The first 200 lines.
قسمت سوم-
مطمئنم همین جاها طلا داشت
کجا قایمش کرده؟
آی...واقعا که
آیگو، حالا سخت نگیر
با زدن تو سر و کله اش که باز نمیشه
عزیزم، اگه یه خورده اعصابت سر جاش بود
خیلی بهتر میشد
من بهش فحش نمیدم
باز شد
هی، اینه هاش، اینه هاش...زود باش
اومدی
چیه؟
یه کم تاس کباب کیمچی درست کن
تند باشه
چرا تنهایی؟
دونگسنگات باهات نیومدن؟
کیمچی کجاست؟
هیشکی برای بُردنش نیومد؟
تنهایی رفتی قبرستون؟
اون عوضیا
بکش کنار، خودم انجام میدم
این دیگه چیه؟
کی بسته ها رو برداشته؟
من
چرا؟
-حوصلم سر رفته بود -چی؟
حالا چیه؟ برش داشتم خب
چیه؟ فک کردی اونجا طلا قایم کردم؟
کدوم طلا؟
داشتم دنبال گوشت می گشتم، گوشت
حالا چرا از دستم عصبانی میشی؟
دونگسنگاتو ادب کن
بگیر بشین
شماها اول بخورین
نمیخوام سر اون میز بشینم
وِسانگ کو؟
راننده کمکی شده، پشت رُله
تا کله سحر کار میکنه
نمیدونم خوب غذا میخوره یا نه؟
نگران نباش
خانواده ی ما دو دیقه گشنه نمی مونن
درسته، بیاین بخوریم
تاس کباب کیمچی فوق العاده شده
-کُره ای ها غذای تند دوست دارن -هوم
درسته
خوب بخورین
وقتی خانوادمون برای غذا خوردن
دور هم جمع میشن، خیلی خوشحال میشم
واقعا نمیتونم درکتون کنم
چطور تونستین بزارین هیونگتون تنهایی بره قبرستون؟
حالا که اینکارو کردین حداقل یه معذرت ازش بخواین
چته؟ داریم غذا میخوریم
تو هم همینطور
حرف دلتو بگو
بیاین بخوریم که مشکلیو حل نمیکنه
ما همیشه همین شکلی هستیم
نمیدونستی؟
خانواده که به هم نمیگه متاسفم
ممنونم
اون روز اتفاق ناخوشایندی افتاد
بیاین گذشته هارو فراموش کنیم
هیونگ نیم، ببخشید اون روز سرزنشت کردم
راس میگما
وقتی خانوادمون برای غذا خوردن
دور هم جمع میشن، خیلی خوشحال میشم
منم هر وقت می بینم شماها دور هم جمع شدین
از زندگی سیر میشم
هیچی تو این زندگی ارزش نداره
حرص مال دنیا رو نمیخورم
تنها چیزی که میخوام، سلامتی خانواده مونه
یه خورده رو که باید حریص باشی
من جاش بودم، اشکم درمیومد
نه هه هه ها هو...
ما خانواده ایم
چه بهتر از خانواده ای که
چیزی برای از دست دادن ندارن
چون فقط یه نفره که همه چیش به باد میره
اونی راست میگه
شما دو تا ازدواج کنید
خبر داشتین؟
میخوام یه ساختمون پنج طبقه بسازم
خودمون طبقه اولش میشینیم
طبقه دوم مال جین سانگ
طبقه سوم مال جونگ سانگ
چهارمی مال هُواسانگ
پنجمم وسانگ
رویامه که هممون اون شکلی زندگی کنیم
اونی، خیلی آه نکش
اونا همش با هم کل کل دارن نمیشه با هم زندگی کنیم
درسته، شما دو تا باید با هم آشتی کنید
هر چی باشه شما دو تا
ده ماه تو یه شکم با هم بودین
-بیخیال -بیخیال
یه روزی میزنم میکشمت
مراقب رفتارت باش
طوری رفتار نکن که انگار مجردی، تو مطلقه ای
-اونی...اونی -هی، هی...هی
کوفت کنیم خب؟
دختر کوچیکمون اومد؟
حتما باز گند زده به امتحانش
نمی شناسیش؟
جونگ یی که خواهر کوچیکت نیس
بچه و خواهر که یکی نمیشن
جونگ یی آرایش کرده
این روزا همه بچه ها همینن، نمیدونستی؟
یه بچه مدرسه ای باید شکل بچه مدرسه ای باشه
بچه های این دوره زمونه همینن
خیلی عقب افتاده ای
حال بهم زنی واقعا
بد دادی؟
نمیدونم
باید برم یه جایی که بشه توش درس خوند
کدومش؟
ریاضی؟ انگلیسی؟
همکلاسیات کمکت نکردن؟
برو، نمیخوام حرفشو بزنم
دو ساله تو راهنمایی موندی، درستو بخون دیگه
با این وضع، به دانشگاه نمیرسی
بس کن دیگه
از کِی مراقب من شدی؟
برو
بندازش بیرون
نه بابا
چطور همچین بچه ای رو بندازم بیرون؟
من بزرگش میکنم
از کجا میخوای بزرگش کنی؟
فورا ببرش پرورشگاه
نمیخوام
اون برادرمه
میتونم بزرگش کنم
پونگ سانگ، اون...
برادرت نیس
اما مامان به دنیا آوردتش
من دیدم
بچه ی من نیست
سخت بود؟
نمیخوای با هیونگ بنوشی؟
بابت اون روز متاسفم
قلب منم شکست هیونگ
اما شکستن قاب عکسش زیاده روی بود
نباید اونکارو میکردی
وِسانگ
میدونی چیه؟ خیلی ممنونم که...
تو تعمیرگاه کمکم میکنی
حتی اگه بهت زنگم زدن، باکت نباشه
این راه، راه تو نیست
مشروبتو بخور، هیونگ
یکم عصبانیتتو کم کن
وقتی می بینی در حقّت جفا شده
وایستا کنار
وایستم کنار؟
به هیشکی نگفتم
اما میخوام تعمیرگاهُ خوب نگه دارم
و بدمش به تو
بگیرش
وقتی دبیرستان فنی میرفتم، میخوندمش
میتونی نگهش داری
مهارتاتو بیشتر کن
به هیچ چیز دیگم فکر نکن
اگه مهارت داشته باشی
میتونی یه زندگی خوب برا خودت بسازی
برا خودمم عجیبه که اینو میگم
تو برام مثل داداشم نیستی
مثل بچمی
بابت کارای اون روزم
متاسفم، هیونگ
اون حالا دیگه مُرده
ببخشش
اونطوری حال خودتم بهتر میشه
قلبم خیلی شکست...
وقتی نزاشت بیسبال بازی کنم
انقد پول نداشتیم تا ازت حمایت کنیم
میدونی بهم چی گفت؟
گفت منم همون چشما رو دارم
چشم؟
که نگاهم شبیه کسیه که میخواد آدمُ بخوره
بابا به بچش همچین حرفی میزنه؟
میخواستم ازش بپرسم چرا اون حرفو زد
اما نتونستم
معنی اسمم "بدهکار" بود
وِسانگی که به زندگیش بدهکاره
اسم بچه گذاشتن شوخی برداره؟
وِسانگ که این معنیو نمیده
اسمت معنی فوق العاده ای داره
آدما وقتی عصبانی مشین چرت و پرت میگن
قبلنا همه باباها ترسناک و بی تفاوت...
و بی ملاحظه بودن
ببین همشم تلفظشون مثل همه
با مامان در تماسی؟
-هوم؟ -حالا میتونه برگرده خونه
بابا که دیگه نیست
میدونی کجا زندگی میکنه؟
خودم دنبالش بگردم؟
نه، نه...خودم دنبالش میگردم
تو نگران این مسئله نباش
دلم برای مامان تنگ شده
چرا این شکلی ای؟
برای اولین بار درُ قفل کردم
فک کنم عادتم شده بود...
No comments yet. Be the first to leave one.