The first 200 lines.
سه فراری : داستان های آرکیدیا قسمت چهارم
ورودی از طرف مادر
از اومدن ما به زمین 42 دلسون میگذره
من هنوز، به قول انسان ها زمین گیر شدم
و نمیتونم پرواز کنم
از وقتی اومدیم، دیتابیس خودمو برای پیدا کردن
اطلاعاتی تنظیم کردم که احساسات انسان ها رو بهتر درک کنم
از عشق گرفته تا خشم
از درد گرفته تا امید
ولی نتونستم اهمیت رابطه های انسان ها رو بفهمم
تا به امروز
بزارید این داستانو از اول شروع کنم
از دیشب شروع میشه
وقتی دردسر به شهر اومد
هان؟
وقتی دردسر میاد، احساسات شدیدی هم بروز داده میشه
از جمله ناامیدی یا ترس
این احساسات میتونند یه خانواده رو از هم بپاشونه
فکر کردم توبت تو بود تا قبض ها رو بپردازی
همون بهونه همیشگی
یا میتونه یه خونواده رو از طریق عشق و همکاری
به پیش هم بیاره
و سروران من قرار بود دوباره توسط
دردسر، آزمایش شوند
هی! نگران نباش
چشم بسته هم میتونم انجامش بدم
چی؟
شاید مسموم شدی که حالا
داری هذیون میگی
آه هذیون گفتن من واقعا تردست هستم
شعبده بازی...هان؟
هی
هی! زود برگرد
متخصص بهداشتم قرار بود قبض برق رو پرداخت کنه
- هیچ هسته ای شناسایی نشد - چی؟
شرمنده یه بار دیگه بگو
شاید منم هذیون میبینم
فضایی بد
برگرد روی اون صندلی
- سرهنگ کوبریتز؟ - گفتم مزاحم من نشید
سر از این دستگاه در آوردن
میتونه کلید محافظت زمین در برابر از تهدیدات فضایی باشه
وقتی داشتم سفینه دوریانی رو اسکن می کردم
یه چیز قابل ملاحظه پیدا کردیم
نزدیک جایی که پیداش کردیم یه ناهنجاری الکتریکی هم رخ داد
فکر می کنید فرازمینیه؟
جالبه
کامیون ها رو آماده کن
میریم یه سر به آرکیدیا بزنیم
یه خبر خوب، سرورمو 4تا از سنسور های گاما به راه افتادند
ولی من فقط 3تاشون رو میبینم، مادر
حق با شماست، سرورم
3تا سنسور، شرمنده
یه اشتباه؟ تو هیچوقت مرتکب اشتباه نشدی
حالت خوبه، مادر؟
کاملا طبیعی
انسان، ممکن الخطا هست
سکلوس و گیلن
احتمالش هست که بتونی دوباره پرواز کنی؟
کاش میدونستم
سرورم، یه پیغامی از مقاومت دریافت کردم
موراندو در حال تعمیر سفینه خود هست
و همین طور خبر خوب داره میاد
وضعیت تعمیرات شما چطوره؟
الان نه، لوگ
آجا، چیکار میکنی؟
وارواتوس میتونه بهت بگه که اون چیکار نمیکنه
توجه به اطراف خود
همونطور که وارواتوس بهش تعلیم داده
کی میتونه اونو سرزنش کنه؟
سخته که یه نصیحت استراتژی رو از یه خائن اعتراف کرده بشنوی
اینجا کارت تموم شده؟
اینجا تنها مکانیه که شبیه ساز تمرین داره
دستم بنده، آجا
تماس ورودی از توبایاس از خانواده دامزالسکی
بازم یه مزاحمت دیگه
بچه ها، باید زودی بیایید
یه موجود برقی ترسناکی اینجا بود
چه لهجه عجیبی داره
نمیتونم حرفهاش رو ترجمه کنم
نمیفهمم چی میگی وقت ندارم برای این کارا
روز خوش، بای
یکم بهم فضا بدید
سفینه خراب شده و شاید نشه تعمیرش کرد
و اگه نتونم بفهمم چجوری تعمیرش کنم
اینجا گرفتار میشیم تا بالاخره موراندو بیاد
میتونم یه پیشنهاد بکنم؟
بعد از مطالعه تاریخ این انسان ها
متوجه شدم که همکاری باعث میشه شانس موفقیت زیاد بشه
تا اینکه بخوای تنهایی انجامش بدی
باهمدیگه، انسانها تونستند پل ها و شهرهای بزرگی بسازند
و حتی به ماه رفتند
خب چی، ما هم هفته پیش رفتیم
وارواتوس موافقه
باید هرچی کار داریم کنار بزاریم
و باهمدیگه این سفینه رو تعمیر کنیم
مرسی وارواتوس، من
نمیتونیم آماده شدن برای جنگ رو کنار بزاریم
موراندو هر لحظه ممکنه بیاد
من با آجا موافقم
فقط چون قبول نمیکنی با وارواتوس موافقت کنی
برای یه بار، باهات موافقم
فرماندهان لطفا، من به شدت توصیه میکنم باهمدیگه کار کنید
شاید بهتر باشه جدا بشیم جداگونه، سریعتر کار می کنیم
عالیه تفرقه بنداز و حکومت کن
سرورانم، اگه فقط یه لحظه به من گوش بدید
میرم به استوارت سر بزنم
ببینم کاری از دستش بر میاد یا نه
زادرا، آجا رو ببر بیرون به تعلیماتش ادامه بده
و وارواتوس دقیقا باید چیکار کنه؟
ظاهرا لوگ باید به یه پیاده روی بعدازظهر بره
برخلاف نهایت تلاشم برای دور هم جمع کردن خانواده
خشم و ناامیدی به جداکردن ترون ها ادامه داد
پیاده روی با سگ
حالا یادت باشه
این اومن ها باید با نهایت دقت ساخته بشن
عجله نکنید
قربان
پیغامی از طرف محققان کهکشانی داری؟
همونطور که شاه موراندو تقاضا کرد
دارند همه متن های باستانی رو مطالعه میکنند
تا اطلاعاتی از این زمین به دست آورند
هسته گیلن
افسانه ها درست میگن
میتونم یه گزارش برای شاه آماده کنم؟
نه نه من انجامش میدم
- مطمئنید، قربان؟ - آره
این اطلاعات بین ما میمونه
اولش فکر کردم که
خل و چل شدم که هذیون میگم
نه اینکه همیشه خل و چل باشم
همینجوری خل شدم
این موجود قاعدتا مال این طرفا نیست
و همین، اونو خطرناک میکنه
هیچکس هیچی ندیده
حتی اگه هم دیده باشند، اقرار نمیکنند
رستوران و مدرسه رو چک کردم
کسی هیچی نمیگه
داره این طرف و اون طرف شهر میره
چون دنبال یه چیزی هست
چی مثلا؟
هیچی چیزی ارتباط با این تشعشعات رو نداره
هیچی به جز
سیم های برق
همونطور که سرهنگ و سرباز به دنبال دلیل
حوادث اخیر شهر بودند، سرورهای من هم مال خودشونو ایجاد کردند
میشه دیگه ندوئیم
و برگردیم به تعلیم دادن جنگاوری من؟
من به تعلیمات وارواتوس خائن اعتمادی ندارم
باید از مقدمات شروع کنیم
بعد از اینکه توی اون ماهر شدی
بعدش میتونیم بریم سراغ تعلیمات پیشرفته
من خیلی زود یاد میگیرم
تف توش
- حق با تو بود - توی نبرد
مبارز باید آماده باشه تا خودشو نجات بده
همراهان تو شاید بهت خیانت کنند
و مجبور بشی تنهایی بجنگی
ما دیگه درباره میدان جنگ صحبت نمی کنیم، مگه نه؟
- سکلوس و گیلن - این فقط یه اتصال برقه
اون چیز مثل یه موجود برقی بود
اونا الکتریسیته رو دستکاری میکنند و از طریق اون جابجا میشن
تیلون فالانکس با یکیشون جنگید
تمام جوخه از بین رفتند
منظورت اینه جزغاله شد
باید جلوشو بگیریم قبل از اینکه کسی صدمه ببینه
نه. ما باید برگردیم به خونه
و مطمئن بشیم که سفینه مادر سالمه
شاهزاده آجا
همیشه توی فرار کردن خوب بود
سرور جوان من گذاشت که بی طاقتی و غرورش اونو راهنمایی کنه
و همونطور که میترسیدم مستقیم به دل خطر بره
توبی؟ اینجا چیکار میکنی؟
- یه جایزهبگیر اینجاست - آره میدونم
و شما هم میدونستید اگه تماس منو قطع نمی کردید
فهمیدم به عنوان محافظ آرکیدیا
یه نفر باید به دنبال این یارو میرفت
توبی، فرار کن
- عقب وایسا - آجا صبرکن
- این عررربده هست - نیازی نیست جیغ بزنی، توبی
- ازت محافظت میکنم - من جیغ نمیزنم
- اسم اون عررربده هست - من مراقب وینگمن هستم
نه، اون آجائه. رفیقمه
همه دست از محافظت من بردارید
من یه محافظم! من یه محافظم
اوکی، شرمنده که خواستم بکشمت
عربده، درست گفتم؟
با 3تا ر باید بگی
من آجا تررون هستم. 2تا ر داره
تو یه موجود خارق العاده هستی
- مرسی - چاق سلامتی بسه
حالا که دیگه همدیگه رو نمی کشیم
آجا
تررون
شاید بهتره سعی کنیم اونو بکشیم
تو کی هستی؟
کس خاصی نیستم، برعکس تو
ارزش تو میلیاردها هست
ناموسا؟
- عقب وایسید. اون دنبال منه - و منم برای کمک اینجام
No comments yet. Be the first to leave one.