The first 200 lines.
زیرنویس از عرفان مرادی
...مروري بر فصل قبل
اصلا درمورد جريانات مامان چيزي بهت گفته؟
مامان مامان
بندازش بندازش
تکون نخور
زانو بزن
تو يه پليس رو کشتي و اين کارت يه هديه بود
من فقط ميخواستم تو رو وارد لا گاليندو کنم
همين که اداره مبارزه با مواد مخدر به اندازه کافي
از اين کارتل مدرک داشته باشه و بره سراغش، من ميکشم کنار
تو بهم دروغ گفتي
برادر کوچولوي خودم بهم خيانت کرد
اسم واقعي من ايگناسيو کورتيناست
من و همکارم سر افراد خيلي بدسرشتي
بلاهاي خيلي وحشتناکي آورديم
بابا
دادگستري آمريکا
وادارم کرد همون معامله اي رو باهاشون بکنم
که پدرم رو ده سال پيش بهش مجبور کرده بودن
جريان از اين قراره: ما تعادل رو برميگردونيم
افراد و سلاح کافي براي نابودي
لُس اولويدادوس رو هم تامين ميکنيم
ولي مسئولين آمريکا و مکزيک خبر ندارن که
کس ديگه اي هم يه معامله بهم پيشنهاد کرده
بفرما بشين
سازمان من ديگه مشکلي با لس اولويدادوس نداره
گاليندو به همکاري باهاشون ادامه ميده
به واقع گرايانه بودنش ادامه بدين
سم کرو هم ميتونه بار کارتل رو تامين کنه
از طريق خودمون روح مامورين فدرال هم خبر نداره
پريمو، بايد باهات صحبت کنم
من و گاليندو ديشب برگشتني درمورد
خيلي چيزها صحبت کرديم
...مارکوس
پدرم نظر تو رو محترم ميشمرد
ممنون
به فرصت براتون آوردم
اگه کمکم کنين، سابقه اتون پاک ميشه و آزاد ميشين
اين کار پاتر رو براش انجام ميديم
و تمومش ميکنيم
به بيشاپ بگو ديگه ميکشي کنار
سهمت رو تحويل بده و بذار برو
...بي - واي، نه -
فرمان شماره 9-2-9 رو اجرا کن
همين؟ - همين -
برادرم باهات صحبت کرده - آره -
برادرت ازم خواست که پشتيبانش بشم
گفت کثافت کاري هاي خانوادگي گريبانگير جفتتون شده
ما يه قراري داشتيم، تو هم بايد خير سرت انجامش بدي
نه، من ديگه لياقتش رو به دست آوردم
بندازش بندازش
وامانوس - وامانوس -
بيشتر، بيشتر
بجنب
دوباره عمو کوکو
...چه بامزه اي
دوباره
دوباره، دوباره
خوشحال باش پيشاهنگ کوچولو
اگه نتونه بکشدت که حال نميده
واموس، واموس
کيف هاتون رو اينجا تحويل من بدين
بازي ها اونجا هستن
يه کوله پشتي ديگه، بدش به من تا بذارمش اينجا
انجل، نه
ايزي؟
بريم
سفر چطور بود؟ - خوب بود -
خوبه
سلام
اين ديگه آخربش بود
پيمانکار تازه برام توضيح داد
اي خدا
واسه چي اين همه دستور تغييرات؟
نميدونستم که چه مقدار از لوله کشي ها نابود شده
آتش به کل نابودشون کرد بايد پاکسازي ميشدن
همگي با مس نو
عين يه ققنوس
احتمالا ساختن يه پرنده افسانه اي خرجش کمتر ميشد
من ميبرمشون دفتر تجاري
ديرت شده؟
احتمالش زياده
مکزيک؟
مطمئن نيستم
ميشه خواهشا بهم خبر بدي؟
باشه
به مامان سر ميزني؟ - اوهوم -
تازه از وزارت دادگستري بهم خبر دادن
مزدورها اطلاعات رو دريافت کردن
چراغ سبزه
با پاتر صحبت ميکني؟
نه، با زنه لينارس
...به بيشاپ خبر بده
چه کسايي مصرف بد داشتن؟
سه تا پسر سفيدپوست از يه محله
تو زندان توسان هستن، فقط يکيشون به ما ربط داده شده
محصول رو جمع کرديم
خيلبي دستکاري شده بود فنتانيل، سرعت
هرچي که اون معتادهارو کشته از طرف ما پخش شده
از هشتاد درصد هروييني که گاليندو
داره از طريق اين مکان
وارد خط آريزونا ميکنه
اگه از دستش بديم همه چي نابود ميشه
نبايد چنين اتفاقي بيفته
تنهامون بذارين
چنين اتفاقات داخلي که رخ ميده
دلم ميخواد که آلوارز هنوز روي اين صندلي نشسته بود
مطمئنا اگه ازش ميپرسيديم نظرش رو ميگفت
نه مشکل اون نيست - نه، نيست -
ديگه مشکل خودمونه، پس بياين خرابش نکنيم
تو توسان و سهوآريتا و تمپي تحويل ميديم
تا ببينيم کي مامور مخفيه
موافقم - موافقم -
با مدرسه تماس بگير
بذار طرف کارش رو بکنه
باشه
از انجل خبري نشد؟ - چرا -
ژنراتورهارو رديف کردن
و دارن جنس هارو پخش ميکنن
قديس تو راهه
خوبه
يه روستاي ديگه که احتمالش بالاست
به نظرم انجل بدجوري زده تو فاز مادر ترسا
پخش بعدي آدليتا رو بده دست ايزي
انجل خرابش ميکنه
تصميمش با انجل نيست
برادران ريز فقط با رو در رو شدن
ميتونن کدورت هاشون رو درست کنن
مجبورشون کن باهم برن دنبال کار
باشه
آلوارز
من با کوکو تماس ميگيرم
باشه
بذار طرف کارش رو بکنه
خبر داره - خوبه -
سه تا پادشاه هنوز تصميمي نگرفتن؟
چرا، همين الان کارشون تموم شد
کوکو
بهش بگو از آلوارز بهمون خبر رسيده
اطلاعات لس اولديدادوس دست هوبارته
بگو دم دريچه فاضلاب بياد دنبالمون
ميخواي منم بيام؟ - نه -
بايد به راموس و کانتري وازه اي زي کمک کني
الان با بيشاپ صحبت کردم
ميخواد تو و طرف
برين رانکو دنبالش
خوبه
خودت و کريپ سر محموله بمونين
وقتي رفت هوا بهم خبر بده
دارم ميرم اونجا
گراسياس سي
گراسياس
لعنتي، آخرين باري که انقدر مردم بدبخت رو ديده
بودم به افعانستان برميگرده داداش
خب، داداش
تو که تا حالا نرفتي فرزنو
آره
قديس اونه؟ - آره -
آهاي، ميدونم که من واقعا مکزيکي هستم
ولي بدين معنا نيست که اين طرف همه کارهارو خودم بکنم
بجنبين
باشه
همين که مزدوران پاتر درش رو باز کردن
سريعا دنبالشون ميريم و تمام اطلاعات رو نابود ميکنيم
و يه جايي کارش ميذاريم
بايد فکر کنن که صرفا يه مرکز
فرماندهي شورشي هارو نابود کردن
قراره چه کسايي رو بکشن؟
آَغال هاي قاچاقچي انسان
اينا همونايي هستن که پاتر اجير کرده؟
هوبارت قبلا عضو نيروي ويژه ارتش بوده
اکثر اين افراد تو واحد خودش بودن
عينِ چي آدم ميکشن
قشنگ دخل همه رو ميارن
افرادت همينان؟
همکارم هستن، ام سي اهل سانتو پادره
خيلي هاشون قبلا نظامي بودن
پريمو
آقايون
خيلي خب، براساس اطلاعاتمون مرکز فرماندهي شورشي ها
تو طبقه اول ساختمون آبي رنگيه که در شمال شرقيه
ظاهرا نه ده نفر داخلش باشن
ما از ورودي اصلي وارد ميشيم
بقيتون هم خروجي هارو پوشش بدين
ريز، باهاشون برو
حواست جمع باشه، خب؟
نيروهاي محلي چي؟
پليس از حضور ما خبر داره
کاري نميکنن
يه بابايي رو فرستاديم جمع آوري اطلاعات
که ارتفاعات رو بررسي کنه تا ديدبان يا تيراندازي نباشه
وقتشه که کار لس اولديداوس رو تموم کنيم
آماده باشين بريم
بريم داخل
دو نفر فرار کردن
واي لعنتي
آشپرخونه امنه
اتاق خواب امنه
اون يکي اتاق خواب هم امنه
No comments yet. Be the first to leave one.