Station Eleven

Station Eleven

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Station Eleven S01E09 720p HMAX WEB-DL DD5 1 H 264-NOSiViD
Station Eleven S01E09 1080p HMAX WEB-DL DD5 1 H 264-NOSiViD
Station Eleven S01E09 720p WEB-DL 30nama
Station Eleven S01E09 1080p WEB-DL 30nama
Station Eleven S01E09 720p WEB H264-CAKES
Station Eleven S01E09 1080p WEB H264-CAKES
Station Eleven S01E09 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Station Eleven S01E09 XviD-AFG
Station Eleven S01E09 480p x264-mSD
Station Eleven S01E09 WEB x264-TGX
A Commentary by NegarFD
🔴 30nama | Negar FD 🔴

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
webrip
BRip
x265
HEVC
2CH
1080
x264
Published on: 2022-01-13
Downloads: 46
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫"تقریبا سال اول"

‫صبر کن!

‫تو کی هستی؟

‫اون کی بود؟

‫نمی‌دونم

‫ولی دیگه برف گیر نیستیم

‫یکی برف‌ها رو پارو کرده

‫آره

‫قضیه‌ی برف‌روبی خیلی عجیبه، نه؟

‫از جاده متنفرم

‫خب...

‫از وقتی اومدیم اینجا تا حالا

‫چندتا آدم دیدیم، هفت‌تا؟

‫یکیشون که برف‌ها رو پارو کرد

‫یکیشون هم اونیه که تابستون گذشته ‫تو مزرعه‌ی ذرت دیدیم و فرار کرد

‫دوتا قرمزبند معتاد هم دیدیم...

‫اون خانمی که چشم نداشت...

‫خانم بی‌چشم...

‫اوه و دوتا آدم مسنی ‫که تو جت‌اسکی دیدیم

‫عالی بودن

‫به پروتئین نیاز داریم.

‫خوب زدی...

‫«ایستگاه یازده»

‫مترجم: ‫Negar FD

‫حالا که جاده باز شده

‫شاید بتونیم بریم دنبال غذا بگردیم.

‫نمی‌خوام برم

‫امن نیست

‫اینجا زیادی خلوته

‫من قول ندادم، فرنک

‫حتی از من خوشش نمیاد

‫ترجیح میده کتاب بخونه

‫کسی اونجاست؟

‫سلام؟ کسی هست... سلام!

‫عجب... صدات خیلی واضح میاد!

‫صدای تو هم...

‫کجایی؟

‫واقعا نمی‌دونم

‫تنهام

‫توی جنگل...

‫پارسال از روی یخ رد شدم...

‫و یه جوری اینجا رو پیدا کردم

‫تو کجایی؟

‫کنار آب...

‫دنبال یه پزشک می‌گردم

‫واقعا اینجا به کمک احتیاج داریم.

‫من پزشکم

‫اوه

‫دکتر خانوادگی... تو خانوادمون همه همینن.

‫باشه، پس...

‫الو؟

‫شاید اگر...

‫الو؟ اسمت چیه؟

‫من جیون چادری هستم

‫الو؟

‫فرنک اسم مستعارت رو بهم گفت

‫چه اسم مستعاری؟

‫"جیون رفتنی"

‫خیلی داری پیشرفت می‌کنی...

‫داری میری، جیون؟

‫نه

‫کاش اون چاقو رو نگه نمی‌داشتی

‫لعنت بهت فرنک

‫نشان سنگی، شکوفه‌ی سفید هستم... تمام.

‫نشان سنگی؟

‫کیرستن

‫شکوفه، نشان هستم... دریافت شد.

‫چیزی می‌بینی؟

‫سه‌ انگشتت رو بالا گرفتی

‫و من...

‫دا...

‫دانا...

‫می‌خ... الان من...

‫خیلی، خیلی عجیبه...

‫کریس... و یکی از کریست...

‫یکی از کریست... و می‌خوام...

‫یکی از کریستال‌هایی که... باهاشون بازی...

‫من واقعا، واقعا، واقعا، واقعا، واقعا

‫واقعا، واقعا، واقعا می‌خوام ‫موهام تا زانوم باشه...

‫و یکی از اون کریستال‌هایی می‌خوام که

‫که امروز داشتیم باهاشون بازی می‌کردیم.

‫یه گردنبند با یه صدف...

‫من واقعا، واقعا، واقعا، واقعا، واقعا

‫واقعا، واقعا، واقعا می‌خوام ‫موهام تا زانوم باشه...

‫و یکی از اون کریستال‌هایی می‌خوام که...

‫الان چی صدات کردم؟

‫یه گردبند با صدف

‫من واقعا، واقعا، واقعا، واقعا، واقعا

‫واقعا، واقعا، واقعا می‌خوام... باشه

‫الان... باشه

‫امروز مامان خیلی از دستم عصبانی شد

‫کریستال‌هایی که امروز ‫داشتیم باهاشون بازی می‌کردیم...

‫یه گردنبند با صدف

‫من واقعا، واقعا، واقعا، واقعا... باشه

‫واقعا می‌خوام...

‫امروز خیلی روز بدی بود ‫و نشسته بودم تو ماشینم...

‫هوا تاریکه... ولی مجبورم... ‫و با خودم گفتم بهت زنگ بزنم...

‫و ببینم... صدات رو بشنوم.

‫امروز مامان خیلی از دستم عصبانی شد

‫امروز خیلی روز بدی بود و من...

‫نشسته بودم تو ماشینم...

‫مامان امروز خیلی عصبانی شد

‫امروز خیلی روز بدی بود

‫هی

‫این کلاه گیسو ببین!

‫دکتر چادری؟

‫"دکتر یازده" ‫اون چیه؟ آب‌نبات چوبی؟

‫بهش شلیک کن! کیرستن بهش شلیک کن!

‫کیرستن همین الان بهش شلیک کن!

‫کیرستن! کجایی؟

‫کیرستن بهم جواب بده!

‫از دستم عصبانی هستی؟

‫کتاب خوندنت از کنترل خارج شده!

‫ببخشید، باید نگاه می‌کردم...

‫این رو باید همون اول بگی.

‫این رو پیدا کردم...

‫مبدل برق برای باطری ماشینه

‫پس اگر کار کنه

‫می‌تونی گوشیت رو شارژ کنی

‫شاید بتونیم فیلم ببینیم

‫باشه

‫-اون نفر هشتم بود... ‫-ها؟

‫همون خانمی که با تفنگ بین بگ بهت شلیک کرد

‫اوه، درسته

‫تو لیست آدم‌هایی که دیدیم نفر هشتم بود.

‫درسته، درسته

‫می‌دونی، در واقع یکی رو از قلم انداختیم...

‫خانم بین بگی در واقع نفر نهمه...

‫کی رو حساب نکردیم؟

‫اونجا تله گذاشتم...

‫می‌دونی، اون بابائه... فکر کنم مرده بود

‫ولی فکر کنم بعدا مرد... چون مادره با بچه‌ها

‫تو تخت بودن، ولی اون روی مبل بود

‫گوشتش بیشتر بود.

‫با صدای بچه‌هاش آهنگ درست کرده بود

‫فکر کنم دی‌جی بود

‫"کله گنده" خرگوشمون رو خورد!

‫-خب، الان چی کار کنیم؟ ‫-باید صبح زود پاشم

‫بهتر نیست الان فراموشش کنیم؟

‫چی رو، خونه رو؟

‫هی، می‌خوای بیای خونه‌ی من؟

‫نه، مرسی

‫-می‌خوای غذا بخوری؟ ‫-نه...

‫می‌خوای چی کار کنی؟ هر کاری!

‫الان می‌تونی گوشیت رو شارژ کنی

‫نیازی نیست

‫نمی‌تونم زمستون اینجا بمونم

‫تو نیاز داری با بچه‌های دیگه باشی

‫من نیاز دارم با آدم بزرگ‌های دیگه باشم...

‫سرم...

‫کتاب من کجاست؟

‫نمی‌دونم... تو جیب کناری؟

‫چی کار کردی؟

‫تو برداشتیش؟

‫وقتی رفتم تله رو چک کنم برداشتیش؟

‫کیرستن

‫نمیشه بیرون بری

‫مجبور نیستم به تو گوش بدم

‫نمیشه بری! لعنت بهش!

‫ببخشید، بخاطر سرمه...

‫چرا اینقدر از دستم عصبانی‌ای؟

‫نیستم...

‫تقصیر منه اگر یه بلایی سرت بیاد!

‫از وقتی باهات آشنا شدم یه ‫تصمیم هم برای خودم نگرفتم!

‫قرار بود فقط تا خونه باهات بیام...

‫مجبورمون کردی از خونه‌ی فرنک بریم

‫آره، ولی زیادی منتظر موندیم

‫برای نمایش کوفتی تو موندیم!

‫نگران نباش

‫احتمالا هنوز تو پلاستیکشه...

‫حتما باید "جیون رفتنی" رو ‫سر زبون‌ها نگه می‌داشتی؟

‫نمی‌تونستی جلوی خودت رو بگیری؟

‫صحبت کردیم، راجع بهت پرسید...

‫قبل از اینکه بره هم یه "گور بابای جیون"

‫انداختی تو مغزش که واسم بیاره؟

‫"فقط یادت باشه کیرستن، نمیشه روش حساب کرد."

‫من هرگز چنین فکری نکردم

‫-کجا میری؟ ‫-میرم کتابش رو بیارم.

‫فرنک؟

‫"18 روز قبل از انقلاب زمستانی"

‫ چقدر مغرور!

‫کیرستن!

‫تو چه بلایی سرت اومده؟

‫سلام؟

‫سلام؟

‫اوه خدا

‫سلام

‫من کجام؟

‫بذار تری رو صدا کنم، لعنت!

‫"چهار روز قبل از انقلاب زمستانی"

‫تری، بیدار شده...

‫بخش زایمان... اون نمرده

‫باشه، برین اونور... بوق بوق!

‫صبح بخیر

‫دکتر

‫دزدیدیمت...

‫سرت چطوره؟

‫رفتم اون دنیا؟

‫نه

‫تو این دنیایی...

More Farsi Persian subtitles for Station Eleven

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left