The first 200 lines.
خب، من معمولاً برای بافت دوتایی 7 تا میگیرم...
چون کشیدگی خیلی زیادتره
- اما هفت و نیم، گمون کنم. - بله، خداحافظ، عزیزم
یه تمبر درجه یک داری، مگان
- 28 پوند، لطفاً، عزیزم. - چقدر؟
میدونم، دزدی توی روز روشنه
کار پُست آفیسه
آلن؟ آلن
- آلن بیتس؟ - مدیریت
اوه، اراذل کت و شلوار پوش
میدونی چرا اینجاییم، آلن
و میدونی که یه روز زودتر اومدی
آهای! اینجا صفه
ببخشید، خانمها و آقایون، اما این دفتر پُستی دیگه تعطیله
هنوز نه، نیست. میشه 2.39، تام، لطفاً
آلن، یالا. بذار بیایم تو، لطفاً. خب؟
اگه بخواین یه وقت ملاقات...
برای بعد از پایان به اصطلاح قراردادم بذارین،
توی برنامهم میگردم تا یه جایی پیدا کنم
ما حق ورود داریم
من مسئول این واحد پستیام، برای همین این تو گیرم،
و باقی آدما بیرون گیرن
پس اگه میخوای حسابهای منو ببینی...
باید فردا برگردی
باشه
یالا. ما به کمک نیاز داریم. به پلیس زنگ میزنم
- ببخشید بابت این ماجرا، تام. - الو. پلیس، لطفاً؟
من از ادارهی پست کریگی دان زنگ میزنم
اونا منو دزد صدا نمیکنن. جرات ندارن
میگن پول یجورایی توی این شعبه گم شده،
که در واقع نشده،
و من مجبورم پسش بدم، که این کار رو نمیکنم
پس من میگم اثباتش کنین
اثبات کنین که اشتباه میکنم و شما راست میگین
اعداد رو نشونم بدین، اما اونا نمیتونن این کار رو بکنن یا نمیکنن. آلن
پس حالا میخوان اینجا رو ببندن تا صدام رو خفه کنن...
این مسخرهس!
چون اونا نمیخوان همه چیزی که من میدونم رو بدونن
که چیه؟
که اون سیستم کامپیوتر پر زرق و برق تازه...
که کلی پول هزینهش کردن مشکل داره
هیچکس دیگهای تا الان مشکلی رو در مورد هورایزن گزارش نکرده. هیچکس
حرفت رو باور نمیکنم
پس هیچ جرم واقعیای امروز اینجا اتفاق نیفتاده؟
خب، پست آفیس لیمیتد داره همهی زندگیم رو میدزده،
مغازهم... شغلم، خونهم،
پس انداز عمرم رو، آبروم رو
این مسئلهی مدنیه
درسته. باید روز کاری برگردیم
احتمالاً باید فردا برگردین، قربان
دقیقاً شبا چطور خوابت میبره؟
همین موقع فردا؟
امکان نداره فقط ما باشیم، ممکنه؟
- صبح بخیر، ماریون! - صبح بخیر، جو
خوبی؟
سلام، جو. خوبی؟ حالت خوبه؟
صبح بخیر، جو. سلام، جو
- صبح بخیر، جو. - صبح بخیر، جو
خوبی، تِرِوِر، نادیا؟
- سلام، الین! - خوشگل شدی، جو
صبح بخیر. یه دقیقه دیگه پیشتم
- عجله نکن. - صبح بخیر، جو
بوی خوبی داره
روت رو برنگردون! همش رو میبرن
چی شده، دایان؟
اصلاً نمیتونم پیداش کنم. دفترچهی حقوق بازنشستگیم
- نمیتونم پیداش کنم. - تو دفترچهی حقوق بازنشستگیت رو گم نکردی
من اونو توی کشوی خودم نگه میدارم، یادته؟
ببخشید! خیلی دستم بنده
خب، من اینقدری ازم برمیاد...
که صبح با موهای شونه زده وارد دادگاه بشم
چند تا درجه یک، لطفاً
زمزمهش کن، خانم وکیل اما من با پخت و پز خوشحالترم
حسابداری، حسابها و کامپیوترها...
خیلی ازشون خوشم نمیاد
بفرما
ممنون، جو. روز خوبی داشته باشی
نه، نه کاری، نه درآمدی، نه جایی برای زندگی کردن
تمام امیدهامون، رویاهامون
تمام پساندازمون به فنا رفت
داره ما رو میکشه، آلن. راستش موهام داره میریزه
نمیذارم پُست آفیس ازش قسر دربره
اونا همین الانم ازش قسر دررفتن
یالا. تمرکز کن
خب، دارم به یه جای ساکت فکر میکنم
توی تپهها، من میتونم قدم بزنم، تو میتونی نقاشی کنی
من اجازه ندارم راه برم؟
فقط بهم بگو چطوری میتونیم از پس هزینهی یکی از این جاها بربیایم
کار میکنیم. این چیزیه که مردم انجام میدن
یالا، سوزان
اگه قراره که از اینجا بریم، بیا سرمون رو بالا بگیریم
باشه
و اینجوری اونا مستقیم به سمت یه آیندهی نامعلوم رفتن
نکتهی مثبتش اینه که...
دیگه اطراف تلفن آویزون نیستیم
"خط کمک هورایزن، ممنون که منتظر موندین"
اوه، نه!
خط کمکی هورایزن، ممنون منتظر موندین
- سلام، چطور میتونم کمکتون کنم؟ - اوه، سلام
من جو همیلتون هستم از وارنبورو جنوبی
دارم سعی میکنم حساب پول نقد این هفته رو درست کنم
و مشکل چیه؟
میدونم که احتمالاً مشکل منم چون ارتباطم با تکنولوژیم افتضاحه،
اما من مقدار پول نقدم، و سهامم رو اعلام کردم،
هر سه بار انجامش دادم، اما هنوز نمیتونم به میزان متعادل برسونمش
از چهارشنبهها متنفرم
و هورایزن چی میگه؟
میگه من 2, 32.67 پوند بیشتر از چیزی که فکر میکنم برداشتم
باشه، دوباره میزان سهامت رو وارد کن
خب، این به صورت خودکار یه اختلاف درست میکنه، خب؟
این داشتههای پول نقدت رو بالا میبره
خب حالا میخوام اون تفاوت رو برعکس کنی
درسته
خب، حالا اگه دوباره همه چیز رو اعلام کنی، متعادل میشه، درسته؟
خیلی کمک کرد، ممنون
نرو، لطفاً تا وقتی انجامش میدم بمون پای خط
اوه، خدای من!
همین الان جلوی چشمم دو برابر شد
حالا نوشته 4 پوند کم دارم
خودش درست میشه، این چیزها معمولاً اینطورین
فعلاً...
اما من دقیقاً همون کاری که گفتی رو انجام دادم!
در حال حاضر، باید رقم از دست رفته رو جبران کنی
من اون پول رو ندارم، و نمیدونم کجا رفته!
متاسفم، تو مسئول صاف کردن حسابت...
و جبران هر کاستی هستی
تو نهایت تلاشت رو کردی، عزیزم
خب، من کلی نامه نوشتم
نمایندگان مجلس، وزرا، روسای پست آفیس،
دیلی تلگراف، کامپیوتر ویکلی
فکر میکردم حداقل یه علاقهای نشون بدن
دیگه داریم پشت سرش میذاریم
- فکر میکردم داریم بیخیالش میشیم؟ - به تعویق میندازیم
قرار شد که اتاق اضافه رو برای بافندگیم داشته باشم
مشکلی نیست!
- آلن؟ - این بالام!
- مراقب باش! - یه کمکی بده
واقعاً نیازه تمام اینا رو نگه داریم؟
محض اطمینانه. بعداً همهشون رو بررسی میکنم
حواست به کمرت باشه
- کمرم هیچ مشکلی نداره. - آره، هنوز نه
همهی اونا مرتب شدن. تقریباً فراموش شدن
شاید اوضاع داره کمکم بهتر میشه
بریم بار محلی رو بررسی کنیم؟
اوضاع قطعاً داره بهتر میشه
نه
نه، نه، نه، نه
متاسفم، مامان
چیزی برای برداشتن از حقوقم نمونده
تمام پساندازم رفته. کارت بانکیم دیگه پولی توش نیست
میدونم که باید قبلاً بهت میگفتم،
اما نمیخواستم شما رو بترسونم
مشکلی نیست، عزیزم
تو شوهرشی. بهش بگو مشکلی نیست
نمیدونم
جو... پول ادارهی پست چطور گم شده؟
چی رو داری اشتباه انجام میدی؟
منم نمیدونم. روحمم خبر نداره
نمیخوام گریه کنم
مدام فکر میکردم، یه روز،
یجور شعبدهی الکترونیک وارد میشه
و یهویی خودش حل میشه، اما اینطور نشد
و حالا کامپیوتر میگه کمبود من تا 9 تا بالا رفته پس...
وام مجدد خونه؟
میدونم چیزی که پیشنهاد میدم خیلی فاجعهس
اما، دیوید، یه قرارداد 4 ساله برای مغازه وجود داره
و اگه منو اخراج کنن، ما همه چیز رو از دست میدیم
این خونه. خونهمون
من باید کسریها رو جبران کنم. توی قراردادم اینطور نوشته
باید پولی رو پیدا کنم تا حساب رو صاف کنم
اگه کلاً این قضیه رو خاتمه بده
خط کمک هورایزن، ممنون که منتظر موندین
تمام مامورینمون الان سرشون شلوغه، لطفاً بازم منتظر بمونین
- بابا؟ نمیتونم کتونیهام رو پیدا کنم. - زیر تختت رو نگاه کردی؟
نگاه کن
خط کمک هورایزن، ممنون که منتظر موندین
سلا، بله، بازم لی کاسلتون هستم،
از بریدلینگتون
- بله، منو جستجو کن. همش اونجاست. - باشه، صبر کن
ممنون
- بابا! - بله، برو از مامانت بپرس، عزیزم
خیلیخب، آره. پروندهتون رو اینجا دارم
آره، خب. حالا از روی سوابقم میتونین ببینین که،
این 91مین باری که بابت کسریها باهاتون تماس میگیرم
آره، عجیبه. هیچکس دیگهای همچین مشکلاتی نداره
هنوز هم از این اعداد سردرنمیارم
میدونی، هنوز فکر میکنم کسی حسابم رو هک کرده
نه، نه، این غیرممکنه
حسابهای شعبه کاملاً امن هستن
باشه، خب. پس، اگه قطعاً چیزی هست که دارم اشتباه انجامش میدم،
لطفاً میشه بهم بگین چیه؟
پس میخواین درخواست بازدید بازرسین رو بدین؟
بله، بله! بالاخره، ممنون
درسته، من...
گوش کن، میخوام الان بنویسمش،
پس، آره، اونا قطعاً بهم زنگ میزنن، درسته؟
چیزی که باید انجام بدین ایزوله کردن تراکنشهاتونه
نیازه که یه عددی رو وارد کنین که یه رقم بیشتر یا کمتره،
یا اینکه کامپیوتر پیداش نمیکنه
این چطوری قراره جواب بده؟
No comments yet. Be the first to leave one.