The first 170 lines.
"حادثه ای تروریستی در شهر" "هشدار عمومی"
در ادامهی اخبار رسیده به دستمون
.از حادثهی تروریستی رخ داده شده در قلب شهر
.وضعیت دقیقا مثل جنگ شده
.ورودی ایستگاه چو دوری بطور کامل بسته شده
الان هنوز حملات ادامه داره؟
،در حال حاضر در هالهای از ابهامه
ولی منابع محلی گزارش از این دادند که .ممکنه تروریستها در کمین باشند
دولت هم اصرار بر این داره که مردم همه 23 منطقه .تا قبل از عادی شدن وضعیت توی خونههاشون باقی بمونند
-دپارتمان رسیدگی به فجایع توکیو اعلام کرد
واقعیت داره این؟
...آره
...سوزوها و مایوشی
احتمالش نیست برگشته باشن گذشته؟
.ماشین زمان عملیات خودش رو شروع کرده بود
...هیاجو سان، دیدی دیگه
ماشین جهش زمانی رو واقعا تموم نکردی؟
...متاسفانه
.اگه از الان شروع کنیم میتونیم برسیم
!یالا تمومش کنین
.مدت برگشتن ماشین جهش زمانی 48 ساعته
-اگه دو روز دیگه بگذره دیگه نمی
!چطور آخه؟
.اگه میتونستم، خیلی وقت پیش تونسته بودم
.ماکیسه کوریسو تونست، ولی من نمیتونم
.ماکیسه کوریسو میدونست، ولی من نمیدونم !حقیقت همینه
...هر غلطی که تونستم کردم، ولی من
...نا امید نشو! این
!تمومش کن دیگه
...دارو
.ماهو تان از جونش مایه گذاشت
.مخصوصا وقتی که فهمید سوزوها میخواد آینده رو عوض کنه
.ولی این تو بودی که مخالفت میکردی، اوکارین
ولی، الان میگی نباس نا امید بشیم؟ .خو خبر مرگت از همون اول اینو میگفتی
...اگه اینطور میکردی، مایوشی هم
...سوزوها هم
!واسا
...باید آروم باشیم
.الان وقت این نیست که از این کارا کنیم
...اوکابه سان
ازت میخوام که کارایی رو که ماکیسه کوریسو موقع ساختن .ماشین جهش زمانی میکرد رو یادت بیاری و بهم بگی
به چه چیزی نیاز داریم؟ چطور دیتای خاطرات رو باید ارسال کنیم؟
...هیاجو سان
.راستش اصلا دلم نمیخواست این سوالو از تو بپرسم
...خودم میخواستم یه کاریش کنم، ولی
.دیگه وقت این حرفا نیست
!سرن رو هک کردیم
سرن؟
آره. سرن رو هک کردیم و با الاچسی یه یه میکرو سیاهچاله درست کردیم
.و دیتای خاطرات رو توی 36 بایت فشرده کردیم
خدایی؟
.اگه اینطوری باشه که احتمالش هست
ولی به همین آسونیه که میگی؟
.اگه دارو باشه میتونه
میتونی؟
!خو.. من یه سوپر هکر ـم دیگه
ولی، مشکل اینه که اون مایکرویو هنوز .به اندازه کافی پایدار نشده
.تلویزیون 42 اینچ سیآرتی
وقتی که اون روشنه تلفن مایکرویوی توی .پرانتر نام موقت میتونه درست کار کنه
چرا تلویزیون سیآرتی؟
!نکنه تفنگ الکترونی؟
.این راه حلی بود که با کوریسو پیدا کردیم
اوکابه سان؟
.یه چیزی هست که باید دلم ازش قرص بشه
.اگه اتفاقی افتاد زودی خبرم کنین
.ظاهرا اختلال آنتن هم الان برطرف شده
کجا میخواد بره؟
.وقت فکر کردن به اینو نداریم
.به آدم نیاز داریم
!هوی
این کارات چه معنیای داره؟
،یادمه یه حرفایی در مورد آمریکا و روسیه زدی
چه اتفاقی افتاده؟
...الان دیگه همه چی از دست رفته، پس
.باید برم مطمئن شم که دیگه اینطور نمیشه
!هـ.. هوی
چیزی شده بابا؟
!نائه
.نه
...جنگ جهانی سوم
...اینطور نیست که حرفای سوزوها رو باور نکرده باشم
اما اونقدر از خودم دور میدیدمشون که .مثل سراب به چشم میومدن
...ولی الان
.هیچ کشته یا زخمیای دیده نشد
چطوره؟
...یوخدی دیگه. نه
.کاش یوخدی طول بکشه
دارن چیکار میکنند؟
...فیریس هم درست نمیدونه، ولی
اما وقتی رفیقامون دارن تلاش میکنن !باید پشتشون باشیم نیا
.آره
!اوکابه سان
!اوکارین نیان
شما.. اینجا؟
وقتی آکیبا توی دردسر افتاده، من که نمیتونم !ساکت یه جا واسم نیا
.به موئه نیان هم گفتم بره ببینه اتفاق جدیدی میوفته یا نه نیا
احساس میکنم قبلا تو آزمایشگاه کلی آدم بود و ...شلوغ پلوغ بود و کیف میداد
!ایول
!شکوندمش
واقعا؟
...هنوز هکش نکردم، ولی
...اینطوری پیش برم تا فردا
.که اینطور
خب؟ کجا رفته بودی؟
.ساختمون رادیو
.جسدی از سوزوها و مایوری پیدا نکردن
منظورت چیه؟
.حداقلش اینه که مرگشون هنوز تایید نشده، همین
...که اینطور
مشکلی پیش اومده؟
...نه
،اگه کار هک شدن همینطور پیش بره .ماشین جهش زمانی تکمیل میشه
.خیلی هم عالی
...ولی.. کاملم که بشه
بدون آزمایش کردن رو کسی، نمیتونیم .مطمئن بشیم که کار میکنه
.آره. موقعی که کوریسو هم تمومش کرده بود همین بود .توی استفاده کردن ازش تردید داشتیم
.خوشبختانه طبق تئوری خوب کار کرد
.چون اون کوریسو بود
...ولی من
به اون چیزایی که خودت ساختی، اعتماد نداری؟
!معلومه دیگه
چرا؟
.چون من نه کوریسو ام و نه موتزارت
لطفا این پیام را به کسی که از همه بیشتر احترام میگذارم برسانید
.من همیشه خودم را جلوهگر اعتدال میدانستم
بهرحال، تو شخصی بودی که همیشه دوست داشتم مثل او شوم، چون تو
.آمادئوس واقعی هستی
...خب
.آخرین پیام اون دختر
.پست کرده بود @channel توی
.معلومه که منو نمیگفت
!نه! خود تو رو میگفتم، سنپای
کوریسو؟
!اینجام. اینجا
سالمی؟
.پروفسور موقتا منو خاموش کرده بود .به خودم که اومدم دیدم اینجام
!دارو بود...؟
هه؟
.موقعی که فهمید دیتای آمادئوس جابهجا شده، دنبالشون گشت
همزمان که داشت سرن رو هک میکرد؟
!واسه دارو عین آب خوردنه
.مطمئنم میخواسته بهت کمک کنه
!چه آدم محبوبی هستی
.خفه خون بگیر
.تو میتونی.. سنپای
با اینکه خودمم نمیدونم دارم چیکار میکنم؟
.همینطوره! ولی میتونی. چون تو هستی
.چون من میگم
!چون من خاطرات تبدیل شده به دیتای ماکیسه کوریسو هستم
کوریسو؟
کوریسو؟
.نه... شرمنده، خوابم برده بود
،چیکارش میشه کرد
.از دیروز تا حالا داری یه بند کار میکنی
چطوره؟
!تموم شد... البته در ظاهر
واقعا میخوای ازش استفاده کنی؟
.آره
با اینکه انقد ازش بدت میومد؟
.من بهش قول داده بودم
.که از این خط زمانی محافظت کنم
چون ... اینجا دنیاییه که با فداکاری اون .همه سالم موندند
.ولی الان فهمیدم اوضاع عوض شده
.واقعا ماکیسه کوریسو واسه تو خیلی عزیز بوده
که.. خدا دوسِت داشته باشه؟
!واقعا که آمادئوس خود ناکِس ـشه
و حالا من با تلفن مایکروویوی توی پرانتز نام موقت شماره دو .در زمان پرش میکنم
بخاطر فداکاریهای بیپایان همراهانم و همچنین به مدد ارادهی .آنها همیشه به جنگیدن ادامه خواهم داد
!آمادئوس
چیه.. یهویی؟
No comments yet. Be the first to leave one.