The first 200 lines.
!گوش کنید
ما الان قراره بریم به هزارتویی !که هورن درموردش گفته بود
...لوماکینا
اگه گنجی میخوای ...که برات معجزه به ارمغان بیاره
!من اون رو بهت میدم
...بله
باید مردم شهر که از بیماری .رنج میبرن رو هم نجات بدیم
!زودی بریم و تندی درمانش کنیم
!نشون دادن مسیر هزارتو رو به من بسپارید
!دیابلو، اونجا رو ببین
!لامینیتوس
قسمت 4
قلمروی شخصی
...نمیدونم جریان چیه
!ولی محاصره شدیــــم
!اوضاع بیریخته
...الان به خاطر مبارزه با بادوتا
تقریباً هیچ امتیاز ضربه .یا جادوی برام باقی نمونده
اگه بخوام اینجا با یه کاربر ...تفنگ جادویی لول بالا مبارزه کنم
یه گزارش به دستم رسید !که از زیر زمین بیرون اومدی
!بهتره صادقانه جوابم رو بدی
تو همون ارباب شیاطینی هستی که واراکنس درموردش گفت؟
واراکنس؟
!حواست باشه تحریکش نکنی، ها
.راست میگه
...اگه بهش بگی ارباب شیاطینی، اون وقت
.خودم میدونم
...ولی
...ولی
!ولی
اگه بتونم با یه جملۀ خفن ...از این موقعیت بیرون بیام
!حاضر نیستم عقب بکشم
من دیابلو، ارباب شیاطینی ...از دنیای دیگه هستم
!اجازه نمیدم کسی سد راهم بشه
.آه آه... آخر گفتش
!من نه فرار میکنم و نه مخفی میشم
هرکی هوس مردن کرده !میتونه پا پیش بذاره
.هه! خوب بلدی رجز بخونی
پس همونطور که میخوای .تو رو راهی اون دنیا میکنم
میتونی دوباره برگردی !به همون خوابی که بودی، ارباب شیاطین
!دیـ... دیابلو
این همه سرباز مجهز !به تفنگ جادویی داره؟
.انگار چارهای نیست
!لطفاً صبر کنید
ایشون کسی نیستن !که به سمتش سلاح بگیرید
،اون شهر رو نجات داد ...من رو هم نجات داد
ایشون کسیه که برای !نجات مردم مبارزه میکنه
قسم میخورم که هیچ دشمنیای !با بشریت نداره
پس چرا خودش رو ارباب شیاطین معرفی میکنه؟
...خب... خب راستش
!لرد لامینیتوس
ما الان برای بهدست آوردن گنجی که ...بیماری ناقوس مرگ رو درمان میکنه
!عازم یه هزارتوی خاص هستیم
میتونی تا وقتی اون گنج رو به دست بیاریم، صبر کنی؟
گنجی که میتونه بیماری ناقوس مرگ رو درمان کنه؟
!مزخرفه
این کار چه سودی براتون داره؟
.لطفاً به این نگاه کنید
این افراد برای نجات من ...از بیماری ناقوس مرگ
.دارن به هزارتوی میرن
!اوه
.پس بذارید بیشتر درمورد داستانتون بشنوم
!این افراد رو دستگیر کنید
.حالا وقتش نیست اینجا دستگیر بشیم
!ای زمین، با تمام قدرت بلرز
!لرزش زمین
!چه خبر شده؟
چرا زمین زیر پای ما نمیلرزه؟
!از کنار من دور نشید
!بدوید
!شکمم خالی خالیه
!خیلی خب، بیاید بخورید
!ممنون واسه غذا
.خوب از همچین جایی خبر داشتی، هورن
.اینجا مکان مخفی خودمه
مطمئنم ملاقات با تو هم .بخشی از تقدیر الهی بوده
!وای، خیلی خوشمزه است
اگه تند تند غذا بخوری !تو گلوت گیر میکنه، ها
.هر طوری بود تونستیم فرار کنیم
...ولی این لامینیتوس
!اوه
!آه... شِرا سان؟
...لحظهای که داشتیم فرار میکردیم
...با شنل بالهای سرخی که پوشیده بود
میتونست هر وقت که بخواد .ما رو از تو آسمون با تفنگ جادوییش بزنه
ولی با این حال، چرا نزد؟
دیابلو، کمی گوشت نمیخوری؟
.آ... آره
...ایـ... این
.لطفاً مال منو بخور
بوسۀ
غیر
مستقیم
!یه بوسۀ غیر مستقیمه
!اوه! گوشت رم که هنوز خامه
.مال من بهتر پخته
.مال منو بخور
بوسۀ
غیر
مستقیم
!تو هم؟ تو هم؟
!گوشت خامش خوشمزهتره
ها؟
!نخیرم، پخته خوشمزهتره
!نخیر، خام بهتره
!خام خوب نیست
!خام بهتره
!از خام بدم میاد
!خام
!خام خوب نیست
!خام
!نه
!دیگه کافیه
طبق چیزی که هورن گفت !تا هزارتو 3 روز راهه
!یالا غذاتون رو بخورید و برید بخوابید
...باشــــه
!ولی گوشت خامش بهتره
!ها؟ پختهاش بهتره
،هنوزم که حرف خودت رو میزنی !اِلف بد ذائقه
...آروم باشید بچهها
...ملاقات با شما باعث افتخاره
.شهرت شما حتی به پایتخت هم رسیده
.چاپلوسی رو تموم کن
یه شوالۀ مقدس اینجا چه کاری داره؟
شنیدم که راهبۀ اعظم به این شهر اومده .و منم برای حفاظت از ایشون اومدم
راهبۀ اعظم؟
.بله
.و پیغام مهمی هم از کلیسا با خودم آوردم
...اگه منظورت اون دختره است
با فردی که خودش رو .ارباب شیاطین معرفی میکرد از اینجا رفت
.اتفاقاً منم دارم دنبالشون میگردم
اون جادوگر راهبۀ اعظم رو !فریب داده و با خودش برده
.ولی اینجوری که به نظر نمیومد
!ها؟
!برای گزارش اومدم
!بیا تو
محل هزارتویی که اون جادوگر !به سمت میرفت رو پیدا کردیم
کجاست؟
!آخیش، بالاخره رسیدیم
.آخرش 4 روز طول کشید
اینجا طلسمی وجود داره که بیماری ناقوس مرگ رو درمان میکنه؟
.بله
،قبل از رسیدن علامت پات به ناقوس نهم !اون رو به دست میاریم
!درسته
فکرشم نمیکردم روزی برسه که .هزارتوی خودم رو بخوام فتح کنم
!خیلی خب، بهتره عجله کنیم
!اِه! صبر کن
ها؟
!اگه بیهوا نزدیک بشی، تو دردسر میوفتی
!انفجــار
!کارت درسته، ارباب
.اینکه معلومه
آخه خودم بودم .که این تله رو ساخته بودم
.وای، حسابی جا خوردم
...از دست تو
!ای اِلف سر به هوا
...یه کم بیشتر دقت
...دیابلو، دروازه
!خیلی خب، بزن بریم
این هزارتو .بیشتر و بیشتر زیر زمین میره
.هر طبقه یه مکانیسم خاص داره
،بعد از فتح هر طبقه .پلههای طبقۀ بعدی ظاهر میشن
...و مکانیسم اولین طبقه
!یه هزارتوی بزرگه
اگه گم بشید، حتی برگشتن .به دروازۀ ورودی هم براتون سخت میشه
اِه... اگه یه وقت از هم جدا بشیم، چی؟
کی میدونه؟ ...یا هیولاها میخورنت
،یا از گشنگی میمیری .یا اسیر یه تله میشی
...نـ... نگو
،خیالت راحت باشه ...بالاخره یه روزی یکی پیدات میکنه
!البته اسکلتت رو
!هیچم راحت نشدم
!دیابلو
!منو جا نذاری، ها
!سینه! سینه! سینه
!نه
برای اینکه یه دختر رو از نگرانی در بیاری !باید یه جواب قاطعانه بهش بدی
!از من فاصله بگیر
...الان دیگه شِرا خیالش راحت میشه
گریهاش انداختم!؟
...شِرا، وقتی اینجوری بهش بچسبی
،موقع خطر .نمیتونه خوب عکسالعمل نشون بده
...درسته
.ببخشید، دیابلو
.هوم
!رم، خوب جمعش کردی
ولی... چطور باید از این هزارتو رد بشیم؟
!نگران نباشید
آخرین باری که اومدم اینجا ...یه نقشه ازش کشیدم
!پس راهنمایی مسیر رو بسپارید به من
آخه واسه این نقشه .تقریباً نصف روز وقت گذاشتم
!ها؟! چی؟
!چی شد؟
!مسیر هزارتو تغییر کرده
دیوارههای این هزارتوی بزرگ ...با گذشت زمان حرکت میکنن
.و مسیرها رو تغییر میدن
.نقشه اینجا بیفایده است
دیابلو، این موضوع رو از کجا میدونی؟
خـ... خب من !ارباب شیاطین یه دنیای دیگهام
!نزدیک بود، ها
No comments yet. Be the first to leave one.