The first 200 lines.
زنبورا؟
نمیدونستم قانون گذار اینقدر عاشق عسله
!آروید
!صبرکن
!نرو اونجا
شاید بهتر باشه من خودمو قربانی کنم و اول برم تو
ممکنه اون تو زخمی بشی
خب؟
یا شایدم زخمی نشی میدونی. من که تا حالا اونجا نبودم
اینجا چه اتفاقی افتاده؟
قانون گذار؟ !قانون گذار
!قانون گذار
من حتی اسم واقعیشم نمیدونم همیشه قانون گذار صداش میزدم
شما اینجا چیکار می کنین؟
اون برام مثه
یه هم روستایی بود
پس مهمه که در آخرین لحظاتش اینجا باشم
...خائن
...خائن
آره. خواب
در آرامش بخواب
...خیانت
خیالت؟ خیالت جمع باشه.ما هستیم
- داره میگه خیانت مگه نه؟ - نه. خیالت
...کار اور
من پیشقدم شدم و انجامش دادم
تا شما مجبور نباشین مسئوليتشو بعهده بگیرین
خودمو فدای گروه کردم
این قضیه منو تا آخر عمر رها نمی کنه ولی من اونو از درد و رنج خلاصش کردم
و اونو به آرامش ابدی فرستادم
بهشت یک ستاره جدید نصیبش شد
!صبرکن. صبرکن
مثه اینکه یه چیزی تو دستش بوده
موندم این چیه که اینقدر براش مهم بوده
بدش من
شاید چیزی نوشته؟ شاید آخرین کلمات؟
حرف قانون گذار قانونه
پس هرچی که نوشته خیلی مهمه
"امروز روزه هیجان انگیزیه"
من یه دسته زنبور رو"
"تو کلبه م آزاد کردم
تا ببینم آیا هنوزم بهشون"
"آلرژی دارم
واو
واسه کسیکه یه همچین آلرژی داره کاره عجیبیه
میدونی. آدما با هم فرق می کنن بعضیا همش میخوان خودشونو به چالش بکشن
آزمایش کنن
اگه اتفاقی واسم افتاد"
دستور میدم که
قانون گذار بعدیه نورهیم
مردی باشه
با تواناییه ذهنیه
"فوق العاده
"روفوس اهل روم"
چی؟
...خب
من متوجه شدم"
بی عدالتیه بزرگی
رو درحق اورم
"انجام دادم
درسته
اخرین فرمانم اینه که اورم"
"دیگه برده نباشه
!اوه یا تور. این دیوونگیه
به این جنازه اهانت نکن. رگنار
اینا وصایای قابل احترام ترین فرد تو نورهیمه
- فصل الخطابه - بله. متأسفانه
بنظرم یه چیزه دیگه هم نوشته
اورم همچنین به تمام"
"مناصب اجتماعیش برگرده
...خب آروید. فریا
...رگنار
مثه اینکه ورق دوباره برگشت
- ورق برگشت؟ - آره
خب. شاید کامل برنگشته باشه ...اما شاید
ورق کمی زاویه ش
تغییر کرده باشه
خب. لااقلش اینه که من یه مرد آزادم
و فریا. فکر کنم معنیش اینه که ما دوباره زن و شوهریم
- چی؟ - نه! فراموشش کن. نه. نه
روفوس در این مورد قانون چی میگه؟
تو الآن قانون گذاری پس حرفت قانونه
ممنون. بهش یه نگاهی می کنم تا بتونم تصمیم مناسبی ارائه كنم
براساس منابع مرتبط قانونی
خوبه
دسته موشا
سلام. دوستان درست وقته شام
- ما فقط اومدیم چیز میزامونو جمع کنیم - هاه؟
و به اطلاعتون برسونیم که که ما حالا مافوق انسانیم
و شما هنوز مادون انسانین
من یه مرد آزادم و روفوس قانون گذاره جدیده
!واو. این عالیه تبریک میگم
!دستتو بکش
دسته کثیفتو
دستمو بکشم؟ حالا دیگه اینجوری باهام برخورد می کنی؟
بله. همینطوره
و از حالا به بعد هیچ رفاقتی درکار نخواهد بود
درواقع. از حالا من قدرتمندترین شخص در این روستام
و من دوباره رییس میشم و وقتی این اتفاق افتاد
!روفوس قراره ما رو به روم ببره
اورم؟
!دهنتو ببند
تو نباید نقشه هامونو به اودین یا هیچ کس دیگه ای بگی
این اولین قانونه
معذرت. من فقط یکم جوگیر شدم
- ...آره. اما - آره
- دهنتو ببند - خفه
اورم قرار نیست رییس بشه
ما رییس فوق العاده ای بنام آروید داریم
و ما به براندازیش فکر نمی کنیم
و ما التزام قلبیه خودمونو به آروید
اعلام می کنیم
اما فکر نکنین من یادم رفته
که چطور منو طرد کردین
!زمستان به سراغه شما سه نفر دارد می آید
زمستان میبارد. شاید؟ نه. زمستان دارد می آید
!زمستان دارد می آید
زمانش رسیده تا بطور رسمی قانون گذار جدید رو منصوب کنیم
بله. سؤالی هست؟
من تنها کسیم که این بنظرش عجیب میاد؟
منظورت چیه؟
اینکه قانون گذار آخرین خواسته هاشو مینویسه
و بعدش یهو میمیره
منظورم اینه که انگار این وسط یه جنایتی اتفاق افتاده
اگه اینطوره. جنایت کاملا خسته کننده و پیش پاافتاده ای میشد
چون خیلی معمولیه
عادیه
نه. اینطور نیست اورم خیلی مشکوکه
هیلدور. این برنامه اودین بوده
و عسلم. خیلی بهتر میشد
اگه تو واسه اتفاقی که افتاده خوشحال باشی
بجای اینکه تو گذشته زندگی کنی این برازنده تو نیست
عزیزدلم. اگه تو توی گذشته زندگی نمیکردی
و سعی نمیکردی به همه چیز گیر بدی و سؤال كنی
خیلی جذابتر میشدی
ولی تو حالا داری همه چیزو خراب می کنی این ناراحت کنندست
واقعا موقعیته ناراحت کننده ایه
عجیب نیست که هنوز مجرد موندی
هیشکی نمیخواد دوروبر یه آدمه فوضول باشه
خب
یکی باید اینو بهش میگفت. درسته؟
کلاهه قانون گذار
کلاهه بااهمیتیه
پس امیدوارم برای تو شأن ومنزلت بهمراه آورد
من بدین وسیله روفوس را
!بعنوان قانون گذار جدیده نورهیم معرفی می کنم
اولین کاریکه براساس اختیارات قانون گذاری و قضایی انجام میدم
اینه که پوشیدنه کلاهه قانون گذاری رو برای قانون گذار اختیاری می کنم
مخصوصا اگه کلاه پر از شپش و حشره باشه
و قانون گذار سابق باید مراسم تدفینی
متناسب با شأن و رتبه ش داشته باشه
از هیچ چیز مظایقه نمی کنیم
هرکسی باید
مهمترین داراییش رو بده تا بهمراه اون به والهالا فرستاده بشه
پس...چیزی رو بدید که افسوسشو بخورین
میدونی تو وستفولد
دارن کشتیها رو دفن میکنن
هاه؟
آره. اونا کل کشتی رو
پر از چیزای باارزش دفن می کنن
میدونی. کشتی بااهمیت ترین
داراییه ماست
و احتمالا بیشتر از هر چیزی افسوسشو میخوریم
آره. من فکر می کنم ما بعنوان وایکینگ
بدونه کشتیه وایکینگی کلک و پرامون میریزه
این واقعا واسه هممون افتضاح میشه ولی تو گفتی چیزیو بدیم که افسوسشو بخوریم
پس شاید باید همینکارو بکنیم؟
کشتی نباید دفن بشه این برای یادبود افراد نخبه ست
رئسا
و هنرمندان
روفوس؟
تصمیمت درمورد کشتی عالی بود
کونمون پاره میشد تا یه نوشو بسازیم
بله. تصمیم درست و خردمندانه ای بود
فقط امیدوارم قانون گذار درموردت درست گفته باشه
میدونم که با هم اختلاف نظرهایی داشتیم
فقط میخوام همشو فراموش کنیم و بهترین نتیجه رو بگیریم
کاملا. آروید ما قراره بهترین نتیجه رو بگیریم. کاملا
عالیه میدونی چیه؟
من حس خوبی نصبت بهش دارم
فکر کنم تو ومن میتونیم تیم خوبی بشیم
...یه چیزی رو درمورد من میدونی آروید
بدنم چوب حکاکیه منه و خالکوبیام حماسه منن
جدا؟ باحاله
:همونطور که من همیشه میگم
یه مرد با خالکوبی بهم نشون بده و من یه مرد با یه داستان جالب نشونت میدم
ولی اینروزا همه خالکوبی دارن
پس این یعنی همه یه داستان جالب دارن؟
,خب درمورد من من مثه یه پرده نقاشی از تجربیاتم هستم
داستان من در پس خطوط و سایه ها چاپ شده
,و میتونی اینو از روی دستام ,شونه هام
پشتم. شکمم و حتی پاهام بخونی
خب داستان اون خطها چیه؟
اینا؟ اینا منو یاد زنایی که داشتم میندازن
چی؟
- !این که خیلی زیاده - آره. زیادن
منظورم اینه که این میتونه شامل هر زنی
تا 20 مایلی اینجا بشه
آره. اما با همشون فیزیکی رابطه نداشتم. آروید
با دوتاشون فیزیکی بوده
No comments yet. Be the first to leave one.