The first 200 lines.
کارگردان ميکويو ناروسه
کيرويو
.بفرماييد .خيلي متشکرم
.يه کم ميرم بيرون
!عزيزم
چي شده؟
با مادرت حرف زدي؟ در اين مورد؟
.آره
خب، چي گفت؟
کيوکو، مادر صدات ميکنه
.بله
.ببخشيد
سوميکو، امروز قراره بيايي؟ بله چرا ميپرسي؟
اين نقطه اعتداله، بايد دعا بخوني .فراموش نکن
واقعا؟
از بابت کاري که کردي ممنونم
چيزي ميخواستيد؟
شينجي به من گفت تو ميخواهي مغازه رو نصف کني و توش کافه راه بندازي
تو در اين مورد چيزي ميدوني؟
ما قرار نيست مغازه رو نصف کنيم
ما فقط ميخواهيم از آن استفاده کنيم .جاي خالي زيادي داره
.دلم براي شينجي ميسوزه .اون هر کاري راه ميندازه شکست ميخوره
اما من ميتونم کمکش کنم .با يک کافه
تو واقعا مي خواي اين کار رو بکني؟
.فکر کنم خوب پيش بره
واقعا اينطور فکر ميکني؟
!سلام
مادر، اين کيکو سان هست اون اينجاست؟
.خيلي وقته که نديدمت
بيا تو
.ممنون که اومدي .درست سر وقت رسيدي
به نظر خوشمزه مياد
سال ديگه، هفتمين سالگرد فوت .مادرت خواهد بود
و سيزدهمين سالگرد .فوت پدرت
واقعا؟
شما با ما کار خواهيد کرد
در سالگرد مرگ پدرت ، مگه نه؟
.بله
همه تو خونه تون خوشحالن؟
بله. سوميکو داره ميره .که ازدواج کنه
اون داره با کي ازدواج مي کنه؟ .شيمادا. اون تو کار چاپ هست
همه بايد مشغول .مقدمات کار باشند
.اين براي محراب است
.ممنونم
.ما هيچ کاري نتونستيم بکنيم .وقتي تو ازدواج کردي
.ولي تو احتياجي به آن نداشتي .همه ميخواستن با تو ازدواج کنن
.بفرماييد .ممکنه زيادي برات شيرين باشه
شوچان حالش چطوره؟
.حالش خوبه .اما حقوقش هيچ وقت بالا نميره
.از يه راه ديگه ميريم .اون خيلي بهم کمک مي کنه
.يکم از اينا بخور
به همين خاطر گفتم که اين کار را نميکنم .به چيز ديگه اي احتياج داريم
بله، انجام ميدي
به عنوان يک خانواده، ما بايد چيزي رو بفرستيم که ارزش داشته باشه
يا اينکه خجالت بکشيم
مادر، تو در مورد خانواده حرف ميزني
اما خانواده اين روزها به .معناي چيز ديگريست
به همين خاطره که خودت رو درگير چيزهاي احمقانه کردي
.و براي همه دردسر درست ميکني
ببخشيد اما الان دارم ميرم خونه
خيلي ممنون خداحافظ
کيوکو، يه دقيقه وقت داري؟
چي شده؟ مي خواي بري بيرون؟
چيزي لازم داري؟
.ببخشيد دوباره کار رو ول کردم
ما بايد چه کار کنيم با تو؟
اين کار رو راه ميندازه، مگه نه؟
سوميکو رفت بيرون؟
،نبايد زياد بيرون بره .قبل از اينکه ازدواج کنه
.او بايد همين الان اين کار را بکنه .اون هنوز شانس داره
خانم بله؟
.آنها از توکيو هستند
.سلام
.خيلي وقته که نديدمت
روميکو، خيلي !بزرگتر شدي
سلام کردي؟
.سلام بيا تو
بشين
سلام، رومي چان.ازت ممنونم که اين همه راه رو براي ديدن من اومدي
نمي خواي چيزي بگي؟ سلام کردي؟
.تو بايد خيلي خسته باشي
خيلي وقت پيش بود .از آخرين باري که شما را ديدم
اميدوارم همه خوب باشن همه حالشون خوبه، ممنون
.ممنون که اين همه راه اومدي
.خيلي وقته که نديدمت
و تبريک ميگم به خاطر .نامزدي سوميکو
خبر عروسي رو .با نامه گرفتيم
واقعا؟
داشتم فکر ميکردم که بايد بيام کمک کنم
اما خيلي طول کشيد که به اينجا برسم
.لازم نبود نگران باشي. عروسي .اين روزا خيلي ساده تر شده
اما، کار زنيچي چطوره؟
اون يه جورايي موفق شده .يه مدتي کارش رو ادامه بده
اين درسته؟
.اما چه کسي ميدونه چقدر طول ميکشه .اين بار، شرکت ممکنه مشکل ساز بشه
.خب، وضع اقتصادي همه جا بده
مثل اينه که تو اين شهر .خورشيد غروب کرده
با اين همه شينجي در حاله صحبته .که يک کافه رو باز کنه
يک کافه؟
آخرين باري که اينجا بودي سال قبل بود، مگه نه؟
.مراسم ختم پدربزرگ بود
درسته
روميکو داره !بزرگتر ميشه
کيکو سان شما هنوز نمي خواهيد بچه دار بشيد؟
.نه
!من به زودي يه دونه ميخوام
ميگويند شما قصد داريد يه کافه رو باز کني؟
.بله
اون ميخواد مغازه رو .نصف کنه
!اين درست نيست .ما فقط مي خواهيم از قسمت هاي خالي استفاده کنيم
اوه ، منظور شما جايي است که الان جعبه ها را مي گذارند؟
.اين ايده خوبيه .اما ممکنه مشکل باشه
حتما همينطوره. با ازدواج سوميکو چکار کنيم .اين داره بازي در مياره
!من نيستم
درست زماني که خانواده به پول زياد نياز داره .بيرون ميره و پول رو هدر ميده
.خيلي قشنگه
اين مالِ مادربزرگه؟
.بهش دست نزن اين جنس اصليه، مگه نه؟
اما همانطور که شينجي گفت .قيمتش زياد نيست
با قيمت اينها شما ميتوني دوبرابر بيشتر جنس تو توکيو بخري
اينطور است؟
.ممنونم
.ميتوني همونجا بذاريش
.متاسفم
تو بايد يه خدمتکار رو استخدام کني بعد از اينکه من رفتم
.نگران نباش، خودم از پسش بر ميام
مادربزرگ خيلي بيکلاسه
اما اون پول زيادي داره که براي عروسيت خرج کنه
اون انقدر کنسه که من .ترجيح ميدم پيشش نباشم
واقعا؟
،او موافق ازدواج توئه
و همه ميدونن تو دختر کسي هستي که .ايريودو رو اداره ميکنه
... حداقل بايد از اين رفتارا دوري کني .خانواده را خجالتزده کردي
اما او درباره هر موضوعي سر و صدا مي کنه
هروقت ما ميريم بيرون .که يه چيزي براي عروسيمون بگيريم
کاکو سان؟ که اينطور .خيلي متشکرم
.او مدت ها با ما بود .اون آدم خوبيه
عصر بخير با کي داري حرف ميزني؟
.هفته ديگه را فراموش نکني
احمق نباش دهنتو ببند
يه لحظه منو ببخشيد
ميخواي حرف بزني؟ .اين شين چان رفيق منه
از ايريودو؟
!شما دوتا دارين چي کار مي کنين؟ عجله کنيد .و به مشتريان خودتون برسيد
.سلام. اوه، متوجهم .خب، بعدا باهات صحبت ميکنم
.من الان در آکاگيا با کونيو حرف ميزدم .او گفت که کاکو سان به ما کمک مي کنه
او از آشپزخانه هارونا است؟
.بله
پس ما بايد مقداري پول بگيريم .با هم، به زودي
بله ، من به نيشيجيماها رفتم .ديروز
فکر کنم ميتونن يه کاري بکنن ... براي ما، اما
آيا اينها دوباره بر ميگردند؟ خونه هاشون؟
بالاخره، مادرم همه 300هزار ين رو .براي عروسي سوميکو خرج کرد
البته، اگر اون همه پول رو براي ،براي عروسيش خرج نکرده بوديم
.هيچ کس سوميکو را نمي گرفت
.شايد بهتر باشه بپرسم
.براي پول از برادر يوميکو
برادر يوميکو؟
بله، اون کارمند بانکه
عروسي سوميکو تموم بشه .ميرم باهاش صحبت ميکنم
کيوکو ، روميکو انگار خوابش مياد
تو چت شده؟ نمي توني يه جا براش پهن کني؟
...ولي
نگران نباش، من اين کار رو ميکنم
!صبح بخير
!اين يه سورپرايزه
آخرين باري که ديدمت .روز سال نو بود
درسته بيا تو نميتونم بمونم
برادرت چطوره؟ .اون حالش خوبه
راستش رو بخواي، ميخواستم در مورد يه چيزي باهاش حرف بزني
در مورد چي؟ ميخوايم از بانک وام بگيريم
چقدر؟ سيصد هزار ين
چرا اينهمه پول؟
ما مي خواهيم يک کافه درست کنيم .کنار مغازه
يک کافه؟
آره. فروشگاه فروش خيلي .خوبي نداره
بسياري از مکانهاي جديد .در خيابان اصلي به راه افتادند
.درسته
و ازدواج سوميکو هم .خيلي خرج برداشت
سوميکو داره ازدواج ميکنه؟ .بله
تو چي فکر ميکني؟ يه کافه با يه منوي ساده
آيا قصد اجراي آن را داريد؟
آره. امروز من دارم ميرم .با يکي در اين مورد صحبت کنم
تو آشپزخانه هارونا رو ميشناسي همون که پايين تر از ايستگاهه؟
،من آنجا ميرم تا ياد بگيرم چطور يک کافه را اداره کنم ،چطور آشپزي کنم و قهوه درست کنم
.و چيزهايي مثل اون
راجع به پول چي فکر ميکني؟
هر چه زودتر از او ميپرسم .من اين فرصت را بدست مي آورم
.ممنونم
، ولي اگه ميخواي بري پايين کنار ايستگاه .تو بايد خودت از اون بپرسي
بانک به آشپزخانه هارونا خيلي نزديکه .اين طوري سريعتر خواهد بود
من برم بانک؟
نه، از هارونا بهش زنگ بزن .بهش بگو براي نهار بياد بيرون
درسته، من مي تونم اين کار رو بکنم
پدر، مي خواي بري خونه؟
.آره
برگشتن به اونجا لذت بخش نخواهد بود
تو نميخواهي به من بگي که آنها هستند که ميخوان اخراجت کنن، درسته؟
.نميدونم
چرا؟
No comments yet. Be the first to leave one.