Anger Management

Anger Management

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Anger Management S01E03 By VMiLaD
A Commentary by vmilad
هماهنگ با تمامی نسخه های HDTV

Tags

other
Published on: 2012-07-07
Downloads: 24
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

میذارمش روی مبل - خیلی خب -

فردا میام دنبالش

تا یه قهوه دیگه نخوری نمی ذارم اینجوری تا خونه رانندگی کنی

هی، نیازی نیست زیاد آروم صحبت کنی

اونو هیچی بیدار نمیکنه

نه صدای موتور هواپیما، نه بالا پایین هواپیما نه مهماندار جیغ جیغوی بی اعصاب

!ازش خیلی متنفرم، ازت متنفرم

نه، نیستم. دوستت دارم

فقط از جوونیش حالم به هم می خوره

معلومه که دیگه قهوه هم جوابگو نیست

چند وقته که نخوابیدی؟

...اه، بذار ببینم

،خونه پدر و مادرت که خوابم نبرد

هردوتا پروازهامون تاخیر داشتن

یه نفر تو بوفه فرودگاه تهدید به بمب گذاری کرد

...اونا کل فرودگاه رو تعطیل کردن، با این حساب

میشه 487 ساعت دیگه نه؟

باید دراز بکشی. بیا

خیلی خب

.نه، نه، نه، نه

دوره خوابیدن رو میز بیلیاردمون گذشته

.حالا دیگه پدر و مادر شدیم .هیچی نه بامزه است نه عجیب

مادرت خیلی بیشرفه -

این دیگه از کجا اومد؟ فکر می کردم ازش خوشت میاد

هیچوقت خوشم نمیومده

پدرت، اما خیلی اهل حاله

تاحالا باهات لاس زده؟

نه، اون فقط با کسایی که خوشش بیاد لاس می زنه. خیلی خب

اه، خدای من

اه، اینجا بهشته

تو تو بهشت چیکار می کنی؟

تو بخشی از برنامه جابجایی محکومین بودم

"گاندی" اون پایین رفته کلوب شبانه با "موسیلینی"

فقط بگیر بخواب - اوم، باشه -

هی، یادته که قدیما سعی می کردم

با حامله شدن ازدواجمون رو نجات بدم؟

!چی؟ نه

آره. "سم" هشت سالش بود

و من دیگه قرص نخوردم و شروع کردم به لخت خوابیدن

یادته؟

لخت بودنت رو یادمه

اما فکر نمی کردم بچه بخوای

فکر می کردم یه ماشین جدید می خواستی -

اما مشکلی نیست

ما بهترین بچه دنیا رو داریم

.و تو پدر خوبی هستی .شب بخیر

.وایسا، وایسا، وایسا ...قبل از اینکه بخوابی

وقتی رفتیم "وگاس" و بهم گفتی ازت دزدی شده

واقعاً دزدی شده بود؟ - نه، همه اش رو تو "بلک جک" باخته بودم -

یادته؟ - این مثل اکسیر راست گویی می مونه -

چون من آدم خیلی خوبی بودم برات سخته که یه نقر دیگه رو پیدا کنی؟

نه - آدم چه می دونه؟ شایدم زیادم راست نمیگی -

نظرت در مورد اینکه "اد" الان بهت گفت بچه سوسول چیه؟

اصلاً نشنیدم

"اد" - بچه سوسول -

احتمالاً راست می گه

.حالا، صبر کنید ،قبل از اینکه همه برن

می خوام ازتون دعوت کنم در برنامه ای مشارکت داشته باشین

که خیلی در موردش هیجان زدم

اه، می دونستم بالاخره اینجوری میشه

یا می خواد خونه بفروشه یا مولتی ویتامین

،نه، "اد". چند شب پیش

یه تجربه ای برای من اتفاق افتاد که باعث شد

یه راه مطالعه برای پیشرفت علم روانشناسی پیدا کنم

دارم در مورد تضعیف گارد دفاعیتون تا نقطه ای صحبت می کنم

که انکار شما به صفر می رسه و چیزی جز حقیقت بیان نمی کنید

خب، حالا چی؟ قراره مست کنیم؟

نه، من دارم در مورد بی خوابی درمانی صحبت می کنم

می تونم سرش مست کنم؟

نه، چون بعضی وقت ها ممکنه آدم ها مست کنن

و یه تفنگ بردارن و به تخم دوست پسرشون شلیک کنن

داری در مورد من صحبت میکنی، مگه نه؟ - دیگه از این تابلو تر نمی شد -

حالا، من تحقیقات زیادی در این مورد انجام دادم

و فکر می کنم اگه به اندازه کافی بیدار بمونیم

می تونیم به مرحله تازه ای از صداقت برسیم

این دقیقاً همون روشیه که همکار سابق من تو "ویتنام" ازش استفاده می کرد

باید "فو تان کیون" رو هم بیاریم

اون پسر، منو هفتاد ساعت بلا انقطاع بیدار نگه می داشت

تو "هانوی هیلتون"، و ازم اطلاعات می کشید بیرون

جدی می گم، می تونین پیداش کنین

یه مغازه "نودل" فروشی پایین مرکز موسیقی داره

همیشه بخاطر اینکه شکنجه ام کرده بهم 10% تخفیف میده

واقعاً مرد خوبیه

"اشتباه کردی که رفتی هتل "هیلتون

ازتون می خوام جمعه برای کارگاه درمانی آخر هفته اینجا باشین

بعضی از ماها ممکنه برای آخر هفته امون برنامه داشته باشیم

و تو چه برنامه ای داری؟

به دوستام زنگ بزنم و بپرسم چرا آخرهفته ها من رو دعوت نمی کنن

فکر کنم بتونم هفته بعد هم اینکارو بکنم

چطوری می خوایم اونقدر بیدار بمونیم؟

فو تان" مارو اینجوری بیدار نگه می داشت"

یه باتری ماشین برمیداشت و چندتا سیم بهش وصل می کرد

و اونارو میزد به نوک سینه هامون

فکر کنم با قهوه شروع کنیم بهتره - فو تان" هم از قهوه استفاده می کرد" -

تو یه قوری قهوه رو می جوشوند ...و بعدش مارو خم می کرد و

ما فقط می خوایم بخوریمش - ما هم می خوردیمش -

MiLaD تقدیم می کند

به هر حال، اونا من رو مجبور کردن تمام جیب هام رو خالی کنم

و تمام نماد های خوش شانسیم رو جلوی همه ازم گرفتن

"از جمله جلوی "جیک اسلیتر

ناسلامتی امتحان میان ترم بود من همه نمادهای شانسم رو لازم داشتم

سکه نقره ایم، آویز عروسک هام رو ...و سگ منوپولیم رو گرفتن

هی، حداقل کیف پر از دندون بچه ات رو با خودت نبرده بودی، مگه نه؟

اه، اونم برده بودی -

خب، مجبور بودم امتحان جبر داشتم

من یه دیوونه ام - نه، نیستی -

من خیلی ها رو می شناسم که با خودشون نماد خوش شانس حمل می کنن

بیا

پدر من این "پنی" رو وقتی منو برده بود جنگل "کارلزبد" بهم داد

اون بهترین روزی بود که باهم داشتیم

تو همیشه اینو همراهت داری؟ - آره -

خب فکر کنم منم دیوونه ام

"اگه "جیک اسلیتر

بخاطر اینکه یه کیف پر از دندون بچه با خودت ...اینور اونور میبری ازت خوشش نمیاد، خب

خب، خودت میفهمی چرا دیگه، نه؟

بازه

"سلام، "چارلی". سلام، "سم - سلام -

سلام، "کیت". من میرم وسایلم رو جمع کنم

چرا ازم خوشش نمیاد؟

فکر می کنی می دونه ما باهم می خوابیم؟

هیچکس نمی دونه. شاید ازت می ترسه

!چه باحال

حالا چرا گفتی بیام؟

چون می خوام ازت بخوام تو یه پروژه بی خوابی کمکم کنی

من یه روانشناس دیگه هم می خوام که گروه رو

برای چند ساعتی که می خوام بین جلسه استراحت کنم زیر نظر بگیره

خب، من این کارو می کنم، اما تو هنوزم به این قضیه فکر می کنی، نه؟

کیت"، "کیت" این تحقیقات یه پیشرفت بزرگ" تو علم روانشناسیه

و واقعاً به درد بیمارهام می خوره

پیشرفت بزرگ؟

مثل اینکه یکی خیلی دلش می خواد بره "مجله تخصصی روانشناسی"

اما نگرانی اصلی من بیمار هام هستن

بیخیال، "چارلی". تو فقط می خوای جلب توجه کنی

چون دیگه نمی تونی "بیسبال" بازی کنی حالا می خوای تو روانشناسی جلب توجه کنی

که چی؟ چه اشکالی داره بخوام تو حرفه ام شناخته بشم؟

اشکالش اینه که داری رو انسان ها آزمایش می کنی

و بی خوابی روش درمانی محسوب نمیشه

خدای من، تو خیلی کله شقی

من کله شق نیستم

من فقط می خوام یه روش جدید درمانی ابداع کنم

و، محض اطلاعت، تو روش درمانی هستی

!لعنتی. حرفی ندارم

"سلام، "چارلی". سلام، "کیت سم" آماده است؟"

اون طبقه بالا داره وسایلش رو جمع می کنه و مرسی که آخر هفته بردیش

اه، خب، احتمالاً فکر خوبیه که

موقع کل شب بیدار موندن تمام بیمارهات اینجا نباشه

درسته که من دکتر نیستم اما به نظر من که

آدمهای ناپایدار باید تا می تونن بخوابن

درسته. برو بازم بگیر بخواب

می دونی، یه چیزی هست که مدتهاست می خوام بهت بگم

واقعاً؟ - خیلی احمقانه است -

"اما مدتها فکر می کردم تو و "چارلی

به هم علاقه دارین

شوخی می کنی - می دونم. دیوونگیه -

هرچی باشه، تو همجنس گرایی دیگه، درسته؟

خب، همجنس گرای همجنس گرا هم نمیشه گفت

اما دوست دارم تو لحظه زندگی کنم

تو خیلی باحالی. باید باهم بریم بیرون

پاتریک" چه زود اومدی"

فکر نمی کردم ترافیک اینقدر کم باشه

اما از اونجایی که اولین نفر

برای بی خوابی رسیدم مبل رو من برمیدارم

پاتریک"، اگه مبل راحتی رو می خوای" بگو که زود اومدی تا مبل راحتی رو بگیری

هیچکس دلش نمی خواد سر مبل با تو دعوا کنه

لعنتی! من مبل رو می خواستم

اه، لعنتی! مبل رو گرفتن

بهت که گفتم اگه می خوای بیای دنبالم سر وقت بیا

متاسفم. تا حالا خونه اتون نیومده بودم

خواهش می کنم. چند بار دیدمت که ساعت ها جلوی خونه پارک کرده بودی

خب، منظورم تو روزه

خیلی خب، بچه ها. همونطوری که می بینید

من چندتا دوربینم گذاشتم که کارگاهمون رو ثبت کنه

من قبول نکردم ازم فیلم بگیرین

خیلی خب، وقتی فیلم رو بردم واسه ارائه مطمئن میشم تصویری از تو نباشه

من قبول نکردم که ازم فیلم نگیری

خیلی خب. ما همه دوازده ساعت بیدار موندیم

اما بیشتر نشانه های بیخوابی بعد از 36ساعت خودشون رو بروز می دن

پس جلسه رو فردا شب شروع می کنیم

تا اونموقع، تنها قانون بیدار موندنه

اد"، پاشو"

!"اد" - اه، خدای من. اون نفس نمی کشه -

تکون بخوری جات رفته

فکر می کنم خشم من برمیگرده به زمانی که

فهمیدم مادرم مُرده

من عقب تاکسی با برادرم نشسته بودم

تلفن رو قطع کرد و برگشت سمتم

"و گفت "مامان مُرده

هیچی تو چشماش نبود

انگار اصلاً براش اهمیتی نداشت

بهش گفتم، "تو چت شده؟ "!مادر ما مُرده

می دونی چیه؟ این مزخرفه - خیلی خب -

پاتریک"، ما 24 ساعته تو خونه هستیم" و تو نصف این زمان رو جلوی دوربین بودی

و تا الان مادرت تو تاکسی مُرده

همینطور تو قطار، هواپیما و کشتی

تنها جایی که نمُرده تو جنگل بوده

نمی خواد پیشرفتت رو به همه نشون بدی

اد"، اون چیه؟"

داشتم بازی کامپیوتری "بولینگ" رو انجاام میدادم

که دسته اش از دستم افتاد زمین

فکر کنم دارم کنترل ماهیچه هام رو از دست می دم

More Farsi Persian subtitles for Anger Management

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left