Wolf King

Wolf King

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Wolf King S02E01 The Wolf in Waiting 720p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 1 Wolf King 2025 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-12-04
Downloads: 19
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 115 lines.

قربان... - هوم.

بعد از محاصره، ذخایرمون خیلی کم شده.

نکنه تو هم داری به فرار فکر می‌کنی، مثل اون گرگ؟

فرار؟ از قلعه‌ی خودم؟

یادت می‌ره، ونمورتن، من پلان‌های دیگه‌ای هم دارم.

لوکاس هنوز آزاده و خبرش حتماً تا الان به دوستامون تو جنوب رسیده.

دشمنام می‌تونن تاج منو بگیرن...

...وقتی که اونو از چنگال‌های سرد و مرده‌م دربیارن!

اوه. هوم.

از شاه آینده خبری نیست؟

نه. من سعی می‌کنم درو رو راهنمایی کنم، بهش نشون بدم چطور حکمرانی کنه،

ولی اون پسر باباشه.

بعضی‌ها فقط نمی‌دونن کِی باید کوتاه بیان، نه؟

بذار هرچی می‌خواد غرّش کنه. اون جایی نمیره. فکر می‌کردم ممکنه اینجا پیدات کنم.

وقتی همه‌ی شیرها از اینجا برن، منم خوشحال‌تر میشم.

اگه اصلاً نیروی شیری تو "های‌کلیف" باقی مونده باشه،

افراد من گیرشون میارن.

باید بری به جلسه‌ی شورات.

آره. اصلاً دلم نمی‌خواد از دستش بدم.

وایستا، دزد! - چی؟

درو؟

اون با شیرهاست!

ما واسه اون کار سرباز داریم.

هنوز وقت دارم.

اوه! دیرم شد!

صبر کن!

ترنت؟

ترنت!

ترنت! صبر کن!

ترنت! - ترنت؟ ترنت کیه؟ ولم کن!

عقب وایسین، اعلیحضرت! ما از پسش برمیایم!

دوباره که نه!

همینه. روباه رو در آغوش بگیر، گرچن.

نمیتونم!

یالا، فقط بذار اون هیولا-- وای!

این شد یه چیزی!

وای، گرچن از کی پنجه داشت؟

از وقتی ازم خواست بهش نشون بدم چطور از قدرت‌های گرگیش استفاده کنه.

می‌خواد از خودش محافظت کنه. به بابام نگو.

نگران نباش. اونقدر سرش با نصیحت کردن من گرمه.

صبح بخیر به جوان‌ترین لرد چنسلر تاریخ وست‌لند.

هنوز باورم نمیشه اون عنوان رو بهم دادی.

چرا؟ جونمو بهت می‌سپرم.

ورلرد‌های عاقل‌تر و مسن‌تری بودن که انتظار این افتخار رو داشتن.

دوک برگان، مثلاً.

هردوشون دیر کردن.

و یه لرد چنسلر واقعاً باید حواسش بیشتر می‌بود.

ما که پله هم داریم، می‌دونی.

آره، دیرم شده بود. مجبور شدم یه سرباز شیر رو بگیرم.

چند بار بهت گفتم که از دردسر دور بمونی؟

هردوتون.

آه، ببخشید، دوک برگان.

تو باید اینجا بالا باشی و حکمرانی کنی، نه اینکه اون پایین گلاویز بشی.

اما لئوپولد هنوز داره اطراف قلعه پرسه می‌زنه.

و لوکاس اون بیرونه... یه جایی.

لوکاس رو فراموش نکردم. من هم مادرشم.

ببخشید، اعلی‌حضر... اوه... مادر.

فقط اینکه، آروم نمی‌گیرم تا وقتی که مطمئن شم شهر امنه.

پس بذار نگهبانان شهر کارشون رو بکنن. وظیفت رو فراموش نکن.

درو، مردم تازه پادشاه گرگشون رو پس گرفتن.

اونا حداقل می‌خوان تا تاج‌گذاریت زنده بمونی.

خب، چه سرگرمی‌هایی برای پادشاه جوانمون در نظر گرفتیم؟

پیمان‌هایی که باید امضا بشن،

برای تضمین وفاداری گرگ‌ارباب‌ها در سراسر هفت قلمرو.

منفرد، باید روی تعریفت از تفریح کار کنی.

اعلیحضرت، همه چیز روبه‌راهه؟

آه، لئوپولد.

تا وقتی که شیر به تاج و تخت چسبیده، درو هنوز پادشاه ما نیست.

همه باید هوشیار باشیم.

کی می‌دونه تهدید بعدی از کجا میاد؟

ناوگان رو آماده کنین.

اوه، همینه، والاحضرت. درنده! شاید یه زوزه کوچیک هم؟

یادم بنداز چرا این کار فکر خوبیه.

اولین پرتره‌ت خیلی مهمه.

گیر انداختن لوکاس موضوع مهمیه.

این فقط یه حواس‌پرتیه. - اوه، عالیه!

درو، باید یاد بگیری چطور کارها رو واگذار کنی. اون وقت می‌تونی روی وظیفه اصلیت تمرکز کنی.

قلمرو رو ثبات بدی. یه ملکه پیدا کنی.

یه ملکه؟

مردم انتظار دارن ازدواج کنی.

به این زودی؟

یادمه پدرت هم یه کم ناز می‌کرد.

ولی ما شاد بودیم.

گرچن گزینه خوبیه.

گرچن؟ - مردم خیلی دوستش دارن.

منم نظری دارم؟

اول وظیفه.

بازم اون حرف.

آخی. شیر چوبی ترسناک رو شکست دادی؟ - خیلی قهرمانانه بود!

بذاریم به حال خودشون باشن.

می‌خوای یه کم دیگه تمرین کنیم؟ - اِم... در واقع، گرچن...

من... داشتم... می‌خواستم بپرسم...

اِم، درو داشت می‌پرسید که دوست داری باهاش یه گشتی بزنی؟

درسته، درسته. یه گشتی.

یه چیزی هست که باید ازت بپرسم.

پدرم اجازه نمیده.

اِم، اون نمی‌خواد تو تو شهر پرسه بزنی.

برای همین باید تو دخالت کنی، هکتور.

می‌بینی؟ دارم بهت اختیار میدم.

وحشی شو!

خب...

آه، باشه.

درسته، رفیق؟

صبر کن. این خیلی سنگینه. مطمئن نیستم بتونم... نگهش دارم.

خب، کجا دوست داری بریم؟ - نمی‌دونم. تو بهتر از من اینجا رو می‌شناسی.

اوه! صبح بخیر، اعلیحضرت. - هوم؟

می‌دونی، اجازه داری به مردم سلام کنی.

اونا که گاز نمی‌گیرن.

هنوز عجیبه. من با گوسفندها راحت‌ترم.

تو عجیب‌ترین پادشاهی می‌شی، ولی همین بهترت می‌کنه.

گل رز برای گل هدجمور. - اوه، چه قشنگ. ممنونم.

می‌بینی؟ جات تو پایتخته.

من نه.

منم همینطور. راستش نه. فقط به خاطر اینکه پدر و مادرم اینجا هستن.

اونا هستن؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left