The first 200 lines.
«:: مــتـرجـم: علی موسویان ::» |^| Caped crusader |^|
از عهدهش برمیایم
امروز توی سالن ام جی ام گرند هستیم رُی
و میدونی وقتی ادونیس کرید به ریکی کانلن باخت
،بیشتر از هرچیز دیگهای کنجکاوی وجود داشت
،ولی اون یه مبارزهی فوق العاده بود
و بعد از اون شیش تا برد پیاپی داشته
و امشب با دنی ولیرمن بدلکار مبارزه داره
تا تبدیل به قهرمان سنگین وزن جهان بشه
اشاره به این موضوع هم مهمه که ادونیس قبل جلسهی مشت زنیشون
سرِ مُستانگ ـش شرط بندی کرده بود رُی
و شایعاتی وجود دارن که اون شرط بندی برای امشب بوده
،بسیارخب، همگی برید بیرون بیاید بریم
هی- هی-
حالت خوبه؟- همم-
آره، یادت باشه که دست راستت رو بالا نگه داری، باشه؟
دست چپش درست به اندازهی دست راستش قوی ـه
آره- آره-
همم- همم، خوبه-
فقط یه مبارزهی دیگست، باشه؟
از عهدهش برمیای
میدونی، فقط سه قدم برای ورود به رینگ لازمه
فقط سه قدم
و امشب اون سه قدم قراره مثل صعود به یه کوه بنظر برسه
،و وقتی داری از اون طناب ها رد میشی
قراره تنهاترین جای توی دنیا باشه
چون قراره با یه مبارز دیگه اونجا باشی
که میخواد نابودت کنه
،پس حالا ،باید از خودت بپرسی
اینجایی تا یچیزی رو به بقیه ثابت کنی
یا به خودت؟
به خودم
درسته
حالا، بزار من یچیزی ازت بپرسم
چی؟
چرا موهاتو اونجوری کردی؟
،شونه زدمشون امشب شب خاصیه
نباید به یه چیز دیگه فکر کنی، عقل کل؟
حالا، میتونی بری ثابتش کنی
حالا برو مُ ستانگت رو پس بگیر
این دوتا واقعا تو راند چهارم واقعا خیلی بد باهم درگیر شدن
تا اینجا که جوونی کرید از تجربهی ویلر بیشتر به کمکش اومده
،بزن بریم، بزن بریم عزیزم بزن بریم
...شاید فوق العاده ترین قسمت سفر ادونیس کرید، رُی
،گاردت رو نیار پایین بشین
،اینه که امشب ...اون برای کمربندی مبارزه میکنه
دستاتو بالا نگهدار
که در دست مربیش راکی بالبوا
،و پدرش آپولو کرید فوق العاده هم بوده
،بنظر ویلر داره بیدار میشه ما قبلا هم اینو دیدیم رُی
،وقتی ویلر بوی خون رو حس میکنه واقعا موتورش روشن میشه
برگرد عقب
یالا دی
،سه سال پیش این مطمئنا یه ناک اوت بود
،ولی قدرت ویلر مثل قبل نیست و بدون شک کرید هم میتونه اینو حس کنه
،گرفتیش ازش دور نشو
،کرید الان تو یه ماموریته واقعا داره بهش فشار میاره
و یه ضربهی چپ قوی
،کرید خوب داره پیش میره مکس حرکت میکنه نه فرار
،یالا دستات بالا باشه، بالا
این دو تا مرد واقعا دارن نهایت سعی ـشون رو میکنن
بهش نشون بده دانی
یه ضربهی چپ دیگه ویلر رو برمیگردونه
یالا عزیزم
اون یه آپرکات هوشمندانه بود
و این به ویلر صدمه زده رُی
آره، باعث شد تعادلش کاملا بهم بخوره
یه ضربهی قوی دیگه- نگهش دار، نگهش دار، نگهش دار-
کرید اون رو به دردسر انداخته مکس
...ویلر داره هرکاری که میتونه رو انجام میده
ویلر به زمین میوفته
ویلر به کف رینگ افتاد
همونجا بمون پسر جون
کرید حسابتو گذاشت کف دستت
بیا و سویچم رو بهم بده
بلند شو، یالا عزیزم
،بلند شو بلند شو
ویلر داره سعی میکنه بلند بشه- یک-
همون پایین بمون- دو-
نمیدونم که بتونه تا پایان شمارش معکوس پا بشه یا نه رُی
سه
چهار
پنج
شیش
هفت
هشت
نه
،تمومه تمومه
و مبارزه به پایان رسید مکس
،امکان نداره ...ادونیس کرید
سویچم رو بده بهم
قهرمان سنگین وزن جهانه
میدونی الان چیکار کردی؟
آره
عزیزم، میدونی الان چه اتفاقی افتاد؟
،وقتی به این فکر میکنی که این پسر از کجا اومده
ناخوشایند ترین شروع برای یه مبارز، رُی
جوری که اون بزرگ شده
...جوری که خودش رو کشیده بالا
بی سابقه ـست
کرید، کرید، کرید
مدعی اول قهرمانی بودن یچیزه
ولی اینکه قهرمان باشی یچیز دیگست
این اولین قدم برای ساخت میراث ـشه
و من نمیتونم تحمل کنم و ببینم قدم بعدی برای ادونیس کرید چیه
منظورم اینه که، تو چی فکر میکنی؟
...این
این زیباست
درسته؟- آره-
ولی باید عجله کنیم
منظورم اینه که، همین الاناست که از حموم بیاد بیرون
هی دانی، چرا قبلا راجب این بهم نگفته بودی؟
نمیدونستم قراره برنده بشم یا نه
این چه ربطی به موضوع داره؟
نمیدونم
ببین، فقط بهم بگو باید چیکار کنم
زانو بزن
مردم هنوزم این کارو انجام میدن؟
همیشه میتونی یه پیام بهش بفرستی
،بیخیال عمو من دارم جدی حرف میزنم، باشه؟
منظورم اینه که، تو چی گفتی؟
به آدریان؟- آره-
مربوط به خیلی وقت پیش میشه
،ما تو باغ وحش بودیم زمستون بود، داشت برف میومد
همه چیز بوی تازگی داشت
،یه ببری بود که روی کمرش برف بود
و داشت تو پس زمینه راه میرفت- باشه، فهمیدم، فهمیدم-
فقط بهم بگو چی گفتی
خب، داشتم به اونجاش هم میرسیدم
...چیزی که گفتم این بود که
ازش پرسیدم اگه از نظرش اشکالی نداشته باشه باهام ازدواج کنه
که یه روش احمقانه برای گفتن اینه که تو زندگیمی
و اون منو بهتر از چیزی که لایقش بودم کرده
میدونی؟
آره
گوش کن، چرا مغزت رو خاموش نمیکنی
و اجازه نمیدی قلبت صحبت کنه
کلیک
خوب پیش میری
مغزم رو خاموش کنم؟- آره-
باشه- همم-
بسیارخب- بسیارخب-
بسیارخب، انجامش میدم
هی عمو- همم-
خوبی؟
،آره، خیلی خوبم ممنون
عالی ـم- بسیارخب-
باهام ازدواج میکنی؟
گوش کن بی
،میدونم که الان چند سالی میشه باهم رلیم
و ما خیلی باهم تفاهم داریم
،نمیدونم چجوری توضیحش بدم
ولی حسی که وقتی تو پیشمی بهم دست میده حسی ـه که بدونش
نمیتونم زندگی کنم
،میدونم بنظر دیوونه میام ...ولی چیزی که سعی دارم بگم اینه که
باهام ازدواج میکنی؟
،من هنوزم گشنمه عزیزم
نمیدونم چرا
جدی هستی دی؟
آره، کاملا جدی
نه، شوخی نکن
شوخی نمیکنم
هیچی از حرفام رو نشنیدی؟
از چیا؟
همم
چیا، دی؟
تو چی گفتی؟
چیزی نبود که الانشم ندونی
بهم یادآوری کن
،گفتم که دوست دارم
و بهت احتیاج دارم
دی، میدونی الان داری چیکار میکنی؟
آره، یجورایی
منظورت از یجورایی چیه؟
عزیزم
...منظورم اینه که
،باهات روراست باشم دی
تو تنها آدمی هستی
که میخوام لحظاتم رو باهاش شریک باشم
،پس بیانکه تیلور
باهام ازدواج میکنی؟
هی
هی
این یعنی آره؟- آره-
جوابت آره ـست؟
آره
آره
ویکتور
پسرمون خیلی خوشتیپ شده
مطمئنم که خبر خوب رو شنیدی
وقتشه
تا حالا به برگشتن به لس آنجلس فکر کردی؟
بیخیال، تو یه دختر فیلادلفیایی
،آره، فکر کنم
ولی خوبه که جای بیشتری داشته باشیم
...و مادرتم اونجاست
و شرکت های ضبط موسیقی خوبی هم اونجا دارن
میتونه بهم کمک کنه افراد بیشتری رو با موسیقیم آشنا کنم
همم
نمیدونم، حس میکنم تمام کارایی که میتونستم رو تو فیلی انجام دادم، میدونی؟
No comments yet. Be the first to leave one.