The first 200 lines.
رئاليزم(واقعيتگرايي) يک توهين است"
"من هيچ ارتباطي بين تخيل و واقعيت نميبينم "فدريکو فليني"
مترجــم : مارديــن @ Mardin 5 Mardin 89 A @ Y!
...ناگهان در سوراخ خرگوش افتاد
پايينِ پايينِ پايين
...ايک آشفتگي زيبا
!لوسي
"در جستجوي فليني"
بر اساس يک داستان واقعي
بر اساس يک داستان (تقريبا) واقعي
...همه بايد بزرگ بشيم بلاخره
"هرچند خواهرم "کلِر زياد موافق اين نبود
بچهي نرمالي بود ...فقط يه جورايي
هيچوقت اعتقادش به جادوجمبل و جن و پري رو بيخيال نشد
و عشق حقيقي
که اين يکي اونو به آهنرباي زنبازها تبديل کرده بود
!ولم کن
آره. اوخ اوخ
خوشبختانه ما خيلي مشهور بوديم
فقط نه خيلي
...هيچوقت جزو کسايي نبودم که بهشون ميکن بچهي با نمک
...و کلِير مشکل داشت
"ولي ما خواهران "کانينگهم هميشه يه چيز مشترک داشتيم
به تخممون هم نبود
بقيه در موردمون چي فکر ميکنن
بدرود، بدرود
ولي کلر، به روياپردازيش ادامه داد ...و همونطور که ميدونيم
نبايد هيچوقت بدون کاندوم روياپردازي کني
"لوسي جين کانينگهم"
هِي
از اون لحظه به بعد، کلر :يک هدف داشت
که لوسي رو از هرچيزي و هرکسي در امان نگه داره
آره. حتي من
ماهو ميخواي؟
... فقط لب تر کن
تا طناب بندازم دورش و برات بيارم پايين
هي. چه فکر خوبي
.ماهو ميدم به تو ماري
قبولش ميکنم
:آليس گفت "ولي من نميخوام برم بين ديوونهها"
باشه. ميدونم هر پدر و مادري ...به بچههاشون
در مورد بابانوئل و اين چرتو پرتا دروغ ميگن
ولي کلر از اينم بالاتر رفت
مطمئن شد که هيچ اتفاقي براي هيشکي نميافته
حتا ماهي توي تنگ
که يه روز به طور اسرارآميزي (کوچ کرد به "ديوار بزرگ مرجاني" (استراليا
...يا دوروتي که ناگهان کوچ کرد
و شد يه سگ گله
يا پدربزرگ پيتر ...که ازقضا ديگه نيومد پيشمون
،يا زنگ نزد ولي مرتب نامه برامون مينوشت
نميدونم لوسي چقدر از اين دروغا رو باور کرده
ولي باهاش کنار ميومد
"و تا قيامت با هم به خوشي زندگي کردند"
اوه. فقط يه مشکل کوچولو پيش اومد
!هي لوسي - بله؟ -
!سورپرايز
...انگار اينجاش خيلي خسته کنندهست. صبر کن
..مشکل پسرا اينه که احمقن
!گوزيدي
...اونها فقط به يه چيز علاقه داشتن
!شکاف کونتو ديدم
و اين لوسي نبود...
...هرچند يه پسر بود
"که بهش ميگفتم "گوشو
که لوسي عاشقش شد
بدجوري
ولي خيلي دووم نياورد
کلير دستبه سرش کرد
و آخرش دوباره خوشحال شدند
خدايش، چطوري ميشه توضيح داد
هيچ دليلي نداشت که کار ديگهاي بکنن
هميشه با هم وقت داشتن
لوس؟
اوهوم؟
باسنم از اون سمت بزرگ نشون ميده؟
گنده
تاحالا با هم در مورد دانشگاه رفتنش صحبت کردين؟
.آره ولي ميگه نميخواد بره
،اون نميخواد بره يا تو نميخواي بره؟
،ميخوام کاري رو انجام بده که واقعاً عاشقشه
بهرحال زندگي واقعي تو روياهاته
ببخشيد. چي گفتي؟
زندگي واقعي تو روياهاته
فکر کنم اين جمله رو روي يه فنجون قهوه ديدم
!شرايط خيلي سختيه
!لطفاً پيراهنم رو پس بده
هر روز چنين فرصتي گيرم نمياد
!من لباسم رو ميخوام
"حداقل توي "بدفورد فالز
عافيت باشه يکم بايد بهش فکر کنم
!بده به من اونو
نسبتاً خيلي جلو رفته
!تق تق
.اوه. سلام کلر
اوه اوه. بازم ماهيت مرده؟
کلر؟
چي شده؟ چي شده تو رو خدا؟
خداي من
مري، ميدونم فردا بايد چيکار کنم
و روز بعدش و سال بعد و سال بعد از اون
گردوخاک اين شهر کوچيک لعنتي رو از پاهام پاک ميکنم
!و ميرم دينا رو ببينم
ايتاليا، يونان، معبد پانتئون آمفي تئاتر رم
چطوري بايد مراقب خودش باشه؟
نميدونم
پس انداز داري؟
هيچي
خب. اون.. بيست سالشه
،هيچوقت دوست پسر نداشته هيچوقت از خونه بيرون نرفته
هيچوقت کار نداشته
شماها فکر کردين روي ابرا زندگي ميکنين؟
باشه. مثلا بايد کمکم کني - همش فيلم ديدين؟ -
چرا بوسش نميکني به جاي اين همه صحبت کردن؟
چي فرمودي؟
چرا به جاي اينهمه صحبت بوسش نميکني؟
ميخواي ببوسمش، آره؟
اح. اين ملت نااهل چطوري جووني رو حروم ميکنن
هيچ مهارتي نداره؟
نه
هميشه در مرد رويا و فانتزيهاش صحبت ميکنه
موقعيت خيلي بدي درست کردي براش
.چمن زني اون چمنا رو ميزنه
...فکر کنم يادمه
انگار از چمن زن ميترسيد
ببخشد عزيزم. ولي بامزه نبود
بامزه نبود
نميدونم چه بلايي سرش مياد
...باشه. کي يه دختر بيست ساله
که رفتارش مثل 13 سالههاست رو استخدام ميکنه؟
من که نميکنم
کلر، خيلي بد به فناش دادي
تو کمکش ميکني، درسته؟
ميفرستيمش دانشگاه
اون به يه زندگي احتياج داره
بهترين شانس زندگي. ميشنوي؟
!شانس تمام زندگي
ميگه اين بهترين شانس طول زندگيه
حالا گوش کن بهم
من پلاستيک نميخوام
هيچ خونهي بزرگي نميخوام
نميخوام هيچوقت با کسي ازدواج کنم
ميفهمي؟ ميخوام کاري که ميخوام رو بکنم
...و تو
آيا به فيلم علاقه منديد؟ البته که هستيم
يادگيري ساخت فيلمهاي کيفيت بالا ...روي وياچاس
و همزمان داشتن وقتي مفرح
شرکت هنر فيلم تجربي خانگي
نيازمند يک دستيار تهيه است
"با تهيه کننده "کلايو مانتگامري تماس بگيريد
.صبر کنين آدرسش تو جنوب شهر کليولند ـه
چطوري ميخواي بري اونجا عزيزم؟ - ميخوام يه موتورگازي بگيرم -
و هيچوقت هم به مصاحبه کاري نرفتي
ميخواي چي بگي؟
"بگو "بله
چيزي که ميخوان بشنون رو بهشون بگو
هيچ تجربهاي تو تهيه فيلم داري؟
.نه - بله -
نه
.بله - بله -
"من آگهيتون رو ديدم و کنجکاو شدم"
فقط هيمنا رو بايد بگي -
باشه - هيچ... مهارتي داري؟ -
بله
اوهوم
من آدم سخت کوشي هستم
بسيار انگيزه دارم و بسيار ريزبين هستم
.بله. بله - درسته -
.باشه - ميتونيد الان شروع کنيد؟ -
.نه - بله -
.بله - بله -
خب.. عاليه
عزيزم، اگه چند روز تمرين کني
بعد ميتوني يه قرار ملاقات بذاري
.نه. بهشون زنگ زدم. امروزه ساعت 4
خوبه. خوشحالم شنل و چکمه پوشيدي
...فکر کنم به چيزايي که
جوونها ميپوشن بخوره
.مجبور نيستي اين کارو بکني عزيزم
هيچوقت تنهايي نرفتي داخل شهر
ميتوني منتظر بموني - اشکال نداره. چيزيم نميشه -
.عزيزم. بذار ببينمت - اينو درست کنم
اگه هر چيزي لازم داشتي من منتظر زنگتم، خب؟
.دوست دارم - .منم دوست دارم -
!برو بترکونش لوسي
!خداحافظ عزيزم
!من خوبم
.باشه نگران نباشيد . خداحافظ
ميبينمت - بيمه عمرش کردي؟ -
خداي من
من رو هم خوشحال ميکنه
مشکل همينه
اينا حقيقت داره؟
احساساتش، مثل انگشتيه روي تنم
اون همهي چيزيه که آرزوش رو داشتم
خيلي چيزاست که نميدونه
چطوري بهش بگم؟ - اينجا چقدر گرمه؟ -
اين زندگي اي بود که هميشه ميخواستم؟
آيا رازهام مخفي مي مونه؟
.خب - کانينگهم، لوسي -
.همه چيز فرو ميريزه
No comments yet. Be the first to leave one.