The first 200 lines.
w
ww
www
www .
www . T
www . Tv
www . TvC
www .TvCe
www . TvCen
www . TvCent
www . TvCente
www . TvCenter
www . TvCenter .
www .TvCenter . i
www .TvCenter . ir
م
مت
متر
مترج
مترجم
: مترجم
مترجم
Do : مترجم
Don : مترجم
DonH : مترجم
DonHo : مترجم
DonHor : مترجم
DonHorz : مترجم
DonHorzi : مترجم
DonHorzio : مترجم
DonHorzion : مترجم
DonHorzione : مترجم
... مقتولمون کلر ولکاته ... يه دخترِ 32 ساله
توي اتاقش پيدا شده بوده که با شليک گلوله به قتل رسيده
شوهرش توي دفتر فرماندار رفيق داره
پس از طريق پارتياش يه کارايي کرده
ميخواد تحقيقات بدون سر و صدا و آروم جلو بِره
زنش به قتل ميرسه و اولويتش اينکه سر و صدا نشه ؟
باشه
... بله ، خانم ولکات مشغول خيانت به آقاي ولکات بوده
که اين باعث ميشه آقاي ولکات مظنون شماره 1 بشه
شماره دوم . شماره اول عاشق مرموز خانم ولکاته
... اين اتاق ، رِزِرو شده بوده
به اسم کلر ولکات . پس اونجا نميشه کمکي کرد
ساعت 2:24 صبح بود کارکنان هتل و مهمونها ، صداي سه شليک شنيدن
ولي نميدونستن صداي شليک از کجا بوده
حدود 15 يا 20 دقيقه بعدش ، ميان اينجا و زنگ ميزنن به 911
يه پوکه پيدا کردم
به نظر يه 9 ميلي متر مياد- اينم يکي ديگه-
براي بچههاي مدارک علامتش بزنين
پس کار عاشقه نبوده - چون ؟ -
... از روي پوکهها ميشه فهميد
که کسي که شليک کرده از اين طرف اتاق بوده
... مرد يا زني که اومده تو
و شروع کرده به شليک
اگه کار عاشقش بود از نزديکتر شليک ميکرد
لازم هم نبود اينقدر زياد شليک کنه
همينطور ببين دايرهايه
اين يعني قطرِ عمودي اومده پايين
از يه نفر که اونجا وايساده خونريزي هم داره ، درسته ؟
از مقتول ترشح نشده
حالا ديگه شدي متخصص آناليز مدارک ؟
پس کلر و عاشق مرموزش خوابيدن
يه نفر از در باز وارد اتاق ميشه
بهشون شليک ميکنه و ميره . عاشق بيچاره با يه گلوله ازخواب بلند ميشه
کلر هم که بغلش مُرده ، وحشت ميکنه
ولي هيچکس وارد اتاق نميشه
عاشق مرموز که خيلي سطحي زخمي شُده
... شروع ميکنه به فکر کردن راجع به اينکه بهترين کار اينه که
در بِره و بياد بيرون
شما دو نفر کارتون رو اينجا تموم کنيد
بله رئيس
بيا
اينم از اين
کاملاً مشخصه
چيز ديگهاي هم هست ؟
نه
" آقاي ، خانم "
کادي نقرهاي ، ديشب ساعت 2:31 رسيده اينجا
... تقريباً ميشه هفت و نيم دقيقه بعد از اينکه
تيراندازي شُده - اسم و شماره اتاق ؟ -
بازش کُن
هي بلندشين - خداي من . شماها کي هستيد ؟ -
چيزي نيست خانم ، ما از سي.بي.آي ميايم
بايد باهاتون حرف بزنيم ، قربان - قضيه راجع به چي هست ؟ -
يه حدسِ نامربوط بزن - دستهات رو ببر هوا -
باشه من که بازداشت نشدهام ، شدم ؟
چون که هيچ کار اشتباهي نکردم
فعلاً لباس بپوش . بعداً صحبت ميکنيم
من کوين هيتلي هستم ، مسئول اين اتاقها
ميدونم نميتونيم انتظار پس گرفتن اتاق رو به اين زودي داشته باشيم
ولي راهرو كِي براي استفاده باز ميشه ؟
بستگي به اين داره که گروهِ مدارک ، چه وقتي کارشون تموم مبشه
باشه ، ممنون
شب سردي بود ، پس آتيش روشن کرديم و شروع کرديم به عشق بازي
... بعدش خوابيديم و ناگهان
... يه درد تيز و يه بنگ احساس کردم . بلند شدم
و خون همه جا بود . به منم توي بازوم شليک شده بود
و کلر هم مُرده بود . ميدونيد ، من ترسيدم
نديدين که کار چه کسي بود ؟
چرا رفتين ؟
کلر مُرده بود . من نميتونستم کمکش کنم
به شما هم نميتونستم کمک کنم . پس چيزي نديدم
ميدونيد در چه موردي ميتونستم کمک کنم ؟
اون يه زن متأهله
بله ، ما اين رو ميدونيم و جيل رابنستون
ارتباط شما با اون چيه ؟ - همون خانم دکتر ؟ -
توي پارکينگ باهاش آشنا شدم و ازش کمک خواستم
يه فرد کاملاً غريبه ، شما رو ميبره توي اتاقش
زخمتون رو معالجه ميکنه و بعدش باهاتون رابطه جنسي داره ؟
چي بگم ؟ سوگند پزشکي دکترا خيلي چيز خوشگليه
کلر ولکات رو از کجا ميشناختين ؟
راستش اينقدر خوب نميشناسمش
چند هفته قبل باهاش آشنا شدم
توي يه بار بود . منم و از اونجا سوارش کردم
از اون موقع براي سکس زياد مي بينمش - همين اتفاقي كه ديشب اُفتاد ؟ -
آره ، بهش زنگ زدم و گفتم براي يه نوشيدني همديگه رو ببينيم
اومديم اينجا
کَسِ ديگهاي هم ميدونست اينجا هستيد ؟ - هيچکس ، فقط من و کلر -
و براي چه مدت توي اتاق بوديد ؟
يه چند ساعتي
ميدونيد که ، من با قضيه شب موندن موافقت کردم
من خيلي به کلر علاقه داشتم
خونهام هم از اينجا خيلي دوره . پس همينجا موندم
معمولاً اين کار رو نميکنم ، البته - نه ؟ پس . پس روال عادي چي هست ؟-
بعدِ عشق بازي ؟ بستگي به نوع زن
پس يه جورايي علمياش کردي - من توي کارم مهارت دارم -
خيلي خُب ، آقاي فريک . شغل شما چيه ؟
من يه هنرمند سوار کردن
يه افسون کننده زنها
هنرمندِ سوار کردن ... حرفهات اينه ؟
مثل مامانم حرف ميزني
تقريباً بيشتر به يه نحوه زندگي ميخوره
ميدونيد ؟ من هنرم رو تمرين ميکنم . البته اين علاقه منه
ولي همينطور درس ميدم و وبلاگ مينويسم
سمينار رفتار و از اين جور چيزا هم دارم
پولي که در مياريين خوبه ؟ - بد نيست -
از زنهايي هم که سوار ميکني ، پول ميگيري ؟ - بعضي وقتها ... اگه احتياج باشه -
از کلر ولکات هم پول گرفتين ؟
نه ، نه ، همونطوري که گفتم به کلر علاقه خاصي داشتم
برنامهريزي کردم بودم که دوباره ببينمش
آدم فقط وقتي ميخواد پول بگيره که استراتژي خروجي باشه
پال ... مادرت هنوز زندهست ؟
ميدونم ميخواي با اين سوال کجا بري ، دکتر فورويد
و اشتباه ميکني
... مادرم مُرده
ولي من اون رو خيلي زياد دوست داشتم . اون هم همينطور
کي راجع به مادرت چيزي گفت ؟
تو گفتي - نه ، نگفتم -
چرا ، گفتي - نگفتم -
راجع به چي حرف ميزني ؟ - شوخي ميکنم . دارم اذيتت ميکنم ، پال -
شوخي ميکنم ، اذيتت ميکنم
آره . کارتون تمومه ؟
ميدوني کي کلر رو کُشته ؟
نه
جالبه
... يا يه دروغگويِ هميشگيِ که داره راست ميگه
يا يه مرد صادقه که داره دروغ ميگه
از کسايي که سوار ميکنين ، ليست هم دارين ؟
بله ، البته . همينجا دارمش
اسم ، شماره ، با امتياز بندي 1 تا 10
چه عالي ! يه چيزيِ که نشون نوههات بدي
ما يه کپي از اون ليستتون داريم
آره ، حتماً
فکر ميکنن يه عاشق قبليِ منه ؟
ميتونه باشه
... من که ميگم در هر حال بگيريمش . براي زير پوست رفتنش
که بايد گناهِ يه خلافکار باشه ، ولي نيست
ميتونسته خودش بهش شليک کنه ، بعد به خودش ، تا به چشم نياد
ميتونسته بهش شليک کنه و بره - اسلحه رو با خودش نداشته -
پليس محلي اينچ به اينچ اينجا رو گَشته ، هيچي هم پيدا نکردن . موردي نداره- شايد يه نفري خواسته به جاي کلر ، اون رو بُکُشه-
... ظاهراً که اينطور نيست . اتاق به اسم
کلر ولکات ثبت شده . هيچکس هم نميدونسته که اونجاست - با خودش چي فکر ميکرده ؟ -
کلر خيلي خوشگل بوده و اون مَرد خيلي ... نفرت انگيزه
آره ، اون دکتر رابينسون هم خوشگل بود ، چطور ميتونه ؟
... تنها چيزي که لازمه يه درکِ ساده
از روانشانسي تکاملي زنانه
که با دقت و بدون ترس استفاده بشه
بايد بدوني کدوم دکمهها رو فشار بدي
يعني ما توستر هستيم ؟ - يعني مردها هم دکمه ندارن ؟ -
مردها مثل توستر هستن
زنها بيشترمثلِ ... اُرگ کوچولو هستن
فکر ميکردم يه جور تعريف بود
آقاي ولکات ؟
ممنون که اومدين . بهتون تسليت ميگم
چيزايي که خواسته بوديد
عکس و فيلم کلر
به محض اينکه کارمون باهاش تموم بشه ، بهتون برميگردونيم
... همين الان طبقه بالا بودم
و با دوستم که دادستان کُل ، حرف ميزدم
... و بهش گفتم
تا وقتي که قاتل پيدا نشه
راحت نميشينم
ميدونم که ميتونيم همين رو هم از شما و افرادتون انتظار داشته باشم - ... بهتون اطمينان ميدم -
اين واحد در موردِ همه پروندهها نهايت تلاشمون رو ميکنيم . چو ؟
اگه مشکلي نباشه
مأمور چو ميخواد ازتون يه سري سؤال بپرسه
سلام
آخرين بار کي با همسرتون حرف زديد ؟
سان فرانسيسکو بودم ، توي يه شامِ تجاري
No comments yet. Be the first to leave one.