The first 200 lines.
...آنچه گذشت
.هورس گیلدر
.از وزارت دفاع
.تو یه آدم بدی - الان ذهنم رو خوندی؟ -
حالا وقت القای ارتباط .تلپاتیکه
.بلند شو، وینستون
.من یه نابغهام - من در معرض -
.خون کارتر قرار گرفتم
باورم نمیشه گذاشتی
وضع الیزابت .اونقدر بد بشه
.میتونی برش گردونی - با دادن -
ویروس بهش؟
چه حسی داری به اینکه
از اینجا بریم بیرون؟
نقشهای داری؟
.توصیه میکنم فرار کنی
!فرار کن
.الان اونکار رو کردی - .آره -
.پروتکلها در حال اجرا میباشند...
.پروژهی نوح قرنطینه شده
.لعنتی
.هی
،هی، هی .آروم باش
.چیزی نیست
.من اینجام
.اون جیغ
چطوری اونکار رو کردی؟
.نمیدونم
.یهویی شد - .باشه -
ولگست، اون داخلی؟
!آره .آره، اینجا هستیم
آسانسور گیر کرده، و .نمیتونم راه بندازمش
.یه لحظه بهم وقت بده
.هی .آروم باش
باشه، گوش کن. باید .بهت یه چیزی رو توضیح بدم
.کتابم - ...میدونم. عزیزدلم -
.نه، نه، نه، کتابم .نباید جا میذاشتمش
.نمیخوام از دستش بدم
.باشه، این مهمتره
...کاری که اون عقب انجام دادی .محشر بود
.جونم رو نجات دادی
ولی نباید به کسی بگی .میتونی چه کار بکنی
ذهنخوانی یا ،جیغ دیوانهوار
.هیچکدومشون رو .به این مردم اعتماد ندارم
قول میدی؟
.فقط کتابم رو میخوام
.برو عقب، عقب
حالش خوبه؟ - .خوبه -
اون موجود هنوز اون بیرونه؟
نه واسه مدت زیادی. الان داریم .ردش رو میگیریم
.بیاید به اتاق امن ببریمشون
.جوناس
چم شده بود؟
.بیمار بودی
.فکر نکنم دیگه بیمار باشم
.نه
.نه، منم فکر نمیکنم باشی
.دلم برات تنگ شده بود
.منم همینطور
.دکتر پت
.خیلی متأسفم
.چه آشوبی
فقط همین رو میتونی بگی؟ .اینها همه تقصیر توئه
جدی؟ من فقط بودجهی این پروژه رو .صادر کردم
.شما این هیولاها رو ساختید
بهت هشدار دادم که .مبتلاشدهها خطرناک هستن
بهت گفتم که .درکشون نمیکنیم
حالا میتونیم موافقت کنیم که باید اینجا رو تخته کنیم؟
.نه .نمیتونیم
،سرگرد سایکس تو در دفترم نشستی
و عملاً گریهات گرفت وقتی کار رو .بهت پیشنهاد کردیم
حالا، واسه اولین بار بعد از سه سال، بالأخره دارم یه
چیز باارزش میبینم که ،از این شهر عجایب حاصل شده
پس قراره ببینیم .کار به کجا کشیده میشه
میزان تلفات آزارت نمیده؟
این حد و مرز اخلاقی ریاکارانهای که یهو بهش پایبند شدی؟
.دست بردار سه ساله داشتی
.روی انسانها آزمایش میکردی
و اگه وینستون ،نیمی از کلرادو رو بخوره
.تقصیرش گردن تو و دکتر لیر هست
پروژهی نوح شش ماه قبل
.همه چیز به نظر عالی میاد، شانا
از تمام حالاتت .راضی هستم
سؤالی ازم نداری؟
سؤال که نیست بیشتر .یه مشاهده است
.اینجا حوصله سر بره
.اعدامی بودن هیجانانگیزتر بود
خب، یه کتاب سودوکو .و پازل جیگساو داریم
.به نظر عالیه
اگه همچنین یه اسلحه برام بیاری
.تا بتونم به سرم شلیک کنم
چه کاری ازمون ساخته است، شانا؟
یه فیلم ترسناک چطوره؟
لطفاً؟
،به معنای واقعی کلمه .رفیق صمیمیم شده این
چه فیلم ترسناکی؟
.سورپرایزم کن
خب، تنها فیلم ترسناکی که من تو عمرم دیدم
.هنوز میدونم تابستون گذشته چیکار کردیه
.باشه، تظاهر میکنم نشنیدم
این زندگی عجیب و منزویای که داشتی رو متوجه نمیشم
که توش واقعاً هیچی ندیدی .یا نشنیدی
.تو من رو نمیشناسی - ،دلیلش چیه -
دکتر همه چیز زندگیم یه رازه؟
یه فیلم ترسناک میخوای؟
.باشه .ببینم چه کاری ازم ساخته است
.پیتزا هم بدک نیست - .لگد به بختت نزن
خانوم؟
خانوم؟
.طبقهی بالا لازمتون دارن
،جواب مثبته، قربان ...صحیحه
.کتابم رو میخوام - ...من -
،میدونم، عزیزم ولی الان وقت نداریم
.دنبالش بگردیم
.وینستون از محوطه خارج شده
تراشهی ردیاب رو از گردنش .در آورده
.نزدیک حصار پیداش کردن
.میتونه هرجایی باشه
،ریچاردز .باید محارش کنیم
اگه وینستون به یه منطقهی
،با تراکم جمعیتی برسه .پایان کاره
باخبرم. پهپادها نمیتونن ...به سایبانها نفوذ کنن
ببینید میشه با ماهواره .پیداش کرد یا نه
فکر کنم دارم چیزی که وینستون میبینه رو .میبینم
.اِیمی، نه. ساکت باش
ایِمی، موقعیت وینستون رو میدونی؟
.اون درگیر این قضیه نمیشه
اِیمی، داری میگی میتونی ذهنش رو بخونی؟
.باورنکردنیه
دقیقاً میتونی چی ببینی؟
.چراغها .نور ماشینهایی که رد میشن
!میدونستم !میتونه انجامش بده
.شاید وینستون نزدیک یه بزرگراهه
.میتونه 145 باشه - .باشه -
،خب، پس، باید بریم اونجا .و باید اِیمی رو همراهمون ببریم
نه، قرار نیست یه دختر کوچولو رو ببرید دنبال یه کابوسی
.که شما ساختیدش - .میتونم کمک کنم -
.دیدی قبلاً چیکار کردم - .نه -
.میتونم پیداش کنم
به تمام افرادی .که ممکنه صدمه ببینن فکر کن
.اگه اون میاد، منم میام
نظرت چیه، اِیمی؟ عیبی نداره بیاد؟
.آره - .باشه پس -
،میتونه بیاد .ولی تو با من میای
.بریم
!بریم
کلارک؟
.مراقب اِیمی باش
.و مراقب باش
.خواهم بود
.جدی میگم
وقتی دعوامون شده .نری بمیری
.همیشه دعواهام رو تموم میکنم
چه خبره؟
.اینجا بمون
گـذرگـاه
ترجمه از: مـریـم ، امیـرعلـی illusion , careless whisper
.اطراف رو احاطه کنید .اونجا یه راهبند میذاریم
.قوانین اینها هستن
کل مدت میچسبی به خودم، باشه؟
،اگه بازم از اون لحظههای آنی داشتی ،اول به من میگی
.نه گیلدر
.اون یارو آدم خوبی نیست
.و این مهمه
،حتی وقتی اوضاع ترسناک شد آروم میمونی، باشه؟
.کلی قانون گفتی
،قربان
.یه جسد دیگه اینجاست
.عقب بمون. عقب بمون - ،خب، همین الان گفتی -
.بهت بچسبم
!آره، و حالا میگم عقب بمونی .فقط به حرفهام گوش کن
.گوش میدم
،اعتراف میکنم .قاتل کارآمدیه
میشه راحت بگیم خونآشام؟
،باشه .منطقه رو ایمن کنید
کسی دیگه تو ماشین بوده؟
.حرومزاده
این چه کوفتیه؟
داشتید لایلا رو به اینجا میآوردید؟
.اون مشکلساز بود
هرگز نباید .پای اون رو به قضیه باز میکردی
.حرومزاده
قراره مسئول چه میزان خسارت باشی؟
.عیبی نداره .ولش کن
،به خدا قسم ...اگه بلایی سر لایلا بیاد
میکشیم؟
به صورتم شلیک کنی؟ .باشه
من تصمیم گرفتم که ،پای اون رو به این قضیه باز کنم
.و اون بیگناهه
.نه، نیست
،داریم دنبال وینستون میگردیم ،مأمور
.نه زنت
.الان یه چیزی دیدم
مگه نگفتم قبلش با من حرف بزن؟
چی دیدی، اِیمی؟
.جنگل. یه کابین .یه خانوم
.جنگل، کابین و یه خانوم
میتونی چیز بیشتری بگی؟
.این طرفیه
.زودباشید - !نه، اِیمی، وایسا! صبرکن -
No comments yet. Be the first to leave one.