The first 200 lines.
زودباش، بیا این یارو رو پیداش کنیم میدونم یه جایی همین اطراف ـه
زودباش، ادامه بده دنبالش بگرد بالاخره پیداش میکنیم، میدونم که اینجاست
!اونور سمت راست
اونجارو نگاه کن چیزی میبینی؟
خودشه !اینجاست
!همینه، خیلی خب
همینه !بیا قبرو بکنیم و این کثافتو بکشیم بیرون
بالاخره میتونیم یه نگاه به خود اصل کاری بندازیم
یالا، بکَن عمیق تر
زودباش بکن، زودباش بیا بکنیم یالا، سریع تر، بکن
!بکن
همه ی خاک رو بزنیم کنار و بازش کنیم !همینه
!زودباش
از بیل به عنوان اهرم استفاده کن بِدِش اینور
محکم تر، یالا
!زودباش، نیل خیلی خب، داره باز میشه
نه، نه
!نه
حتما اون بچه ی تازه وارد ـه
ایستگاه آخر ـه، همه پیاده شن
تامی؟ آهای
نه؟ خوبه، همونجا بشین من که برام مهم نیست
سلام، حالت چطوره؟
تو "تامی جارویس" هستی؟ سلام، اسم من "پَم رابرتس" ـه
من معاونِ مدیر اینجام خوشحالم که اینجایی
خب، اگه دوست داری وسایلتو بردار و من میبرمت دکتر رو ببینی، خوبه؟
آفرین
ممنون
هروقت بخوای درخدمتم، عروسک
سفر چطور بود؟
بیا، تامی
رو به راه ی؟
بیا تو
سلام
سلام تامی، من "متیو لِتِر" هستم به "پاین هرست" خوش اومدی، بشین
بشین پسرم
خب الان میخوام یکم ...پاین هرست رو بهت معرفی کنم و
بعدش میتونی بری به اتاقت و مستقر شی چطوره؟
تامی؟
چطوره؟ خوبه؟
البته
خیلی خب ...در مورد پاین هرست
خواهی دید که وضعیت اینجا خیلی با مؤسسه های دولتی فرق داره
...ما اینجا نگهبان نداریم
کسی بهت نمیگه که چکار کن و چکار نکن
در واقع، اختیارت دست خودته روش کارمون ممتاز و محترمانه ست، تامی
...تامی، دلیل اصلی اینکه اینجایی اینه که
آماده شی دوباره وارد اجتماع شی و یه زندگی جدید رو شروع کنی
خب، پم، چطوره اتاق تامی رو بهش نشون بدی تا اینجا مستقر شه؟
حتما، خوبه؟ ...خیلی خب، از آشپزخونه رد میشی و از پله ها میری بالا
و اولین در سمت چپ اتاقت ـه، خب؟ منم زود میام پیشت
خب، نظرت چیه؟
این بچه واقعا پرحرف ـه
!متوجه شدم مشکل و بیماریش رو چی تشخیص دادن؟
ضربه ی روحی شدید در سن 12 سالگی
از خودش دفاع کرده و به طرز وحشتناکی یه قاتل روانی رو کشته
...پسر، همه جور درمانی رو روش امتحان کردن
هر روش درمانی که به ذهنشون رسیده
جای تعجب داره با این همه دارویی که بهش دادن مغزش معیوب نشده
از عنکبوت میترسی؟ از عنکبوت پلاستیکی میترسی؟
از عنکبوت پلاستیکی که از نخ آویزونه میترسی؟ پسر خیلی سوسول و ترسویی
من بچۀ جاییم که یادت میدن از هیچی نترسی
بهم میگن رجی دِ رِکلس هیچ عنکبوتی نمیتونه منو بترسونه رِکلس یعنی بی بند و بار
!وای، پسر
دست نزن
لازم نیست اینجوری شلوغش کنی
یه جوری رفتار میکنی انگار خودت اینارو درست کردی
خودم درست کردم
چه خفن
پس تو دیوونه ی جدیدی، هوم؟
پس ما رو اینجوری صدا میکنن؟ ما؟ من از شما نیستم، پسر
فقط اومدم اینجا به یه نفر سر بزنم بابابزرگم اینجا کار میکنه
اوه، باید برم بعدا میبینمت، یه خبرایی شده
جوئی، زودباش، عجله کن !وای، خدای من
هی، بچه ها جوئی، بیا دیگه
نکن، بیخیال، ولم کن
!بیخیال، ولم کن همینجا وایسا
سلام، مت، اوضاع چطوره؟ خوبه، کلانتر، چه خبر شده؟
خب، مت، میدونی همونطور که قبلا در موردش صحبت کردیم
یه سری از همسایه هات از اینکه این مکان رو اینجا تأسیس کردی خوشحال نیستن
ببین، من میدونم قصدت چیه و به کارت احترام میذارم، مت جدی میگم
ولی خب باز دوتا از بچه هات رو توی ملک هابرد پیدا کردیم
!معاون بله، قربان
پیاده شون کن چشم، قربان
همه پیاده شن
مسخره بازیو تمومش کنید برید پیش کلانتر و حرفشو گوش کنید
چشم، قربان راه بیفت، آقای عاقل و دانا
توی جنگل های اطراف خونه ی هابرد پیداشون کردیم
داشتن رابطه جنسی برقرار میکردن، مت
فکر کنم این دفعه رو خیلی شانس آوردیم چون "اتل" ندیدشون
بهشون رسیدگی میکنم کلانتر
من حرف میزنم، تو دهنتو ببند صبح بخیر اتل
وای، امروز چه قدر دوست داشتنی و خوشکل شدی !کیرِ خر
ببین کلانتر، بهتره خوب گوش کنی چی میگم
من میخوام این دیوونه خونه بسته شه
میگیری چی میگم، رفیق؟ !این بچه ها فقط دردسر درست میکنن
به حریم شخصی و ملک کسی احترام نمیذارن !و همه شون دیوونه اند
خوب گفتی، مامان ...اتل، این بچه ها کاری نمی
نمیکردن؟ کاری نمیکردن؟
فکر کردی نمیدونم اون دوتا منحرف داشتن توی حیاط من چکار میکردن؟
!حسابشونو برس، مامان میشه تو یکی خفه شی؟
حالا خوب گوش کنید چی میگم، با همه تونم
این حرفو یادتون نره ...دفعۀ بعد که یکی از این حرومزاده ها بیاد نزدیک مزرعۀ من
مغزشو میترکونم حالیتون شد؟
به من نزدیک نشو کلانتر بهت هشدار دادم
من الان مثل بمب ساعتی ام !به خدا قسم
یه قدم نزدیکم شید همه رو منفجر میکنم
روشن کن بریم جونیور این دیگه آخرین هشدار بود، تمام
خیلی خب، بچه ها، زود باشین بریم نمایش تموم شد
بیاید، بچه ها بهتره برگردیم تو
واقعا جدیه و اعصاب نداره، نه؟ خدایا
ولی جداً، مت، یکم بیشتر تلاش کن که بچه هات به ملک اون نزدیک نشن
باشه میکنم راستی، در ضمن
فهمیدم امروز اونه بچهِ جارویس اومده پیشت
آره همین چند دقیقه پیش رسید خب؟
خب چی؟ خب، چه جوریاست؟
مثل همه بچه های دیگه ست فقط خیلی سختی کشیده، همین
باشه خب، تو درمانش موفق باشی، رفیق خیلی ممنون، کلانتر
سلام، دخترا سلام، جوئی
سلام، وایلت ها؟
!سلام باشه
چکار میکنید؟ لباس شستیم و پهن میکنیم، جوئی
میشه منم کمک کنم؟ خیلی تو لباس پهن کردن کارم خوبه
مت هیچوقت اینکارو بهم نسپرد نمیدونم چرا
ببین جوئی ما واقعا باید به کارمون برسیم و تمومش کنیم، خب؟
خب منم اینجام که کمک کنم
میتونی رو من حساب کنی، راب تو هم همینطور، وای
شکلات میخوری؟ بیا، میخوایش؟
نصفشو بهت میدم ولی نصفشو واسه بعدا میخوام !گمشو
اوه، لطفا بذارین کمکتون کنم ...واقعا مشکلی نیست
جوئی، میشه فقط از اینجا بری؟ !لعنتی
از هردوتون معذرت میخوام جدی، ولی واقعا کارم تو لباس پهن کردن عالیه
ولی، خب، اگه اینجوریاست و حال نمیکنید باهام بیخیالش
میرم به جاش به یه نفر دیگه کمک میکنم بعدا میبینمتون
باورم نمیشه
ببینید، اگه نظرتون تغییر کرد من همین اطرافم، خب؟
!جوئی جوئی
خدایا، عجب بدبختی ـه
این ملافه رو ببین من که نمیشورمش، تو باید بشوریش
!سلام، ویک گمشو
بیخیال، اینجوری بداخلاق نباش امروز تو شکستن چوبا کمکت میکنم
حالا بگذریم من دو تا شکلات دارم، میبینی؟
ولی به دخترا نگو خدایا، عجب بیشعوری ـه
میدونی، ویک، قبل از اینکه بیام اینجا ...هیچوقت نمیتونستم کاری کنم
...به خاطر یتیم بودن و این داستانا
مردم همیشه مسخره م میکردن که ...همه ش یه گوشه میشینم و
...انگار مثلا یه خوکی چیزیم
وای اینجا فرق داره میتونم توی انجام خیلی کارا به بقیه کمک کنم
یه چیزیو میدونی؟ من واقعا عاشق اینجام
من از اینجا متنفرم
میدونی اگه بخوام کاملا باهات روراست باشم ...تا حالا توی عمرم چوب نشکوندم
ولی به نظر کار خیلی جالبی میاد
!دست از سرم بردار
بیا، ویک، یه گاز میخوری؟
...بیا، میذارمش اینجا
بعدا، هروقت گشنت شد میتونی بخوریش
خب، اگه تو هم باهام حال نمیکنی، بیخیالش، ویک !اصلا مهم نیست
ولی به نظرم واقعا داری بدرفتاری میکنی و رد دادی
آره، یه پروندۀ قتل داریم ببین چه اطلاعاتی در مورد "فَدن" داری
ویکتو جی فَدن، ف د ن مرسی، هری
چیزی نیست آخه چرا؟
کسی رو داره که بهش خبر بدیم؟
تا جایی که میدونم هیچ فامیل نزدیکی نداره
...مادر موقع به دنیا آوردنش مُرده
نمیدونم چه بلایی سر باباش اومده فکر کنم ولش کرده و رفته یه جای دیگه
این بچه توی این خونه و اون خونه زندگی کرده بود تا به اینجا اومد
بچه ی خوبی بود میدونم، مت
خب، اینجا چی داریم؟
!وای، خدا
چیزی نیست، اشکال نداره
یه مشت ترسو
زودباش "روی" دستتو کثیف کن
!بذار بهت بگم "پیت"، واقعا مزخرفه !این وضع واقعا افتضاحه
!فقط انجامش بده، درستش کن پسر اون کُسا کل شب رو منتظر نمیمونن
!اوه لعنتی اوضاعش خرابه
اصلا راه نداره، من درستش نمیکنم
...تو اونی هستی که با این لعنتی همه ش اینور اونور میره
!پس کونتو جمع کن بیا درستش کن
فهمیدی؟
!پیت
!خیلی بیشعوری آخی، چی شده وینی؟
از تاریکی میترسی؟
همه تون به خاطر قتل توی دیوونه خونه ترسیدین؟
اوه، آره، صد در صد ببین، به نظر من که
همه ی اون خل و چل ها باید دونه دونه کشته شن میتونی حالا امتحانش کنی؟
خدایا، پسر، هیچ کاری ازت برنمیاد؟ !مسخره بازیو تمومش کن
تا وقتی برمیگردم درستش کن باید برم برینم
!الان وقته ریدنه؟ فقط درستش کن، پسر، جدی میگم
!بیشعور اُسکل
کثافت کوچولو
چیکار میکنی، احمق؟
بسه دیگه میتونی تمومش کنی
میشه بس کنی؟
!پیت
خیلی خب، یا ماشینو راه انداختی، یا میکشمت
روشن نمیشه، پسر دوباره گند زدی، روشن نمیشه
دهنتو سرویس میکنم، دهنتو سرویس میکنم
زودباش دیگه یالا، روشن نمیشه
زودباش مادرجنده ماشین لعنتیو درستش کن
یالا باز گند زدی، احمق
No comments yet. Be the first to leave one.