The first 185 lines.
.سرورم.... شهر "ترا" زير حمله هست
.به نظر مياد "پسفاي" از مرگ شاه با خبر شدن
.پس جنگ در پيش داريم
لرد "سارپدن"؟
شما کي هستين؟ - .نميخوايم آسيبي به شما برسونيم -
.ملکه "آريادنه" ما فرستادن که شما رو تا آتلانتيس اسکورت کنيم .ترا" سقوط کرده"
.بايد فرار کنيم، همين الان هم بايد بريم
.اين ديوونگيه
."هرکول"
."فيثاغورث"
.بايد به سمت دروازه ي شمالي بريم
.نه،نه
.نميتونيم همه رو نجات بديم
.بايد سعي کنيم. به سمت دره ي "هيروس" برين .اونجا ميبينمتون
.جيسون"! اون پسر چيزي بجز دردسر نيست"
.شنيدين که! به سمت دره
.برو
.اگه قهرمان بازيت تموم شد، همين الان بايد بريم
.استراحت کن
.ترا مال ماست .آتلانتيس به آسوني سقوط نميکنه
.هيچکسي از ديوار هاش رد نشده
.يادت رفته که من شهر رو از هرکسي بيشتر ميشناسم
چي باعث شده فکر کني ميتوني توي چيزي موفق بشي که خيلي ها شکست خوردن؟
توي ته سردابه ي سلطنتي، تنديسي هست به اسم ."پالاديوم"
،ميگن که تا زماني که اون توي ديواراي آتلانتيس باشه .آتلانتيس شکست نمي خوره
فکر ميکني راسته؟
.من توي دستام گرفتمش
.قدرت خدايان رو توي خودش داره
،پس هرکسي سعي کنه آتلانتيس رو بگيره .لعنت ميشه
فقط مطمن باش هر وقت که وقتش رسيد تو و سربازات .آماده ي حمله هستين
چيزي شده، لرد من؟
.چندين ساله که آتلانتيس رو ترک کردم
.نميدونستم که روزي برگردم
."لرد "سارپدن .دعا هام جواب دادن
.خيلي خوشحالم که سالم هستين
.بخاطر شما بود ...اگه تو آدمات رو نميفرستادي
.من تا ابد زير دين شما هستم
خيلي منو ناراحت کرد که قبل از اينکه شاه بميره
.باهاش آشتي نکردم
،هر چيز ناخوشايندي که فکر ميکني بينتون بوده .مال گذشته است
الان توي دوره ي بدي هستيم و من به مشاوره ي .شما نيازمندم
.باعث افتخارمه که به ملکه ام خدمت کنم
حالا بهم بگو. از ترا چه خبر؟
.آدماي "پسفاي" بي رحم بودن
.تبعيدش اونو تشته ي انتقام کرده
.سرِ لباس، شلوار و زيرشلواري
.آره
.معمولا تو هستي که لباس هات رو ميبازي
.فقط همين بود
."همه چيز آمادست، "مدئا
.ايست
.خدايان سخن گفتن
.حتما يه چيزي شده که "پوسايدن" رو اينجوري عصباني کرده
.اينجان
.عصبانيت "پوسايدن" رو حس کرديد .يه دليل خوب هم واسش هست
.کمتر از يک ساعت پيش "پلاديوم" دزديده شد
کسي هم ميدونه دزديده شده؟ - .فقط کسايي که توي اين اتاق هستن -
همين الان که ما داريم صحبت ميکنيم، "پسفاي" داره .به سوي آتلانتيس پيشروي ميکنه
،اگه ارتش درباره ي اين موضوع بفهمه
.اونا پست رو ول ميکنن و شهر سقوط ميکنه
ازمون ميخواي که برشگردونيم؟
.از روي علاقه نميخوام
.ولي کسي ديگه اي نيست که بهش رو بزنم
.ارتش "کولکس" توي دره ي "ايکاريا" اردوگاه زده
.اگه "پلاديوم" جايي باشه، بايد اونجا باشه
.پس بهت قول ميدم
.نااميدت نميکنم
.باشد که خدايان با تو باشند
واقعا فکر ميکني "جيسون" موفق ميشه؟
.تاحالا شکست نخورده
اشتباهه اگه فکر کنم که احساساتي بهش داري؟
حتي به عنوان دختري جوان، هميشه ميتونم بگم به چي فکر .ميکردي
وقتي پدرم مرد، قسم خوردم که وظيفم نسبت به آتلانتيس
،پيش از هرچيزي مياد .که شامل احساساتي که شايد داشته باشم هم هست
توي اين زمان هاي سخت، سوق داده ميشيم که .انتخاب هاي سختي کنيم
.شک دارم که دزد بدون کمک تونسته باشه به قصر وارد بشه
فکر ميکني همدستي هم هست؟
.تقريبا مطمنم. همه ي آدماي قصر بايد سوال پرس بشن
.خائن رو توي دربار خودم تحمل نميکنم
.آذوقه جمع کنيد. توي اولين روشنايي حرکت ميکنيم
کجا داري ميري؟
.يه کاري هست که بايد انجام بدم
.منتظرت بودم
.خدايان سخن گفتن
.فجري جديد درحال آغاز شدنه
.وقتشه
وقت چي؟
من تمام سعيم رو کردم که تورو راهنمايي کنم
.ولي چيزايي هست که بايد خودت ببيني
.ذهنتو از هر فکري خالي کن
.باهاش نجنگ .بزار "کيکون" تورو تطهير کنه
.با چشماي من خواهي ديد
اون چي بود؟
.سرنوشتيه که منتظر همه ي ماست
.ديشب، اولين قدم در راهش رو برداشتيم
.فقط تو ميتوني از تصويب شدن اين جلوگيري کني
.چجوري؟ مطمنن فراتر از هر کسيه
.هر کسي به غير از تو، تو يه آدم عادي نيستي
.بايد سرنوشتت رو در آغوش بگيري
."مدئا"
.داشتم نگران ميشدم همه چيز طبق نقشه پيش رفت؟
و "پلاديوم" رو داري؟
،وقتي از پايه ي تنديس درش آوردم .زمين لرزيد
.هرگز چنين قدرتي رو نديده بودم
.تو پرنسس "کولکس" هستي. نبايد از چيزي بترسي
.قدرت ما رو حس ميکنه
حالا ديگه هيچ چيز نميتونه ما رو از گرفتن آتلانتيس .متوقف کنه
"فکر کنم داوطلب شدي که "پلاديوم
.رو از زير دماغ کل ارتش "کولکس" برگردونيم
.آريادنه" کسي ديگه اي نداشت که بهش رو بزنه"
،انتظار داري که اون درک کنه
.ولي به نظر من عشق يه چيز مزخرفه
،مهم نيست چند دفعه جونتو بخطر بندازي
.تو خون سلطنتي نداري
.تو و "آريادنه" هيچوقت نميتونين با هم باشين
،اگه غير اين فکر ميکني، پس احمقي
.و احمقانه ميميري
شايد يکم خشن تر از چيزي که ميخواستم .بگم بنظر رسيده باشه
.اين چيزي بيشتر از "آريادنه" هست .بايد اين کارو کنم
چرا؟
،از وقتي که اومدم آتلانتيس بهم گفتن که سرنوشت دارم
.يه هدف
.واسه ي اولين بار، فکر کنم دارم ميفهممش
ترجمه نشده -
.هميشه باور داشتم که شکست ناپذيره
.اونم همينطور
وقتي پچه بوديم ميرفتيم بالاي جايي که گاو وايساده
.و صبر ميکرديم که گاوه بهمون نگاه کنه
.ماينوس" هميشه نفر آخري بود که ميومد پايين"
.اون زمانايي که با هم بوديد رو با علاقه تعريف ميکرد
...منم همينطور، ولي وقتي منو تبعيد کرد
.ناراحت شدم... بيشتر از چيزي که بتونم بگم
.ميدونم که پدرم از تصميمش پشيمون بود
،فکر ميکرد ميخوام براندازي مخملي کنم .ولي بدقضاوت کرد
.من هميشه وفادار بودم
.خودش ميدونست اينو
چيه؟
.مثل اين که همدست مزاحم رو گرفتيم
.اونو با خون روي لباسش پيدا کرديم
.وقتي ازش سوال کرديم، سعي کرد فرار کنه
کس ديگه اي هم توي قصر دخالت داشته؟
.حرف نميزنه
.به حرفش بياريد
.کولکس" ها"
پس نقشه چيه؟
،نقشه اي که واسه وقتيه که گير افتاديم محاصره شديم و تعدادمون هم کمتره؟
.آره همون نقشه - ،خب، ميتونيم وايسيم و همين جا زير اين تپه بميريم -
.يا بين درختا واسه ي جونمون بجنگيم - همين؟ -
...با شماره ي 3. يک، دو
چرا هميشه بايد سه باشه؟ .خيلي جالبه
چرا 4 نه، يا 5، يا...؟
.ببخشيد
.سه
.واو
.فکر کنم اسب هامون رم کردن
.نه، خواهش ميکنم
،زن و بچه رو قتل عام ميکني و التماس رحم ميکني؟
.مجبورم کردن که بجنگم. التماستون ميکنم - .بکشش -
.غير مسلحه ـه
.نميتونم توي خونسردي بکشمش
.شمشير رو بردار
.شمشير رو بردار يا به عنوان ترسو ها بمير
.برش دار - ...نميتونم.... نميکنم -
...."هرکول"
.نميتونيم يه آدم بدون اسلحه رو بکشيم
اگه بزاريم اون بره ميتونه کل ماموريت رو به خطر .بندازه
.منطق ميگه که بايد اونو بکشيم
،خودت بايد اينکارو کني .چون من نميکنم
.خيلي خب
.خواهش ميکنم. نه، نه، خواهش ميکنم. التماس ميکنم. نکن
.منطق ميگه لازمه
.ديگه واسه ي "کولس" ها نميجنگم، قسم ميخورم .به جون خودم قسم ميخورم
.چيزايي بيشتر از جون يک آدم اين وسطه
...خواهش ميکنم...خواهش ميکنم...خواهش ميکنم
.نه. نميتونم اين کارو کنم
.اشکالي نداره اهل کجايي؟
.تاموس". تنها چيزي که ميخوام اينه که برگردم خونه"
.خب، پس بايد راه رفتن رو شروع کني
.ممنون. ممنون
.بزار سرت جاي خودش باشه
.بخور
.هرچقدر ميخوان ميتونن منو شکنجه بدن
.چيزي رو که ازم خواستي بهشون گفتم، نه چيز بيشتري
.وفاداري، و خوب بهم خدمت کردي
.واقعا بخاطر کاري که کردم عذر ميخوام
No comments yet. Be the first to leave one.