The first 162 lines.
درهی ریسن
«.ورودی هزارتو جایی در درهی ریسن قرار دارد»
.خیلی کلی گفته
...آ-آره
چی شده؟ حالت بده؟
.خـ خب. باید برم یکم گل بو کنم
.توی این درهی برهوت هیچ گلی پیدا نمیکنی
،خب، توی مسیر گریوئنه .پس شاید شانس آوردیم و پیداش کردیم
!هاجیمه سان، یوئه سان، یه چیزی پیدا کردم !بیاین اینجا
!اینجا، اینجاست
!سلــــام، خوش اومدیـــن
!به هزارتوی سوپر خفن میلدی ریسن خوش اومدین
ا-اون صدا از کجا میاد؟
!مهم نیست! بالاخره ورودی هزارتو رو پیدا کردیم
یوئه، به نظرت واقعیه؟
.آره
دلیلت؟
.توی یادداشتهای اسکار خوندمش
خب، چطور داخل بشیم؟
...بیخیال، امکان نداره انقدر
...نه بابا
کجا رفت؟
.خودشو خیس کرده
!لطفا اینورو نگاه نکنین
ترسیدین؟ ترسیدین، مگه نه؟
ظاهرا وقتشه از چیزی که برام ساختی !رو نمایی کنم، هاجیمه سان
شرمنده! این صفحات سنگی بعد یه مدت !خودبهخود ترمیم میشن
.شرط میبندم میلدی ریسن اصلا ربطی به آزادیخواهان نداشته
.فقط بلای جون بشریت بوده
.کاملا موافقم
.مطمئن نبودم زیاد شبیه هزارتو باشه، ولی ظاهرا که هست
!نیزهی سرخ
.همونطور که فکر میکردم، اینجا نمیتونیم از جادوی پرتابی استفاده کنیم
.خب، دردسرسازه
!چی؟-- !لطفا بسپرینش به من--
!هاجیمه سان، یوئه سان، الآن میتونین برین
.بـ باشه
!رد شدیم
چطور مطورین؟ کمکتون کرد ذهنتون بازتر بشه؟
.اوه، ببین چقدر چسبونکی شده
هی، الآن چه حسی داری؟
!میلدی لعنتی! انقدر منو مسخره نکن
حس میکنم قبلا این اتاق رو دیدم. شما چی؟
.قطعا. مخصوصا اون چیز
برگشتیم سر جای اولمون؟
.ظاهرا
هی، الان چه حسی داری؟
چی حسی داری؟
نیا سان، آی چان سنسی کی میخواست بره؟
.فکر کنم گفت برای چند روز آینده میره بیرون
.پس وقت زیادی نیست
.ولی شاید اینجوری بهتره
.اگه زیادی دور میشد، همهمون ناراحت میشدیم
هی، یوکاچی، چت شده؟
.هیچی، فقط دارم فکر میکنم نباید یه جا بشینم و کاری نکنم
.برای همین میخوام همراه آی چان برم
هی، جدا چت شده؟
.یکم خونسرد باش
.من خونسردم، و این یه تصمیم یهویی نیست
.خیلی وقته دارم فکر میکنم نباید اینجوری باشم
...ناگومو مرد، و من ترسیدم و سردرگم شدم
.ولی حس میکنم باید یه کاری بکنم
چی؟
همهتون همین حس رو ندارین؟
!جدی هستی؟! ممکنه اون بیرون بمیری
!اون یارو واقعا مرد
!با اینکه قدرتی نداشت، کار احمقانهای کرد و الآن مرده
.ولی اون احمق ضعیف جون منو نجات داد
.نه، جون همهمون رو نجات داد
...خـ خب
.و اینطور نیست که ازتون بخوام باهام بیاین
.فقط نمیخوام وقت بیشتری تلف کنم
هی، یوکا، واقعا میخوای بری؟
،انقدر جرئت ندارم که همراه آمانوگاوا کون و بقیه برم
.پس حداقل میتونم کمک کنم آی چان در امنیت باشه
.خب، در پر زرقوبرقیه به نظرت پناهگاه میلدی رو پیدا کردیم؟
.آره
.خب پس باید جشن بگیریم
.فقط منم که به اون زرهها حس بدی داره
.چیزی نیست. طبق انتظاراتمون پیش میره
این یعنی... بهمون حمله میشه؟
.هی، خرگوش جیشو
بـ بله، چیه؟
.تو قوی هستی. تضمین میکنیم
.پس بپر وسط و خوش بگذرون .اگه اوضاع خراب شد نجاتت میدیم
.من هوای شاگردم رو دارم
...یوئه سان، هاجیمه سان
!میرم دهن میلدی ریسن رو سرویس کنم
.بیاحتیاطی به کشتنت میده .و سه دفعه تنبیه میشی
!یوئه سان، مـ متاسفم
!اینو بگیر
.تمومی ندارن
!همه بپرین
!سلــــــام! خوشوقتــــــم
هی، هی، ناموسا؟
...خیلی بزرگه
...دقیقا حس غول آخر رو داره
!میلدی ریسن چان، محبوب دلها اینجاست
تو کی هستی؟ میلدی ریسن یه انسانه و خیلی وقت پیش مرده، مگه نه؟
.توی یادداشتهای اسکار خوندم
اوه، نکنه تو همونی هستی که هزارتوی اُ چان رو فتح کرده؟
.اینجا من سوال میپرسم
.اگه نمیخوای جواب بدی، پس فقط باید باهات بجنگم
.ما فقط برای گرفتن جادوی باستانی اومدیم اینجا
!دارم راستش رو میگم !من میلدی ریسن واقعی هستم
،اگه میخوای بیشتر بدونی .بهتره جواب سوالام رو بدی
هدفتون چیه؟ جادوی باستانی رو برای چی میخواین؟
.هدفم فقط برگشتن به خونه است
.چون اون خدای روانیتون منو به زور آورده اینجا
.که اینطور. حتما خیلی بهت سخت گذشته
دنبال نوعی جادوی باستانی میگردیم .که بشه باهاش بین دنیاها جابهجا شد
.اصلا علاقه ندارم جونم رو بخاطر این دنیا به خطر بندازم
اینم جوابت. خب، جادویی که اینجاست، جادوی جابهجایی بین دنیاهاست؟
...هممم
!بهت نمیگم
!پس بمیر
!هستهش رو نابود کنین! مثل قلبش عمل میکنه
!کارتون بدک نیست
واقعا؟
!کـ کی اومدی اینجا؟
!نوش جان کن
جواب داد؟
...فکر کنم داد، ولی
!امیدوارم با همین تموم شده باشه
!نه، یکم قلقلکم دادین
...اگه میتونستین قدرت واقعی مصنوعاتتون رو آزاد کنین
!آزانتیوم! لعنت بهش
!اگه زیاد به خودتون غره بشین پشیمون میشین ها
!جاخالی بدین! یه چیزی داره از بالا میاد
!چیزی که عوض داره گله نداره !ببینم زنده میمونین یا نه
!لعنتی
!سفت بچسبین
!باشه
.گمونم از پسش برنیومدن
،ولی اگه نتونن این سطح رو تحمل کنن
.پس نمیتونن دهن اون عوضیها رو هم سرویس کنن
!گفتم که علاقهای به اون عوضیها ندارم
چـ چطوری؟
...میتونم جوابت رو بدم، ولی
مطمئنی میخوای به من نگاه کنی؟
!نیروی گسستگی
!مهم نیست چند بار تکرارش کنین، بیفایده است
!جفت دستام میتونن خودشون رو ترمیم کنن
!زمان این کار رو بهت نمیدم
بازم همون؟
!نمیتونه از زره من عبور کنه
!میدونم
!منجمد شو. تابوت شیشهای
!خوبه
!اینو نوش جان کن و بمیر
!ظاهرا نیروی کافی نداری
.این پایین، جادوت زیاد قوی نیست
!شیا
!کارشو تموم کن
.کارت خوب بود
.شیا، یکم خم شو
،هاجیمه سرتو نوازش نمیکنه .فکر کردم ممکنه ناراحتت کنه
.کارت خوب بود
...یوئه سان، من... من
!خیلی ترسیده بودم
!فکر کردم دیگه کارمون تمومه
!وایسا! بالاخره هردوتون منو به اسم صدا زدین
No comments yet. Be the first to leave one.