Smiling Friends

Smiling Friends

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Smiling Friends S02E06 10bit x265 1080p WEBRip
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2025-12-15
Downloads: 213
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 127 lines.

SANDS Movie

‫هی، پیم، چقدر دیگه مونده؟

‫ما... ما انگار وسط هیچ کجاییم.

‫فقط یکم دیگه مونده، چارلی.

‫ببین مرد، من یه مهمونی باحال رو پیچوندم ‫که بیام این کار رو باهات انجام بدم، باشه؟

‫پس بهتره یه چیز مسخره ‫با یه مشت آدم خشک نباشه.

‫بهم اعتماد کن، چارلی، ‫خیلی خوش میگذره.

‫اینا دیگه خودِ خودِ ‫حیوون مهمونی ان.

‫رسیدیم، چارلی.

‫با بیل فیلمور و دانکن آشنا شو.

‫پیم، این دیگه چیه؟

‫گروه شکارچی های یوفو.

‫هفته پیش گفتی خیلی ‫به یوفوها علاقه داری، مگه نه؟

‫من توی کل زندگیم ‫همچین چیزی نگفتم.

‫آه، شاید اون گِلپ بود.

‫سلام، پیم.

‫این تازه وارد کیه؟

‫سلام، بیل.

‫این چارلیه، ‫بهترین دوستمه.

‫آره، آره، از دیدنت خوشبختم، چارلی.

‫هر... هر دوستی از پیم، ‫دوست ماست، آره.

‫پس شماها فقط همینجا میشینید، ‫و منتظر میمونید یه موجود فضایی ظاهر بشه؟

‫آره، آره، ‫آره، آره.

‫نه، نه، کاری که ما میکنیم ‫خیلی هیجان انگیزتر از اینه.

‫بذار جستجوی حماسی شروع بشه.

‫اونجاست!

‫اوه، ببخشید، ‫اشتباه شد.

‫اون فقط یه ماهواره از قبل بود.

‫خب، تا حالا هیچکدومتون ‫واقعاً یه یوفو دیدید؟

‫یو ای پی.

‫معلومه که دیدیم!

‫توی سال ۲۰۱۳، ما احتمالاً، ‫قطعاً، یه چیزی رو دیدیم،

‫که شبیه یه سیگار بود، ‫با سرعت باور نکردنی پایین اومد و بالا رفت.

‫معلوم شد یه پرنده بوده، ‫ولی بازم خیلی باحال بود.

‫چرا یه موجود فضایی ‫باید بهمون اهمیت بده؟

‫من باور دارم اونا به دلایل ‫صلح آمیز اینجان، آره...

‫و میخوان که ما همدیگه رو ‫دوست داشته باشیم، آره.

‫چرند!

‫اونا دیوهایی از یه بعد دیگه هستن!

‫و تنها دلیلی که ما اونا رو زیاد نمی‌بینیم

‫اینه که نمیتونن از اون گنبد شیشه ای لعنتی ‫که از زمین تخت محافظت میکنه رد بشن.

‫واقعاً این رو باور داری؟

‫یا... یا فقط داری یه نمایش اجرا میکنی؟

‫من فقط باور ندارم، ‫من میدونم!

‫و اونا سرت کلاه گذاشتن، مگه نه؟

‫میتونم بگم، ‫وقتی اومدی اینجا فهمیدم.

‫خیلی خب، باشه، پس چطوری ‫مناطق زمانی رو توضیح میدی، رفیق؟

‫ها! این دانشمندهای دروغگوی ناسا ‫چقدر بهت پول دادن که این رو بگی، ها؟

‫آه.

‫درباره موجودات فضایی ‫چی فکر میکنی، دانکن؟

‫وای، خدای من، فکر کنم دانکن ‫خیلی کلوچه حیوونی خورده.

‫آره، چیزهای هیجان انگیزیه، آه، ‫من... من الان یه اوبر میگیرم.

‫وایسا، بیل، مگه تو اون دستگاه بیکن فضایی ‫آزمایشی که درباره‌ش حرف میزدی رو نداری؟

‫آره، آره، من دارم... ‫من اون رو همراه خودم دارم،

‫ولی اگه درست استفاده نشه، ‫میتونه خیلی ناپایدار باشه.

‫همگی عقب وایسید.

‫این یه ترمینه، رفیق.

‫چی؟

‫آره، نه، عموی من یه دونه از اینا داشت...

‫وقتی که توی گروهش بود، ‫"خیره شدگان قرمز".

‫اوه، نمیدونستم که ‫میتونه این کار رو بکنه.

‫وای، خدای من!

‫این واقعیه!

‫من فقط داشتم الکی میچرخیدم!

‫وای خدای من، ‫این یه یوفوی واقعیه!

‫- آه... ‫- آه...

پیم، بیدار شو

‫بیل، هی، بیل.

‫وای خدای من!

‫رفیق، این باید یه خواب باشه.

‫این باید یه جور کابوس باشه.

‫من هیچی نمیشنوم.

‫فکر کنم رفتن.

‫وای، نه تنها ما توسط بیگانه ها دزدیده شدیم...

‫بلکه فکر کنم بیگانه هایی که ما رو دزدیدن...

‫خودشون هم دزدیده شدن...

‫و حالا ما داخل سفینه اوناییم...

‫و اونا دارن از کهکشان ما خارج میشن.

‫آره، عجب حرفیه.

‫من... من میتونستم این رو بهت بگم.

‫ای پدر ما که در آسمانی، ‫نام تو مقدس باد.

‫پادشاهی تو بیاد...

‫هی، کسی از شما فندک داره؟

‫- اوه، نه. ‫- نه آقا.

‫نه، هیچکس اینجا فندک نداره.

‫متاسفم، رفیق.

‫باید کلسی رو دعوت کنیم؟

‫نه، عمراً نه، داداش.

‫دفعه آخری که اینجا بود، ‫روانی شد و آدرال و ویپ من رو دزدید.

‫لعنت بهش.

‫ام، سلام؟

‫چه خبر؟

‫وایسا، کی شماها رو دعوت کرد؟

‫اوه، گل... زو...

‫اوه، ز... زی... زیمب...

‫- زنور؟ ‫- آره، آره، آره.

‫- زنور... آره، آره، آره، آره. ‫- همونه.

‫آره، آره، آره، زنور، آره.

‫اوه، عالیه، آره.

‫خب، اون هنوز اینجا نیست، ‫ولی بیاید تو.

‫مهمونی تازه داره شروع میشه.

‫ما داشتیم آماده میشدیم به منظومه ‫زتا رتیکولی بریم که خوش بگذرونیم.

‫شماها پایه یکم شیطنت شنبه شبی هستید؟

‫با اینکه به نظر سرگرم‌ کننده میاد، ‫و واقعاً هم سرگرم‌ کننده به نظر میاد،

‫میدونید، در واقع زنور دلیل ‫اصلی اومدن ما به اینجا بود،

‫پس اگه اون اینجا نباشه، ‫احتمالاً فقط برمیگردیم خونه،

‫اگه مشکلی نباشه.

‫چی؟

‫شماها آدم های خشک ‫و بی‌ حالی نیستید، مگه نه؟

‫اوه، نه، نه، نه، ما باحالیم.

‫ما، آره، ‫ما، آره.

‫آره، فکر کنم بتونیم ‫یکم وقت بگذرونیم.

‫بالاخره شنبه‌ست.

‫خیلی خب.

‫بزنید بریم مهمونی!

‫اوه، فکر کنم داره اثرش از بین میره.

‫خیلی خب، آره.

‫هی، میدونید، ما همه اون کارهایی که ‫خواستید رو انجام دادیم تا ثابت کنیم باحالیم؟

‫خب، ما باحالیم، میدونید

‫در واقع، پیم اون ماده سیاه رو ‫به بازوش تزریق کرد،

‫شماها حتی ازش نخواستید این کار رو بکنه ‫ولی اون انجامش داد

‫ولی فکر کنم... فکر کنم ‫خیلی خسته ایم، مگه نه؟

‫منظورم اینه، فکر کنم دیگه وقتشه ‫که ما رو برگردونن خونه، مگه نه، پیم؟

‫آره، آره، درسته.

‫حرف دلم رو زدی، چارلی.

‫آه، ما دیگه میریم.

‫وایسید، آروم باشید، آروم باشید

More Farsi Persian subtitles for Smiling Friends

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left