Parenthood

Parenthood

Download Farsi Persian Subtitle

Season 5

Release info

Parenthood 2010 S05E03 Nipple Confusion 720p BluRay DD5 1 H 264-BTN
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 5 قسمت 3 Parenthood.2010 زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Published on: 2025-11-23
Downloads: 9
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

منتظرم این موج عشق بیاد و منو غرق خودش کنه

ولی خب اتفاق نمی‌افته

این شروع فصل سوم ماست

یعنی می‌گی می‌خوای خونه‌مونو بفروشیم؟

فکر می‌کنم باید در موردش حرف بزنیم

من می‌خوام کاندیدای شهرداری برکلی بشم

هیچکس اصلاً اسم کریستینا رو نشنیده. اون هیچوقت کاندید نشده

مگه برای ریاست‌جمهوری که کاندید نشده

نمی‌دونم چقدر واقع‌بینانه است

پشتم هستی، درسته؟

آره

وای

عالیه

اینجوری زل نزن بهم

من واقعاً نمی‌تونم چشم بردارم

سعی کن

این جالب‌ترین ابزاریه که تا حالا دیدم

هم بادی هست و هم هیدرولیک

مایع و هوا داره. این...

اصلاً اونقدرام جذاب نیست، باشه؟

حس یه گاو پیر و گنده رو دارم

یه گاو گنده شیرده، بی‌جذبه و بی‌خواب

می‌دونی چیه، من نخوابیدم

بیشتر از بیست دقیقه پشت سر هم

از وقتی اون چیز از من بیرون اومد

باید این شیشه شیرو بخوره

یعنی جدی می‌گم، من... من واقعاً به یه استراحت نیاز دارم وگرنه می‌میرم

و بعدش، اون موقع، سینه‌هام دیگه گزینه‌ای برای شیر دادن نیستن

باشه. ...چون من مرده‌ام

باشه، پس می‌خوای وصلش کنم... یعنی وصلش کنم به این؟

نه، فقط... مگه حالت برعکس نداره؟

دکمه برعکس داره؟

نه، فقط بده به من. اوه... بیا، باشه

فقط بده به من. باشه. بازم داری؟

خیلی. آره. باشه

باشه

آخ، می‌دونم. می‌دونم. باشه

بیا دیگه

الان خیلی خوشگل شدی

تو خیلی... واقعاً خیلی خوشگلی

ممنون که اینقدر دقیقه نود این کارو کردی

اوه، خواهش می‌کنم

آره، تو عملاً تنها عکاس در دسترسی بودی

یعنی جدی می‌گم. من باید حدود ۱۰۰ نفر رو زنگ زده باشم

قبل از اینکه وب‌سایتت رو پیدا کنم

اینقدر زیاد، ها؟ اومم. وب‌سایت رو دوست داشتم. قشنگه

ولی هیچ آدم توش نیست. اون...

نه، من دارم سعی می‌کنم تو... اوه

"فو-داگ-رافی"، یعنی عکاسی از سگ‌ها، خب...

واقعاً کارت خوبه. سگ‌ها. ممنونم

بیا. این چطوره؟ باشه، بامزه

شکم خوشگلی داره

اوم... ها؟ آماده؟ یک، دو، سه

آره، اینو دوست داری؟ آره

اوه، این محشره... اوه

خب، اول چیه؟

آره، البته مطمئن شو که اون لیست رو سه بار چک کنی. باشه؟

باشه، ساعت ۳ با کِتلین لانِر یه مصاحبه تلفنی داری

به اینا یه نگاهی بنداز. کِتلین لانِر یه...

آره. اون یه وبلاگ‌نویس محلیه

سایتش کلی بازدید داره پس خوبه

خودکار هم بذار تو لیست. خودکار لازم داریم

خودکار؟ من خودکار دارم. نه، نه، نه، نه، نه

منظورم خودکارهای تبلیغاتیه، می‌دونی مردم عاشق خودکار مجانی‌ان

مردم... چه ایده خوبی. مردم عاشق خودکار مجانی‌ان

وقتی می‌رم مطب دکتر، با خودم می‌گم: "آها، خودکاره!"

راحت به خاطر میمونه، نه؟ یه خودکار مجانی می‌خوای

صبح بخیر عزیزم. صبح بخیر عزیزم. چطوری؟

خوبم. قهوه اونجاست. باشه

آره، اینجا راحت‌تره

عالیه، باشه. اون صدای دره؟

آره. همینطور به نظر میاد. احتمالاً همون مرده که لباس‌ها رو میاره

من میرم بگیرمش. باشه

شماها کارای زن و شوهری رو بکنید. خیلی ممنون

ولی بقیه روز مال منی

باشه. وای. من فقط... اون خیلی فوق‌العاده‌ست

دارم بهت میگم اگه باب می‌دونست اون وجود داره

هیچوقت منو استخدام نمی‌کرد

هیچوقت. عزیزم، تو یه مدیر کمپین فوق‌العاده‌ای

اوه، من خوب بودم. ولی اون داره آتیش می‌سوزونه، یعنی... خب

اون داره واقعاً باعث میشه فکر کنم... یه کم پرشور و حرارت

که من می‌تونم این کارو بکنم

مثلاً، با اون احساس میلیون دلاری دارم

جدی می‌گی قهوه نیست؟

باشه، پس اون مرده‌ی لباس‌ها نبود

ولی آبمیوه‌مون اینجاست. اوه. خوبه

آبمیوه "اکستراکت" داریم ولی قهوه نداریم

این همون جاییه که باید... من اینو تو لیست می‌ذارم

پسر کارآموز بعداً میره بیرون و میارتش

اوم، ما یه جلسه با آدم‌های انرژی تجدیدپذیر داریم. باشه

و اونا کلم پیچشون رو له شده دوست دارن

می‌تونم کارت اعتباریتو بگیرم کریستینا؟ اوم... اوه

می‌تونم کارت اعتباری تو رو قرض بگیرم... مال من دیگه سقفش پر شده. من حساب می‌کنم

فقط برای الان، من فقط... این هزینه تحویل نیست

مشکلی نیست. من باید لوازم اداری و همه چی رو می‌گرفتم

می‌دونی که چه خبره. بفرما، هِدِر

ممنون. باشه

عجیبه که چقدر زود وسایل تموم میشه. من...

باشه، اینم کپی شما. نیاز داری که...

اینم کارت اعتباری و رسیدت. باشه

بفرمایید، انعام توش هست.

ممکنه بعداً هم بیست دلار برای بنزین لازم داشته باشم، ولی...

واقعاً؟ ۲۵۰ دلار برای آبمیوه؟

آره. جدی می‌گی؟

آمبر، تو داری...

سلام! هی، سلام.

خیلی متاسفم. اِم... نه، نکن. خوبه. صبر کن.

سلام. بیا تو. انجام بده... اِم...

خوبه. صبر کن. من میرم.

بیا اینجا. هیس!

اِم... چی شده؟ دیره. فقط هم‌اتاقیمه.

من ساعت ۸ کلاس دارم.

و هم‌اتاقیم در رو روم قفل کرد. اون گذاشت...

اون چوب لاکراس رو گذاشته پشت در.

اِم... ببخشید، چی؟

نمی‌تونم برم تو. نمی‌دونم چیکار کنم. اوه، مثلاً...

مثلاً، یه کراوات یا همچین چیزی؟

آره. این... این یه جور... یه چیز شناخته‌شده‌ست.

جایی برای خوابیدن نداری؟

آره. نه، بعد من... درو!

من می‌تونم برم. این... نه، بمون.

باشه. فقط وسایلت رو بذار زمین. اینجا بمون.

عالیه. من... آره و من می‌تونم برم.

درو. شماها چیزی لازم دارین؟ من می‌تونم...

برنگرد اونجا. آره، ما واقعاً چیزی برای صبحونه نداریم.

عزیزم. فردا صبحونه می‌خوریم. تو...

خوبه. می‌تونی اینجا بمونی رفیق. حتماً.

ما کل عمرمون رو وقت داریم با هم باشیم. فقط دارم میگم...

اگه چیزی برای صبحونه لازم داری...

ما وسایل داریم. خوبه. باشه؟ باشه.

چیزی برای نوشیدن می‌خوای یا چیز دیگه؟ متاسفم.

اِم، حتماً.

باشه. این قراره حسابی خوش بگذره.

آفرین! برگردونش، رفیق.

آروم!

برگردونش، یالا.

همینه! جای زیادی داری.

بیا عقب.

آروم! همینه.

این چیه؟

ها؟ این...

این؟ آره.

این! یه لحظه بیا اینجا.

این یه پونتیاک GTO کوپه کروکی مدل ۱۹۶۵ه.

حالا، باید از تخیلت استفاده کنی.

ولی زیر این همه گرد و خاک...

یه رنگ سبز آبی متالیک زیباست.

این تو پارکینگ ما چیکار می‌کنه؟

نه "این". نه "این". "اون".

"اون اینجا چیکار می‌کنه؟"

باشه بیلی، فکر کنم خوبیم. بیارش پایین.

بیاید آزادش کنیم. یالا.

به هر حال، از والتر تو مرکز جانبازان گرفتمش.

خریدی؟ این مال ماست؟

"اون." ما صاحب اونیم.

منظورم اینه، چیز مهمی نبود. به پولش فکر نکن.

والتر عملاً مفت دادش.

تنها چیزی که لازم داره یه موتور کاملاً نوئه.

و اون قراره قسمت باحالش باشه. این یه پروژه یک‌ساله‌ست.

نه، نهایتاً شیش تا هشت ماه، میلی.

این جوابته، مگه نه؟

من میگم میخوام در مورد احتمال فروختن خونه حرف بزنم...

و تو یه پروژه یک‌ساله میاری تو پارکینگ؟

میشه دیگه نگیش؟ شیش تا هشت ماهه.

یالا. یه کم به من اعتبار بده، دختر.

هی، از من دور نشو. باشه بیلی!

بیاید آزادش کنیم! یالا! زیک!

مگه خوشگل نیست؟

مهارت‌های خوندن ویکتور اصلاً در حدی که باید باشه نیست.

درسته. آره.

می‌دونم یه کم عقب‌تره. ولی اون...

منظورم اینه، از وقتی با ما زندگی می‌کنه پیشرفت چشمگیری داشته.

من می‌فهمم که شرایط خاصی هست.

و به همین دلیله که می‌خواستم اول با هردوتون حرف بزنم.

قبل از اینکه هر نوع توصیه‌ای بکنم.

باشه، اینجا چه خبره؟ توصیه برای چی؟

از چیزی که من دیدم، ممکنه به نفع ویکتور باشه...

که کلاس چهارم رو تکرار کنه.

می‌خواین... می‌خواین اونو نگه دارین؟

نه، من نمی‌خوام الان اینجا کاری بکنم.

جز اینکه یه گفت‌وگو شروع کنیم.

به طور کلی ما دوست نداریم بچه‌ها رو منتقل کنیم.

به یه کلاس دیگه، مگر اینکه آخرین راه چاره باشه.

منظورم اینه...

ما هر شب باهاش کتاب می‌خونیم ولی شاید بتونیم بیشتر بخونیم...

یکم بیشتر بخونیم، نمی‌دونم. اِم...

جولیا یه کم از کارش مرخصی داره. شاید بتونید...

عالی می‌شه. منظورم اینه که من می‌خواستم یه معلم خصوصی پیشنهاد بدم.

ولی اون حتی بهتره.

می‌تونم بهتون چند تا تکلیف و تمرین خوندن اضافه بدم.

ویکتور واقعاً پسر خیلی خیلی شیرینیه.

اِم‌هوم. دوست دارم یه کم تلاش بیشتری ببینم.

ولی فکر می‌کنم وقتی اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنه، اون هم میاد.

خب، اگه نکرد چی؟ اگه بهتر نشد چی؟

بیاین فقط یه نفس عمیق بکشیم.

یه استراتژی پیاده کنیم. باشه.

ببینیم کار می‌کنه و، اِم...

بعد نگران تصمیم‌گیری می‌شیم.

ممنونم. اِم‌هوم.

باشه، نگرش خوبی داشته باش، آدام.

More Farsi Persian subtitles for Parenthood

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left