The first 200 lines.
صبح بخیر مالی یک روز جدید در انتظارته
احتمالات زیادی در افق است
هر روز فرصتی جدید برای نوشتن یک فصل تازه در داستان شماست
من فقط میخوام بگم که از همه شما ممنونم
چند ماه گذشته زمان سختی بوده
و نمیتونستم آن را بدون حمایت کارکنانم پشت سر بذارم
تشکر ویژه ای از ماریسال برای همکاری با من
در سالگرد ازدواجم
این از همه بالاتر و فراتر بود
تو خیلی صمیمی هستی
اما الان حالم خیلی بهتره و آمادم که زندگی جدیدم را شروع کنم
اولین روز واقعی کاری من بعد از مدت ها
پس فکر کنم همه شما را ساعت 6:30 میبینم ؟
گفتن این خیلی دیوانه کننده بنظر می رسه، اینطور نیست؟
همتون را خیلی دوست دارم
و من میخواستم که فقط بگم
امیدوارم همه اینها به زودی تموم بشه
و دوباره به ماساژ و خرید قلعه آنلاین برگردیم
باشه . خدانگهدار همگی
بنظرم تا وقتی که نیستم از خونه لدت ببرید
الان ما باید چکار کنیم؟
نمیدونم ، اما یجورایی دلم براشون تنگ میشه
میتونیم بریم شنا
A_movie1 Moonsspawn_ErfanHooman_Diyana
این اولویت ما برای حرکت رو به جلوِ است
سلااااام امروز یک بچه جدید توی کلاسه
آیا امروز یک روز سرگرم کننده برای لباس پوشیدنه ؟
آیا دوشنبه های مد دهه 90 است؟
اینا فقط لباسای ما هستند
پس همه شما فوق العاده بنظر میرسید
خب فقط میخواستم بگم که خیلی هیجان زده ام
که این سفر را برای نجات جهان با همدیگر شروع کنیم
من فکر میکنم اگر همه ما با هم کار کنیم هیچ مشکلی نمیمونه که نتونیم حلش کنیم
تغییرات آب و هوا ، گرسنگی یعنی لعنت بهش ، صلح جهانی
مالی اشتیاقت قابل تحسینه اما این موضوع به این سادگی نیست
این موسسه عمدتا بر خدمات اجتماعی
در جنوب کالیفرنیا تمرکز میکنه
و حتی پس از آن ، با مسائلی به این بزرگی پول به تنهایی نمیتونه همه چیز را حل کنه
خب میتونه خیلی چیزا رو درست کنه
منظورم اینه که جان برای بلند کردن قدش از آن استفاده کرد
میدونی فراموشش کن بیا شروع کنیم
از اونجایی که صبح دوشنبه است
چرا پنج دقیقه وقت نمیذاریم در مورد تعطیلات آخر هفته مون صحبت کنیم
و شروع شد
!تو یه تایمر داری شما در مورد آن پنج دقیقه جدی بودید
دخترعمو مالی صحبت نکن داری ثانیه های با ارزشی را هدر میدی
باید عجله کنیم و در مورد تعطیلات صحبت کنیم
درسته من شروع میکنم
من به پیاده روی در پاسادانا رفته بودم
و صبح شنبه مقداری سرد بود
پس شلوارم رو دوبرابر کردم
بیا ، دوباره همون داستان تکراری؟ هر هفته همینطوره
هوا سرده ، شلوارتو دوبرابر کردی، و برای دیدن مرکز شهر هوا خیلی ابری بود
در واقع این هفته مه آلودتر از ابری بود
ادامه میدیم
من به همراه خواهران انجمن رفتم که غذا بخوریم
ما تاپ هایی داریم که میگویند بچه های صبحانه
!نه برتری سفیدپوستی ، بعدی
من میگم لنی اومد
و نتفیلکس و ریلکس شدیم و بعد سکس داشتیم
باشه روندا خودتو جمع و جور کن
خب، من آخر هفته دراماتیکی داشتم
.رستوران بنی هانا افتادن روی کباب پز
.دستم سوختم مای تای مجانی گرفتم
اوه خدای من ، چه اتفاقی افتاد؟
این یک داستان دیوونه کننده است بزار از اول شروع کنم
ببینید، در بنی هانا آن ها غذارو جلوی شما درست میکند
هوارد ما از قبل این بخش رو میدونیم
من تنهایی رفتم بالا و آن ها منو با یه خانواده خوب کره ای همنشین کردند
که فارغ التحصیلی پسرشان را جشن میگرفتند
آن وارد دانشگاه نیویورک شده بود این اولین انتخابش بود
زمان تموم شد
بنابراین ، فردا جلسه داریم
(با عضوشورای سالدانا(شهری در جنوب آفریقا در مورد پروژه مسکن خیابان آلامدا
باورم نمیشه چقدر جلسه طولانی بود
چی بود ؟ مثلا سه ساعت؟
ساعت 9:50 است واقعا؟
و باید تا ساعت 6:30 اینجا باشیم؟
هرچند مجبور نیستیم که باشیم مجبور نیستیم کاری انجام بدیم
بخاطر همینه که الان خیلی گیج شدم نه
این برای من خوبه و این چیزیه که من میخوام
دستور کار بعدی چیه؟
خب سوفیا این بسته های تحقیقاتی را به شما داد که بخونید
که تمام سازمان هایی را که در حال حاضر بودجه آنها رو تامین میکنیم را پوشش میده
و سپس
این جعبه بزرگ از بسته های اضافه
که تمام سازمان هایی را که ممکنه در آینده تامین مالی کنیم را پوشش میده
من از این طریق قدرت گرفتم
صفحه اول
من میرم دستکشتونو از توی ماشین بیارم ممنون
10:40؟ یعنی چی؟
وای خدای من هی دختر
هی ، دختر چیشده؟
هیچی فقط دارم چند تا بسته میخونم
باشه خب گوش کن خبرای شگفت انگیزی برات دارم
آن خط عطری را که بهت در موردش گفته بودم را یادت میاد؟
خب، این خفن این هفته آن را راه اندازی میکنه
وای خدای من این عالیه تبریک میگم
ممنونم اما تو همین حالا باید به میامی بیای
شام فرداشب با دخترا
نوشیدنی ، رقص ، مهمونی بزرگ ، همه چیز
پایه ای؟ خیلی دوست داشتم بیام
اما الان یجورایی سرکارم
باشه
صبرکن الان جدی میگی؟
اهوم تصمیم گرفتم کمی بیشتر با تاسیساتم کار کنم
باشه ، خب به افرادت بگو که یک هفته نیستی
و تن لشتو بیار اینجا
من فقط... من متعهد شدم که اینجا کار جدیدی انجام بدم
پس فکر میکنم که بهتره از این طریق بهش نگاه کنم
میدونی؟
من واقعا و حقیقتا نمیدونم
اما تو هر زمان که بخوای میتونی اینجا باشی
باشه اما ما الان باید بریم چون که موهیتو تازه به اینجا رسیده
مرسی . خداحافظ دلمون برات تنگ میشه
خداحافظ
این اسم منه
عذر میخوام اینا برای چیه؟
خب این لطف خانم ول هستنش
ایشون میخواستن وسیله حمل و نقل به فرودگاه را آماده کنند
فرودگاه؟
سوپرااایز
باشه طرز صحبت من را برای لحظه ای ببخشید
اما اینجا چخبره؟
خب به گفته واژه ساز جاودانه
ویل اسمیث : به میامی خوش آمدی
خب هنوز نه اما چند ساعت دیگر فرود میایم
داریم میریم به میامی چرا؟
خب از آنجایی که من تازه واردم
فکر کردم که هنوز واقعا کسی را نمیشناسم
و برای انجام این کار چه راهی بهتر از یک خلوت پیوند افسانه ای وجود داره؟
من حتی الان نمیدونم چه اتفاقی داره میافته
اما ما نمیتونیم در یک سهشنبه به میامی پرواز کنیم
مخصوصا که فردا با اعضای شورای سالدانا جلسه داریم
از نیکلاوس خواستم که بهش زنگ بزنه ما آن را به زوم(برنامه تماس تصویری) منتقل میکنیم
من از زوم متنفرم دوست ندارم شخصیت خودمو به رخ بکشم
چجوری میخوان اخلاق خوب و شیرین منو ببینن؟
سوفیا بهشون نگاه کن واقعا هیجان زده اند
نگاه کن اونا دارن از هواپیمای من عکس میگیرن
اینو ازشون نگیر همه چیز درست میشه، یالا بیا
بیاااا باشه
اون داره میاد بچهااا اون داره میاد
همگی به جت من خوش اومدین
خب این کابین اصلی است
اونجا بار مشروب دارید ، فضای استراحت و اون جلو فضای کار است
یک صندلی عشق در هواپیما؟
حالا من همه چیز رو دیدم
و این صندلی است که من روی آن
یک ماساژ تقریبا بیش از حد احساسی از جولیان مور دریافت کردم
و این آبشار شکلاتی است
این رو مخصوصا برای شما سفارش دادم
توت فرنگی آغشته به شکلات در هواپیمای شخصی؟
من دارم رویای آمریکایی رو زندگی میکنم و با یک فرد ثروتمند ارتباط دارم
خیلی بد نیست ، نه؟ من هرگز این را ندیده ام
طرفدار آبشار شکلانی هستی؟ من طرفدار وای فای قوی ام
این هواپیما اینترنت داره که بتونم به کارم ادامه بدم؟
قطعا داره و میدونی دیگه چی داره؟
یک جکوزی در پشت
و همچنین تنه شنا اضافه برای هر کسی که بهش نیاز داشته باشه داریم
بله لطفا من عاشق رفتن به آب بعد از غذا خوردنم
هی ، همیشه فکر میکردم که این چیزای دایره ای
در پشت تلفن برای چیه؟
هیچ نظری ندارم
واقعا ندارم میخواستم از شما بپرسم
دخترم اینو گذاشته
اون گفته گیره کمربند من به طور خودکار زنا رو فراری میکنه
خب اون اشتباه نمیکنه
اگر من جای تو بودم اون شئ دایره ای را مخفی نگه میداشتم
وگرنه زنان خودشون را به سمت تو می اندازند
خب تا الان که مشکلی نبوده
در واقع فکر نمیکنم کاملا آماده برگشت به صحنه قرار باشم
اهوم میفهممت حتی آخرین باری که
به قرار رفته بودم را یادم نمیاد
با کسی بود که همسرم نبود
احساس میکنم سال 1997 بود
وای خدای من
آره الان یادم اومد
چون برده بودمش که ایر فورس وان را ببینه
جالبه فکر کنم منم ایر فورس وان را تو قرار دیدم
واقعا؟ بله
یکی از مورد علاقه هامه از هواپیمای من پیاده شو
از هواپیمای من پیاده شو
مال تو خیلی بهتر بود
همچنین جواب میده چون اینجا هواپیمای تو است
این کاپیتان هست که صحبت میکند
بابت تلاطم ایجاد شده عذرخواهی میکنم
کمی با آب و هوا مواجه شدیم
همگی، همه چی درست میشه
ویلیام بهترینه اون با جت برای نیرو دریایی پرواز میکرد
اینجور چیزا همیشه اتفاق میافته چیز بزرگی نیست
!اوه لعنتی اوه لعنتی
وای لعنتی لعنتی لعنتی
چکار داری میکنی؟
اگر صورتم داغون شد فقط جسدمو بسوزونید، باشه؟
رفیق چرا الان داری به سمت راست برمیگردی؟
نمیدونم کمربندتو درآوردی؟
من وحشت کردم غریزه بدی بود
وای خدای من
اشکالی نداره همه چیز خوبه همه حالشون خوبه؟
بابتش متاسفیم ما با یک طوفان رعد و برق کوچک مواجه شدیم
No comments yet. Be the first to leave one.