براي مدرسه بچه کنار گذاشتم
عوضي
برو پيش همون هرزه
اين چنده داداش؟ ده روپيه نقد، 12روپيه نسيه -
براتون حساب باز کنم؟
عمو يه پان بده
کدوم نوعش؟ ساده يا بنارسي؟
از همونا که به شيوا ميدي
بنويس به حساب شيوا
کدوم شيوا؟
ببينم؟
ديشب بهش دادي که از اون که نپرسيدي پان بنارسي ميخواد يا معمولي، هان؟
پول هم ازش نگرفتي
اين شيوا
اين چيه؟ عسله؟
عمو نترس، من کاريت ندارم
فقط دستبند بهت ميزنم و خرکش ميبرمت دفتر واحد جنايي پليس
پيش رئيسم
اون مثل من حرف نميزنه، کتک ميزنه
سر و کارت به بيمارستان ميافته
يکم خرج ميذاري رو دستت ولي خوب ميشي
ولي تو اين بازار، وسط اين همه آدم خرکشت کنم ببرمت خيلي آبروريزي ميشه
که اين آبرو دوباره برنميگرده
خب؟
خب چي؟
فکرات رو کردي؟ در مورد من و خودت
بيا اينو ببند
کي بهت داده؟
No comments yet. Be the first to leave one.