The first 200 lines.
...آنچه گذشت
.برادرم تو زندانه
.یه زندانیـه دیگه رو کشته
کی دینگـه، حروم زاده؟
.اون رو میکشند
.وحشتناکه
میتونی کمکم کنی؟
!کانر
!سگ
تو دنبالِ یه بازویِ قوی میگردی، پیج؟
کسی که برات استخون خورد کنه؟
حشریت میکنه؟
!به اورژانس زنگ بزنین !کمکمون کنین
اسیب رسوندن به مردم؟
.بهتره مواظب باشی که چی داری بهم میگی، ری
.- باید اینو امضاء کنی گرفتی؟ D - نمرهء
میخوای چیکار کنی؟
،منِ لعنتی توهم زده بودم
،که نشسته بودم تو خونه منتظرت مونده بودم که برگردی؟
.پس همه اینا به خاطر اینه
.من باید چند روزی برم جایی،بریج
- کجا میری؟ .- جایی که بتونم فکر کنم
چه هزینهای دادی تا منو بیاری بیرون؟
،بنابراین یه قراردادآماده کردم که تو و خدمات رو
.همراه با سرقفلی شرکتت و تمامِ تشکیلاتِ اون رو بخرم
.اونجا و اونجا رو امضا کنید
!هیچ هزینهء کوفتیای برای بیرون آوردنت نکردم
.فردا صبح سرکار منتظرت هستیم
.فکر کردم کارت با خانوادهء فینی تموم شده، ری
!ها ها ها
.اَبی کِلیـه عوضی
گاس؟
.سلام، خوشگله
.سلام
..با موتورسیکلتم رفتم تو یه کامیون
.پاهامو از دست دادم
.لعنتی
بِکی چطوره؟
.اون رو هم از دست دادم
.دِیو، خواهرت اینجاست
.اَبی؟ یا حضرت مسیح
اینجا چیکار میکنی؟
.نمیدونم، فقط دلم برایِ این محله تنگ شده بود
.قیافت مثلِ یه جوونِ لعنتیـه
.اما حسِ پیری میکنم
.بیا داخل. بیا
چه اتفاقی برایِ اینجا افتاده؟
در مورد چی حرف میزنی؟
.هیچی
به مارگارت خبر دادی که برگشتی؟
.نه، هنوز نه
.یه دور به حسابِ من
.پاشو
.بفرما
.یا مسیح، خیلی افتضاحه
تو اون آشغال رو میخوردی؟
.بانچی
.اهوم
.برات یه قهوهسازِ جدید میگیرم
.همین خوبه
.یکی از اونها که زمانبندی داره برات میگیرم
،اینجوری وقتی که بیدار شدی .قهوهات آمادست
چجوری منو آوردی بیرون؟
پرسیدن این سوال رو تموم میکنی؟
.نه، من نگرانم، ری
،یه چیزی بهت مدیونم .میخوام بدونم چیه
.نه، تو بهم مدیون نیستی
.باشه. یه قهوهساز جدید برام بگیر
.راستش، چیزی که نیاز دارم یه ماشینِ جدیده
.خدایا، تو زود بیخیال شدی
- مامان کجاست؟ .- رفته
.چمدان و همهء چیزهاش رو هم برد
خوب، تو میتونی منو ببری مدرسه؟
.- همین الانش اتوبوس رو از دست دادم .- تو هنوز آماده هم نیستی
.فقط بمون خونه و راحت باش
.با تشکت عشق بازی کن
.هی
.بانچی
.به نظر خوب میای
.دلم برات تنگ شده بود
.صبح بخیر پسرا .ری
تری کوچولویِ من کجاست؟
.ایناهاش
.خیلی خوبه که برگشتی
.برگشتی به باشگاه
چه حسی داره؟
- بله؟ - کیسی میخواد که
.ساعت 10صبح تویِ استودیو ملاقاتت کنه
- شما؟ .- وِریک اِستراوس
،تلفنش رو جواب نمیده .پس باید خودت بری بیاریش
- آدرسش؟ .- خیابانِ "لورل ویو درایو"، پلاک 467
.درست بالایِ سرِ قلعه
.خیلی خوب
...باورت نمیشه که من و برادرت
مجبور شدیم چه کارهایی بکنیم تا .تو رو بیاریم بیرون
چه کارهایی مجبور شدین بکنین؟
...خوب، ما
.یه چند تا حقه رو کردیم
.باید برم لباس بپوشم
.ممنون
.باید آماده بشی
.یه ذره بیشتر زمان میخوام
.میخام یکم دیگه شنا کنم
.باشه
.به پیج و کیسی اطلاع دادم
.خوب بهشون خبر لغو بده
من فقط دارم بهت یادآوری میکنم که
،آقای لویس برای اولین بار یه پیشنهاد خوب داده
و پیج فکر میکنه که .اونها به دنباله بستن معامله هستند
داریم در مورد فروشِ یکی دیگه از نهادهایِ آمریکایی
.به یک شرکت خارجی حرف میزنیم
.پس به یکم زمان بیشتر نیاز دارم
.اَبی
.اَبی، بیدار شو
.اوه، یا مسیح .مارگارت
.میخواستم امروز بیام ببینمت
.مسلمه که میخواستی این کارو بکنی
.هی
،من باید برم به بانک میخوای باهام بیای؟
.نه، مشکلی نداریم
.نمیخواد خودتو بندازی وسط
.دِیو گفت که ری رو ترک کردی
.اوه. دیشب مست کردم
.احتمالا حرفای زیادی زدم
پس واقعیت نداره؟
لورِن چطوره؟
.از دانشگاه تعلیق شده .با یه آشغال قرار میذاره
به نظرت آشنا نمیاد؟
.برای نهار میاد اینجا
اشکالی نداره اگه این اطراف باشم و باهاش احوال پرسی کنم؟
...لعنتی
.یه جورایی امیدوار بودم که دیگه نبینمت
.اره، خب جفتمون همین حس رو داریم
اینجا چیکار میکنی؟
.ساعت 10صبح قرار ملاقات داری
منظورت ملاقاتِ ابه فنا رفتنمه؟
.نمیدونم در مرد چی داری حرف میزنی
پیج داره سعی میکنه استودیویِ من رو
.به یه مرد چینی بفروشه
.نمیخوام که برای این کار اونجا باشم
.پاشو یه دوش بگیر
.یا گُه. تو واقعا انجامش دادی
فیفا رو یادته؟
.اما یا گُه مقدس
.- خونسر باش. فقط سوار شو .- باشه
.سلام شما سال اولی نیستین؟
.چرا
چیکار میکنی که همچین ماشینی میرونی؟
.اره، خیلی جوونی که بخوای همچین ماشینی برونی
واقعا چیکار میکنی؟
.پدر و مادرم رفتند
تمام روز؟
.اره
.یه لحظه نرو
آدرست؟
.ای ول
پس حالا دیگه تمام وقت، برای پدرم کار میکنی؟
دقیقا شرح وظایفت چیه؟
.فقط سیگارت رو بگیر که دیرت شد
بچههات چه نوع برشتوکی صبحونهای میخورند؟
- چی؟ .- برشتوکِ صبحونه
صبحونه، میدونی،اه میدنی چی میخورند؟
.- نمیدونم .- ناراحت کنندست
.قبلا صبحانه یه وعدهء غذاییِ خانوادگی بود
،میدونی، وقتی من داشتم بزرگ میشدم
.همش حرفِ تریکس بود
.تریکسِ خرگوشی
.مرد، خرگوشه خیلی باهوش بود
.میتونست از هرکسی بیشتر زرنگ باشه
بله؟
- کیسی رو سوار کردی؟ .- پیشمه
،خوب، یه تاخیری پیش اومده .پس میتونی برش گردونی خونه
چی؟
.ملاقات لغو شده، آقای داناون
.در جریان میزارمت
...چشم ها
میبینی که چشمهای شخصیت ها رو چجوری کشیدند؟
.به بچهها زل میزنند
تا دستهای مامانشون رو بکشند .و مجبورش کنند که یه جعبهاش رو بخره
...شرکتهایِ دخانیات، درسته، اونها
."جو شتری" و "مردِ مارلبلو" رو دارند ((شخصیتهایِ رویِ پاکت سیگار
.و این بچه ها الان، "کاپیتان کرانچ" و "کانت چانکولا" رو دارند
.حرف میزنم IP دارم در مورد
.ملاقات لغو شده
چرا نمیری خونه و استراحت نمیکنی؟
استراحت کنم؟ شوخی میکنی؟
.ما باید از اینا بخریم
پس دیشب واقعا رویِ کاناپهء دایی دیو خوابیدی؟
.- اره .- شجاعانهست
پس الان تویِ تعطیلاتی؟
...اره، من
.یه مدت اینجا نبودم، پس میدونی اومدم دیگه
بریجت و کوپر چطورند؟
.اسمش کانره
!- اسمش کانره .- ببخشید
.خوبند
هی، مقالت رو انجام دادی؟
.تا چهارم وقت هست
خوب اوضاع میخونه چطوره؟
.داره ضرر میده
No comments yet. Be the first to leave one.