The first 133 lines.
نویسنده اثر : سوینا میورا طراحی : تاکاهیرو اُبا
«متوجهی این دنیا نمیشم »
مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد
ممکن است دستگاهشان خاموش .یا خارج از محدوده باشد
...مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد
نمیتونم به بابا و مامانم زنگ بزنم؟
داداش
یوری؟ - داداش؟ -
!داداش، نجاتم بده
.نمیتونم با مامان و بابا تماس بگیرم
،من توی مدرسه بودم
.ولی یهویی، دیدم روی یه برج خیلی بلند اومدم
،من روی پشتبوم ام !اصلا نمیفهمم چی شده
چیکار باید بکنم؟
.آروم باش، یوری
پس تو هم اینجایی، توی این دنیا؟
این دنیا»؟»
تو هم اینجایی؟
.آره. گوش کن، یوری
تو بیشتر از اونی که فکرشو بکنی .آدم آروم و نترسی هستی
.با دقت به حرفام گوش کن
.اول ، این دنیا واقعیه .توهم یا رویا نیست
،چند تا ساختمون رو بررسی کردم .ولی تمام راهپله های به سمت پایین، مسدود شدنه
.نمیتونیم بریم روی زمین
دسترسی به زمین مسدود شدهاست
.هیچ آسانسوری هم نتونستم پیدا کنم
...ساختمونها
.با پلهای طنابی به همدیگه وصل شدن
!کمک
!نه! ازم دور شو
از جونم چی میخوای؟
!لطفا تمومش کن
.تمومش کن
!برو
!از اینجا برو
اون چیه؟ یه روانی؟
!منو ببخش - هی، یوری، چی شده؟ -
.یه...اونجا یه آدم عجیبی هست که ماسک داره
ماسک داره؟
دیدنت؟ - .نه، من خیلی ازشون دورم -
.ولی اون زنه نیست
.یوری، گوش کن
!نه - !قصد ماسکها، کشتن نیست -
ها؟ - ...هدف اصلیشون -
...اونا ازمون میخوان...
چرا اونجا حصارش بازه؟
...کشوندنمون به سمت ناامیدیه...
!نکن
.و مجبورمون کنن با پریدن خودکشی کنیم...
یوری، خوبی؟
.به خودت بیا یوری، میشنوی؟
.آره. من خوبم
.حرفایی که زدی رو متوجه شدم
گوش کن. من دارم کم کم .راه میُفتم که بیام دنبالت
.تا وقتی که نجاتت بدم، یه جای امن بمون .فهمیدم -
میتونی یه ساختمون بلند خاص رو ببینی؟
.آره، میبینم
.بذار بفهمیم که جات کجاس - چی؟ -
یوری، هی، چی شد؟
!یوری
!هی - .نه -
!صدامو میشنوی؟ یوری
داداش؟
-یوری! چی شده؟ چه
!پـ-پسش بده
!داداش
!باید فرارکنم
اگه همهی اینا خواب باشه چی؟
.شاید اگه از این بالا بیُفتم، از خواب بیدار بشم
هه؟
.تا وقتی که نجاتت بدم، یه جای امن بمون
!من قرار نیست قبل از دیدن داداشم بمیرم
...درد داشت
!آهای، تو
خوبی؟
!بله
صدمه دیدی؟
.خیلی ممنونم
.خوشحالم که به موقع رسیدم
.اه، سنپای. بالاخره بهت رسیدم
.میزوشیتا
بله؟
یه پلیس، نباید از ارتفاع و .پلهای طنابی بترسه
.خدا رو شکر - .شرمنده -
.دیگه تنها نیستم
اونایی که ماسک میزنن دیگه چیان؟
.نمیدونم
.اوه، یه شمشیر ژاپنیِ واقعیه
اوه، حتی ماسکها هم نمیتونن از همچین ارتفاعی جون سالم به در ببرن،نه؟
.گمونم
وایسا، دارم سقوط میکنم؟
!زمین داره نزدیک تر میشه
.اوه، مُرد
خب، به من چه؟
.تونستم با یه دختر دبیرستانی، تنها باشم
.همچین فرصتی یه بار تو عمر آدم پیش میاد
.اممم، اون شمشیر رو بگیر عقب
.داری دیوونه بازی در میاری
!معلومه، دارم دیوونه میشم
!منو آوردن به همچین دنیای دیوونهکنندهای
.ولی، الان حس عالیای دارم
.مافوقِ مزاحمم مُرده
.خیلیخوب، وایسا کنار دیوار - هه؟ -
!وایسا کنار دیوار، لعنتی
.و بعدش لباست رو در بیار
.اگه نمیخوای بمیری پس بهتره عجله کنی
تکون نخور، باشه؟
.ممکنه یه وقت بزنم و بکشمت
!همچین کاری رو عمرا بتونم توی دنیای واقعی انجام بدم
.خیلیخب، بعدش نوبت شورتته - ها؟ -
!زودباش درش بیار
آه، دامنت رو بذار باشه، فهمیدی؟
.جورابهات هم بذار باشه
.بهتر از مُردنه
.زودباش، ممکنه یه ماسکی پیداش بشه
صبرکن. انگاری اونا فقط .سلاحهای مسخره دارن
،با این شمشیر و تفنگم
!شکست ناپذیر شدم
.داداش
،من از حالا به بعد ازت محافظت میکنم !پس به نفعته هرکاری میگم بکنی
اون از اونجا شلیک کرد؟
بذار ببینم، اسمشون چی بود؟
!تک تیرانداز
ماسکیها فقط سلاح های مسخره دارن؟ !این مسخرهاس
.کمکم کن
.درد داره
زندهاس؟ - .خیلی داغه -
.نه. اونا نکشتنش
.پس حقیقت داره
ماسکها قراره انقدر .آدما رو تحت فشار بذارن که خودکشی کنن
ولی اگه هیچ تمایلی به خودکشی .از خودت نشون ندی، میکشنت
.رَوِششون اینطوریه
...ولی من
No comments yet. Be the first to leave one.