The Shadow Line

The Shadow Line

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Shadow Line - E03 - HDTV - by Sina Saw
A Commentary by Saw_Sub
TvWorld.iNFo

Tags

HDTV
hdtv
HD
Published on: 2014-06-11
Downloads: 42
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

هاروی" مرده"

یه سرکرده معمولی صنعت، ها؟ - آره، اگه واردات مواد مخدّر قانونی بود -

هاروی رتن" یه علف هرزه؟" - خیلی -

و این دلیلی‌ـه که به اون شلیک شده؟ - نمیدونیم -

این طوری به نظر میرسه؟ - نمیدونیم -

یه قرار ملاقات با "بابور" ردیف کن

دیگه کی؟ - فقط من -

برای شروع من ازت یه محموله ی 200 کیلویی میخوام

600 در کل - و به کی میفروشی؟ -

"باب هریس" - بهت اعتماد داره؟ -

من قرارـه از کی خرید کنم؟

یه بچه ی دیوونه که تو گنجه است؟ فکر نکنم

من هیچی بهشون نگفتم من نمیدونم "اندی" کجاست

راننده گم شده

احتمال اینکه "اندی" تنها شاهد یه قتل هستش خیلی زیاده

اگه "اندی" باهاتون تماس گرفت بهش بگین با این شماره تماس بگیره

بگین "گیت هوس" ـه

،"و همان طور که میدونیم، "جولی مادرت آلزایمر داشت

درمان های دیگه چی؟

ما همه‌ی احتمالات رو بررسی کردیم و الان اینجا هستیم

"خیلی متاسفم، "لارا - واسه چی؟ -

بچه ها میدونم میخوای دوباره سعی بکنی

،کلینیک گفت میتونم و باید بکنیم

،قبلاَ هم گفته بودن مگه نه؟ پنج بار

اون چیه؟ - "شماره تلفن "اندی دیکسون -

و آخرین باری که ازش استفاده کرده نیم ساعت بعد از مرگ "هاروی رتن" بوده

و فکر میکنی به کی زنگ زده؟

خانم "دیکسون"، به "اندی" بگین به من زنگ بزنه

من و فقط من

در حال کار کردن‌ـه

یک دقیقه فاصله داریم. معبر شرقی

خیلی خب، من رسیدم

الو؟ - بدو -

« تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد

ترجمه از سینا Sina_Saw

لعنتی

کجا بودی؟ چرا همون شب برنگشتی؟

ترسیده بودم

باید حدس میزدی که قراره چه اتفاقی بیوفته

یه... یه چیز دیگه اس وقتی می‌بینیش

... متوجه نشدم

چی رو؟

باید شب بر می‌گشتی

من پولو نمیخوام

خوبه، چون هیچ پولی نداری

همه شو دادم به مادرت، فکر کنم

و الان باید با "جی رتن" حرف بزنی

اون تهدید کرده که بچه‌ـمو میکشه - پس باید باهاش حرف بزنی -

من فقط میخوام بکشم کنار

،اگه میخوای بکشی کنار دقیقاَ کاری که میگم رو میکنی

و این بار کلمه به کلمه میفهمی؟

آره

بغیر از مادرت دیگه با کی حرف زدی؟

"سارا" و "رتن"

دیگه کی؟ - هیچ کس -

خوبه. با کسی حرف نزن شاید هنوز موفق بشیم

مادرت شماره "رتن" رو بهم داد. بهش زنگ بزن

بهش بگو داشتی از پلیس فرار میکردی

"Cross Arrow" و اونو 20 دقیقه بعد تو مهمان سرای ملاقات میکنی

و اونجا هر چی رو که شنیدی بهش میگی همه چی

بیا. بگیرش مواظب باش یکم روغنی‌ـه

بهم اعتماد کن ،اگه واقعاَ "جی رتن" رو میشناختی

با یه تانک شرمن لعنتی میرفتی سر قرار

شروع کن

این ... این "هاروی" بود که گفت کجا برم

گفت باید با یکی ملاقات کنه

نگفت کی؟

نه. فقط گفت کجا برم

منم یه راست از زندان بردمش اونجا

و اونجا منتظر موندیم تا اون پیداش شد

چی؟ تو دیدیش؟

نه. باید از پشت ماشین اومده بوده باشه

"اولش شنیدم چند تا زد به پنجره ی آقای "رتن

،و آقای "رتن"، اون گفت لعنتـــی"، مثل اینکه یارو رو میشناخت"

ولی نترسیده بود یا یه همچنین چیزی

و بعد اون به من گفت ماشین رو ،روشن کنم

تا شیشه رو بیاره پایین

پس من چهره‌اش رو ندیدم ولی صداشو شنیدم

... درست قبل از اینکه

اون چی گفت؟

... اون گفت

اون گفت "باب هریس" سلام رسوند

پسر خوب

الان به دوست دخترت زنگ بزن

از این استفاده کن

قابل ردیابی نیست، کسی نمیتونه بشنوه

چرا؟

میخوای ازش محافظت کنی؟ - البته -

پس کاری که من میگم بکن اون یه خواهر داره، درسته؟

یه پرستار که اخیراَ منتقل شده

و تو مواظبش هستی

آره - آره -

.بهش بگو بره اونجا بگو با هیچ کس حرف نزنه

تا مطمئن بشه که کسی تعقیبش نمیکنه جون بچه‌ـت به این بستگی داره

.بهش بگو اونجا میبینیش فهمیدی؟

دیگه نمیخوام ادامه بدم

.تو بودی که خراب کردی منم دارم درستش میکنم

کاری که میگم بکن و از این ماجرا میری بیرون

"اندی"

من خیلی متاسفم، آره

!آره. همه چی رو به راه میشه باشه؟

همین جا بمون

همه چی رو به راهه آره؟

نزار سوپ بسوزه

کیه؟

من

منتظر کی بودی؟

نمیدونم

کسی میدونه اینجا هستی؟

نه - مطمئنی؟ -

چرا؟

هنوز امن نیست، ولی تا فردا خواهد بود

و اونوقت میری پیش پلیس

... ولی

همه چی رو به راه میشه

تنها کاری که تو باید بکنی اینه که هر چی به "رتن" گفتی به اونا هم بگی

و اون موقع تو از ماجرا میری بیرون، اوکی؟

اوکی

خوبه

خب، یه چیزی برات آوردم

میتونیم بریم اون تو؟

البته

گرگ رو از در خونه دور نگه دار

ترجیحاَ یه گرگ بزرگ، در حقیقت

بدترین قسمتش رو میدونی؟

این فقط ... یه تیراندازی نبود

این بردن اون از زندان بود که

،اون تمام مسیر رو میخندید ،در حالی که اون پشت نشسته بود

خورشید می‌تابید به صورتش

همه راه رو

،منم باهاش خندیدم کاش نمیخندیدم

اون میدونست داره کجا میره - نمیدونست، نه؟ -

پس باید حدس میزد

هاروی رتن"، راهش رو خیلی" وقت پیش انتخاب کرده بود

و تنها کاری که تو کردی این بود که اونو به مقصدش رسوندی

سارا" کجاست؟"

تو آشپزخونه

بوی خوبی میده

فقط کنسرو‌ـه چند روز هست یه وعده غذای درست حسابی نخورده‌ام

به زودی میای خونه

خب، من دیگه مزاحم نمیشم

... درباره ی - البته -

تو ماشین گفتی یه چیزی رو متوجه نشدی

اون چی بود؟ - چی؟ -

چی بود که گفتی متوجه نشدی؟

هیچی نبود

باید یه چیزی باشه تو چیزی دیدی؟

!نه

چی دیدی؟

هیچی ندیدم - آره، دیدی -

ندیدم، من هیچی ندیدم هیچی

من نمیخوام چیزی رو ببینم ... من فقط

من فقط میخوام این تموم بشه - ولی دیدی، تو یه چیزی دیدی -

و میدونی چرا من میدونم؟

چون من هم تو رو دیدم

من به تو زنگ نزدم

نه، نزدی

خب، با این چی کار کنیم؟ - به من نگاه نکن. چیه؟ -

مهربانانه ترین کاری که میتونم بکنم اینه که یه آجر بندازم رو سرش

به اون گوش نکن، اون از شگفتی های زندگی نا امید شده

،دو قتل و یه خودکشس تو یه شب

واسه من بیشتر از شگفتی‌ـه ‌

داری چی کار میکنی؟ ها؟

در چه زمینه ای؟ - هنوز خیلی کوچیک ـه -

من به اندازه کافی دیدم - این دور و برا کسی بچگی خوبی نداشته -

ما معمولاَ چی کار میکنیم؟

،نمیدونم واقعیتش هیچ وقت درباره اش فکر نکرده بودم

پس چرا الان شروع کنی؟

!آره، آره، منم دوست دارم

اه، اینو واسه خودت میخوای؟ - چی؟-

نه، زندگی من به اندازه کافی پیچیده هستش

ما با تو چیکار میکنیم؟

خدایا، اگه این نگرانت میکنه یکی رو پیدا کن تو خونه ازش مراقبت کنه

مثل کاری که وقتی یه بچه واقعی بود میکردیم

این کاریه که باید بکنیم، آره؟ ببریمت تو یه خونه؟

،خب، اگه بین اون و یه آجر باشه

فکر میکنم همیشه آجر ببازه

چطور شد این قدر احساسی شدی؟

شاید از 10 سال ایستادن تو اتاق هایی مثل این

یه جورایی احساسات رو از غرایض مادریت میاندازه بیرون

ببخشید، آقا

نباید این کارو میکردی

تو همین الان خودتو وارد ماجرا کردی

اساساَ، این دزدیه

اوه، خیلی خب. جای تعجبی وجود نداره پس

چی؟

چیه، پس اون میخواد از همون جا که ول کرده رفته ادامه بده؟

چی؟

اوه، بیخیال، خودت میدونی - نه، نمیدونم -

"دلینی" - درباره "دلینی" چی؟ -

فرو بردن دو چندان اون تو مخمصه

"اگه جای تو بودم توی پارانتز یه کلمه ی "گویی

و ثابت نشده به این جمله اضافه میکردم - به هر حال -

و اون آخرش درجه اش یه درجه پایین تر میاد و با "گابریل" میره شاتگان بازی

خب؟ - خب فکر میکنی بعدش چه اتفاقی افتاد؟ -

من واقعاَ نمیدونم

... خب، هرچی که بوده

اونا هر دو آخرش تیر خوردن

فکر نمیکنی که این یکم عجیب غریبه؟ - نه -

خب، تو تنهایی - اونا همکار بودن -

More Farsi Persian subtitles for The Shadow Line

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left