The first 200 lines.
Dark Passenger Memento
آیوفیلم تقدیم میکند
موقع مشت زدن ضربههام بهت میخوره
،ولی وقتی قلبتو هدف میگیرم همیشه خطا میره
موازی، زیگزاگی، ناهنجار، نامنسجم
وقتی بهم نگاه میکنی و میای نزدیکم
میدونم معناش واسه تو فرق داره
ولی کاش برای همیشه همینطوری میموندیم
احساسات در حال تغییر من مرا دیوانه میکند
وقتی چشم تو چشم میشیم خودت تلپاتی احساستم رو بفهم
اگه جفتمون میتونستیم یه احساس داشته باشیم
میخوام این ظرافت بازی مزاحم رو کنار بزارم
،من میخوام همه چیز رو بدونم من میخوام همه چیز رو بدونم
نمیتونم تا ابد گولت بزنم
نمیتونم پنهانش کنم
میخوام رازمو فریاد بزنم، آههه
بفهمش! تلپاتی
ت-ت-ت-ت-تلپاتی
تلپاتی
خدانگهدار رفیق صمیمی
.خدانگهدار رفیق صمیمی
جشنواره فرهنگی
جشنواره فرهنگی
دبیرستان اونومیزو
جشنواره فرهنگی
.بیصبرانه منتظرم بازی تومو و بقیه بچهها رو ببینم
!منم
خیلی خوشحالم که مامان میسوزو-چان .و تومو-چان رو اینجا دیدم
.اگه تنها بودم معلوم نبود دست به چه کارایی میزدم
!روی هردوتون حساب میکنم
!برای چی؟
بازم فکر نمیکردم شما رو تو یه .جشنواره فرهنگی ببینم
فکر کنم حتی تو هم دختر خودتو دوست داری، نه؟
.اون بهم گفته بود امسال جشنواره فرهنگی ندارن
هممم؟ یعنی چرا دروغ گفته بوده؟
.فکر کنم واقعاً دوست نداشت من ببینمش
.واسه همین هم من اومدم... ازش فیلم بگیرم
.این چیزیه که نصیبش میشه وقتی به مادرش دروغ میگه
واقعاً سختشه بخواد راستشو بگه که دوست داره از اجرای دخترش فیلم بگیره؟
روزی روزگاری در سرزمینی دوردست، دختر جوانی ،زندگی میکرد
.اسمش سیندرلا بود
.نامادری و ناخواهریهاش خیلی اذیتش میکردن
اونا مجبورش میکردن بدون استراحت .هرروز کارای خونه رو انجام بده
!سیندرلای بیچاره
.هق، هق، هق، هق
...اصن شبیه «بیچاره»ها نیست ولی
.بیشتر شبیه اینه که دنبال خون و خونریزیه
سیندرلا تمیزکاری رو تموم کردی؟
!کارول-چان
!ما رو واسه همین لازم داشتی، نه؟
.ایکاش منم میتونستم به رقص باله برم
دوست دارم تو لباسهای زیبا برقصم !مثل خواهرم و مادرم
اوه؟
.هیچکس نفهمید که اون، اونجاست
.کاملاً با محیط استتار شده و حضورش رو پنهان کرده
!اون کاملاً یه درخت شده
.از همگی ممنونم که اومدید امروز منو ببینید
.چه بانوی زیبایی هستید شما
میشه با من برقصید؟
.بله
...تومو
...تو واقعاً
.یه پرنسی
ولی شرط میبندم دوست داری بعضی وقتا هم پرنسس بشی، نه؟
...قول میدم
تبدیل به کسی بشم که لیاقت اینکه .همیشه پیشت باشه رو داشته باشه
من بودم که بهت القا کردم
.که میتونی یه پرنسس زیبا باشی
.فقط احساسات نیستن
.بلکه همهشه که تو رو تشکیل میده
،بالاخره پیدات کردم .صاحب کفش شیشهای
با من ازدواج میکنی؟
!تبریک بهت سیندرلا
!من خیلی ناراحتم، ولی تبریک
!!تبریک
!ها؟
.باید از این قضیه عصبانی باشید شماها ولی
!تبریک میگم سیندرلا! امیدوارم به پای هم پیر بشید
!تبریک
!تبریک
قضیه چیه؟
.فکر کنم همه چی اوکیه
،چیزای زیادی رو باهم پشت سر گذاشتیم ولی خوش گذشت، نه؟
.موافقم
.تنبیه بدی نبود
.ما قاطی داریم
!همینه! زدیم ترکوندیم
.کارت عالی بود تومو
میای باهم بریم فستیوال چرخ بزنیم؟
...اوه... حتماً ولی
.دیگه میتونی اونو درش بیاری
کافه خدمتکاری
!خوش اومدید ارباب
.این کیک بهترین چیز پیشنهادی ماست
!اینجا رو خونه خودتون بدونید
واو، واقعاً؟
.خیلی خوبه تومو
.بگیر
.قهوهای که سفارش دادی
.بخور و گورتو گم کن
ها؟
خوش اومدید ارباب
خانه وحشت
!هی اروم باش! روحه رفت
!لعنتی
!چطوری هر 3 دست رو باختم؟
هه! هنوز واست ده سال زوده !با من در بیوفتی بچه
!بعد غذا یه دست دیگه میریم
!این بار دیگه نمیبازم
!جالب میزنه! قبوله
!با اون بودن خیلی خوش میگذره
.ولی من به تموم کردنش فکر میکردم
این چیزیه که واقعاً میخوام؟
به نظرت این باحال نیست کو-چان؟
...آره
!آیزاوا-سان لطفاً با من برقص
!با منم برقص
!منم میخوام
...واییییی
تومو... میخوای با من برقصی؟
...ها؟! خ-خب فکر کنم باشه
چ-چی؟ دست زدن رو تموم کنید
از اینجا موندن چه انتظاری دارم؟
هی میسوزو-چان دوست داری با من برقصی؟
چی؟ نشنیدی چی گفتم؟
.هر دوشون یکی رو دارن بعد مهمونی جشنواره باهاش باشن
...اونا وقتی واسه اینکه حروم من
شرمنده. خیلی منتظر موندی؟
.فکر کنم باید ازت تشکر کنم
.ممونم ازت
ها؟ واسه چی؟
کاری کردم مگه؟
.واسه من خر بازی در نیار
تو نقش سیندرلا رو به من دادی تا با تومو بیوفتم، نه؟
دعوا داری؟
ها؟
.این چیزیه که دنبالش بودم
!بدش من اونو! پاکش میکنم
!خیر
.خجالتآورتر از چیزیه که فکر میکردم
.آره... قبول دارم
.هیچوقت فکر نمیکردم ازم بخوای برقصیم
،میدونم که فقط به عنوان یه دوست خواستی
ولی میدونی که، وقتی جلو مردم اونطوری گفتی
.ممکنه فکرای اشتباهی بکنن
.فکرشون... اشتباه نیست
ها؟
.فکرشون اشتباه نیست
ها؟ تومو-چان؟
تومو؟
...سرده
!صبح بخیر جون
!فقط چون سرده دپرس نشو باو
!روحیتو حفظ کن و بزن بریم
.تومو از اون روز اینطوری شده
...تو نگاه اول به نظر پرانرژیه، ولی
بعدش، میدونی میسوزو چیکار کرد؟>
...هی، تومو، درمورد اون مهمونی
اوه الان یادم اومد! یه کاری دارم و باید ...زودتر برم مدرسه انجامش بدم
به معنی اینه که داره ردم میکنه؟
!صبح بخیر، میسوزو-چان
.صبح بخیر
!نگاه نگاه تومو-چان !بفلش کردم و عصبانی نشده
!یه معجزه ست
.میسوزو واقعا با سرما میونه خوبی نداره
.با بغل کردن داری گرمش میکنی و کاریت نداره
!کاش زمستون تا ابد ادامه پیدا میکرد
ها؟ جون-کون کجاست؟
امروز با تو نیومد؟
...ها؟ ا-اوه، آره
،تا وسطای راه با هم بودیم ...و-ولی یه اتفاقایی پیش اومد
هی، تومو-چان، بین شما دوتا تو جشنواره فرهنگی اتفاقی افتاد؟
!ها؟! بـ-بین من و جون؟
نـ-نه هیچی! هیچ اتفاق خاصی نیفتاد !و همین داره آزارم میده
.یه اتفاقی افتاده
.آره
جونیچیرو احتمالا یه چیزی گفته که ،شبیه به اعتراف کردن بوده
.و اونم ازش فرار کرده
.آخه چرا؟ بالاخره احساساتشون دوطرفه شده
چرا...؟
.جون-کون، صبح بخیر
.اوه، سام علیک
طوری شده؟
.راستش... یکی هست که دوستش دارم
...نکنه منظورت
.توموئه
این واسه چی بود؟
،شـ-شرمنده! انقدر خوشحال شده که .نتونستم جلوی خودم رو بگیرم
خب... بنظرت باید چیکار کنم؟
...ام
اگه بگم یه راه حل خوب وجود داره، انجامش میدی؟
بنظرم بهترین کار اینه که رک و پوست کنده .بگی دوستش داری
.بهترین راه حل برای شما دوتاست
وایسا، خود بزرگ بینانه رفتار کردم؟
.نه
.ممنون بابت توصیه
!نه، کاری نکردم
راستش، من تو جایگاهی نیستم .که توصیه عاشقانه به کسی بدم
الان که دارم با کارول قرار میذارم .بخاطر اینه که یکی دیگه برنامشو برام چید
.خودم هیچکاره بودم
No comments yet. Be the first to leave one.