The first 200 lines.
جیم اومده اینجا فقط یه ورم داره
.. میتونی بگی برای پول اینکارو میکنه.
جیم با قدی بلند و گوگولی مگولی میاد اینجا
با دست زدناتون بهش خوش امد بگید
♦️♦️کانال
خانوم ها آقایان گروه جیم دنسرز رو تشویق کنید
گروه جیم دنسرز یالا، تشویق
گروه جیم دنسرز آره گروه جیم دنسرز وووو
حال جیم خیلی خوب ه.
! اینم از این. بدش به اونا
خوب ، خانمها و آقایان عصر بخیر ، اسم من جیم کری ه
خب امروزت همگی انگار خوب بوده
توی کانادا بزرگ شدم
اینجا کسی از کاناداهست؟
، حالا، من قبلا خیلی ناراحت میشدم وقتی به مردم میگفتم
از کجا اومدم به پایین لس انجلس
چون همیشه یه جواب میگرفتم
کانادا؟ . وای
باید سرد بوده باشه
حالا فقط همراهیشون میکنم
بله کانادا
یه بیابان خشن یخ زده بود.
و کارهای زیادی هم بود که باید انجام میشد.
اگه قرار بود از عناصر زنده بمونیم
بعد از اینکه سوراخی در یخ ایجاد شد
برای پیدا کردن غذا
دوست خوب من و نانتوک ،
یه کلبه برفی درست می کنه
تا از خودمون محافظت کنیم
از خرسهای قطبی
و این حیوونای هاکی باز
پس
. بعدش یه عالمه آبجو میخوریم
تا کلبه اماده مشه میریم توون اون داستانرو برام تعریف کرد
گوزن بزرگ
که به سنجاب کوچولو میگفت
"سلام ، راکی!
ببین چی می گم. یک خرگوش از کلاهم بیرون آوردم
... به هر حال
به هر حال، من امشب اینجا هستم و احساس خوبی دارم
واقعا خوب.ه عالی فوق العاده
! من فقط میخوام برم، برم ! برو! برو
من فکر می کنم ، آن نوارهای انگیزشی بی خود . داره تغییر ایجاد می کنه
اره خودشه من نوار انگیزشی گوش میدم
فکر کن، میخوام گیر بیافتم که این کار احمقانه انجام بشه؟
. نه، ببخشید، نه من
... می خوام یه کاری بکنم
شگفت انگیزه.
من میخوام مثل یکی از اون خوانندگان مذهبی برنامهی پی تی ال کلاب باشم، چون اونا تحت هر شرایطی شاد بودن.
چون اونا تحت هر شرایطی شاد بودن.
فک کنم اون روز رو تپه دیدمش
. وقتی داشتم بازی بچه ها رو نگاه میکردم.
ولی وقتی که دهنمو باز کردم تا دعا بخونم...
اون فرار کرد.
فرار کرد
خیلی دور.
دعای من شیرین بود، و عیسیمسیح فرار کرد.
لازم نبود منتظر بمونم برای روز قیامت
چون دعای من …
نشانه خدای بزرگه
تصور کن که واقعا میتونی انقدر خوشحال باشی
. این خیلی قوی میشه، مرد
مردم تو خیابان تونل میزدند تا از تو دور بشن
اوه مرد
اون آدم خوشحال هنوز اون بیرونه؟ " " "
! عزیزم انگار دوباره دیر میرسم
. نه، اون آدم خوشحال - ه
درست کنار ماشین - ه من نمیتونم نزدیکش بشم
البته، اگه بخوام خوشحال باشم . باید همه مشکلاتم رو فراموش کنم
و تنها زمانی که من همه مشکلاتم رو فراموش میکنم
وقتی هست که درست پشت سر هم نو لذت جنسی هستم
پس هر چقدر دلم بخواد اونارو دارم
الان هم یکی دارم
تا حالا کسی ارضا مستقیم داشته؟
. تو رو تبدیل به "الویس" کرد
فکر می کنم ، الویس همین طور یه واقعاً اینطوری شد
اما این تنها راه فرار من ه. . خودت که میدونی
. البته، من می تونم برم تعطیلات
ولی من هنوز دارم به این فکر میکنم که وقتی اومدم خونه چیکار کنم
... ببین، برای من
ارضا شدن مثل اینه که
یه تعطیلات کوتاه بری
و ازهیچی بهتره اخه وقتی به هرچی فکر میکنی نمیتونی داشته باشیش
اوه مرد، من دارم میام ... پشت چراغقرمزم
. بچه هام به ارتودنسي احتیاج دارن "
من باید چه کار کنم؟ " " "
و حق با توئه میدونی، درد زندگی.
اما برای سی ثانیه مرد، تو آزادی.
تنها چیزی که میتونی بهش فکر کنی اینه که
من چه کوفتی هستم؟ می خوای خودتو جمع و جور کنی؟
. خدای من، امیدوارم کسی که باهاش هستم کار احمقانه ای نکنه
مثل یه حرکت خرکی
تا حالا با کسی بودی که همش تو حرکت زدن باشه؟
همیشه یه اجر زیر بالشتم برای چنین ادمایی داشتم
تموم شد! ولش کن " " "
دوباره با اون بیرون نمیریم"
این تنها موقعیه که.
من واقعا ازادم
بقیه وقت ، دور هم میشینیم
و نگران احمقانه ترین چیزها. هستم
فقط کارای احمقانه. ایدههای چرت
مثلا، چیکار میکنی؟
اگه تو فهمیدی که پدر و مادرت به جهنم رفتن؟
این کار فقط بقیه عمرت رو خراب نمی کنه؟ که بری تو لک خودت
هی بگی هرچی میدونم اونا یاد دادن
من حتا شبیه اونددام
البته مادرم شیطون هم درس میداد
اگه تا حالا به جهنم رفته باشه
، اون میتونه تا ابد ادامه داشته باشه
. یه چیزی داره میسوزه
! میتونم بوش رو حس کنم " " "
... مامانم همیشه می تونست چیزهایی که در حال سوختن بود رو حس کنه
نصف دوران کودکیمو درحال بو کشیدن سوختگی بودم
چند برابر اون بو پدرم بود
... ببین، مثل یه عالمه سیگاریای دیگه
سیگار مورد علاقهاش در آن روز، درست بعد از شام.بود
میدونی
. در حین چرت زدن
نگاه کردنش تماشایی بودکه یدفعه از خواب پرید
اوه خدا
! "پیاده شو، بابا" " " "
من فقط نگرانم هرچند، نمیدونم
شاید هیچی نباشه ... که نگران باشم، شاید
شاید، نباشه یه جای واقعی که بهش میگن جهنم.
شاید جهنم همون باشه که
مجبور شدی به پدربزرگ و مادربزرگت گوش بدی وقتی دماغی نفس میکشید
اونم . وقتی دارن یه ساندویچ میخورن
. اون صدای وزوز رو بگیر
این یک وعده غذایی نیست ، بلکه یک مبارزه برای زندگی ه
فکر کنم یکی دیگه باید درست کنم
نههههههههه
نه
ما خوب میشییم
حتی تصورشم سخته
منظور پیر شدنه
نمیتونی کاری بکنی
باید اون چیزارو ببوسی خداحافظی کنی
فقط میخوام هی خودم رو به چالش بکشم.
نمیخوام یارویی بشم که یاد خاطرات گذشته میکنه.
میدونی، مردم توی مِیخونه به هم بر میخورن،
همیشه مشخصه زندگیشون چقدر حوصلهسربره
که برای رسیدن به سربلندی چقدر باید دست به دامن گذشته بشن.
برمیگردن میگن، یادته...
یادته
، قدیما چقدر فرز بودم.
.. زمانی که یه اسپرم بودم
هیچ وقت روز مسابقه بزرگ رو فراموش نمیکنم
ملیون ها نفر تو میدون بودن
اما همشون رو سرویس کردم
تا اون تخم رو بدست بیارم
برگردونم بکارم تو رحم زن
اولین کلاس تمخدانه منی
نمیخوام اینطوری باشم.
... ببین، برای من
"برای من،" جیمی استوارت . از اون آدمهایی که دوست دارم باشم
راستش میدونی که سخته اونطوری باشم
منظورم اینه که، اون یه جورایی یه جایی همین جاهاست
… و من فقط می خوام
خوب بودن رو دوست داشته باشم
کسی که یه زندگی فوقالعاده پر از انرژی.داره
به نظر میاد مهم نیست چه اتفاقی میافته
مهم نیست چطور اتفاقات بد پیش میاد
جیمی استوارت میتونه با یک روش مثبت وارد عمل بشه
. خب، فکر کنم ما باید یک کشتار همگانی هستهای داشته باشیم
، اوه، هی، همگی از پنجره بیایید بیرون!
. اون ابر قارچ رو ببین
قشنگ نیست؟
و … و چیز شگفت انگیزی برای من این هست که …
عالیه
رنگی فقط …
صورتت رو سیخ کن
این انرژی مثبت ه
می دونی؟
باید مرک رو جلوی صورتت ببینی
همون کاری که درست جیمی میکرد
" " "سلام آقای مرگ، شما شبیه چی هستید؟" میتونی سوپ هم بخوری
دوست دارم مثل همین ادم باشم
شاید هم بشم
شاید بعد از من روزی دعای انجیل تمام بشه
و حتی برای پیشرفت جلوتر هم میرم
تا یک مرد مقدس واقعی
و من از مردانی مقدس که در تلویزیون میبینید، حرف نمیزنم
اون مبلغان تلویزیونی. مردان مقدس نیستند.
اونا جاهطلب هستند.
من یکی رو دیدم که خیلی جاهطلب بود،
در حقیقت به این نتیجه رسید که به خدا حسادت بکنه
وسطای مراسم بود که گفت
وقتی بچه بودم،
میخواستم ناجی جهان باشم
بعد به من گفتن مسیح پسر خداست و من فهمیدم که
فقط همینو میشناسیم
آدمای خیلی خیلی کم اهمیتی بودن
اگر میخوای انسان مقدسی باشی نمیتونی اینجوری باشی
و باید بخودتم باور داشتی
وقتی یه تصمیمی رو نباید هیچ جوری سست بشی
باید بچسبی بهش
گاندی رو هیچوقت نمیبینی
طی یک حمله
وسط شب مخفیانه وارد آشپزخانه شدن
گاندی؟
No comments yet. Be the first to leave one.