Our Unwritten Seoul

Our Unwritten Seoul (미지의 서울)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Our Unwritten Seoul S01E11 At the End of the Sentence 720p NF WEB-DL AAC2 0 H 264-Kitsune
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 11 Our Unwritten Seoul 2025 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-12-06
Downloads: 16
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

سئول نانوشته ما

اگه نوشتن دادخواست براتون دردسره، می‌تونید فقط فرم رو امضا کنید و...

نه، نمی‌خوام بهتون فشار بیارم.

آره، ببخشید.

ممنونم بابتِ...

دوباره رد شدم.

چرا هر چی بیشتر تلاش می‌کنم، اوضاع بدتر میشه؟

این‌قدر تابلوئه که هیچ‌وقت تو دنیای واقعی کار نکردم؟

من حتی نمی‌تونم پشت تلفن آدم‌ها رو متقاعد کنم...

بس کن. معلومه که می‌تونی آدم‌ها رو متقاعد کنی.

تو حتی تونستی خانم سانگ-وول رو هم راضی کنی.

اون مال گذشته‌ست. شاید الان دیگه تواناییم رو از دست دادم.

می‌جی، این کاری نیست که هر کسی از پسش بربیاد.

تمام چیزایی که به دست آوردی، هنوز بخشی از وجود توئه.

این فقط یه رد شدنِ ساده بود.

به خودت شک نکن.

چشم، ای حکیم!

ای بابا...

یه ایمیل برام اومد.

چیزی هست...

که بخوای بعد از این همه انجام بدی؟

چی؟ چه سوال بی‌ربطیه.

ما حتی نتونستیم تولدت رو درست حسابی جشن بگیریم.

بریم یه جایی؟ یا چیزی هست که بخوای؟

اگه مجبور باشم چیزی انتخاب کنم...

جاش یه کم خالیه اینجا.

چترهای موهاته؟

ای بابا.

ولش کن.

امروزی که یه خورده بهتر از دیروز باشه.

اون امروزها قول فردایی رو می‌سازن.

قول اینکه فردا هم کنار هم باشیم...

اومدم واسه خودم و دوست‌دخترم حلقه بخرم.

این سایز حلقه‌شه.

...وقتی اوضاع حتی بهتر از امروز باشه.

مرغ

حلقه

سلام.

این خودخواهیه...

سلام؟

...که قول فردایی رو با هم بدیم...

وقتی حتی نمی‌دونم...

امروز چه اتفاقی برام میفته.

سلام؟

قسمت ۱۱ در انتهای جمله

رستوران رُزا - تابلوی روشن

رُز - جعبه اکریلیک؟ تابلوی نئون؟

متوجه نشدم منظورتون اینه که اینا رو دستی می‌کشید.

نه.

فقط می‌خواستم یه ایده‌ی کلی بهتون بدم، قبل از اینکه بفرستیمش به تابلوسازی.

کدوم رو بیشتر دوست داری؟

بذار فکر کنم.

باشه.

راستی، چرا تنهایی اینجایی؟ هوسو کجاست؟

یکی از آشناهاش فوت کرده. یادت نیست؟

فردا بعد از مراسم ختم برمی‌گرده.

فردا برمی‌گرده؟ خیلی وقت بود که رفته بود.

خیلی بهشون نزدیک بود؟

فرصت نکردم ازش بپرسم.

انقدر پریشون بود که حتی نمی‌تونست تلفنی حرف بزنه.

وای...

می‌خواستم بهش خرچنگ طعم‌دار شده بدم.

چی؟ خرچنگ طعم‌دار شده؟

پس من چی؟

سهم تو رو دیروز دادم.

ولی تقریباً تمومش کردم.

ای بابا! من حتی طرح تابلوی برات کشیدم.

فکر کردم هوسو که آخرش اینا رو باهات شریک میشه،

برای دو نفر درست کردم.

ولی این سنگینه ها. صبر کنم هوسو برگرده؟

نه، خودم می‌برم.

سر راهم وقتی می‌رم خونه، می‌ذارمش خونه‌اش.

یادت نره بذاریش تو یخچال.

همه‌اش رو تنهایی نخوری.

چشم.

- فرد مورد نظر شما... - چرا گوشی رو برنمی‌داره؟

چی؟

هوسو.

کی برگشتی؟ گفتی فردا برمی‌گردی.

کارا زودتر از انتظار تموم شد.

خب! باید بهم زنگ می‌زدی!

زنگ زدم بهت و تو حتی گوشی رو بر نداشتی.

راستی، رمزت رو عوض کردی؟

چیه؟

کسی توئه؟

نه، کسی تو نیست.

فقط اینکه امروز...

بازم که مریضی.

نه، اینجوری نیست.

به من دروغ نگو.

صورتت یه چیز دیگه می‌گه.

کی فوت کرده؟ انگار از پا افتادی.

دارو خوردی؟

بذار ببینم تب داری.

فقط یه کم خسته‌ام.

فردا همو ببینیم.

باشه.

خب، پس...

ولی این...

این دیگه چیه؟

باشه، اینو خودم تنهایی می‌خورم.

من...

باید سریع این تماسو جواب بدم.

باشه.

آقا، لطفا منو ببرید بیمارستان HNU.

این تاکسی داره میره اینچئون.

بیمارستان HNU، لطفا.

همین الان بهتون گفتم که این تاکسی داره میره اینچئون.

من اون سمت نمیرم.

لطفا فقط پیاده شید.

قلب.

انسان.

اقیانوس.

تزریق استروئید داخل پرده گوش، درمان با دوز بالا

آقای لی هو-سو.

گوش، حلق و بینی

آقای لی هو-سو اینجا هستن؟

- شما آقای لی هو-سو هستید؟ - بله.

شما دچار کم‌شنوایی حسی-عصبی ناگهانی شدید.

فعلاً برای چند روز تزریق استروئید داخل پرده گوش رو امتحان می‌کنیم.

اگه بهتر شدین، دوباره بررسی می‌کنیم.

برای کم‌شنوایی ناگهانی، پیش‌آگهی معمولا سه دسته داره.

شنوایی‌تون ممکنه بهتر شه، همینجوری بمونه یا برای همیشه از بین بره.

ولی همونطور که اینجا می‌بینید،

وضعیت‌تون خیلی خوب نیست.

با توجه به دوز بالای تزریق،

انتظار داشتم حداقل هشتاد درصد شنوایی‌تون برگرده.

پس...

از بین اون سه تا احتمال...

سخته بگیم که شنوایی‌تون همینجوری می‌مونه

یا تو این مرحله بدتر میشه.

احتمالش هست که معجزه‌آسا بهتر شه،

اما شنوایی‌تون تو همه فرکانس‌ها پایین اومده.

پس بهبودی کامل بعیده.

پس...

الان باید چیکار کنم؟

خب،

شما حداقل مقداری از شنوایی‌تون رو به دست آوردید،

پس فعلاً ویزیت‌های سرپایی رو ادامه می‌دیم و پیشرفت‌تون رو تحت نظر می‌گیریم.

یعنی میگید هیچ کاری نکنم؟

وقتی که نه علت رو می‌دونیم، نه اینکه بهتر میشه یا بدتر؟

اگه شنوایی این گوشم رو هم کلاً از دست بدم چی؟

خب، سمعک یا کاشت حلزون هم میشه در نظر گرفت،

ولی اینا فقط در صورتیه که وضعیت خیلی بدتر بشه.

یعنی هیچ کاری نمیتونم بکنم...

تا وقتی که وضعیت بدتر شه؟

تزریق استروئید با دوز بالا

چیزی که مهم‌تر از داروها یا تزریقاته اینه که...

آرامش‌تون رو حفظ کنید و از نظر روحی باثبات باشید.

باید خودتون رو آماده کنید و برای بدترین حالت ممکن آماده باشید.

هوسو.

کی برگشتی؟ گفتی فردا میای.

کارها زودتر از برنامه تموم شد.

آخه! پس باید زنگ می‌زدی بهم!

زنگ زدم بهت ولی اصلاً جواب ندادی.

فقط یه کم خسته‌ام.

فردا همو ببینیم.

ولی این...

ته‌ایی، مدارکی که خواستم رو داری؟

- الان واقعاً لازمشون دارم. - دارم به ترتیب انجامشون میدم.

ولی...

این دیگه چیه؟

آقای شین گیونگ-مین کجاست؟

اینجام. شما کی هستین؟

ما از کمیسیون تجارت عادلانه هستیم.

داریم پرونده ساخت و ساز سیهان رو بررسی می‌کنیم، پس لطفاً همکاری کنید.

ببخشید؟

از این طرف بیاید، و کامپیوتر رو هم بردارید.

تحقیق در مورد تخلفات قوانین ضد انحصار و تجارت عادلانه

صبر کنید. اونو دست نزنید. وایسا. اون...

وایسا. صبر کنید.

رفتار ترجیحی ادعایی KFMC با شرکت ساخت و ساز سیهان

شین گیونگ-مین

این همه سر و صدا راه انداختی چون نتونستی یه رستوران بخری.

حالا می‌خوای چی کار کنی؟ حتی یه مقاله هم منتشر کردن.

با مطبوعات تماس می‌گیرم و ازشون می‌خوام که تصحیح کنن--

چه فایده‌ای داره؟ ضرر که زده شده!

واسه همین مشخصاً ازت خواستم که این کارو تا جایی که میشه بی‌سروصدا انجام بدی!

متاسفم، قربان.

ولی تا الان فقط یه مقاله‌ست.

اگه مطبوعات رو مدیریت کنیم--

دفعه قبل،

گفتی فقط یه پست ناشناس بود، و خودت حلش می‌کنی.

چطور می‌خوای مسئولیت اینو به عهده بگیری؟ اصلاً توانایی انجام این کارو داری؟

وای خدای من.

وای، چرا جواب نمی‌دادی؟

مقاله رو دیدی؟ تو صفحه اصلیه.

تو جلسه بودم.

آره، سر راه که میومدم سر کار خوندمش.

حالا که مقاله منتشر شده،

دیگه نمیشه همینجوری سرپوش بذارن روش.

ممنون.

واسه چی؟ من که ننوشتمش.

تو منو به خبرنگار معرفی کردی و در مورد همه چیز بهم مشورت دادی.

من تنهایی نمی‌تونستم این کارو بکنم.

تو خودت هم خوب از پسش برمیومدی.

من فقط کارها رو سرعت دادم

تا شریک کاری‌ام زودتر بتونه برگرده اینجا.

من کاری نکردم.

این درست نیست. ممنون. جدی می‌گم.

Our Unwritten Seoul subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left