The first 200 lines.
... آنچه در هوان گذشت
,تو اون کسی هستی که مردم رو میدزده
و مشکلشونو دست کاری میکنه, چرا ؟
آدری پارکر
تو نمیتونی آدری رو تهدید کنی
تو
تو اون علامتو رویه مردم گذاشتی
همه اونا رتبشون از ما پایین تره
اونا, نه ما
این واقعا درباره چند تا مشکل احمقانه نیست
این درباره ماست
من عاشقتمو تو هم عاشقه منی
هیچ بخشی از من نیست که هیچوقت دوست داشته باشه
نه آدری پارکر
,نه لکسی یا بقیه ناجی هایه هوان اما یه شخصه دیگه ای در درون تو هست
و اون ماله منه
راه رو باز کنید
دوم بیار سوزی ,من همینجا باهاتم
اون حالش خوب میشه مگه نه ؟
بیمارستان منتظره اونه
عاشقتم سوزی آره این عشقه خودمه
نگران نباش کلیف, من حالم خوب میشه
این کاره ویلیامه
اون دوباره یه قدم از ما جلوتره
خوب, اون مزخرف بود
چه اتفاقی افتاد؟ حالت خوبه ؟
آره, چند تا آواره رو بردم به یه قسمت بالاتر
چه جوری این اتفاق لعنتی افتاد ؟
دورن هنسکوب... کتابدار؟
قبل از اینکه ویلیام مشکل ها رو وارد استروئید بدنش بکنه
اون سفرش به هاوایی و شن تویه کفشاش رو یادش میاد
و حالا هم فورانه یه کوهه آتشفشان
خیلی خوب, من برم به جنیفر زنگ بزنم مطمعن شم حالش خوبه
بزن بریم خونه
ویلیام
اون داره مشکلا رو تغییر میده و ما هیچکدوم از قوانین رو نمیدونیم
و ما هیچی نداریم
چیه ؟
موهات
این
اوه
خیلی خوبه که دوباره آدری رو میبینم
... ولی سواله اصلی اینه که
ویلیام فکر میکنه که من کی هستم ؟
خوب اون قطعا فکر میکنه که
یه چیزی بین شما دو تا هست, ولی اون اشتباه فکر میکنه
البته
اوه
چیه ؟
... یه مشکلی هست
تویه رختخوابت یه مشکلی هست نه
بله, من فکر کنم باید یه بررسیش بکنیم
من میخوام که تو یه نگاهی بهش بندازی
نیتان ؟
نیتان ؟
چی ؟
ویلیام
واسه همینه که به ناخونام لاک نمیزنم
نه, نه, نه, ماشینم کجاست ؟
پسر
اگه فقط اون ماشینو داشتم
کسی نیست ؟
پس حالا دیگه رستورانه گول به مغازه فروش طعمه ماهی تبدیل شده
من تو یه مغازه طعمه فروش ماهی زندگی میکنم
خدایا
درسته از این طرف یاید برم, خیلی خوب
خیلی خوب
واقعا دیگه تحملشو ندارم
چه مشکلیه که کفشایه منو برداشته ؟
اوه, خدایا شکرت
چی ؟ خانم ؟
شما بیرونه اینجا چکار میکنید ؟
این یه شوخیه ؟
من نمیدونم, شما بهم بگین
تو کسی هستی که داره این دور ور با لباسه خواب و بدونه کفش میگرده واسه خودش
تو خوبی ؟
به کمکی احتیاج نداری؟
دوک, بیخیال
تو اسمه منو میدونی ؟
آره, من آدری ام
آدری پارکر
تو منو نمیشناسی
خیلی خوب, من حدس میزنم که شما هیچ کارته شناسایی هم با خودتون نداشته باشید
نه, کارت شناساییم باهام نیست
خوب,خانم پارکر مسیرتون کجاست ؟
خوب من داشتم میومدم به اداره پلیس هوان که نیتان رو پیدا کنم
نیتان وارنوس
ما هیچ وارنوسی تو اداره پلیس نداریم
میخوای یه تلاشه دیگه هم بکنی ؟
خیلی خوب, گوش کن, این باید یه دونه از اون چیزایه مخصوص هوان باشه
من امروز صبح از خواب بیدار شدم و همه چی فرق کرده بود
تو پلیسی... تو به عنوانه یه پلیس خوب به نظر میرسی ولی هنوزم یه پلیسی
رستوران گول دیگه گول نیست
بیا تو ماشین بشینیم و همه اینا رو دسته بندی کنیم
تو حرفات الان واقعا بی معنیه
تو راجبه این شهر میدونی دیگه , درسته ؟
خانم من همه چیو راجبه این شهر میدونم
من نسل سوم اداره پلیس هوان هستم
بیا, تو رو از این قسمت جاده ببریم
بیا.بزن بریم
مشکلی نیست تو واست مشکلی پیش نمیاد
آره, درسته
فقط بخاطر من بپر قسمت عقب ماشین
عقب؟
جدا, دوک, من فکر کنم یه اتفاقی واست افتاده
اینو زنی میگه که این دور ور داره با لباس خوابش میگرده
باشه,گوش کن, اگه تو پلیسی, پس چرا منو به اداره نمیبری؟
تو هیچ قانونی رو نشکوندی و منم مجبور بودم که یه توقف اضطراری داشته باشم
اگه تو قبول کنی که تو بیمارستان ارزیابی روانی بشی منم کمکت میکنم
, واسه شروع هم واست کفش میگیریم
و بهت کمک میکنم که دوستتو پیدا کنی
باشه
, ولی اول ازت میخوام که تو ماشین منتظر بمونی
تا بتونم برم اظهاراته این شاهد رو ازش بگیرم
خرابکاری در محلهایه عمومی؟ این چیزیه که نگرانشی؟
میدونم
این شهر داره به جهنم تبدیل میشه
اگه اینجا ولت کنم منو که دور نمیزنی ؟
نمیتونم زیاد دور شم
باشه
تو ماشین منتظر بمون
!وینس
!دیو
هی
ببخشید. ما قبلا همدیگه رو دیدیم
عزیزم, چه اتفاقی واسه کفشات افتاده؟
این منم... منم آدری
اوه خدایا
حالا میفهمم چه اتفاقی داره میوفته
واقعا؟ اوه, عالیه , عالیه
هوان اولین شخص بی خانمانه خودش رو پیدا کرده
خرابکاری و حالا هم آوارگی
بچه ها , گوش کنین
من راجبه مشکلات میدونم
عزیزم, اینجا هوانه
اینجا هیچوقت مشکلی وجود نداشته
اوه, خدایا
مشکلات رفتن
خوب, پرستارا میگن که تو حالت خوبه
یه دکتر باید امضا کنه قبل از اینکه تو رسما آزاد بشی
اما, آه , آره
توانایی اینو داری که از موضوع سر در بیاری
هیچ وقت کسی به اسم نیتان وارنوس تا حالا تو هوان زندگی نکرده
معذرت میخوام اشکالی نداره
میدونی, خودم پیداش میکنم
همیشه اینکار رو میکنم
نگاه کن, ام, من نمیدونم تو دقیقا چی کشیدی, اما
خوب, تو دقیقا مجبور نیستی که تنها این کار رو انجام بدی
هر وقت بهم احتیاج داشتی زنگ بزن این شماره موبایلمه
من هنوزم باورم نمیشه که تو یه پلیسی
بخاطره موهام میگی , مگه نه ؟ آره, کلانترم ازش متنفره
و تو هنوزم موهاتو همین مدلی نگه داشتی
آره
شاید باید محتاط تر باشی که اخراج نشی
اوه, این قرار نیست اتفاق بیوفته
کلانتر بابامه
دکترآماده ست ببینتت
باشه, خوب, مرسی بابت همه چیز
ام.. دیدنه تو واقعا غیر منتظره بود
خوب, این یه حس دوطرفه است
مواظب خودت باش باشه
خیلی خوب
خانم پارکر من دکتر هنسن هستم
نیتان
نیتان ... هنسن
درسته, پدر شما مکس هنسن هستش
شما اونو میشناسین ؟
یه جورایی
خواهش میکنم
اوه, ببخشید
ما قبلا همدیگه رو دیدیم؟
اوه, از نظر فنی بله , اما در حقیقت نه واقعا
پس نه , نه
شما یه دکتر هستین ؟
این چیزیه که اونا بهم میگن
خوب, نتیجه آزمایشتون اومده و پرستار گفته که شما سالمید
اشکالی نداره من معاینتون کنم
خوب, اونا تو رو سرگردون تویه بزرگراه پیدا کردن ؟
من داشتم راه میرفتم سرگردون نبودم
اون یه چیزه کاملا متفاوتیه
میخواستی کجا بری؟
دنباله یه نفر بودم, اما پیداش کردم
خوبه
گزارشها نشون میدن که تو مداما تکرار میکردی که
یه مشکلی وجود داره که تو باید درستش کنی
مشکلی که من نگرانش بودم خودش درست شده
خوبه همه چی عالیه
باشه خانم پارکر
آدری پارکر ولی تو میتونی به من بگی پارکر
خیلی خوب پارکر تو آزادی که بری
خوبه
این ممکنه یه ذره عجیب به نظر برسه اما تو امشب کاری داری که انجام بدی؟
کد آبی اتاق 305
منو ببخشید
خیلی خوب,پارگی رو احساس میکنم
آره, شریان بند همین حالا
خیلی خوب, ببریمش اتاق عمل
پسر, آیا من از دیدنت خوشحالم
امروز خیلی عجیب بوده یا نه ؟
خیلی خوب, تو باید همینجا بمونی اوه,بیا راجبش فکر کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.