The first 133 lines.
قسمت17 میدونم
تو هنوز احساست مثل من نیست
اشکال نداره
...تا وقتی که من دوستت دارم
تنها کاری که تو باید بکنی اینکه بهم یک فرصت بدی
تو گفتی کاری که بیشتر از هه میخواستی انجام بدی
این بود که برام9ظرف غذا درست کنی درسته؟
مال منم اینه
اینکه این حرف هارو رو دررو بهت بگم
...اینکه چقدر بابی صبری درمقابلت رفتار کردم
من نمیدونستم چرا انقدر عجولانه رفتار میکنم
..واگه باهات باعصبانیت رفتار کردم
فکر میکردم کارم درسته
...من همه این کارهارو
بخاطر اینکه دوستت داشتم انجام دادم
نمیدونستم باید چجوری رفتار کنم
...چون
این اولین بارم بود
باعث شد نگران و بد به نظر بیام
نمیدونستم باید چکار کنم
تلفن بردار باشه
کی این موقع شب زنگ میزنه؟
سلام
اوه.سلام مدیر جانگ
بله.نه .یک مدتی بیشتر نیست
بله.بله
مدیر جانگ فکر نمیکنم وقت مناسبی برای حرف زدن باشه
بعدا بهتون زنگ میزنم
بله
اون چشه
...تو این ساعت زنگ زده
این همون مدیر جانگ چاقی که من میشناسم؟
مدیر جانگ؟
اره
تو به من زنگ نمیزدی ولی بامدیر جانگ ارتباط داشتی؟
...نه.اینجوری نیست
برای مدیر جانگم از این 9ظرف غذا درست کردی؟
نه.چرا من باید برای مدیر جانگ9ظرف غذا درست کنم؟
چرا اونو مدیر جانگ صدا میزنی ولی به من فقط میگی تو؟
تو هیچوقت منو باعنوانم صدا نزدی
چطور میتونی یک ادمو جانگ چاق صدا بزنی؟
من هانگ گیل دوگم؟
چرا نمیتونم چیزی که هست صداش بزنم؟
چه مشکلی داره صداش بزنم چاق.چاق؟
چرا اصلا به من گوش نمیدی؟
چرا همیشه هرچیزی رو که میخوایو میگی؟
خیلی آزاردهنده است
خوب. هیچی بین من و مدیر جانگ نیست
ازار دهنده؟
!فراموشش کن
الانه که حالت تهوع بگیرم
هیچ پایانی برای ادم حریص وجود نداره
وبرای همینه که ما رنج میکشیم
مدیر
مدیر ماساژچشم میخوایند؟
مدیر؟مدیر؟ برو بیرون
میخوای همینجا ول بچرخی؟ نه نمیخوام
من دیگه این کارو نمیکنم
چرا سراین قضیه اینجوری رفتار میکنید؟
مردم دوست دارن گذشتشونو فراموش کنن
به اون زمانی فکر کنید که دنبالش میگشتید و نمیدونستید کجاست
همین منو بیشتر عصبی میکنه
چرا اون باید به مدیر جانگ زنگ بزنه درحالی که من داشتم همه جا دنبالش میگشتم؟
چرا؟ من باید از کجا بدونم که اون چی فکر میکرده؟
اما میتونم یک چیز حدس بزنم
شاید اون با مدیر جانگ بیشتر از شما راحته
چرا اون با من بیشتر راحت نیست؟
خیلی خوب
مدیر جانگ
راحت باهمه چیز کنار میاد.چاپلوسه و حرفشم راحت عوض میکنه
درمورد هیچی فکر نمیکنه.مرد راحتیه.کینه ایم نیست
و شخصیتش طوریه که به شکمش خیلی اهمیت میده
مدیرچویی
شخصیت ازاردهند.گستاخ.ازخودمتشکرو بی احساس
به هیچ وجه باهیچ کس کنار نمیاد
شخصیتی که هیچوقت به دیگران فرصت نمیده
میرم تا بهش نشون بدم چه کارهایی ازم برمیاد
نه.نه.مدیر
بی ادب و کستاخانه رفتار کردن سرگرمیشه؟
از کی تاحالا دیگه پول براش مهم نیست؟
واقعا که
چطور میتونی اینجوری رفتار کنی؟
احترام بزرگتر کوچکتر حالیت نمیشه؟
...من سه ماه ازت بزرگترم
فکر نکردی که باید بهم زنگ بزنی؟
فکر میکنی اگه ناپدید بشی همه چیز تمومه؟
ها؟اینایی که گفتم مال یکی دیگه است؟
دونگ موسونگ
خودم میدونم
دونگ مو یا پوک مو یاهرچی
من برای موفقیت نقش جدیدم یک مهمونی تو شرکت گرفتم
اره همون طور که تو پیشنهاد دادی همون نقش دختر چوسونی رو گرفتم
مثل یک همسرخوب
ازاونجایی که پیشنهاد خودت بوده باید حتما بیای
اگه نیای من خرابکاری کنم تو رو مقصر میدونم
حالتو میگیرم.نمیدونم اصلا
نمیدونم!نمیدونم
یوریونگ
کجا بودی؟ خیلی وقته نبودم
همه اون ورن
تادا
یوریونگ
سلام
خیلی وقت اومدی؟
میخواستم به وکیلم زنگ بزنم به موقع اومدی
من خیلی عصبانی بودم
چطور تونستی حتی یک زنگم به ما نزنی؟ من واقعا معذرت میخوام
همه چیز خیلی یکدفعه ای شد
منم میخواستم به همتون زنگ بزنم
یوریونگ حتی اگه تو نمیخواستی باشرکت ماقرارداد ببندی
حداقل باید باما ارتباطتو حفظ میکردی
اون اهنگی که نوشتی رویادته؟ما اسمتو توی البوم اضافه کردیم
تو الان یک ترانه سرایی
چرا انقدر تیپت قدیمیه؟
من که دیگه کارم مثل شمانیست پس دیگه نیازی نیست تیپمو عوض کنم
برای لباس قشنگ پوشیدن که نیاز نیست حتماشغلت مثل ما باشه
سطح مهمونی منو پایین نیار
خیلی قدیمی
حالا با این لباسا چکار کنیم؟
هیچ ارایشیم نداری؟
هی.هی
بچه های گریم کی میان؟
بزار برم دنبالشون پیداشون کنم
هی.چرا انقدر ازاد زندگی میکنی؟
چکار میکنی؟ مگه من چمه؟
تو به لباس پوشیدنت و ارایشت اهمیت نمیدی
وبه منم زنگ نزدی
یک موضوع اضطراری پیش اومد
مین جو تو امروز از همه خوشگل تر شدی
واقعا خیلی فرق کردی
عصبانی هنوز؟ نه نیستم
اون بدون منم حالش خوبه
چی؟
No comments yet. Be the first to leave one.