Season 2

Release info

Busted! S2-E06 (I Know Who You Are! 2 / جنایتکار تویی فصل دو قسمت شش)
A Commentary by EXOLegend
تهیه شده در تیم ترجمه و ساب اکسولجند | ID

Tags

other
Published on: 2020-01-17
Downloads: 24
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 168 lines.

"به پلیس زنگ زدم، ده دقیقه دیگه میرسن"

پس تا اون موقع مواظب مجرم باش

مشکل ممکنه بزرگتر از اینی که هست بشه

پس خواهشا هرجوری که شده قاتل رو دستگیر کنین

اون آب رو جادوگر بهت داده بود

جادوگر بود - جادوگر -

... و به بقیه اون آب توسط

یه زن داده شده بود - زنی که کوزه رو برد -

میگن جادوگر توی خونه متروکه زندگی میکنه

پس جادوگر یه روحه؟

پس باید اون زن رو پیدا کنیم

نه اون قاتل نیست

نیست؟ - نه -

جادوگر توی خونه‌ی متروکه ست - خدای من -

همه فکر میکنن زنه قاتله

آره، ولی خیلی تابلوئه - صبر کن -

پلیس ها دارن میان

پس مجبوریم یکیشون رو دستگیر کنیم

بنا به جاهایی که میریم

و کسایی که دستگیر میکنیم

این داستان کاملا عوض میشه

نمیدونم کجا برم

همینجاست

روستای گیویی

...‌دهکده یکم

عجیب بنظر میرسه

وایسا، اونا باید اینجا باشن

یکی اینجاست

تو جونگ مینی، مگه نه؟

رانندگیت خیلی افتضاحه

نباید اونجا وایسی‌ - فوق العاده‌ای -

اخیرا‌ به تیم ملحق شدی

یه دادخواست به دستم رسید

وقتی همه داشتن بدون این که کاری کنن، ول‌ میچرخیدن

این چیه؟ - چرا اینجاییم؟ -

همه داشتن ول میچرخیدن

یکی در زد و اینو جلوی در گذاشت

این چیه؟

کوزه نیست؟

کی اینو اینجا گذاشته؟

خدایا

یه خلاصه از اتفاقی که افتاده بهت دادم

ما توی روستای گیوییم - آره -

گیویی؟

روستای گیویی - - گیو از همونا که توی "گوش" ئه؟

آره - روستایی گیویی -

یه زن به اسم جیون

بهم‌ زنگ زد

جیون - خودشه -

کیه؟

تو کی هستی؟

لطفا عدالت رو در حق دوستم، هه‌وون اجرا کنین

اسمم جیونه

به تازگی دوستم هه‌وون مرد

بنظر میرسید خودکشی کرده باشه

ولی همیشه بهم میگفت که ممکن بمیره

همیشه بهم میگفت که ممکن یه نفر بیاد سراغش

چون افسردگی داشت

پلیس علت مرگش رو خودکشی تشخیص داد

و تحقیقات رو تموم کرد

ولی مطمئنم که خودکشی نبوده

تو همونی که جلوی در دفترم کوزه گذاشته بودی؟

هه‌وون ازم خواست تا حقیقت رو توی روستایی گیویی کشف کنم

اگه اتفاقی افتاده و اون مرده باشه

باشه

این پرونده رو به عهده میگیرم ... به داستانت گوش دادم و

الو؟

هنوز حرفام تموم نشده بود

... خدایا، این

حتی شماره‌اشو ندارم

به‌هر‌حال، دوستش قبل از این که بمیره

توسط یه فرد ناشناس تهدید میشده

اما پلیس سروته قضیه رو به اسم خودکشی جمع کرده

پس ازمون میخواد عدالت رو در حقش اجرا کنیم

بهش گفتم که انجامش میدم ولی اون تلفن و روم قطع کرد

پس اصلا نتونستم درمورد پول باهاش صحبت کنم

خدای من - میخواستم بپرسم -

ولی تلفن و قطع کرد - این مهمترین چیزه -

تماس از طرف یه شماره خصوصی بود بخاطر همین نتونستم بهش زنگ بزنم

حالا که این همه راه تا یوسو اومدیم امیدوارم دستمزدش کم نباشه

... خوب، اینو خودمم میدونم ولی

من که چشمم آب نمیخوره، اخه تا حالا دستمزد خوبی بهمون داده نشده

همه‌چی رایگان بوده

به‌هر‌حال، بیاین‌ بریم تو روستا - باشه -

به‌هر‌حال کارآگاه هم کمک چندانی نمیکنه

خیلی چندش آوره که اون کوزه رو بهت داده

نمیدونم این فقط نظر منه یا شماهام حس میکنین که این روستا ترسناکه

روستای گیویی، درسته؟ - این روستای گیوییه -

هیچکس اینجا نیست - خدایا، اون چیه؟ -

روح که نیست، مگه نه؟ - خدای من -

اون چیه؟ - لباس عزاداری پوشیده؟ -

منو ترسوند - باید بریم باهاش حرف بزنیم -

داره دعا میکنه - بیاین به راهمون ادامه بدیم -

این روستا ترسناکه

تقریبا متروکه‌ست - اینجا یه جوریه -

... دم ورودی اصلا سرد نبود ولی الان

خدایا، منو ترسوند - خدای من -

منو ترسوند

ببخشید خانم، ما دنبال زنی به اسم جیون میگردیم

خدای من - خانم -

اون لباس عزاداری نیست؟ - چشماش خیلی ترسناک بودن -

خدایا، از این وضعیت متنفرم

یه دفعه سردم شد - مورمورم میشه -

سلام

ببخشید - سلام -

زنی به اسم جیون میشناسی؟

زنی به اسم هه‌وون میشناسی؟

چی؟ - چرا داره فرار میکنه؟ -

اینجا چه خبره؟

ببخشید

ببخشید - ببخشید -

چه اتفاقی داره میوفته؟

ببخشید - ببخشید -

ببخشید - لطفا صبر کنین -

ببخشید - لطفا صبر کنین -

خدای من - منو ترسوند -

سلام

زنی به اسم جیون میشناسی؟

حس میکنم باید بگیریمش - واقعا -

وقتی مارو میبینه در میره

ببخشید، صبر کن

اون زن داره سنگ پرت میکنه

چی؟ - اون زن داره سنگ پرت میکنه -

سلام

خدایا

اتفاقی برای این روستا افتاده؟

جیون؟

هه‌وون

... اون - صبر کن -

اینجاست - چیه؟ -

چیه؟ - باید گیرش بندازیم -

صبر کنین، باید گیرش بندازیم

زودتر فرار کرد - باید بگیریمش -

خدایا - خدایا، منو ترسوند -

خدای من - خدایا، منو ترسوند -

خدای من

منو ترسوند - خدای من -

جیغت سکتم داد

خدای من

چه اتفاقی داره میوفته؟ - نمیتونم انجامش بدم -

مین‌یونگ، واقعا از چیزایی مثل این متنفرم

از اینجور چیزا متنفرم

سوزونده شده؟

سوخته؟ - فکر کنم سوخته -

سوخته. دستاشو ببین

تو رو خدا - بیا اینجا -

خیلی ترسناکه

کل بدنش سوخته

چرا لباساش نسوخته؟

خیلی ترسناکه - شاید امروز اینجا بمیریم -

خدایا - چرا مشتری ما رو فرستاد اینجا؟ -

خدای من - وایسین -

اینا همون زنایین که قبلا دیدیم

اینجا پیداش کردیم

خدایان آسمان و زمین خشمگین شدن

و قصد نجات این روح جوان رو دارن

لطفا این دختره بیچاره رو ببخشین

برای گناهانی که در طول زندگیش مرتکب شده بود

تنها در این صورت که به دام روح های اهریمنی نمیوفته

و میتونه به جایی که ازش اومده برگرده

به محل سوزوندن اجساد ببرینش

ببخشید

خدای من - خدای من، مواظب باش -

خدایا

خدای من

ببخشید، خیلی متاسفیم که مزاحمتون میشیم

ولی یه نفر اینو

جلوی در دفتر گذاشت

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left