The first 172 lines.
زیرنویس و ترجمه Vereasa
چی!؟
فقط من قراره عقب بمونم!؟
.ولی، ما با ایشون نمیتونیم وارد دهکدهی سنگ بشیم
.جلب توجه میکنیم
.همین جا بمون مراقبش باش
بعلاوه، این جا مکان خوبی .برای برگشتمونه
،اگه اتفاقی بیفته .همه این جا همدیگه رو میبینیم
.میدونم چه حسی داری، اینوجین
.باشه بابا، فهمیدم
نباید با هم بریم و .همه رو به خطر بندازیم
اگه هر وقت حس کردی بلایی سرمون اومده
.این رو بردار و برو کونوها
.باشه
شماها هم مراقب باشید، اوکی؟
.این جا دهکده سنگه
پس دهکده اون بالاس؟
!بالاخره رسیدیم
وقتی از کونوها رفتیم واقعا نمیکردم
...از یه دهکدهی دیگه سر در بیاریم
و دنبال کی بودیم؟
!بهتون که گفتم .یه پیر مردی به نام اوهنوکی
،داخل کونوها که دیدیمش .گفت هر وقت خواستین بیاین دیدنم
،بعنوان سوچیکاگهی سابق
شاید چیزی درباره کسایی که .میتسوکی رفته باهاشون بدونه
.آره
!مطمئنم میتونه کمکمون کنه
!خب بچهها، بزنید بریم
نفوذ به دهکدهی سنگ
چند نفر از افرادم رو میفرستم
.به دهکدهی سنگ
.باید بفهمیم اون جا چخبره
،اگه علنی بشه .ممکنه باعث جنگ بشه
.خطرناکه
،ولی چون دیگه نمیتونیم با کوروتسوچی تماس بگیریم
.چارهای نداریم
و اگه خبر برسه که میتسوکی ...به دشمن ملحق شده
اون موقع چی؟
ارتباطمون رو با هر تیمی فرستادیم .دنبال میتسوکی از دست دادیم
تا جایی که به کونوها ربط داره
نباید کسی که ممکنه بهمون خیانت کرده باشه .رو تنبیه نکنیم
کونوهامارو؟
!الان وقتش نیست
...وسط یه جلسهی مهم هستیم
...ماموریت رو
.بدید بهم
.پس فالگوش ایستاده بودی
.این به تیم من ربط داره
،بعنوان یک شینوبی
آمادم هر کاری بکنم تا یکی .از افرادم برگرده
...کونوهامارو
،میدونم چه حسی داری ...ولی نمیتونم
...این ماموریتیه
.که کسی نبای بدونه تو شینوبی کونوها هستی
و عدم موفقیت میتونه آرامش .دهکده رو به خطر بندازه
با این وجود میخوای بری؟
!بله
.بسیار خب
.ماموریت با تو
!بله، قربان !ممنونم
!فورا میرم به دهکدهی سنگ
.انگار نگهبانی چیزی اطراف نیست
...آره
و با وجود برهوت بودن .زمینهای اطراف وضعشون خوبه
باید بشه راحت رفت داخل، نه؟
نه، نمیذارن غریبهها وارد بشن، مگه نه؟
پس چکار کنیم؟
اون چیه؟
...جریان فاضلاب شهر باید باشه
.حتما یعنی به شهر میخوره دیگه
!چقدر دردسر
!اوه
!خوبه
.خب برم دنبال غذا بگردم
راستی، باید به آکوتا هم غذا بدم؟
!وایسا
!کجاس؟
!ای بابا
کجا رفتی؟
!اینطوری آدمو نترسون
چکار میکنی؟
.دیگه نمیتونی با اون یارو بازی کنی
.باشه
...خب دیگه
هان؟
.به این میگن قبر
.میذاریمش این جا تا آسوده بخوابه
.بیا برگردیم آکوتا
....بیاین
!جنسهای محدود تازمون رو ببینید
.خیلی راحت بود
.ظاهرا مثل کونوها نگهبانی سفت و سختی ندارن
.الان یک چیز رو قطعی میدونیم
چیه؟
.اون یارو کوکویو یک شینوبی معمولی نیست
منظورت چیه؟
!خب فکرشو بکن
.خیلی شینوبیهای کونوها رو ناکار کرد
.و با این وجود همه چیز این جا عادیه
...این فقط یعنی اینکه
.تو یک ماموریت فوق محرمانه بودن
...یا اینکه
یک سازمان جداگانه هستن .که هیچ ربطی به دهکدهی سنگ ندارن
خب حالا چکار کنیم؟
میشه یکم خودت فکر کنی...!؟
...بهر حال
.تنها سر نخمون اوهنوکیه
.حتی نمیدونیم یارو کجاست
چطور پیداش کنیم؟
.باید هر اطلاعاتی که میتونیم بگیریم
!اوه
چیه؟ چی شده؟
پلن خوبی داری؟
!گرسنمه
...ای بابا
!دست خودم نیست
میدونی چند روزه یک وعده غذای آدمانه نخوردم؟
صدای شکمش رو شنیدین؟
اینا کین؟
...هوی- !ای خاک عالم-
!ساکت هم نمیشه
!بریم
هوی! اگه مردم بهمون شک کردن چکار کنیم؟
!گفتم که! دست خودم نیست
!اگه بود بهش میگفتم بس کنه
.باید این رو میذاشتیم عقب بمونه
...باشه، بی خی
...شما بچهها
هوی! همین جاست، نه؟
هان؟
.آره همین جاست. خودشه
!هوی چوچو، رسیدیم. غذا
غذا؟
غذاخوری عمومی مهمانسرای نسل سوم سنگ
سلام، میبخشید میز چهار نفره دارین؟
!غذا
،خیلی دوست داره اینجا غذا بخوره .از خونه همین قدر اشتیاق داشت
.بیاید
اون اوهنوکیه، نه؟ !این جا همه چی دارن
.آره
چی میخورین؟
...ببینم
،من همبرگر سنگ میخورم .برنج سرخکردهی سنگ و رامن سنگ
چرا همه چی سنگ داره؟
شما بچهها مال این اطراف نیستین، نه؟
،شنیدیم غذای این جا عالیه
!این همه راه اومدیم تستش کنیم
اوه؟
!درسته .داخل دهکدهی ما معروفین
!فقط بخاطر شما تا اینجا اومدیم، میدونی
اینقدر معروفه؟
!آره- !آره-
!پس امیدوارم خوشتون بیاد
!خوشمزه بود
!خب! حالا وقت دسره
هنوزم جا داری؟
،ما که دیگه سیر شدیم
خب حالا چطور اوهنوکی رو پیدا کنیم؟
،ایشون سوچیکاگهی سابقه
پس شاید تو دفتر سوچیکاگه بشه پیداش کرد؟
...خطرناکه
.یک اشتباه بکنیم بدبخت میشیم
.ای وای
پس این اوهنوکی کجا میتونه باشه؟
.بفرمایید .بستنی سنگ
...هان؟ ما که
...خانمی خیلی از غذاش لذت برد
!این رو مهمون من
!وااو! شما چقدر خوبین
...ببخشید میپرسم
شماها دربارهی اوهنوکی ساما خبر دارین؟
هان؟
No comments yet. Be the first to leave one.