The first 200 lines.
موج گرمایی شدیدی که لوسآنجلس را در برگرفته
.جرقهی هرج و مرج در فروشگاههای مناطق جنوبی را زده
... پلیس ضدشورش به چندین منطقه فرا خوانده شده
لعنــتی
این گرما غیرقابل تحملـه
.انگار آخرالزمان مو فرفری هاست
.شبیه وکیلطلاقهای دهه هفتاد شدم
.خب کولر گازی نداریم
.بچهها عاشق این میشید
،یه چیز خیلی بهتر اختراع کردم
.اسمش سیستم روستاییـه
.سیستم روستایی برای خنکسازی
.این یکی از بهترین اختراعاتمـه
.ریگن وقتی اینو ببینه تعجب میکنه
،ببینید ما در اینجا ترکیبی از باد خنک و
،و یک تالاب خنک رو داریم
شما باید جین سفید بپوشید چون ... به خودش گرما جذب نمیکنه
علم اینو میگه، من دربارهاش تحقیق کردم
علم به کنار، رفیق اون جینها بهت میاد ـ ممنون رفیق
مطمئن نبود که بهم میان یا نه
!میترکونی رفیق
سلام بچهها چطورید؟
.خب همه چیز عادی بنظر میرسه
.به روستا خوش آمدی
.نمیدونم چی میگی
بشین
چرا باید بشینم؟
سریع خنکـت میکنه .خوشت میاد
قراره این صندلی خیس باشه؟
درسته
باشه
!و بلافاصله ما ... خنک میشم
!نگاهکنید
... انگاری یه نفر جلوی صورتم
.تمرین سوت زدن میکنه ...
.درسته خودشه
... میگه انگاری یه نفر
!نزدیک صورتش داره سوت میزنه ...
.هرگز به فکرش نیوفتاده بودم
.اینم یه امتیاز دیگهاس
.نـه
.نه، نیـــســت
.اما من فکر بهتری دارم
... چرا همگی با این
کولر گازی جدید که خریدم خنک نشیم؟
.. ـ حرومزا !ـ ایــول
!ـ چــی؟
!ـ کولر گازیه ـ اوه
لعنتی
!ـ اوه اره خیسـه ـ کولر دار شدیم
.عرقِ باسنـمه
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد » تــرجــمــه از: امــــيــن و ستــايــش MaMaLoM & Amin03
.فوق العادهاس
،ممنونم ریگن دیگه شبیه اول اون تبلیغهای ابجو نیستیم
اون قسمتی که، قبل از رسیدن ابجو
.همه دارن از گرما لهله میزنن... !ـ چطوری اینو خریدی؟
کار مهمی نبود، قضیه شورش اینا رو خیلی اغراقآمیز کرده بودن
!گمشو عقب
.میخوام کولر رو بزارم تو اتاقم و قدم همه رو چشمم
.نه ممنون ما نیاز نداریم
.از طرف همه حرف میزنم
.باشه
،خب قراره قوانین باشگاه رو اجرا کنیم
... پس قبل از اینکه رو چیزی بشینید
.حواستون باشه تمیزش کنید
،حالا هر چی
.یه بادخور کم شد
،میرم چندتا زیرشلواری قدیمی پیدا کنم
،و واسه هر کدومـتون
.یه جفت میزارم تو فریزر
... باور کنید، همین الان
... لباسزیر فریز شده پوشیدم و
.احساس فوقالعادهای دارم
.پس رو مود خوبی هستم
سیسی؟
بنظرم بهتره بری از کولر استفاده کنی
سیسی امروز مصاحبه کاری، برای گزارشگری داره
.چند وقته کلاسهای مجریگری میره
،بهرحال خودتان آن را میبرید
.فستفودِ سلف سرویس یه پیشنهاد عالــیه
،راستش میدونید چیه
... خودم یه جورایی گرسنه شدم
تو چطور، کارل؟
... فکر کنم جمله بعدیای
که قرار بود بگم
.راجب "بارون" بود
.درسته، کارل
.فقط داشتم یه کوچولو مزه میریختم
!اوه
... اممم
من ... یه ساندویچ خوردم
.پس ... سیرم
... این تستها رو فقط
تلوزیونهای توی پمپبنزین پخش میکنه، باشه؟
.هیچکس نگاشون نمیکنه
بنظرت شکست نفسی نکن
... من خودم شخصا عاشق ِ
تبلیغات تلوزیون پمپبنزینهام
... یه جورایی محلِ تقاطعِ اخبار روزانه و
.حمل و نقل شهریـه
... درسته سیسی ، امروز تو متروئه
... فردا میشه اخبار محلی
... بعدشم در حال گزارشِ
... آمار دیابتی
... در حالی که دوربین داره
.مردم چاق وسط خیابون رو نشون میده
... اخه، من
.گمون نکنم توی مصاحبه شرکت کنم
... چون
.هوا خیلی گرمـه
میدونید؟
.خیلهخب
.. اممم
... اره، منظورم اینه که .مشکلی نیست
.در هر صورت عاشقتم
برو خنکشو
باشه
میشه باهات حرف بزنم؟
!اون خوشرویی چه کوفتی بود؟
واسه ما ننه بزرگِ پیر شدی؟
عشق پدرانه نشون بده !مجبورش کن بره
!به من نگو چکار کنم
،من نامزدشــَم
،نــه از این ابــلـههای خیابونی
!که کلوچه کره بادم زمینی میخورند
وظیفه من اینه که بهش محبت، ازش حمایت کنم
اون طوری میبرمـش تا مصاحبه
به عنوان یه پلیس، بنظرت میتونم ... کسی رو با محبت و حمایت
مجبور به کاری بکنم؟
!معلــومه که نــه
،ببین من اخیرا صدای پلیسیـم رو کشف کردم
!خیلی تاثیر گذاره
واسه همین تو دستشویی داد میزدی؟
!همگی ایست
!به چپ بچرخید
!... حق دارید که سکوت کنید
!جُم نخور
... سیصد
... و سه هزار و شونصد و شصت
!جُم نخور
!بخواب روی زمین
.قانون گریز
.اونا تمرین بودن فقط
،منظورم اینه که رفیق
واسه مجبور کردن سیسی .نمیشه بغل و بوس کرد
... اگه میدونستی با بوس و بغل کردن
،سیسی رو مجبور به چه کارهایی کردم .مغزت میترکید
.دخالت نکن وینستون
رفقای من
کی کولر ریگن رو لازم داره، هــان؟
بــیـا
این لباسزیر قدیمیهای منو .بزار روی صورتت خیلی حال میده
... اوه، نــیـک
.تو پدر فوقالعادهای میشی
.بعدا میبینمت
.باشه
هــِــی، کی به اون نیاز داره، هــان؟
.ما همدیگه رو داریم
.از این بدترها هم داشتیم
!ـ شیکاگو !ـ شیکاگو
شهرِ آشوب ، میدونی؟
.بله، قربان
.خب میرم یه دوش بگیرم
.تا یه دقیقه داغ دیگه میام
...یا اونطور که توی چنین روزهایی میگیم
ـ تا یه دقیقه دیگه .ـ عالی بود رفیق
.کلک بود، کلک بود
.مرسی که امروز هوامو داشتی
ـ زود میبینمت .ـ باشه باشه
ـ منو تو، تمام روز، خودمون دوتا ـ باشه ، آره
،ببین کی اومده چــی شده؟
کولر افتاد و گربه وینستون رو لــه کرد؟
.یا خدا، نگو همچین اتفاقی افتاده، خودمو میکشم
... فقط امدم بیرون که بگم
.اونجا واقعا خنکـه
... اینجا هم واقعا با این زیرشلواری
تو صورتم هوا خیلی خنکـه
،بهنظرم بهترـه لجبازی رو بزاری کنار
.چون از این، حالا هرچی که هست، خوشم نمیاد
!چــی؟
چرا باید اهمیت بدم که تو خوشت میاد یا نه؟
نیک
ریگن
نیک، یالا
میخوای خودت رو بزنی به اون راه؟
کدوم راه؟
راجب چی صحبت میکنی؟
... میخواستی منو تحت تاثیر قرار بدی
.چون تو نخ مــنـی
.خندیدن تو این گرما میچسبه
.به لبخند نیاز دارم
.هوا خیلی گرمه خندهدار نیست
!خداوند خودش آگاهـه
.تو نخــی
.من تو نخـت نیستم
.تو خیلی مغروری
،نمیخوام دلتو بشکنم خانم کوچولو
... ولی من واسه اینکه
،به اصطلاح توی نخ تو هستم و
،بخاطر رفتارم
No comments yet. Be the first to leave one.