Release info

Worlds Win E05
A Commentary by sp1der
just upload

Tags

other
Published on: 2016-04-06
Downloads: 63
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

طبق يه ضرب المثل ،اين هميشه افراد آرام هستن که وقتي مخالف چيزي هستند به آرومي با اون چيز برخورد ميکنند

کيم مين چول از روستاهاي اطراف شهر اومد و بزرگترين پسر خانواده بود

در تمام زندگيش فقط به درس و کار فکر کرد

کي فکرش رو مي کرد که اينطور عاشق و دلباخته ي يون يونگ بشه ؟

من يه چيز ديگه شنيدم

شنيدم يون يونگ از اون دلبري کرده

دلبري کدوم دلبري ؟

!چقدر حال به هم زن

تو اول غذاي لاي دندونات رو پاک کن

مگه چيه ؟

کثيفه ؟خوب که چي ؟

چقدر کثيف !تو که خيلي خوشتيپي ولي چرا اخلاقت اينطوريه ؟واقعا که

نگاش کن . انگشتش رو داره ميکنه توي حلقش

!خودتو توي آينه نگاه کن ببين

من کي تميز بودم ؟

بسه !بذار به داستان !گوش کنيم

دقيقا . بياين ديگه گوش کنيم

... هنوز ميخوامش

تو خودت اينو به من دادي چرا از دستم قاپ ميزني ؟

اينکه کي دلبري کي رو کرد ،مهم نيست

خلاصه ،قبل از اون اتفاق ،هيچ کس توي شبکه نمي دونست که اين دو تا با هم دوستن

اتفاق؟

يادت که نرفته فردا صبح داريم ميريم ؟

!چطور ممکنه يادم رفته باشه

ساعت هفت صبح اولين پرواز

دوستت دارم

همون موقع ها بود که فهميد

پسره ي ديوونه

وقتي حقيقت معلوم شد مين چول گفت

چطور بگم ؟هيچ شوقي يا هيچ احساسي توي صداش نبود

درست عين يه ورق کاغذ ترد و سرد

اين هميشه يون يونگ بود که اول ميگفت دوستت دارم

اما اون روز يون يونگ فقط گفت اوه !اون هم با چه بي ميلي اي

در حقيقت ،اگر چه مرد همسرش براش مهم نبود

اما باز هم تحمل ترک فرزندش رو نداشت

اون نمي تونست گام بردارد و بره

بعد از اين دست و اون دست کردن فراوان بالاخره تصميمش رو گرفت و رفت

عشق واقعا ترسناکه ،مگه نه ؟

در حالي که به من فکر ميکرد که ممکنه ديگه هيچ وقت تا آخر عمرش همسر و فرزندش رو نبينه

تصميمش رو گرفت و يک روز صبح زود اونها رو ترک کرد

برنگرد . من يه حرومزادم حرومزاده

اون همينطور گريه ميکرد و مي دويد

اگر چه ،يون يونگ توي فرودگاه پيداش نشد

چي ؟چي ؟

نه

کاش فقط پيداش نميشد

لطفا به اينجا نگاه کنيد

لطفا همديگه رو ببوسيد

شما از چه زماني با همديگه دوست شديد؟

پارسال از طريق يکي از دوستانمون با هم آشنا شديم

از اون موقع به بعد ،ديوانه وار عاشق هم شديم

انگار آسمان براش تيره و تار شده بود

اگر چه چه همون موقع متوجه شده بود که يون يونگ يک ساله که بهش داره خيانت ميکنه

اما اون عصباني نشد

فقط با خودش فکر کرد پس يون يونگ نمياد

پس لازم نيست من هم اينجا باشم . بايد برم

اما همون موقع آخرين جمله رو از يون يونگ شنيد

اين فرد اولين کسيه که توي اين دنيا عاشق من بوده

!اين کلمات غير قابل تحمل اند

وقتي اين کلمات رو شنيدم ،من هم ميخ واستم يون يونگ رو پيدا کنم و ازش توضيح بخوام

اگه اون فرد اولين عاشقش بود پس عشق مين چول چي ميشد ؟

مين چول خونه اي نداشت که به اونجا برگرده احتمالا الان هم داره توي آپارتمان اجاره اي زندگي ميکنه

بعدها ،وقتي همسرش رو طلاق داد موافقت کرد که خونه رو به همسرش بده

يون يونگ و اون هم مرد دو سال بيشتر تا زمان جداييشون هم نبود

من فکر ميکردم يون يونگ پيش مين چول بر ميگرده اما اينکار رو نکرد

از يه وکيل به يه تاجر ،از يه تاجر به يه وکيل رسمي

اون تمام مدت معشوقه هاش رو عوض ميکرد !چه زندگي بيخيالي

شايد براي اون زن ،کيم مين چول فقط مثل بادي بود که وزيد و رفت

اون واقعا زن منفوريه

دروغگو

شما خودت از يون يونگ خوشت نمياد ؟

هي ،هي ،هي ،مواظب حرف زدنت باش

نرو بيخودي شايعه پراکني کن

مراقب باش جلوي زنم همچين حرفي نزني

چقدر مسخره ،دختره ي پرو

اگه زنت بدونه چي ؟

هي ،آدم فقط يه بار زندگي ميکنه . نه دوبار

البته بايد رسوايي با يون يونگ رو به حداقل رسوند

براي اين کار بايد از تمام بدنت مايه بذاري

واقعا که !چه حال به هم زن چرا اينطوري ميکني ؟

!خيلي با حال بود

!آفرين !احسنت

نميدونم چيه ولي تا سه چهار سال پيش

احساس ميکردم مين چول خيلي بيچاره و در عين حال با حاله

واقعا از يون يونگ بدم ميومد

اما تازگيها فرق کرده

انگار مين چول يه آدم احمق و کله شقه

چرا همچين حرفي ميزني ؟

مهم نيست که رابطه ي بين زن و مرد چقدر عميق باشه

به هر حال يک يا دو سال بعد اين رابطه تموم ميشه

اما بعد از پانزده سال ،اونها دوباره رابطه شون داره از سر شروع ميشه

به نظرتون اين يه جور بيماري رواني نيست ؟

تازگيها خيلي قضيه جدي شده ؟

چيه ؟چيه ؟

دارين پشت سر کي غيبت مي کنين ؟

رئيس کيم

فردا ساعت چند راه ميافتين راس ساعت دو و نيم بعد از ظهر

يه کم به بزرگترت احترام بذار

آه ،واقعا که

مگه هر کي عاشق بشه همينطوري رفتار نميکنه ؟

قبلا هم گفته بودم که خوردن ماهي مرکب اين موقع شب ،برابر با خوردن سمه ،نگفته بودم ؟

وقتي به رئيس کيم و همه اين چيزا نگاه ميندازم به نظرم مياد که اون داره انتقام ميگيره

اينطور نيست ؟

تو جواني منو تباه کردي و گذاشتي رفتي

بسيار خب ،پس من از دلشکستگي ميميرم

وقتي با مانعي بر خوردي ،از خون من براي از بين بردنش استفاده کن

... يه همچين چيزايي

درست عين صحنه ي توي اون فيلم

خيلي وقته اين کلمه رو نشنيدم - معصوميت

نظرت راجع به معصوميت چيه ؟

براي مردها لازم نيست

اما براي زن ها ،يه لازمه است خيلي ضروريه

منو تو براي اينکه جون سالم به در ببريم بايد قوي باشيم . شنيدي چي گفتم ؟

ناراحت نشو

بذار از گيو هو بشنويم

معصوميت خالي از تعصب چيه ؟

اگه بخورم ميميرم ؟؟ آره . بذار گوش کنيم

يالا ،بگو . ما هم ميخوايم بشنويم

خوب بذار ببينم

اين عوضي چنين کلمات قلمبه سلمبه اي هم بلده ؟

جون يونگ ،تو هم بايد از يه کسي بپرسي که اطلاعات بيشتري داشته باشه

براي چي ؟

اون کلمات مستقيما داخل قلبم شدن

گيو هو نمي تونه الگوي خوبي براي ما باشه

من دلم براي يون يونگ بيشتر از رئيس کيم ميسوزه

اين ديگه چه حرف چرتيه ؟

به عنوان کسي که از حقوق سر در مياره ،تو نمي توني تفاوت بين مجرم و قرباني رو تشخيص بدي؟

ما مي تونيم کسايي رو که باهامون خوب رفتار کردن رو از ياد ببريم

اما نمي تونيم کسايي که ناراحتمون کردن رو فراموش کنيم . انسان همينه

اگرچه ممکنه يه ارتباطي هم با ساده لوح بودن داشته باشه

!آه ،چه با حال

نميدونم رابطه اي هم وجود داره يا نه

اما اين صاف زد توي قلبم

اين عوضي هميشه قبل از اينکه بره يه حرف نيشدار ميزنه و ميره

انگار از قبل برنامه ريزي کرده بود ،مگه نه ؟

گفتنش لازم نيست معلومه که قبلا برنامه ريزش رو کرده بود

کجا داري ميري ؟

چرا همش مزاحمش ميشي ؟

خودت نمي فهمي که داره ميره دستشويي ؟

يه ليوان آبجو بهم بده

من کي مزاحمش شدم ؟هرگز

شنيدم به خودت حتي زحمت هم ندادي فيلمنامه رو بخوني

تو چت شده ؟ چي رو بخونم ؟

داستانش معلومه ديگه

دو تا هستن به اسم هاي يونگ - وو و هوگول که با همديگه دوستن

يه معلم دارن که براشون عين يه پدر مي مونه معلمه يه دختر داره که اسمش مي ره است

هر دوتا پسرا از دختره خوششون مياد اما اون فقط يونگ وو رو دوست داره

بنابراين هوگول از سر حسادت شروع به ايجاد مشکل ميکنه

معلم از همه چيز چشم پوشي ميکنه تا هواي هوگول رو داشته باشه

يه دختر ديگه به نام پونگ بون وارد داستان ميشه

خلاصه ،اين چهار تا کلي گريه ميکنن و ضجه ميزنن و داستان تموم ميشه

ميدوني چرا بدون خلاصه داستان رو بخونم اينقدر خوب ميدونم قضيه اش چيه ؟

اين داستان فقط زمانش تغيير کرده

دقيقا عين سريال قبلي گيو هو است

توي اون يکي ،معلم رزمي کار يه تاجر بود

اسم دو تا بازيگر مرد هم فرق ميکرد وگرنه همه چيز عين قبله

خوب بود؟

آخه چرا بايد مردم به اين با فرهنگي از ما بخوان که همچين سريالايي براشون بسازيم ؟

بايد براي فيلمبرداري فردا صبح آماده بشم

بعدا مي بينمت ،رفيق

! پسره ي خل و چل

پسره واقعا ديوونه است

تونست فيلمنامه ي شانزده قسمت رو توي يه جمله خلاصه کنه

من يه کلمه هم حرف نزدم

سريال هاي تو قابل فهم نيستند

حرومزاده

ميدونستي بيرون داره بارون مياد؟

واقعا ؟

بارون خيلي قشنگه

خيلي قشنگه ،خيلي

واقعا زيباست

موقعي که براي اولين بار با هم خوابيديم هم بارون ميومد

درسته ؟

کي بارون اومد ؟ هوا فقط گرفته بود

کجا گرفته بود ؟ داشت بارون ميومد

جستجويم براي پيدا کردن لوکيشن تموم شده بود

وقتي داشت بارون ميومد ما توي ايستگاه اتوبوس بوديم

! نگو که يادت نمياد

مردها هيچ وقت قبول نمي کنن که توي روز خاصي با کسي خوابيدن

فقط وقتي که به آرزوشون برسن قبول مي کنن

راستشو بگو ،وقتي اين حرف رو زدي خجالت کشيدي ،مگه نه ؟

بيا قبل از اينکه برگرديم سر کارمون يه دقيقه به همديگه نگاه کنيم

ممکنه خوب نتونيم اين هفته و هفته ي آينده همديگه رو ببينيم

خوب فيلمت رو بساز

مراقب باش تصادفي نداشته دباشي

! چقدر آزار دهنده

چرا ؟

ميخوام با همديگه باشيم

اينطوري نميشه . اگه همينطوري رفتار کنم ممکنه دردسر به وجود بيارم

! روباه مکار!روباه

تو ميخواي من رو گول بزني که کار تو رو انجام بدم فکر کردي نميدونم ؟روباه

اگه کسي مي ديد چي ؟

منظورت اينه که اگه کسي نمي ديد تو با من کاري ميکردي؟

!حالا انرژي دارم که کار کنم

خيلي محکم زدم ،ها ؟

واقعا که !چرا ميزني به باسن مردم ؟

برو يه جا ديگه بخواب دارم کار ميکنم

هي . نميدونستم که منظره ي کار کردنت از پشت زياد هم بد نيست

تازه الان فهميدم

هيز بازي در نيار

More Farsi Persian subtitles for Worlds Within

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left