The first 200 lines.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
من تمام عمرمو صرف تماشاي بقيه مردم کردم
و اونها هم يک عمر تماشام کردند
بنابراين بله من حاضرم
چه باغ خارقالعادهاي
پر از دسته گلهاي سفيد و آسمان آبي
!اوه
کمي قهوه مينوشم
کمي قهوه مينوشم
و بعد هممون ميريم
و بعد هممون ميتونيم بريم
اوه و کابينت کوچولوي عزيز من اينجاست
و کابينت کوچولوي عزيز من اينجاست
من هميشه پولمو پخش و پلا کردم
مثل يک زن ديوانه
و با يک مرد ازدواج کردم
و با يک مرد ازدواج کردم
صبح بخير خانم ليليان
اوه، مرسي پيرمرد عزيز
مرسي پيرمرد عزيز
خيلي خوشحالم که هنوز با مايي
خيلي خوشحالم که هنوز با مايي
اوه خداي من، شما ...شما
شما ليليان هال هستيد
اوه خداي من! شما رو توي تئاتر ملاقات ديدم
اون اولين نمايش خيابونيم بود
تو اون موقع فقط يک پسر کوچولو بودي
آره، حدودا نه سالم بود
چرا اينقدر بزرگ شدي؟
چرا اينقدر بزرگ شدي؟
صبح بخير خانم هال- صبح بخير-
نه، نميتونم آروم بشينم
توي موقعيتي نيستم که اين کارو بکنم
صبح بخير، ليليان
صبح بخير دوست داشتني من
ده تا جا هست و بعدش مستقيم ميريم ناهار ميخوريم
پس اميدوارم يک صبحانه مفصل خورده باشي
من کروکودیل خوردم
از پاريس برامون بگو؟
قورباغه خوردي؟
من کروکودیل خوردم
حرف از کروکودیل شد
بچههاي فيلمبرداري براي پرونده رسانهها اينجا هستند
امروزه؟
آره
بيشتر از چيزي که يادمه توي نمايشها خوابيدم
خوب، چي اونو اينقدر خاص میکنه؟
تو اصلا اونها رو مثل اون نميسازي
از اينجا، به باغ نگاه ميکنم
خوشبختي هرروز با من بيدار ميشده
و بعد همونطوري بوده که الان هست
چيزي عوض نشده
امروز، خبري از لباس مخصوص نيست از بالا شروع ميکنيم
و هنوز دانشجويي؟
...فکر کنم هميشه بايد باشم
اوه! نه، صبر کن
ببخشيد، ببخشيد
هي ديويد؟ فکر کردم من قراره اونجا بشينم
آره، نه درسته ما دوشنبه دوباره تغييرش داديم
چي؟- اوه دوشنبه، تغييرش داديم
اون ميشينه، تو ميايستي
اوه، آره باشه
...يعني، بگذار ...شايد بتونيم نگهش داريم، اگه
نه،نه،نه،نه
نه متوجهم، اشکالي نداره- خيلي خوب، عاليه
...مرسي بچهّها بيايد بيايد يک استراحتي بکنيم
و دوباره از ورود اوان شروع ميکنيم
بقيه چيزها عالي بودند
و بدون توجه به هر اتفاقي دوباره ادامه ميديم
مرسي از همگي
دوباره ادامه ميديم آره، لطفا
تقريبا نصف شب شده
خوب، بعضي از کارهاي فوقالعادمو نصف شبها انجام ميدم
خوب، شنيدم
براي اين کار قهوه کافي توي دنيا وجود نداره
لعنت
خيلي خوب
بشين
سمت چپ صحنه
مرسي
اوه ليلي، عشقم
ديويد، اون درختهاي سمت چپ صحنه هنوز سايه ميندازند
اگه اونها رو به بالاي صحنه حرکت بديم
ميرند توي خيابون چهل و هشتم
خيلي خوب،، يک نفس عميق بکش درستش ميکنيم
تکنولوژي واسه همين چيزهاست
خيلي خوب ادامه بده بهم نشون بده چي ميخواي ببينم
خيلي خوب اينجا رو ميبيني؟
روز خوبي بود- خوب، نميدونم-
اوه خدايا، بايد اينو جواب بدم
آره- شب بخير ليليان-
فردا ميبينمت- فردا ميبينمت-
الو؟
...اگه اين کارو بکنيم- آره-
ميخوام حقيقتو ازت بشنوم
حقيقت محض
...من تمام عمرمو
توي جاي توهمزايي زندگي کردم
شايد بهشون بگي دروغ
اما اهداف من هميشه حقيقت بودند
خوب بهم بگو اولين بار کي بود که فهميدي؟
خوب، خوب، خوب؟
از کي تا حالا ليليان هال داخل ميخوابه؟
از هيچوقت
خوب، بهش عادت نکن خانمي
خيليي خوب، ايميلهاي خونده نشدهت اوه اين يکي از طرف فلوئه
تمرين امروز يک ساعت جلو افتاده
خوبه اين يکيو گرفتيم
و يک، دوتا ايميل
از تئاتر امريکن وينگ
ميدوني؟ شايد بخواي هرچند وقت يک باري سري به کامپيوترت بزني
فقط براي اين لعنتيها و براي خنده
اوه، خدايا
کي ميتونه باشه؟- من از کجا بدونم؟-
...خوب، نميتونم- ميدونم-
!مارگارت
چقدر از ديدنت خوشحالم- سلام-
چه سورپرايزي- هنوز توي تختخوابه؟
آره
سلام- اوه سلام، عزيز دلم-
ببخشيد مامان سي و پنج دقيقه توي تونلها گير افتاده بودم
دود ميخوردم هنوز ميتونم مزشو تويي دهنم حس کنم
نميدونستم قراره امروز بياي
معلومه که ميدونستي هفته پيش بهت گفته بودم
قرار صبحانه گذاشتيم کيش درست کردم
اوه
چون امروز داشتم براي
نوشتن توي ميومدم تا ASPCA
بيوگرافي سگها رو بنويسم
چي سگ؟- بيوگرافي سگها-
يادته؟ تمام قضيشو بهت گفتم
من سگها رو ميگردونم ميبينم چه جوريند
اگه بيش فعال باشند اينو نميگم
ميگن: يک رفيق خوب براي پرش
اگه پير باشند ميگم همراهي راحت
تمام سگهاي من پذيرفته ميشند خودت اينو ميدوني
آره، آره الان ميدونم، آره
..و... و پس قراره صبحانه بخوريم؟
و من يک کيش درست کردم
اون همسايم که مرغ داره
تمام اين تخممرغهاي تازه رو آورده
و فکر کردم چرا کيش درست نکنم؟
همسايهاي داري که مرغ داره؟
آره
شنيدي ايدث؟
آره خوب وقتي توي جرسي زندگي ميکردم
همسايههام شامپانزه داشتند
چرا شگفت زده نشدم؟
محله خيلي قشنگي توي پاسياک بود
چنين چيزي نيست
عزيز دلم
من...خيلي خيلي متاسفم اما... خوب
امروز صبح، تمرين دارم- آره، آره-
آره، آره خوب خوب يک وقت ديگه
..... و تو خودت- بيوگراف سگها-
خوب مامان؟- هان؟-
قبل از اينکه بيام فينو
اين هفته پيش ارتودنسس بودم
اصلا نميخواستم بره- ايدث؟ تلفن-
همش در مورد نويسنده هاي برجستهاي
که دندونهاي کج و کوله دارند باهاش حرف زدم
خونه ليليان هال بله، حالت چطوره؟
به هرحال... طبق گفتههاي ارتودنسش
خوب شانس آورديم ...اون فقط
اون همين الان داره يک جلسه رو تموم ميکنه
... و اوه- ...مشکل بدجفتي فکهاشو داره-
بابت ايميلها متاسفم
اوه، اين خوب نيست- يک مدت اينترنتمون قطع بود-
...اون- اوه، ايدث؟ کيه؟-
مشکل اينه که بين ايين دندون کشيدنها و سيمکشيها
حدود هشت هزارتا هزينهش ميشه
خيلي خوب، صبر کن عزيزم- واي، واي، ها-
بيل لانگه
بيل؟
تئاتر امريکن وينگ؟ جايزه دستاورد يک عمر-
اوه- اوه، اوه خداي من! مامان؟ واقعا؟-
فکر کردند من چند سالمه؟
تا الان؟ صد و چهار سال
فقط بهش بگو من...من...من نميتونم الان صحبت کنم
نه، ليليان، ليليان؟- که الان سر تمرينيم-
که من... اجرا دارم- تو بهش بگو، من چندبار بهش گفتم-
نه!! بيا- ليليان؟-
مثل بچهها رفتار ميکني
برام مهم نيست
اون جلسهش تمام شده بيل، زمانبنديت عاليه
اوه، اون داره ميميره که باهات صحبت کنه اينهاش
بيل، اوه، عزيزم
چقدر معرکه است که امروز صداتو ميشنوم
اوه، باعث افتخارمه خيلي باعث افتخارمه
اما گوش کن عزيزم ما سر تمرينيم
اجرا هفته ديگه شروع ميشه
يعني، امکانش هست
که احتمالا ....بتونه منتظر بمونه تا
خوب، تا وقتي که باز کنيم؟
چرا همين الان نميتونه قبولش کنه؟
اوه، اين يک موضوع مربوط به بازيگريه اصلا تلاش هم نکن
ميدونم که درک ميکني
اوه بيل صبر کن، صبر کن، صبر کن
شب افتتاحيه ميبينمت؟
No comments yet. Be the first to leave one.