The first 200 lines.
...آنچه در سرگذشت شنارا دیدیم
.بنگرید، این هم قلمروی لی
ولی مراقب باش. ملکه تاملین .همیشه یه انگیزهی مخفی داره
،میتونی لباس شیک تنم کنی، مادر
.ولی نمیتونی مجبورم کنی تغییر کنم
.یه شاهدخت
شخصی که با تو بودم؟
.اون شخصیت واقعیمه
میخوای با دخترت ازدواج کنم؟
،هرچه زودتر ازدواج رو رسمی کنیم
.زودتر میتونی آیندهی مردمت رو تضمین کنی
.ژنرال ریگا
.مرد دیوانهی پشت کریمسون
.کریمسون، آلانون رو گرفته
دیگه کی خبر داره؟ - .هیچکس -
اینجا چه غلطی میکنی، بندون؟
.ازت خوشم میاد، ویل
ولی تو چیزی داری که .متعلق به لرد وارلاکـه
!جمجمه
.بهم گفت تو میدونی کجا مخفیش کردن
...کاهن رو برام بیار .وگرنه عموت میمیره
!حرکت کن
!تکون بخور
چرا من رو اینجا آوردن؟
.تا محاکمه بشی
.من مرتکب جرمی نشدم
تو جادوگری میکنی، درسته؟
.از جواب دادن به تو امتناع میکنم - .فراموش کردم -
.کاهنها بالاتر از باقی ما هستن
کاهنها
برای هزارنسال وفادارانه .به چهار سرزمین کمک کردن
با اینحال صدها نفرشون رو توی همین .دیوارها سلاخی کردن
در جنگشون مقابل نیروهای تاریکی .شهید شدن
داگدا مور و لرد وارلاک .جفتشون کاهن بودن
جنگهایی رو آغاز کردن که .جون هزاران نفر رو گرفتن
.جفتشون از موهبت جادو سوءاستفاده کردن
روح خودشون رو قدرتمند کردن تا .در چهار سرزمین قتلعام به راه بندازن
،و حالا تو هم باهاشون هممسیر شدی .ژنرال ریگا
فقط ذهن درهمریختهی یه کاهن .میتونه من رو با قاتلهای بزرگ مقایسه کنه
.این دژ کاخ لرد وارلاک بوده
،و با اینحال، تو روی تختش نشستی
در مورد شرارتهای جادویی برای من سخنرانی میکنی
درحالیکه قراره لکهی تاریکش .باری دیگر بر روی چهار سرزمین بیوفته
کی میخواد لرد وارلاک رو شکست بده اگه دوباره برخیزه؟
.افرادی مثل من
.تو رو شکست دادم
...بهم بگو
دستنوشتهی پارانور کجاست؟
تمام دانش جادوییت رو اونجا نگه میداری، درسته؟
.هرگز نمیتونی دستنوشته رو پیداکنی
چون فقط کاهنها میتونن رازهای جادو رو بدونن و از قدرتش استفاده کنن؟
،جادو یه سلاح نیست
.یه موهبته
.ولی همیشه هزینهای داره
.نمیخواد هزینهی جادو رو بهم بگی
خودم دیدم افرادم توسط شیاطین خارج از
.دروازههای آربورلون تکهتکه شدن
و با این اعمالت داری به افراد مردهات .بیاحترامی میکنی
،بذار برم
.تا بتونم با دشمن واقعیمون بجنگم
.دشمن واقعی جادوئه
،و وقتی دستنوشته رو نابود کردم
جادو برای همیشه از چهار سرزمین .پاک میشه
illusion متـرجم: امیرعلی
...اِریتریا
.خوش برگشتی، نوک کوتاه
...تو
...فکرکردم تو
.دیگه اینجام
...چطوری تو اصلاً پیدام کردی؟
.آمبرلی
آمبرلی؟
.امکان نداره
...تو یه رؤیا اومدم پیشم
.گفت تو دردسر افتادی
هی! تو کی هستی؟
میخوای بهم بگی اینجا چیکار داری؟
.خب، من باید اینجا باشم
اینجا چیکار داری؟
چه خبره؟
.دیدمش که داشت میاومد سمت انباری
.فکرکردم ممکنه تو رو بکشه - !جکس -
!کافیه
.پول توئه
این یارو همراه توئه؟
.ویل اومسفورد، با گرت جکس آشنا شو
.ویل اومسفورد معروف
.تحتتعقیبترین آدم کریمسون
.مدل موی خوبی داری
اون یه کیسه الماس بهم داد .تا کمک کنم ردت رو بزنیم
تو یه جایزهبگیر هستی؟ - .کلمهی "زراد" رو ترجیح میدم
زراد؟
خدایی؟ - .آره -
.بهش بگو
خودت دیدی تو اردوگاه .دزدها چیکار کردم
.هشت نفر رو ترکوندم
.حتی عرق هم نکردم
،منم مرث هستم، راستی .ممنون بابت نگرانیتون
...یه جفت گوش نوککوتاه دیگه
احتمالش چقدره؟
.باید آلانون رو پیداکنم - از کی تا حالا؟ -
.از وقتی بندون عموم رو گرفت
.باید پیداش کنم و برم به پارانور
.صبرکن، کریمسون آلانون رو در لی گرفت
دارن میبرنش به جایی .به نام گریمارک
اسمش رو شنیدی؟
یه دژ قدیمی جنها .در ریونزهورنـه
،استفادهکنندههای جادو میرن داخل .ولی برنمیگردن
.شاید یکی دوتاشون رو برای جایزهشون تحویل داده باشم
برای کریمسون کار میکنی؟
.پول اونهام مثل جاهای دیگه خوبه
،و قبل از اینکه بخوای فیس و افاده بیای
،من تو کار هدف والاتر، مسلک، سیاست
.و عذاب وجدان نیستم
.باید من رو به گریمارک ببری
،نمیشه همینجوری بری اونجا .کریمسون دنبالت میگرده
.چارهای ندارم
.زندگی عموم بهش بستگی داره
.خب، مطمئناً دنبال اهداف از دست رفته هم نیستم
فکرکردم گرت جکس .از میدون جنگ کنار نمیکشه
.نباید با کریمسون در افتاد
پس، زراد از یه مشت الف از خود راضی میترسه؟
.بانمک بود
.ولی من از چیزی نمیترسم
.حرف شجاعانهای زدی
چطوره با رسوندن من به گریمارک حرفت رو ثابت کنی؟
به اِریتریا چی گفتی؟
میشه لطفاً من و دخترم رو تنها بذارید؟
.ممنون
،واقعیت رو بهش گفتم
که قبلاً هم از اینکارها کردی
.و اون فقط آخرین قربانی توئه
بعدش یه کیسه الماس برای .سختیهایی که کشیده بهش دادم
سعی کردی با پول ردش کنی بره؟
.لازم نبود زیاد تلاش کنم
.با خوشحالی قبولش کرد
،عزیزم
.بذار کاملاً باهات روراست باشم
الان فقط یک هدف داری
.و اون ازدواج با شاه آندره
تا حالا هیچ علاقهای .به الفها نشون نداده بودی
،اگه من بخشی از یه نقشهی بزرگترم
.سزاوار دونستشام
الفها در شرف .یه جنگ داخلی هستن
شک دارم کمک ما در این .زمان بتونه مانعش بشه
،به عنوان ملکهشون
شوهرت رو قانع میکنی که .برای کمک به من رو بزنن
من هم البته، سریع بهت کمک میکنم
ارتش لی .شورش رو از بین میبره
،و وقتی اینکار رو کردیم
ازمون میخوای پایگاهی در آربورلون .برای حفظ صلح برقرار کنیم
بهت اجازه بدم بدون هیچ .ممانعتی وستلند رو تصاحب کنی
.دارم آیندهمون رو تضمین میکنم
کار من محافظت از قلمروی خودمه .با هر قمیتی که شده
.انتظار دارم کاملاً همکاری کنی
.راستش، درخواست دارم
و اگه همکاری نکنم؟
بعدش اون دوست لبقرمز دزدت .تا فردا زنده نمیمونه
چی باعث شده فکرکنی میتونی دوباره پیداش کنی؟
چی باعث شده فکرکنی دستور ندادم یه نفر همین الانش هم مراقبش باشه؟
.این دژ تبدیل به قبرت خواهد شد
.نه، آلانون
.میشه قبر خودت
.لابد برات عجیبه که احساس بیقدرت بودن بکنی
اون قلاده در طول جنگ عظیم ساخته شدن
تا شیاطین رو رام کنن .که دربارهشون تحقیق کنیم
.بفهمیم چطوری جلوشون رو بگیریم
،به عنوان مردی که از جادو متنفره
.خیلی چیزها دربارهاش میدونی
.از جادو متنفر نیستم، بهش احترام میذارم
.برخلاف تو و برادرهای کاهنت
،فکرکردین میتونید کنترلش کنید .ولی نمیتونید
،بهم بگو، ژنرال چطوری یه الف
خون ملرت در رگهاش جریان داره؟
برام سؤال بود چطوری .جادوی من رو تأثیر ناپذیر کردی
.فقط یه ملرت این توانایی رو داره
،خیلیها از یه حمله جون سالم به در نمیبرن
.چه برسه صفاتش رو به دست بیارن
...به من حمله نکردن
.به مادرم حمله کردن، وقتی حامله بود
استورها تونستن قبل از مرگش .من رو از بدنش خارج کنن
.ولی دیگه مبتلا شده بودم
...یه بچهی ضعیف بودم
.توانایی تحمل نور رو هم نداشتم
.دردی فلجکننده داشتم
...ولی با جنگ جون سالم به در بردم
،و حالا
نفرینم رو تبدیل به سلاحی کردم تا .تو و نسلت رو به پایان برسونم
.من هیچوقت دستنوشته رو بهت نمیدم
.هرچقدر میخوای شکنجهام کن
.لازم نیست اینکار رو بکنم
،هرجا یه کاهن باشه .همیشه یه شنارا هم هست
وقتی ویل اومسفورد رو بگیرم چقدر قوی خواهی بود؟
میتونی ببینی چقدر درد رو تحمل کنه؟
،تو متوجه نیستی، ژنرال
.ولی هیچکدوم این اتفاقات تصادفی یا اتفاقی نیست
لرد وارلاک وقتی خورشید سیاه بشه .نقشهی برگشتش رو میکشه
،باری دیگر بر زمین قدم خواهد زد
!مگه اینکه آزادم کنی تا جلوی برگشتش رو بگیرم
.نمیخوایم دنیا رو نجات بدی
No comments yet. Be the first to leave one.