The first 200 lines.
قسمت چهل و پنجم-
داداش
دونگ شیک
فرمانده چون، این بچه رو میشناسی؟
نا وانگ شیک، اون برادر دشمنمونه
نمیخواستم باور کنم
واقعا...
خودتی؟
درسته
من پسر بک دو هی ایم که کشتیش
من نا وانگ شیکم
قاتل عوضی
لی هیوک
بمیر
چرا اینهمه وقت منو نکشتی؟
مطمئنم وقت کافی داشتی
نمیتونستم بکشمت
چون باید کل دنیا ...
اون چهره ای که پشت این نقاب داری رو ببینن
باید بفهمن تو کی بودی
و این قصر چه جور جاییه
این مادر تو بود که پرید جلوی ماشین من
من بیگناهم
دهنتو ببند
زدن مامانم با ماشینت برات بس نبود
جنازه ی مادرمو تو اون خیابون سرد ول کردی
و یه ماشین دیگه از روش گذشت
چطور میتونی بهم بگی بیگناهی؟
اگه میبردیش بیمارستان
مامانم هنوز زنده بود
اعضای بدن مامانم تیکه تیکه شده بود
وقتی مُرد، جسدش تیکه پاره بود
فقط بخاطر یه زن، میخوای امپراطورُ بکشی؟
-فقط بخاطر یه مُرده؟ -چی گفتی، عوضی؟
اون عوضیو بکشید
چه غلطی دارین میکنین؟
دارین...
طرف نا وانگ شیکُ میگیرین؟
محافظای لعنتی
-خیانتکارا -ما منتظر دستور شماییم، فرمانده
برای این روز لحظه شماری میکردیم
آماده ایم تو جون لی هیوکُ بگیریم
چطور محافظای من تو قصر من...
نقشه شورش ریختن؟
نا وانگ شیک، تو خبرشون کردی بیان اینجا؟
نه
من نگفتم، خودت گفتی ابله
آدمایی مثل من که تو و ملکه ی مادر...
و این خاندان سلطنتی فاسد میکشه
و لگدمال میکنه اینجان تا تو رو بگیرن
بخاطر تو، خانواده شون مُرده
بخاطر تو، خانواده شون به گند کشیده شده
کل زندگیشونو باختن
از کسایی مثل ما پیل جو استفاده میکردی
و یه داغ همیشگی رو دل این آدما گذاشتی
مثل گلوله ای که تو سر من کاشتی
میدونی؟
حرفُ کش نده
امشب این عوضیُ میکشیم
همینجا
همه چیزُ تموم میکنیم
از همون اول که پامو گذاشتم تو قصر
هدفم گرفتن جون تو بود
اما الان شرایط فرق کرده
میخوام کل این خاندان سلطنتی آشفته رو بکشم پایین
دونگ شیک
به چه جراتی خاندان سلطنتی رو تهدید میکنی؟
نا وانگ شیک بی چشم و رو
اگه میخوای این پسر زنده بمونه فورا اون اسلحه رو بزار زمین
-فرمانده، نمیشه -فرمانده
باید اون اسلحه رو بزاری زمین تا این پسر نجات پیدا کنه
نه
اگه انگشتت به اون بچه بخوره
کل قصرُ منهدم میکنم
بیا خودم و خودت باشیم، بچه هامو ول کن برن
در اونصورت اسلحه رو پایین میارم
میخوای اون محافظایی که میخواستن امپراطورُ بکشن، ول کنم برن؟
این عوضیای خیانتکارو آزاد کنم؟
پس هممون همینجا بمیریم؟
ما دیگه چیزی برای از دست دادن نداریم
انتخاب با خودته
برین عقب
چیه؟
فورا اسلحه هاتونو بیارین پایین و با بچه برین
نمیخوام، نمیتونم اینکارُ بکنم
هممون همینجا تو این جدال میمیریم
شماها گناهی ندارین
اینطور بی پروا دست از زندگیتون نکشین
زود باش، برو بیرون چیکار داری میکنی؟
داداش، داداش
اون عوضیا باید بمیرن
چیه؟ اون عوضیارو بگیرین
فورا بگیرینشون
بهت گفتم دنبالشون نرو، عوضی
من برات بس نیستم؟
اگه این خواستته، باشه
خداحافظ
نا وانگ شیک
تمومش کن، لی هیوک
ملکه
چقدر بزدلی که میری دنبال آدمای غیرمسلح
چند بار دیگه میخوای این آدمُ بکشی؟
یه زن بیگناهُ با ماشینت کشتی
جسدشو رها کردی
میخوای پسر همون زنُ بکشی
حق داری اینکارُ بکنی؟
کاشتن یه گلوله تو سرش برات کافی نبود؟
تو از همه چیز خبر داشتی؟
میدونستی اون نا وانگ شیکه؟
بعد اینکه از همه چیز خبردار شدی
دو تایی داشتین فریبم میدادین؟
چطور تونستی اینکارُ با من بکنی؟
چطور...؟
بین شما دو تا...
چه خبره؟
اگه دلت میخواد، شلیک کن
نا وانگ شیک
با دستای خودم می کشمت
بگیرینش
ملکه، ملکه
-دارین کجا میبرینش؟ -دیگه کافیه، اوه سانی
تمومش کن، مگه که بخوای با چشمای خودت مُردنشو ببینی
ملکه رو هم دستگیر کنید
مطمئن شید ملکه از اتاقشون خارج نمیشن
ولم کن
چرا به عنوان پسر من متولد شدی که این بلاها سرت بیاد؟
هرگز نباید به دنیا میومدی
باید همون وقتا با من میمردی
لطفا برید، فرمانده چون
-چی؟ -میخواستم بابت اینهمه مدت...
که با ما مثل یک انسان برخورد کردید، براتون تلافی کنیم
دیگه برنگردید، برید یه جای خیلی دور
لی هیوک همتونو میکشه
نمیتونم اینکارو بکنم
وقت نداریم، باید برید
نه
نمیتونم بزارم شماها بخاطر من بمیرید
باید تمومش کنم
منظورت چیه؟
نا وانگ شیک گم شده؟
اون محافظایی که بردنش چی؟
همشون غیب شدن
داری میگی رفتن طرف نا وانگ شیک؟
فورا با محافظین مخصوص تماس بگیر
خودم میرم
فقط به محافظای ارشد زنگ بزن
اونایی که حاضرن جونشونو بدن
اطاعت
نا وانگ شیک، خودتی؟
اینجایی؟
بیا بیرون
بزارین برم بیرون
از دستور ملکه سرپیچی میکنید؟
فورا این درُ باز کنید
بازش کن
اوه سانی
به چه جراتی میخواستی خاندان سلطنتی گرانبهای منو نابود کنی؟
دیگه چیزی برای نابود کردن نمونده
همین الانشم از درون فاسد شده، کثافت مطلقه
تو فربیمون دادی و ما رو به استهزا گرفتی
به چه جراتی صداتو برای من میبری بالا؟
حتی با بیون بک هو همدست شدی
و یون بیگناهمُ کشتی
کار تو بود؟
ملکه ی مادر، تو بهتر از هر کس دیگه ای میدونی
که کی به ولیعهد لی یون حمله کرد
بخاطر همین روی کار اون سرپوش گذاشتی
بزودی می فهمیم که رابطه...
شما دو نفر چیه
چی گفتی؟
به این میگی خاندان سلطنتی؟
جون آدما براتون پشیزی نمی ارزه
شماها آدم نیستین
وقتی با خاندان سلطنتی ازدواج کردم
فک میکردم لاتاری بردم
نمیدونستم همچین گندآب کثافتیه
ازت متنفرم، حالم ازت به هم میخوره
چند بار مرتکب جنایت شدی و مخفیش کردی؟
-لطفا به خودت بیا -به چه جراتی همینطور ور میزنی؟
با نا وانگ شیک نقشه کشیدی
و از پشت به عالیجناب خنجر زدین، گستاخ
دست به من نزن
من کسی نیستم که تو جرات کنی دست بهم بزنی
تو دیگه چیه؟ تو که عددی نیستی
حرف رو مخت اثر نداره؟
تنها به یک دلیل انتخابت کردم
چون میشد راحت ازت استفاده کرد و انداختت دور، تو عددی نیستی
فورا گورتو از قصر من گم کن بیرون، فورا
فک میکنی اینجام چون خیلی دلم میخواد؟
حتی نمیخوام تو هوایی که تو نفس میکشی، نفس بکشم
بعد از اینکه قاتل مادر بزرگُ گرفتم
اون عوضی که...
تو غذام سم ریخت
پس برو و به اون پسر دردونه ات بگو
نیازی نیست منو اینجا حبس کنه
من هیچ جایی نمیرم، حتی اگه خودش بیرونم کنه
یه نفس بگیر
منم نمیخوام جایی باشم که
پشه هایی مثل تو میگردن
اگه دلت نمیخواد بفرما
No comments yet. Be the first to leave one.