Miraculous, les aventures de Ladybug et Chat Noir
The first 185 lines.
در طول روز،من مرینت
یه دختر ساده،با یه زندگی ساده
اما چیز هایی در مورد من وجود داره که هیچ کس نمیدونه
چون که من یه راز دارم
تولدت مبارک،اوه
تولدت مبارک
تولدت مبارک،ادرین
تولدت مبارک،ادرین
اوه پلاگ،این قطعه کثیفه
این پنیر کاممبر بریه،هان؟
اممممم
مرینت یادت نره ها
اتاقتو بعد مدرسه تمیز کنی
ماما،امروز جمعس
و الانم با آلیا قرار دارم
خوب،برو و بعدش اتاقو تمیز کن
اما منو سرزنش نکن که چرا اینطوری شده
ایمیلاتو میگم،اونا اطلاعات شخصی توئن،تو خیلی کثیفی
باشه،فهمیدم،فهمیدم
روز خوبی داشتی باشی،عزیزم
تولدت مبارک،امم منظورم اینه که روز بخیر
همم!؟
برنامت ادرین،ممنونم ناتالی
!هی،امم،پدرم برمیگرده پیشت
در مورد تولد من؟
خب،امم
او چیزی نمیدونه،ولی ایده ی خوبیه
نه البته
تولدت مبارک،ادرین
شخص،جدیه؟
پدر تو همیشه یه داونر بوده
حداقل تو فکر کن که اون،یادش بوده
هرچی که در مورد اون جِوون میدونی،بازم به مهمونی برو پسر
نه من بیش از حد مطمئنم که اون یه داونر بوده
خوب حداقل من سعی کردم
امروز تولدته پسر
تو میتونی،تو میتونی
من میتونم،من میتونم
میدونی چیه؟من خیلی بی مقدمه بهت گفتم
ذهنتو با این چیزا هدر نده
من نمی تونم،من نمی تونم
نه،تو میتونی دختر
تو از صبح به تاخیر انداختیش
حالا وقتشه
ها؟
هی
هی
وایسا،میدونی با دیدن این به چی فکر میکنم؟
نگو که امروز تولد ادرینه
اممم
میدونستم،باید به خودم اعتماد میکردم
به طور جدی،تو به درد چی میخوری؟///
ااا،من میخواسم،بهت یه هدیه بدم
منظورم یه هدیه بود
اره منظورم یه هدیس
تولدت مبارک،ادرین
اممم
بله،ممنون
میخوای یه هدیه بهت بدم
امم،نه،چی؟
حدس میزنم تعویض اون بچه ها خیی برات سنگین بوده
بنابراین،اونا مجبور به برگشت و کمک به یه مرد دیگن
اون تنبلا
من مطمئنم امشب اونا به تو میرسه
برگرد اونجا،خودتو نپوشون
دوباره
چی بهش گفتین؟
هیچی،همون چیزی که تو گفتی
و اون شگفت زده شد،و دیر هم نبود
امممممممم
اه.اه
بجنب،تو میتونی
هم،همپ
باید برم،به عکس شلیک کن
چرا من نمیتونم،حتی معنیشو بگم
امم،گفتن در موردش؟دقیقا
به نظر میرسه من باید از کسب و کارم مراقبت کنم
با ادرین مسن
این صندوق پستی تکون نمیخوره
حلقه ی زنگ در،شوخی میکنی؟
چرا ادرین باید جواب بده؟
بله؟
ام،من در کلاس ادرین هستم و...
امم،میخواستم یه چیزی بگم
...ام
بذارش تو جعبه
...او
ممنونم
اوه،امیدوارم خوشش بیاد،راستی امضاش کردی درسته؟
ها؟
دختر،دختر،دختر
اون کی بود ناتالی
یکی از دوستای ادرین
اون یه هدیه واسه تولدش داد
تو باید به یاد داشته باشه که از من دستور میگیری
ام...ام...ولی شما از من نپرسیدی
البته،میدونم
بله اقای گرست،ازش مراقبت میکنم
خوبه
اوو
اه
بله؟اه،سلام
یه لحظه اینجا صبر کنید
ادرین هنوز خونه نیومده
ام،من اومدم شمارو ببینم،آقا
من؟ بله درسته
ببینید،من میدونم که شما نمیخواهید ادرین،به مهمونی بیاد
ولی اون تولدشه،منظورم اینه که
همه اونو میخوان
نه،این آخرشه
اما اون هرگز در کلاس خراب کاری نکرده
اون همیشه به هرچی شما گفتید گوش کرده
شاخه ی عکس،شمشیربازی،چینی،پیانو
نینو،تو اینجایی؟
همه چیز برای من بهترینه پسر
نشون دادن بعضی از هیبت ها،،ام،منظورم آقاس
لطفا؟
فراموشش کن نینو،همه چی خوبه
گوش کن،مرد جوان
من همی چیزو برای پسرم تصمیم میگیرم
در واقع،فقط تصمیم تو،تصمیم بدی هست
و دیگه هیچ وقت نبینم به این خونه بیایی
حالا برو
پدر،اون فقط در تلاش برای انجام کاری برای بهترین دوستشه
خداحافظ
نینو،صبرکن
متاسفم،پدر من خیلی یه دندس
برای اون بهتره که من از اقامت خارج نشم
این عادلانه نیس ادرین
به هرحال ممنون،نینو
!!پدر لطفا
نه،هنوز وقت بازی نشده
تو هنوز کارات مونده
اوه،بزرگترا همیشه همه چیزو خراب میکنن
از جان گذشته برای کمک به دوست خود،اما احساس ناتوانی
چقد نا امید کننده
نمیخوام اون قبل از سرخوردگی به خشم تبدیل بشه
دور پرواز اکما و ایولایزه
شاهین شب پره منه و بابر در حال حاظر تو
من به شما به همراه این بزرگ سالان نفرت انگیز کمک خواهم کرد
و همه ی شما باید برگردید
کمک کنید به لیدی باگ و گربه سیاه
اره،شاهین شب پره
آزادی کامل بدون هیچ بزرگسالی
این خیلی عالیه
قلاب کردن
نه نه ،خارج شید
ها؟
کمک
بی نظیره
ادرین باید کادوی خودشو تا الان دیده باشه
چی گفتی؟
امم،من نمی تونم صبر کنم برای برگشتن به مدرسه
ها؟
ماما
مامااااااااااان
پدر،پدر پدرو مادرت
هاوک شب پره باید اونارو منتشر کرده باشه
من خیلی دوس دارم برای پیدا کردن...جدید ترین ای اس ای اپ
لکه های تیکی
و حالا،وقته مهمونیه
هی هی هی،امروز روز خوشانسیتونه،افراد کمی هستن
امروز مربی همه چیز رو خاموش کرده
تا بیشتر از اون لذت ببرید
بدون کار روز مره،بدون هیچ مشق شب،بدون هیچ آزار دهنده ای
فقط شادی،سرگرمی،سرگرمی،سرگرمی
این هدیه بالبر به شماس
نگران نباشید،پدر و مادرتون برمیگردن
من میرم اونو ببینم،شما از اونا مراقبت کن
اره،برو لیدی باگ
واو،ناهار تولدو یادم رفته بود
اره
ناتالی،پدر
اره،تولدت مبارک
هی،هی،هی،تولدت مبارک
حدس بزن چی شده؟بابا رفته
در حالی که گربه نیستش،موش بازی خواهی کرد
نینو؟
بالبر همه رو دور هم جمع کرده
برای یکا یکشونم هدف داره
دوستان
وقتشه،مهمونی رو شروع کنیم
دوستان
بجنبید بچه ها،من این مهمونی رو به ارمغان آوردم
بنابراین رقص یا هر کار دیگه ای بکنید،بزرگسالا تو آسمون هستن
No comments yet. Be the first to leave one.