From Dusk till Dawn: The Series

From Dusk till Dawn: The Series

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

From Dusk Till Dawn The Series S01E04 WEBRip XviD-EVO
A Commentary by SICARIO
♦ PAAD | CyrusGreat ♦ [TvCenter]

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
webrip
BRip
XviD
Published on: 2014-04-03
Downloads: 46
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

راه طولاني ـه

مسير نامشخص ـه

واسه خيلي از ما ، سفر يه خلوتگاه ـه

به خودمون ميگيم بايد تنها تو اين جاده دشوار قدم برداريم

و با هر چي که به سراغمون مياد صرف نظر از اينکه چقدر وحشتناک باشه ، روبرو بشيم

بعضي از ما فرشته ها رو صدا ميزنيم

تا بال هاشون رو در مقابل ما باز کنن و ازمون محافظت کنن

بقيه فقط جاده رو نظاره گر ميشن

...به اميد اينکه از راه

روزي پروردگار ، رستگار بشوند

چي ميشد اگه مسير درست به ما نشان داده ميشد؟

...باز هم اين جاده رو

تنها، کورکورانه و هراسان ادامه مي داديم؟

يا قدرت و توانش رو پيدا مي کرديم تا در مسير پروردگار پيش بريم؟

بخاطر همين امروز من اينجا هستم ...تا مردي مورد تکريم قرار دهيم

که با چشماني بهتر ما مي نگرد

اون مسير رستگاري خداوند رو به ما نشون داد

در طي دوران کشيش بودنش زندگي هاي بسياري رو نجات داد

از جمله زندگي من

"شوهر من، "جيکوب فولر

بهتره "کايل" نباشه

دهنت رو ببند

اولين جايي که ديديم توقف ميکنيم

چکار ميکنيم؟

بابا مستـه

بايد تو يه تخت درست و حسابي بخوابه

بذار همونجا بخوابه

تو هم بايد بازم به سمت مکزيک رانندگي کني

من به مکزيک نميرم

اگه چيزي بشه ،برميگردم به کليسا

اما نميشه اينکارو هم بکنم

از کي تو تصميم ميگيري؟

از الان

...اينجا ...نزديکترين محل به ما

يجايي به اسم "مسافرخونه قطره شبنم"ـه

جالب بنظر مياد

!خدمتکار

وقت تمييز کردن اتاقــه، پسر

ما... احتياج نداريم

بهتره اونجا کثيف کاري نکرده باشي

...ميدوني، مسئله اينه، خانم

دوست دخترم هنوز خوابه

...ميدوني، يجورايي ما

ميدوني که، ديشب دير خوابيديم

ولي اگه بخواين، ميتونين فردا برگردين

هر وقت دوست داشته باشم برميگردم

باشه. ممنون

...اي کاش ميذاشتي بهت بگم - خفه شو. حرف نباشه -

بايد فکر کنيم. باشه؟

...نصف عوارضي هاي مرز ريوگراند

کپي هاي عکسهاي ما رو دارن

راهي براي عبور از مرز لازم داريم همين الانم لازم داريم

فقط به حرفم گوش بده

بايد به حرف عمو "ادي" گوش ميدادم ميدوني؟

آدمايي مثل ما، همش درباره بيرون کشيدن حرف ميزنن

زندگي در بهشت

ميدوني، تموم روز دربارش حرف ميزنن

ولي در واقع هيچوقت به اونجا نميرسيم

"سث"

يه اتفاقي واسم افتاده

"بله، "ريچارد

يچيزي اتفاق افتاده

حالا، سعي کردم بفهمم

سعي کردم اما نميتونم

...و يجورايي، فکر نکنم

بتوني اينو بهم توضيح بدي

ميتونستم درونش رو ببينم

اين اصلا يعني چي؟

ميتونستم ببينم

ميدونستم بهم صدمه ميزنه

ميدونستم اين تو چشمهاش بود

الان نميدونم چطور توضيح بدم

اما ميخوام ازش سر دربيارم

خب، قرار نيست اينجا ازش سر دربياري

الان، نميتونيم اينجا بمونيم

ميخواي بدوني ديگه عمو "ادي" چي گفته؟

چي؟

اينکه چطوري از مرز رد بشيم

چي، "ريچارد"؟ قضيه چيه؟

يه ضرب المثل سرخپوستي قديمي هست که يه بار بهم گفته بود

"چشم، چشمها رو پيدا ميکنه"

ميبيني، چشمهامون منبع انرژي ماست

هميشه ميتوني نگاه کسي روي خودت رو احساس کني

اما چيزي که واقعا ...داري حس ميکني

انرژي اوناست که مستقيم به تو ميرسه

حالا، اگه چشمهات رو ببندي چه اتفاقي ميفته؟

چي؟

انرژيت رو قطع ميکني

اگه بتوني چشمهات رو بسته نگه داري

نه تنها آدما تو رو نميبينن

بلکه از طريق تو ميبينن

بزرگترين دزد خونه هاي تاريخ ...سارقين خونه ها

اينو بهش ياد داده

چشمهامون رو ببنديم

نقشه تو اينه؟ چشمهامون رو ببنديم؟

خيلي خب. بايد از اينجا بزنم بيرون

خب، تو... کفشهاي اسپانياييت رو پاک کن .يا هميچن چيزي

تخت مال منــه

من پيش بابا نميخوابم

ديگه خيلي بزرگ شدم

چه خبر شده؟

فقط يه آدم عجيب غريبـه

مشکلش چيـه؟

تـي وـي سنتر » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »

'PAAD | CyrusGreat' مـهــــري و حـــمـــيد

از غـــروب تــا طلــوع

فصل اول - قسمت چهارم بزن بريم دور دور کنيم

قربان، ممنون که جواب تماس منو دادين

فکر کنم بهت گفتم که کاري نکن

سعي نکن با چيزي درباره ...اسب چموشي

به اسم قاتل کارتل منو قانع کني

تو فقط ميخواي ...خودسريت رو درباره

رفتن دنبال برادران "گکو" توجيه کني

من فقط مدراک رو دنبال ميکنم

...خب، من الان کنار جسدي

وسط ناکجا آباد وايسادم و اون چند وقته مرده؟

حدودا 2 ساعتي بنظر مياد

بنظر مياد از خونريزي زياد مرده

شنيدي؟

و هنوز چشمهاش رو داره

با قاتلي که تو ردش رو ميگيري مطابقت نداره

اين واست معنايي نداره؟

قربان، من يه متخصص آوردم

اون گفت فقط با کارتل طرف نيستيم

مثل، يجور آيين خوني ـه

اونا يه خداي باستاني مکزيکي از مرگ رو ميپرستن

تکاور، وقتي ميرم خونه پسرم چيزاي ديوونه کننده ي زيادي بهم ميگه

بخاطر اينکه اون نئشه ست

وادارم نکن که سرکار هم به اين مزخرفات گوش بدم

برادران "گکو" از مرز "اکونيا" رد ميشن

از طرف کارتل به اونا کمک ميشه

فقط لازمه به پليسا خبر بدي

اگه همين الان قسم بخوري ...که دور بزني و برگردي خونه

منم به نيروهاي مرزي خبر ميدم

ارل" بهم گفت تا اين برادرهاي" گکو" نمردن استراحت نکنم"

خدا کمکم کنه، اين آخرين حرفي بود که بهم گفت

گمون کنم الان ديگه به قدرت بالاتري جواب پس ميدم

...يکم نصيحت ميخواي، پسر

وقتي تو يه چاله گير افتادي دست از کندن و عميقتر کردن چاله بردار

اينو گفتن، ولي من ميفهمم چرا نميتوني بيل رو کنار بذاري

من بهشون خبر ميدم

اما به محضي که چيزي گير آوردي به من زنگ بزن

قبوله؟

قبول

...من تير نخوردم تا اين حرومزاده ها

تا غروب آفتاب ازش قسر دربرن

بهم قول بده

که اين حرومزاده ها رو ميکشي

،به جون دخترم قسم اينکارو ميکنم

چکار ميتونم برات بکنم؟

پُرش کن

ميتونستي اول ما رو پياده کني

يعني، مثلا، چرا بايد اينقدر دور پارک ميکردي؟

راننده منم. هر جايي بخوام پارک ميکنم

من حتي نميدونم چرا تو رانندگي ميکني

بابا نيمه هوشيار هم بهتر از تو رانندگي ميکنه

!بابا

چي باعث شده فکر کني ميتوني اينطوري حرف بزني؟

داشتم شوخي ميکردم

ما هنوز خانواده پاکي هستيم

يکمي احترام بذار

بابا. بسـه

بابا

کيت"، اشکال نداره" اگه تخت رو بگيرم؟

.نه، نه اصلا من ميرم استخر

"کيتي - کيت"

در رو باز کن

الان

بابت مست کردن متاسفم

...فقط داشتم

حواسمون رو از خرابي ماشين پرت ميکرديم سرگرم صحبت شديم

دوباره اتفاق نميفته

خوبه

تموم شد؟

ميخواي بگي تو چت شده؟

من چيزيم نيست

واقعا ميخواي همه چي رو برگردونم؟

آره. ميخوام - چرا؟ -

ديگه با تو احساس امنيت نميکنم

احساس نميکنم بتونم بهت اعتماد کنم

تو مثل خودت رفتار نميکني

کيتي"، واقعا متاسفم"

واقعا هستم

فکر کنم با گذشت زمان که ياد اين سفر ميفتي

...و متوجه ميشي که چقدر مهم بود

از نظرت درباره من پشيمون ميشي

حالا ميتونم لباسمو عوض کنم؟

اگه کار ديگه اي کردم که باعث شده ازم نااميد بشي

معذرت ميخوام

هي، اونجايي. پيرمرد گوش کن

کجا ميشه جاي خوبي براي غذا خوردن اين طرفا پيدا کرد؟

،من چي بنظر ميام دفتر بازرگاني" لعنتي؟"

ببين، من فقط ميخوام جايي واسه غذا خوردن پيدا کنم

تا وقتي که تو اتاقها غذا نخوري

واسم مهم نيست کجا غذا ميخوري

اگه بشنوم بوي غذا از اتاقت بيرون مياد

تو رو ميندازم بيرون تو خيابون

و فکر نکن اينکارو نميکنم

ميدوني چيه؟ فراموشش کن. چيزي نيست

هي، لازم نيست فراموشش کنم همين الانش هم فراموش کردم

More Farsi Persian subtitles for From Dusk till Dawn: The Series

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left