The first 122 lines.
انجمن دنیای انیمه
!تقدیم میکند
NightCrawler
قسمت هشتم
قسمت هشتم
.شماره 18684، خواهر کرونه»
بدین وسیله شما رو بعنوان «.مامان پلنت چهارم منصوب میکنیم
من مامان میشم؟
.بله
برای سرپرست پلنت چهارم .یه جایخالی ناگهانی باز شد
و مدتی میشه که دارم سفارشت رو میکنم .واسه همین تو انتخاب شدی
سفارش منو میکردید؟
.مامانبزرگ اومده دم دروازه دنبالت
همین الان وسایلت رو جمع کن .و برگرد به اداره مرکزی
همین... الان؟
خدانگهدار. توی پلنت جدیدت هم .تموم تلاشت رو بکن
چی شده؟ خوشحال نیستی؟
.نه، مایهی افتخاره .فورا آماده میشم
!اون زنیکه! میخواد از شرّ من خلاص بشه
،یا همه چیزه یا هیچی .ولی چارهای جز انجامش ندارم
عمرا بذارم همه چیز طبق میل !اون زنیکه پیش بره
!مامان
!کرونه! غذا آماده شده
ها؟ کرونه کجاست؟ پیش تو نیست؟
تو اتاقشه؟
.نه. یکم کار براش پیش اومده
.بیاید بریم ما اول مشغول خوردن بشیم
.مامانبزرگ
.میخواستم یک موردی رو گزارش بدم
!خیلی گشنمه
ها؟
.کرونه نیست
کرونه کجاست؟
.مامان گفت کار داره
خب، یعنی اوضاع از این قراره...؟
،علاوه بر نکتههای موجود در این یادداشت
شاگرد اولهای دیگه هم راز رو .میدونن و سعی دارن فرار کنن
!همچنین دوتا کیفیتبالای بعد از اونا
،در رابطه با فرارشون مدرکی ندارم !ولی لطفا حرفمو باور کنید
،اگه همینطور ولشون کنیم -خطرناک میشه! با این منوال
...اما
تحت کنترل هستند، درسته؟...
،اگه تحت کنترل باشند .هیچ مشکلی نیست
.درست همونطوری که زمان من بود
...مشکلسازه، خواهر کرونه .اینکه مزاحم کار ایزابلا بشی
.استثنایی هستند
.اون دختر و پلنتش
.ایزابلا برای من یک مهرهی ضروریه
.شما برای گرفتن جاش کافی نیستی
.برای من مشکلساز میشه
.باشد که بهترین خوراک رو در تیفاری تقدیم کنیم
.باشد که مزارع حداکثر سود رو ببرند
.آها، پس که اینطور
.دست به یکی کرده بودن
از همون اولشم من .هیچ شانسی برای برد نداشتم
.الهی شکرت
!الهی شکرت
.حتما فرار کنید، تولههای لعنتی
گرگمبههوا بازی کردنتون خوبه، مگه نه؟
...فرار کنید
...فرار کنید
.زنده بمونید
!این دنیای گوهمال رو درهم بشکنید
!دست شما درد نکنه، خوشمزه بود
...بیا بریم شروع کنیم .عوض کردن مواد شیمیایی رو
.یه بار برنامه رو مرور میکنیم
نورمن و عما از دیوار میرن بالا .و حومه رو وارسی میکنن
دون و گیلدا، شما بیرون وایسید یه جایی که .بتونید پنجرهی جنوبی طبقه دوم هوس رو ببینید
فقط محظ احتیاط اینکه من نتونم .حواس مامانو پرت کنم، بهتون علامت میدم
به عما اینا خبر بدید تا .فورا وارسی رو لغو کنن
.خدایا کاری کن خوب پیش بره
.معدومش کردم
.خواهر کرونه رو معدوم کردم
.دیگه بهش نیازی نداشتم .برای همین معدومش کردم
.تو هم همینطور
.معاملهمون الان در همین لحظه تمومه
منم اخراجم؟
چرا؟ تو به من نیاز داری، مگه نه؟
تو میخوای از من استفاده کنی تا از پشت پردهها
بطور غیرمستقیم و آروم !اونا رو کنترل کنی
.دقیقا
...من خوب کار میکردم. واسه تو
.درسته، همیشه سگ بهدردبخوری بودی
.به همین خاطر کنارم نگهت داشتم
.حتی اگه یه خائن دروغگو باشی
ولی با این وجود بازم نباید مشکلی برات باشه، مگه نه؟
!تا وقتی من بهدردبخور باشم
.بله. درسته که تو هیچ عیب و نقصی نداری
.این یه برکناری ناعادلانهست
.برای منم مایهی تأسّفه .غیرمنتظره بود
.نمیخواستم تا آخر کار تو رو ول کنم
خب پس
.ولی چارهای ندارم
.وضعیت تغییر کرده
.از اینجا به بعد، خودم تنهایی کنترلشون میکنم
متأسفم، ری. لطفا بابت کاری که .الان میخوام انجام بدم منو ببخش
!مامان
یکم اونجا بمون، باشه؟
.وقتی برگشتم میارمت بیرون
خیلیخب. از سرعت سیگنال دو نفری ،که دارن توی جنگل میدوَن
.باید عما و نورمن باشن
.دارن مستقیم میرن طرف حصار
گمونم میرن وارسی حومه؟
.آها، راستی .مواد شیمیایی برام مهم نیستن
.چون تو ازم محافظت میکنی
.تو نمیذاری من کشته بشم، برای خاطر اون بچهها
،برای همین اگه بخوای منو سرکوب کنی .صد درصد مطمئنم از روش دیگهای استفاده میکنی
خداحافظ، ری. برای همهی کارهایی .که تا الان کردی دستت درد نکنه
!لعنتی
!حالا بههرحال، باید از اینجا برم بیرون
!این بدترین اتفاق ممکنه
.علامتی... در کار نیست
.امیدوارم همینطور خوب پیش بره
هی، یعنی چی؟
،ری علامتی بهمون نداده !ولی مامان اومد بیرون
چیکار باید بکنیم؟
.گلیدا، تو اینجا بمون
!دون
!میرم هوس رو چک کنم
!التماست میکنم، باز شو
ری؟ تویی؟
دون؟
No comments yet. Be the first to leave one.