Heroes

Heroes

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Episode 19 Chapter 18 Translated By MEHRZAD
A Commentary by lostmehrzad

Tags

other
Published on: 2010-02-09
Downloads: 15
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

...آنچه گذشت

.از ذهن من برو بيرون - .اين يه رؤياست -

!نه، رؤيا نيست

.من اومدم از اينجا ببرمت بيرون

...توي يه خواب، اِما، دوست من

تو اونو قبل از اينکه .هزاران آدم رو بکشه نجاتش ميدي

واقعاً فکر ميکني ميتوني ما رو از اينجا ببري بيرون؟

.ميخوام تلاشت رو ببينم

،چارلي قلب من بود، دنياي من بود

.زندگيِ شادي که ميتونستم داشته باشم

من هر کاري ميتونستم رو انجام دادم .و سعي کردم که زندگيشو نجات بدم

چارلي کجاست؟

من تنها کسي هستم که دقيقاً ميدونه

.چارلي جونت کجاست

.خواهش ميکنم کمکش کنيد

ما ميخوايم اينو ثابت کنيم که مدعي عليه

از قدرتش براي عوض کردن زمان و مکان بطور خودخواهانه سوء استفاده ميکرده

.و اين کار رو بارها انجام داده

...يه بار ديگه بدون اجازه حرف بزني

اونوقت چي ميشه؟

.من اومدم که تو رو درمان کنم

فکر ميکني نشون دادن خاطرات باباي من

فکر منو نسبت بهش عوض ميکنه؟

.اين کار رو نکن

ميترسي اون تويِ واقعي رو ببينه بنت؟

.تو با خودت اسلحه برده بودي - .ترسيده بودم -

.اين اولين باري بود که آدم کشتي

واقعاً فکر کردي من تو رو به بابام ترجيح ميدم؟

کلير بنت يه مقدار زمان لازم داره .تا درباره ي پيشنهاد من فکر کنه

.الان وقتشه خانواده رو جمع کنيم

.داريم به سوي چيزهاي بزرگتر و بهتر حرکت ميکنيم

اين يکي از بزرگترين و بهترين .نمايش هايي ميشه که تا حالا داشتيم

بابا؟ بابا؟

.من اينجام

.آنتن نميده

کلير، تو حالت خوبه؟ - آره. تو چي؟ -

.آره، بيا اينجا، کمکم کن اين طناب ها رو باز کنم

اون فانوسه اونجاست؟

.ما دفن شديم

فکر ميکني تو چه عمقي هستيم؟

نميدونم، احساس ميکنم حدودِ

.40يا 50 متر زير زمينيم

سلام؟

کسي ميتونه صداي ما رو بشنوه؟

کسي صداي ما رو ميشنوه؟

!کمک سلام! کسي صداي ما رو ميشنوه؟

سلام، کسي اون بالا نيست؟

!يکي به ما کمکم کنه

کمک! کسي صداي ما رو ميشنوه؟

سلام؟ صداي ما رو ميشنويد؟

الان واقعاً چه مدت شده؟

.شايد يه نصفه روز

.احساس ميکنم انگار سال ها اون تو بودم

رفيقتون ساموئل باهاتون اينجاست؟

...اين دفعه تنها اومديم

.که بتونيم حرف بزنيم

چي ميخوايد؟

ساموئل ازم خواست که بيام اينجا و مطمئن بشم که

دوستات که اون پايين هستن .برامون دردسر نميشن

.فکر کنم اين حرف شامل تو هم ميشه

.عذر ميخوام مراسم عشقتون رو بهم ميزنم

.بيخيال بابا

.شما درباره اين شک دارين

.نگاش کن .زود باش، ميتونم بهت بگم

.تو واقعاً نميخواي اين کار رو بکني

.چيزي که من ميخوام مهم نيست

.انتخاب ديگه اي ندارم

.خودتو اذيت نکن

.تعدا ما بيشتر از توئه

.تو دلت ميخواد بري، همين الان

داري تلاش ميکني بري تو ذهن من؟

...هممون غير از يکي از ما واقعاً

.بي فکره

.امشب يه شبيه که با شباي ديگه فرق داره

...امشب

.ما همه چيزو تغيير ميديم

،سال ها بود که ما بطور شرم آوري اينو باور کرده بوديم

.که شهروند درجه 2 هستيم

!وقتي که واقعيت اينه که، ما پادشاه همه جا هستيم

،اونا بايد آرزو داشته باشن که شبيه ما باشن

.نه اينکه يه جور ديگه باشن

.درسته

.و بنابراين من اين قول رو بهتون ميدم

...امشب

،يک بار و براي هميشه

پرده ها رو کنار ميزنيم و خودمون رو

.اونطوري که واقعاً هستيم آشکار ميکنيم

.بعد از امشب، بهمون احترام ميذارن

.درباره کاري که داريد ميکنيد فکر کنيد

!آآه! اين کار رو نکن

!اين کار رو نکن

!مت

مت؟ حالت خوبه؟

.نه

.بيا اينجا. بشين

!اوه! آآه - .خيلي خب، خيلي خب، خيلي خب -

.فقط در رفته

.عاليه

اون اينجا چه غلطي ميکنه؟

ميخواستي منو ببيني؟ - .آه، اينجايي -

.آره، الان وقت تکنوازيته

وقت چيه؟

فکر ميکني تمام آدما چطوري ميخوان پيدامون کنن؟

.تو اونارو مياري اينجا

.بهت گفتم که يه قدرت خيلي نادر داري

.حالا وقتشه که ازش استفاده کني

!اون خواب

کدوم خواب؟

.همون خوابي که پيتر درباره ش بهم گفت .که من ويولن ميزدم

.هزاران آدم ميميرن

.اون درباره تو درست ميگفت

.منو نا اميدم کردي اِما

.نميتوني وادارم کني کاري انجام بدم

من ترجيح ميدادم

.تو يه آدمي ميبودي که خودخواسته اين کار رو بکني

.ولي اين چيزا اتفاق افتاد

.اون تماماً در اختيار شماست آقاي دويل

.من هميشه براي مو بلوند ها يه چيزي داشتم

.داشتم زيباترين خواب رو ميديدم ...تو و من و کيميکو

.هممون برگشته بوديم "ياماگاتو" کار ميکرديم - زندگي يه زماني ساده بود، نبود؟ -

.بازم ميتونه باشه - .دوست دارم اينطوري باشه. خيلي دوست دارم اينطوري باشه -

بيرون از تختت چيکار ميکني تو؟ - ...اگه ميخوايم زندگيِ شاد و ساده مون برگرده -

.بايد براش بجنگيم - مطمئني به اندازه کافي حالت خوبه؟ -

و جراحيِ مغزت چي؟ تو ديگه درمان شدي؟ فرمان کامل قدرت هات رو دوباره بدست آوردي؟

و مطمئني که حالت به اندازه کافي خوبه؟

و جراحيِ مغزت چي؟ تو ديگه درمان شدي؟ فرمان کامل قدرت هات رو دوباره بدست آوردي؟

.آره - .لااقل صبر کن دکتر رو ببيني -

.به اندازه کافي دکتر ديدم .کارهاي زيادي بايد انجا بشه

.بايد جلوي مرد شيطانيِ پروانه اي رو بگيريم

عذر ميخوام، هيرو ناکامورا شماييد؟ - .بله -

.زني که توي اتاق 1106 بود ازم خواست اينو بهتون بدم

واقعاً خودتي؟ .بيا منو پيدا کن

!اوه خداي بزرگ

.من اونو گير انداختم...تو يه کابوس

اون اين بيرون چه غلطي ميکنه؟ .تو اين کار رو کردي

.داستانش طولانيه

ولي در حال حاضر بايد بدونيم ساموئل کِي و کجا داره

.برنامه ريزي ميکنه

.هزاران نفر در خطرن مت

.برو توي ذهنش مت .بهمون بگي چي ميبيني

چرا، اينطوري شماها ميتونيد بريد و اداي اَبَر قهرمان ها رو دربياريد؟

.اين مسخره ست

.پيتر، بيخيال، اون يه هيولاست

!باورم نميشه واقعاً بهش اعتماد داري

ميخواي کاري انجام بشه؟

...ساموئل ميخواد قدرت هاش رو به دنيا نشون بده

...توي نيويورک

.پارک اصلي، امشب

منظورش از نشون دادن قدرت هاي ساموئل چيه؟

،ساموئل ميخواد زمين رو باز کنه

.اونا رو بکشه و دفنشون کنه

بنظر يه برنامه اي ميرسه که .خيلي روش کار شده باشه

.مثل اينکه مثلاً بگي اين برنامه بيخوديه

.من ديگه اون آدم نيستم مت

.ميدونم درک کردنش سخته

.چيزي که ميخواستيم رو گرفتيم .بريم

.شما هيچ جايي نميريد

،با سايلار بخواي بري .مردم ميميرن

.و اين ميفته گردن تو .نميتونم بذارم اين اتفاق بيفته

.بريم

.من هيچ جا نميام

درباه چي داري حرف ميزني؟ - .کار من بود -

.ميبيني، هنوزم ميتونم يکي رو وادار به کاري بکنم

،بهت گفتم پيتر

.نميذارم اون از اينجا بره بيرون

.ما تو عمق خيلي زيادي هستيم

.نه نيستيم

.ميتونيم بِکَنيم بريم بيرون

...يه مدت طول ميکشه، ولي

.قبل از اينکه برسيم بيرون اکسيژن تموم ميشه

...هر چي بيشتر بِکَنيم، سريعتر هوا تموم ميشه

،يا اينکه صريح تر بگم

.من سريعتر هوام تموم ميشه

.ريه هاي تو مدام ترميم ميشه

چي داري ميگي؟

.کار بيهوده ايه

منظورت از "بيهوده" چيه؟

.بايد يه راه به بيرون از اينجا پيدا کنيم

فکر کنم ميدونم چرا ساموئل .تو رو با من انداخته اين زير

.که بتوني مردن منو ببيني

.روحِ اونا رو بکش اينجا

چارلي؟ واقعاً؟ چطور ممکنه؟

آخه کي ديگه ممکنه يه پرنده کاغذي برام بفرسته؟

.اوه، معذرت ميخوام

.خداي من

وقتي ديدم جدول اون پرستارها ،"نوشته بود"هيرو ناکامورا

.نتونستم باور کنم

،خيلي زمان طولاني و افتضاحي بود هيرو

بعد از قرار اون روز توي رستوران

.65سال پيش

چارلي؟

.بايد تمرکز کنيم .بايد به يه چيزي فکر کنيم

.کلير - .بابا، تو يه برنامه اي داري -

ميدونم يه برنامه اي داري، برنامه ات چيه؟

.برنامه اي در کار نيست

حالا، بايد باهات درباره اون چيزي

.که اون بالا تو اتاق آينه ها ديدي حرف بزنم

براي چي؟

.چونکه تو از اين اتفاق نجات پيدا ميکني

،اگه يه ماه هم طول بکشه .از اينجا ميري بيرون

More Farsi Persian subtitles for Heroes

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left