The first 200 lines.
تیم ترجمه Opus SuB تقدیم میکند
دلم واست تنگ شده بود
همه اش بهت فکر ميکردم
نميدونستم چرا نميتونم از مخم بيرونت کنم
...اما
فکر کنم الان ديگه ميدونم
بسه
ولم کن
قسمت هشتم
خوب گوش کن
وقتي الکل ميخورم يه احمق تمام عيار ميشم
با همه دعوا ميکنم و عصباني ميشم
...کلي کارهاي ديوونه وار ميکنم پس
کاملا يادم رفته دیشب چي گفتم
هر چی گفتم همه اش مزخرف بوده و منظوري نداشتم
دان آه
ميخوام از اين کشور برم
تو...داري ميري؟
اره دارم مهاجرت ميکنم
دقيقا 230 روز ديگه سوار هواپيما ميشم
...پس
اينقدر چرت و پرت نگو
چون اصلا قصد ندارم خودمُ درگير مردي بکنم
گرفتي؟
گفتم گرفتي؟
جواب بده
زود باش برو سر کارت
خودت رو جمع و جور کن
اگه قلبت رو صاحب بشه کارت تمومه
نميتونم ببخشمش !نابودش ميکنم
ها؟ اينجا چي کار ميکني؟
اينطوري گردنت درد ميگيره
چشمات ميزنه بيرون
هي، چرا هميشه واسه ناهار همچين چيزايي ميخوري؟
بیا مغازه مون سئولئونگتانگ بخور
سرت به کار خودت باشه
به تو چه ربطی داره من چی میخورم؟
فقط بچه های بد اینطوری حرف میزنن خب؟
بسه کاری میکنی بی اشتها بشم
اشتها...هی !زود باش
قول دادی یا ندادی؟
!گفتی اگه آقات رو آزاد کنم بهم یه لبخند شیرین میزنی
!حتی گفتی تو گوشیم زمزمه میکنی که دوستم داری
یادت نمیاد؟
هرچی
نمیخوام همچین کاری بکنم پس اگه میخوای برش گردون زندان
چی؟ - برش گردون -
اگه بیشتر غذای زندان بخوره آدمتر میشه
چرا یهویی اینطوری شدی؟
هی، آقات نیومده دیدنت نه؟
آره حق با منه
فقط سعی کن آدم بزرگتری بشی
آقات نسبت به بیشتر مردم دوستای بیشتری داره
شاید شب نگهش داشتن و تازه از دستشون خلاص شده
داری از کی دفاع میکنی؟
قبلا مثل گاندی رفتار میکردی حالا دیگه طرفشُ میگیری؟
اره من گاندیم چیه، نمیدونستی؟
بخشش توازن، صلح
!و عشق
حتما دیوونه شدی
آره دیوونه شدم
!خدایا، این محله میتونه آدما رو دیوونه کنه
منو از یه آدم بد تبدیل به یه آدم خوب کرد
منو بالا بردن و زمین زدن
بردن بالا و زدن زمین ...بردن بالا
نوش جان، منم نمیدونم چی میگم
میبینمت
صلح
...چی
چشه که اینطوری رفتار میکنه؟
کجا رفته بودی؟
ام، رفتم یه سیگاری بکشم
!دیگه سیگار نکش
!نباید وقتی بوی سیگار میدی از مهمونها پذیرایی کنی
بله خانم
بشین - بله خانم -
یه جلسه با مدیر تیمم داشتم
و تصمیم گرفتیم که مابقی رستورانها رو همزمان باز کنیم
همزمان؟ - آره -
کل این بلوک میشه یه ردیف رستوران این محله
و ردیف رستورانهای حاضر از رده خارج میشه مثل هانیانگ سئولئونگتانگ
وقتی اینطوری بشه ارتقات میدم به مدیرکل
یه کم یهویی نیست؟
آره یه ارتقا به سرعت نورِ
مطمئنم مابقی مدیرها و مدیرهای ارشد شکایت میکنن
پس باید حداقل بهشون یه دلیل خوب بدی که چرا مستحق همچین چیزی هستی
...چی - ...قبل از اینکه هانیانگ کاملا ناپدید شه -
فروش خانواده جانگ رو زیاد کن
فروشت رو از همه هانیانگ سئولئونگتانگها بیشتر کن
این تنها راهی که میتونم جلو بقیه مدیرهای ارشد ازت دفاع کنم
میتونی اینکارُ بکنی، نه؟
بفرما خوک ترش و شیرین - بله قربان -
بذارش سرجاش - ها؟ -
!بذارش سر جاش - ...ها -
...اما چرا
ها؟ - دوباره هیچوقت بهم دست نزن -
...میخواستم اون مو رو
مهم نیست خب؟ .خودم حواسم بهش هست
گرفتی؟
بله، حتما
واییی
چرا دان آه اینطوری رفتار میکنه؟
زنها اینطورین
وقتی لاس میزنن مهربونن
اما وقتی مطمئن میشن پسره دوستشون داره بهش بی محلی میکنن
اینطورین
دوستشون دارن اما همزمان هم ازشون بدشون میاد
فقط میخوای محکم بگیریشون اما یه جورایی هم میخوای با چاقو بزنیتشون
اوه چقدر بانمکن
میتونم بگم که اولین رابطشونه
هی
هی، عالی نیست که نه تنها قلب خانم جی یون رو برده
قلب خانم مرغ مبارز هم برده؟
اره
یه چیزی هستا
انگار یه اسب وحشی رو رام کرده
واو، منم میخوام مثل اون باشم
اوه - اوه -
اومدی خواهرجون؟ - اومدی خواهر جون؟ -
باید گرمت باشه
برم واست بستنی بخرم؟
چرا شماها اینطوری بهم سلام میکنین؟
زیادی آفتاب بهتون خورده؟
میدونم، تا الان تو خواب غفلت بودیم
اما از الان درست حسابی بهت سلام میکنیم
بله، کسی که حتی یه ذره هم به برادر کانگ سو ربط داره
!رو ما باهاش با وفاداری رفتار میکنیم
عوضیای دیوونه - ام، خواهر جون؟ -
بذار شجاع باشم و اینو ازت بپرسم
لطفا این سوال رو به برادرهای همیشه مجرد کوچیکت جواب بده
چیه؟
چیه برادر کانگ سو رو خیلی دوست داری؟
چی؟ - واسه اینه که میخوایم ازش یاد بگیریم -
اوه، صورتشه؟ خیلی ظاهر واستون مهمه خانم؟
ها - لازم نیست خجالت بکشی -
...عشق
چیزی نیست که ازش خجالت بکشی
اه دیوونه ها
!عشق چیزی که میتونی بدون شرم برای دنیا فریادش بزنی
خیلی خوشگل بود که میدیدم اونطوری نگران کانگ سویی
خب که چی؟
از سینه ات بیرون بریزش و بهمون بگو
منم میخوام یاد بگیرم
چی دقیقا، در مورد کانگ سو خیلی جذابه؟
باشه بهتون به یه روش خوب میگم
بياید نزديکتر
ها؟
نجاتم بده يکي کمکمون کنه
چرا تو هم ازش کتک خوردی؟
زنگ بزن 911 - ای -
فکر کردم یه جای دیگه امُ میزنه
چی؟
ما را در تلگرام دنبال کنید @Opussub
بی صدا بخور! چرا اینقدر ملچ ملوچ میکنی؟
کاری میکنی اشتهامُ از دست بدم
هی، چی کار کردم مگه؟
آروم بخور
آره، دان آه میگه خیلی اذیت میکنی
اینطوری نیست ...این
زود باش ولش کن
گفتم !اینقدر سر و صدا نکن
فقط دارم نودل میخورم
نخور
هی، بهت پول میدم برو بیرون بخور
چی؟
قاشقها رو خشک کن بذارشون تو سبدشون
دستمال سفره ها رو بذار روی میزها
کلی هم خاک هست همه جا رو تمیز کن
گرفتی؟ فردا صبح همه رو چک میکنم
چرا جواب نمیدی؟
باشه، همه شب رو بیدار میمونم اینکارا رو میکنم
اره، فقط باید لباس عوض کنم و تمیزکاری کنم
هی، چت شده؟
مشخص نیست؟ منتظر تو بودم
یکی طبقه پایین بود
چطوری پس اومدی تو؟
از پنجره - چی؟ -
هی اینطوری نکن ...خطرناکه
خودت رو ببین تظاهر میکنی نگرانی
منظورت چیه، تظاهر؟ چرا اینقدر بی ادبی؟
قراره بهم اهمیت بدی
اما 36 ساعته آزاد شدی و نیومدی دیدنم؟
...خب ام، اون
میدونی از دیروز چقدر منتظرتم؟
یه لباس فوق نمکی پوشیدم و آرایش کامل کردم
!و تمام شب منتظرت بودم
!و نشستم چون نمیخواستم کمرم چین بیافته
هی ببخشید
هرچی
همه چی بین ما تمومه آقا
مرسی از همه خاطرات خوبت
امیدوارم توی همه کارهایی که در آینده میکنی موفق باشی
توی تابستون مراقب آب باش و توی زمستون مراقب آتش
و موقعی که شبها داری تو خیابون راه میری مراقب پشت سرت باش
دیگه میرم
هی، هی، هی ببخشید
ولم کن - !واقعا ببخشید -
نباید اونکارُ میکردم معذرت
همیشه باعث میشی بهم سخت بگذره و بعدش آرومم میکنی
ببخشید
No comments yet. Be the first to leave one.