The first 200 lines.
بيابان، سوخته با خورشيد
و يخ بسته در زمان
جايي که ماهها خيلي کوتاه هستند
و تمام وقايع خيلي لحظه اي صورت مي گيرند
محل زندگي گونه هاي ناب آمريکايي
با نيروهايي که
در سخت ترين سرزمين اين قاره دوام مي آورند
و پيروز مي شوند
.:. آمريکاي شمالي .:. .:. ياغي ها و اسکلت ها .:.
يک صبح ماه جولاي خارج از توسان
بيابان سونوران
ساعت 7 صبح
دماي جيوه به 80 درجه مي رسد
يک خانواده از شاهين هاي هريس مشغول گشت زني هستند
بچه ها بيدار شدند و منتظر صبحانه
سرزمين خارها و کاکتوس ها به نظر بي حاصل و تهي مي آيد
اما نه براي آنها
چشمهاي تلسکوپي آنها کوچکترين حرکتي را در بوته ها تشخيص مي دهد
اما گرفتن اين شکار آسان نيست
توده هاي کاکتوس مثل قلعه هاي خاردار هستند
موجودات روي زمين هيچ وقت از اين پوشش دور نمي شوند
خوشبختانه، مامان و بابا کمک دارند
دو نوجوان که سال پيش به دنيا آمده اند به اينجا پرواز کرده اند
شاهين هاي هريس يکي از معدود ربايندگاني روي زمين هستند که
به صورت گروهي شکار مي کنند، مانند گله گرگها
هر کسي وظيفه اي دارد
برادر و خواهر شکار را از مخفيگاه بيرون مي کنند
آنها در به در مي چرخند و سعي مي کنند که رعب و وحشت ايجاد کنند
يک دونده بيرون مي آيد
حالا بزرگترها حرکت خودشان را انجام مي دهند
خرگوش دم پنبه اي مي تواند از بين کاکتوس ها به صورت زيکزاگ بدود
اما شاهينها او را خلع سلاح کرده اند
آنها مي تواند با سرعت 50 فوت در ساعت فرود بيان
آنها با زيرکي از ميان خارهاي تيز و برنده به اين سو و آن سو مي روند
شکارچيان سهم خود را قسمت مي کنند
و مادر به کوچکترهاي خانواده نيز توجه مي کند
براي شاهين ها، کار کردن به صورت تيمي مفيد است
يک تاکتيک هوشمندانه وقتي
که در يکي از سخت ترين سرزمينهاي هستي زندگي مي کني
در اقليمي دست نخورده
سونارو، چيهوهاهان، بيسن بزرگ و موهاوي
بيشتر از 500000 هزار مايل مربع در آمريکا و مکزيک
بياباني است
تمام تعريفي که مي شود داشت بدون آب بودن آنهاست
تشنه باران و آبي نادر
اما هر بياباني باارزش است
و حيات سرسخت و زيباي خود را دارد
و کساني از پس امتحان او برمي آيند
که در اين کشمکش زنده بمانند
در ميان اين تپه هاي خاکي و صخره هاي تاول زده از خورشيد
روح حيات وحش غرب خودنمايي مي کند
براي انسان و حيواني همانند
بيابان آخرين پوشش روي زمين است
در زمستان 1849
يک گروه از پيشگامان از مرز کالفرنيا گذشتند
و واگن هاي خود را به اين سرزمين بي پايان آوردند
آنها فکر مي کردند که مسير کوتاهي را
به سمت سرزمين طلا پيدا کرده اند
در عوض، آنها اين را پيدا کردند
دويست و هشتاد و دو فوت زير سطح دريا
پايان ترين جا در آمريکاي شمالي
جايي که در تابستان دماي آن به 134 درجه مي رسد
داغترين مکان بر روي زمين
اما زماني که به اين سرزمين رسيدند
حيوانهاي آنها ضعيف تر از آن بودند که واگن ها را حمل کنند
آنها در يک سرزمين ناشناخته ماندند
وقتي که مرگ تنها راه خروج بود
ويليام مانلي و جان راجرز از گروه جدا شدند
براي پيدا کردن کمک
آنها روزها و هفته ها روي سرزمين سوزان و شور راه رفتند
و از بيابان ماهاوي گذر کردند
در نهايت، آنها با سختي 500 مايل طي کردند
تا توانستند رفقاي خود را نجات دهند
وقتي به گذشته نگاه مي کنيم، يک نجات تعجب برانگيز
و خداحافظ، سرزمين مرگ
و اين نام را براي اين مکان گذاشتند
امروزه، بيابان لوم سرزمين ممنوعه است
که تنها جاي ياغي ها و اسکلتهاست
اما همه فکر نمي کنند که سرزمين مرگ جهنم روي زمين است
گرگ صحرايي مي تواند از پس گرما بربيايد
او به اندازه کافي کاردان است که در سرزميني که ديگران از پا درمي آيند، قدم مي زند
جايي که گياهان سرسخت مي رويند
هميشه حشره وجود دارد
آنها زياد خوشمزه نيستند
يک کرم بيد اسفينکس، يک غذاي چاق و آبدار است
او به صورت طبيعي پروتئيني متحرک است
اما آنها ظاهري اشتهاآور دارند
او نياز به غذاي اصلي دارد
يک کوکوي دونده
يک مرغ نيم پوندي
که مي تواند او را روزها سير نگه دارد
اما همه مي دانند که براي يک گرگ صحرايي
گرفتن يک کاکوي دونده سخت است
وقتي که در سايه دماي هوا 100 درجه است
هر غذايي يک مشکل فيزيکي دارد
انرژي که براي يک تعقيب و گريز گرفته مي شود
در مقابل پيروزي منطقي نيست
ارزشش را ندارد
او مي داند که مي تواند انتخابهاي بهتري داشته باشد
مارمولک هاي خالدار همه جا هستند
که در روزهاي گرم پنهان مي شوند
اگه دير بجنبد، آنها به نارک ترين شکاف فرار مي کنند
اما تعداد زيادي از آنها وجود دارند
دير يا زود، او يکي از آنها را به چنگ مي آورد
چند تا مارمولک و يه مشت حشره
در سرزمين مرگ، يک ضيافت است
در بيابان
هر کاري که مي تواني بايد انجام دهي تا همه چيز خوب پيش برود
براي بعضي ها
بقا با ربودن لحظات خوش شانسي به دست مي آيد
چهارصد مايل به سمت جنوب غربي سرزمين مرگ
بيابان سونوران
ساختن عمارت با سر و صداي زياد
در اوايل ماه مي است و زنبورهاي کاکتوس مشغول ساخت
آنها به صورت کندويي زندگي نمي کنند
هر ماده براي خودش خانه مي سازد
و دسته تخم هاي خود را به داخل خانه مي برد
آنها 11 ماه است که منتظر ساختن خانه هستند
يک زمان عالي براي يک رخداد انفرادي
خشک ترين زمان در سال تازه شروع شده
اما کاکتوس ها هر قطره ارزشمندشان را ذخيره مي کنند
که در طول سال از آن تغذيه کنند
حالا زمان مناسبي براي جمع آوري آب است
بيشتر از 50 گونه کاکتوس شکوفه مي کنند
زنبورها سه هفته وقت دارند تا خانه بسازند، تخم گذاري کنند
و آشيانه را پر از غذا کنند براي تازه متولد شده هاي آينده
بعضي از آنها دير شروع مي کنند
اين زنبور نيم اينچي هنوز زمين را سوراخ مي کند
او هفت اينچ خاکبرداري مي کند
تونل کامل مي شود
او کاملا در حفر داخل محتاط است
شکل که مهمانهاي ناخوانده را بيرون نگه مي دارد U يک لوله
تمام
تخم گذاري انجام شد و او به دنبال غذا به سوي گلها مي رود
قبل از اينکه آخرين گرده افشاني تمام شود
انبار کردن همسايه اش تمام شده
او لانه خيلي کوچک تري حفر کرده که تخم بگذارد
و ورودي لانه اش زير خط استاندارد است
مادامي که زنبورها در حال جمع آوري شيره هستند
يک بلاي کثيف در آن محل گشت مي زند
يک انگل پرنده براي غارت آشيانه ها پرواز مي کند
يک ورودي ناتمام هدف مناسب و آساني است
اون روي تخم هايش نمي خوابد
او آنها را داخل ميريزد
اگر آنها زودتر بيرون بياييند، لاروهاي زنبور را مي خورند
زنبورهاي مادر هيچ گاه متوجه نمي شوند
که نسل جديد رشد کرده اند يا يک دسته انگل
زندگي کاري آنها تمام شد، آنها با بسته شدن آخرين شکوفه مي ميرند
حالا ساگواروهاي غول پيکر برفراز بياباني خاموش هستند
بعضي از آنها از 130 سال پيش
که بيلي کوچولو اينجا پرسه مي زد، وجود داشتند
طول بعضي از آنها به بيشتر از 60 فوت مي رسد
زير آفتاب بيرحم تابستان، آنها منتظر زندگي ديگري هستند
بالاخره، با باد تغيير پيش مي آيد
هواي مرطوب از خليج مکزيک
و اقيانوس آرام به اين بيابان مي وزند
توده هاي عظيم ابر متراکم مي شوند
اما در افق باران نمي بارد
بادهايي با سرعت 50 مايل بر ساعت يک ديوار عظيم از غبار
که 100 مايل وسعت و يک مايل ارتفاع دارد
اين کشمکش به آسمان شهر فونيکس هم کشيده
فصل بادهاي موسمي تازه شروع شده
ابرهاي چرخنده با رطوبت متورم مي شوند
خاصيت الکترواستاتيک آنها ميلياردها ولتاژ برق توليد مي کنند
تا زماني که منفجر مي شوند
هيچ پيش بيني وجود ندارد که کِي و کجا طوفان رها مي شود
فقط بعضي جاها بارش باران وجود دارد
بقيه جاها باران فقط با دست حس مي شود
زمين ماسه اي نمي تواند آب را نگه دارد
سيل هاي مرگبار در بيابان جاري مي شود
به وسيله اين ويراني، طوفان حيات را به زمينهاي تشنه مي کشاند
اين قدرا حتي مردگان زنده را بيدار مي کند
مانند هيولاي فرانک اشتاين
صدها وزغ پابيلي به روي خاک پا مي گذارند
آنها 10 ماه را بدون آب يا غذا
زير ماسه هاي داغ منتظر بودند
آنها صداي رعد و برق را شنيده اند
حالا آنها صداي خود جواب طوفان را مي دهند
ديگر وزغ ها و قورباغه ها نيز به اين گروه کر مي پيوندند
همه آنها يک چيز مي گويند
الان ديگر زمان قرار عاشقانه پابيلي هاست
در اين آشفته بازار، نرها مي توانند در گونه هاي اشتباهي بچرخند
نرهاي ديگر و يا زوجهاي ديگر که مشغول هستند
تخمهاي زيادي در همه جا گسترده شده
که همه جا پر از بچه وزغ ميشود
اما آنها در يک مبارزه برعليه زمان هستند
آنها ظرف 36 ساعت سر از تخم بيرون مي آورند
بچه قورباغه ها در شکم خود چماله شده اند
با جلبکهايي که در گودال آنها شکوفه مي کنند
آنها 8 روز نياز دارند ال به اندازه يک پابيلي کوچک دربيايند
سريعتر از هر نوع قروباغه سان در روي زمين
تنها تا زماني که يک گودال به اندازه کافي آب براي رشدشان داشته باشد
از هر يکصد وزغ يک عدد باقي مي ماند
اينها خوش شانس ها هستند
که پا به اين دنيا مي گذارند
هنوز دم هاي بچه وزغ ها باقي مانده
آنها براي شکار حشرات سريع رشد مي کنند
اما درحال حاضر
آنها کوچکترين بچه ها روي زمين هستند
در اين بيابان، اگر نتواني منتظر آب بماني
No comments yet. Be the first to leave one.