Daddy Long Legs

Daddy Long Legs (私のあしながおじさん)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Daddy Long-legs TV-series 1990( Ep 38)
A Commentary by arefraf
بابا لنگ دراز قسمت سی و هشتم- ترجمه از عارف

Tags

other
Published on: 2012-10-17
Downloads: 41
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 180 lines.

بابا لنگ دراز قسمت سي و هشتم

...من در بيان احساساتم ناتوانم

حتي اگر سرشار از احساسات عاشقانه باشم

ولي اين اشك ها دروغين نيستند

اين يک واقعيت غيرقابل انکاره

عشق من به تو که الان در خاطرم زنده شده

را نمي توانم در يک نامه خلاصه کنم

من دارم به سوي تو مي آيم

اين گيج کننده است که هنوز نمي توانم درباره آن صحبت کنم

داره شروع ميشه، هميشه از اين لحظه به بعد

حالا من آماده ام که بانوي عشق باشم

خواستگاري غم انگيز

...شب ساكت، شب مقدس ____________________________________ آهنگ معروف silent night که در سال 1818در اتريش و به زبان آلماني ساخته شده است و در باره کريسمس است

...همه جا آرام، همه جا پر از نور

كاش بابا نوئل به ديدارم مي اومد

!ج-جودي

خانم سلوان

...جودي! تو كه

مگه تو همراه جوليا و سالي نرفته بودي نيويورك؟

من سپردم درباره گذشته ات تحقيق كنند

اينقدر گذشته ات رقت باره كه فكرش هم نميشه كرد كه اينجا بشه درباره اش صحبت كرد

من درباره گذشته ات به هيچكس حرفي نمي زنم

از جمله جوليا

تو تا شش ماه ديگه درست تموم ميشه

...در عوض، من ازت مي خوام

الو، خوابگاه فرگوسن بفرماييد

!كريسمس مبارك

جودي آبوت، اتاق 301

بيا دفتر، تلفن داري

جودي! تماس داري

!آقاي پندلتون پشت خطه

جرويس

بله، فقط من و جودي تو خوابگاه مونديم

اوه، جشن كريسمس چطور بود؟

...جودي يه دفعه اي برگشت خوابگاه

...فكر نمي كردم اينقدر تنبل باشه

جودي طوري شده؟

تلفن داري

آقاي پندلتون زنگ زده

خواهش مي كنم چند لحظه تنهام بذار

جودي، تو اتاقي؟

اوه، جودي

تو كه اينجايي

حالت خوش نيست؟

نه مشكلي نيست

پس چرا نمياي تلفن رو جواب بدي؟

نمي خوام صحبت كنم

نمي خواي؟

ولي آقاي پندلتون تماس گرفته

من نمي خوام باهاش صحبت كنم

خواهش مي كنم تنهام بزاريد

ما حرفي براي گفتن به همديگه نداريم

خواهش مي كنم

ديگه تلفن هاي اون رو بهم خبر نديد

خواهش مي كنم

اون نمي خواد با من صحبت كنه؟

جودي، خودش اينو بهتون گفت؟

كه اينطور

متوجه هستم

جودي چش شده؟

گوشي رو بر نداشت؟

نه

يعني چه اتفاقي افتاده؟

نمي دونم

اوه، كه اينطور

پس شما اينجا بودين

!زن داداش

شما چي به جودي گفتين؟

شما يه كاري كرديد درسته؟

شما جودي رو مجبور كرديد كه برگرده؟

معلومه كه اينطور نيست! بي خودي منو متهم نكنيد

جودي به تصميم خودش برگشت

اون حتا يه خداحافظي ساده نكرد واقعاً كه كارش زشت بود

خُب، يه دختر خانواده دار همچين رفتاري از خودش نشون نميده

ولي جرويس اين موضوع رو بي خيال

مي خوام درباره كاترين باهات صحبت كنم

اگه باز هم بخوايد درباره اون صحبت كنيد خودم هر جوري شده منصرفش مي كنم

لطفاً به فكر زندگي خودتون باشين

با اجازه

!جرويس

!عمو

خواهش مي كنم اينو به داداش بگيد

بهش بگيد كه خودم نظرش رو كاملاً عوض مي كنم

!مامان

اينجوري به نفع خودشه

خُب، بريم ناهار؟

!مامان

از همون اولش هم غير ممكن بود

دختر يتيمي مثل من نمي تونه عضو خانواده پندلتون بشه

!واااي

بايد فراموشش كنم

اگه به اين ماجرا به ديد ...يه روياي شيرين نگاه كنم

...اگه اينجوري با مسأله كنار بيام

جرويس

نامه برات اومده جودي؟

فقط چند تا نامه تبليغاتيه

دلم مي خواد بخونمش

خواهش مي کنم منو بي خيال شو

بفرماييد داخل خانم سلوان

جودي آبوت

تو تعطيلات سال نو اينجا چكار مي كني؟

!تا حالا همچين موردي نداشتيم

!يه بار هم نشده همچين اتفاقي بيفته

!سالي!جوليا

سال نو مبارك

اوضاعت چطور بوده جودي؟

من فکر مي کردم تعطيلات سال نو تو نيويورک مي مونيد

اونجا خيلي خسته کننده شده بود

کارمون فقط شده بود مهموني رفتن اونم هر شب

آره راست ميگه

حالا يه بار مهموني و جشن خوبه ولي نه اين كه هر شب آدم بره پارتي

تازه، اين آخرين تعطيلاتيه كه در كنار هم هستيم

خواستيم اين تعطيلات رو با هم بگذرونيم واسه همين برگشتيم

ممنونم جوليا

خيلي دلم برات تنگ شده بود سالي

اوه راستي، جودي

مثل اين که جرويس واست نامه فرستاده

الان از طبقه پايين آوردمش

جورج سمپل

از مزرعه لاك ويلو فرستادن آقاي سمپل اينو فرستاده

واااي! گفته كه كاري و آماساي قراره با هم ازدواج كنند

ازم خواسته كه به اتفاق چند تا از دوستان بيام مراسم عروسي

!عاليه

!دلم براي هر دوتاشون يه ذره شده

!چه خوب

مراسم عروسي؟

لاک ويلو همون جاييه که

آقا جرويس کودکيش رو اونجا گذرونده درسته؟

آره

ما رو هم با خودت مي بري؟

آره، معلومه كه شما رو هم با خودم مي برم

يعني ما هم مي تونيم بيايم؟

!معلومه كه مي تونيد

تو باغ خيلي به آدم خوش ميگذره

مگه نه جوليا؟

آره درسته

ولي مطمئنم جرويس هم دعوت شده

...اگه ببينمش بايد

ميگم، بايد فکر رفتن باشي مگه نه؟

نمي دونم

بايد ببينم بابا چي ميگه؟

...بي خيال

جودي آبوت، تلفن داري

جودي، يه آقايي به نام گريگز پشت خط هستند

آقاي گريگز؟

!منشي دفتر باباست

شما هم به مزرعه لاک ويلو دعوت شديد؟

درسته

...من هم دعوت شدم ولي

ولي من و آقاي اسميت کارهاي عقب مونده زيادي داريم

براي همين آقاي اسميت مي خوان شما به نمايندگي از ايشون در مراسم عروسي حضور داشته باشيد

به نمايندگي از بابا؟

يعني شما ازم مي خوايد از طرف بابا اونجا باشم؟

جودي خانم! ايشون مطمئن هستند شما به خوبي از عهده اين كار بر مي آيد

پس زحمت اين كار رو واسه ايشون مي كشيد؟

...خُب

...اگه ايشون همچين چيزي خواستن

خُب پس، لطفاً دوستانتون رو هم دعوت كنيد

من وسيله رفت و برگشت رو براشون هماهنگ مي كنم

خب ديگه، خداحافظ

مچكرم خانم سلوان

خواهش مي كنم

بابا ازم خواسته به نمايندگي ازش برم لاک ويلو

!عاليه

!صبر ندارم بريم اونجا

آره

!چقدر قشنگه

اينجا همش مزرعه است؟

درسته

تا اول بهار کل اينجا پوشيده از برفه حتي مرتع ها

اونوقت... اونا گاو هم دارن؟

بله، البته

يه گوساله به اسم سالي دارن يكي هم به اسم جوليا

نه ديگه، الان ديگه گوساله نيستند

اينم مزرعه لاک ويلو

کدومشه؟

!واااي، چه جاي قشنگي

!آره واقعاً

ديگه مي خوام همه چي رو تموم کنم جرويس

وقتي ديدمت حرفهاي پاياني رو بهت مي زنم

Daddy Long Legs subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Daddy Long Legs

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left