The first 144 lines.
اينجا نيوبرک .توي اسناگل تاگه
.بهترين موقع سال
.چراغا. آهنگاي شکار
خريد عيد
!يه سري ديگه !برا من دوبلش کن
تنها چيزي که کم داشتيم، اژدها بود
ده سال از وقتي که اژدها ها و وايکينگا تصميم گرفتن جدا زندگي مي کنن .مي گذره
ولي اين به معني نيست که ما .دوستاي پرواز کنندمون رو فراموش کرديم
،و بهترين بخش بين همه اينا، نافينک
.شب عيد اسناگل تاگل بود جدي؟
(براي توسلس (بي دندون .غذاي مورد علاقش رو درست مي کردم
چه غذايي؟ .قزل آلاي برکه
جدي؟ .با قزل الاي دريا
جدي؟ .کف قزل بروک
.هممون قزل الا دوست داريم
،با اين که ديگه نيستش .ولي هنوزم براش درست مي کنم
خيلي از خانواده ها همچين کاري .مي کنن
،عزيزانمون رو توي قلبمون نگه مي داره .حتي اگه دور باشن
خب، مي خواي کمکم کني يه کم ماهي بگيريم؟
.معلومه. مي ريم به توسلس غذا بديم
من چوب ماهي گيري لازم ندارم بابا
ماهياي کوچولو رو با کله کوچولوم .مي زنم
.يالا نافينک .بيا بريم برا توثلث غذا درست کنيم
هيجان زده بوديم که داشتيم يه .ضيافت سنتي اژدها راه مينداختيم
و بعد بهم خورد مترجم:کنايي، منظور هم ضربه خوردن و هم درک ناگهاني .موضوعيه، چندين بار تکرار ميشه
.همه موافق نبودن
.اره. کار کرد
زفير، چي کار داري مي کني؟
.سيستم دفاع اژدهامو ازمايش مي کنم
تو و همه ادم بزرگاي توي نيو برک دارين براشون غذا مي ذارين
چي ميشه اگه يکي واقعا بياد؟
.عالي ميشه. ما عاشقشونيم
.چرا؟ اون هيولائن
.اين توي زيرزمين پيدا کردم
.مال پدربزرگ بود
چرا هيچ وقت حقيقت رو درمورد .اژدهاها بهمون نگفتي
.ولي گفتيم. اژدها ها شگفت انگيزن .دوستاي مائن
.بگو ببينم بزرگن؟
.اره خب دندون تيز تيز، آتيش مي دن بيرون؟
.فکر کنم اره چنگال؟
.بايد بگم اره پات چرا اينطور شد؟
.همين فکرو مي کردم
شايد نبايد ماهي براشون بذاريم ،که بيان سراغشون
چون مي دوني کي نمي خواد دسر اژدها بشه؟
.من
نافينک، تو مي خواي دسر اژدها بشي؟
.من فکر مي کنه نه
!بيا بريم اژدها بکشيم
چه طوري اينطوري شد؟
،اجدادمون از اژدهاها مي ترسيدن .چون نمي شناختنشون
آستريد، نمي تونيم بذاريم بچه هامون .برن توي اون مسير
،يادته وقتي بچه بوديم ،توي برک قديمي
شب اسناگل تاگ اون نمايشو اجرا مي کرديم؟
اوه اره باحال بودن
چي ميشه اگه نمايش رو برگردونيم؟
و به بچه هاي نيو برک نشون داديم که ادما و اژدها ها چه طور دوست شدن؟
.فکر عالي ايه
ولي فقط 4 روز تا اسناگل تاگ مونده
سه روز. اگه جمعه طاعون سياه رو .حساب نکني
.اره. هيچ کاري انجام نميشه
.همه فقط خريد مي کنن و سرفه مي کنن
.فکر مي کنم از پسش بر ميايم .بيا بريم با گابر حرف بزنيم
.زديم .يکي دو تا ضربه برا بچه خوبه
هي، حالت خوبه؟ اره اره
فقط اين همه حرف از اژدهاها .دلمو براي اون تنگ مي کنه
.مي دوني، تو روزاي تعطيل سخته
نمي دونم توسلسم دلش برام .تنگ ميشه يا نه
.بزن به دماغش
.ايول .دو امتياز برا من
!لعنت به شما جهنميا
چه طور جرا مي کنين به مجسمه استويک عظيم بي حرمتي کنين؟
کي؟ .استويک
شجاع ترين وايکينگ در تاريخ .برک
.اون کينگ رو گذاشت توي وايکينگ
اوه رفيق عزيزم .چه قدر دلم برات تنگ ميشه
يادته اون موقع که تو انبار گوشت بوديم و
اون دوتا وايکينگ ويزيگوث جنگيدن
و من نمي تونستم آرنجمو 5 دقيقه تو ظرف کباب نگه دارم؟
.دوران خوب
.ام. گابر
.هي بچه ها
.الان يه جوري داشتم با مجسمه پدرت حرف مي زدم که انگار زنده است
اين که بچه هاي اين شهر استويک رو .فراموش کردن قلبمو به درد مياره
ميدونم. زفيرم از اژدها ها مي ترسه
.براي همين مي خوايم نمايش اسناگل تاگو برگردونيم
.شانس اوردين
نمايشنامه اي که برا .اخرين نمايش نوشتم
بميريد، اي هيولاهاي وحشي با روح هاي فاسد
وايکينگ ها تا ابد در رود .خون شما شنا مي کنند
.چه کريه
.متنش به درد حالا نمي خوره
.شايد بايد از اول شروع کنيم
چرا وقتي که همه چيز عوض شد رو نشون نديم؟
.اوه عالي ميشه
...مثل وقتي که من و توسلس همو ديدم ...شايد يه تصوير بزرگتر عزيزم
وقتي که وايکينگا و اژدهاها .دوست شدند
.اوه آستريد، عاشقشم
.درجا شروع به نوشتن مي کنم .همون چيزي ميشه که لازم داريم
به افتخاري دوستي با اژدهاها ...و البته
.دوست بزرگ من، استويک
.اوکي
.هيکاپ، کل شبو بيدار بودم
.چرک نويس اوليه است .ولي مي خوام صادق باشم
!شاهکاره
توسلس؟
خيلي عاليه، مگه نه؟
!شگفت انگيزه
.يه لحظه صبر کن ببينم .من يه فکري دارم
بايد از اين برا .نمايش استفاده کنيم
...خب، اره. اون... اون
.هعي. اين اصلا به فکر خودم نمي رسيد
مي خوام کلي .شبيه توسلسش بکنم
.زفير عاشقش ميشه
.زيباست
ولي چرخ دنده و آهن نمي تونه گرماي دماغ دوستت يا نور چشماش
.رو برگردونه
.يا صداي بهترين دوستت
اره. منم دلم برا پدرم تنگ ميشه .گابر
.اه، جفتشون رو سربلند مي کنيم
چند روز قبل اسناگل تاگ بود
و براي نمايش هيجان زده بودم
.و بعد خورد بهم
.اره. کار مي کنه
مي خوايم يه اژدها .بگيريم بابا
بيهوشش کنيم که .نتونه بخورتمون
زفير کل تله رو خودش طراحي کرد
.اوه. چه قدر افتخار مي کنم
،يالا نافينک بريم چند تا تله بيرون بذاريم
يالا يالا .من يه اژدها مي کشم
بهتون براي استفاده از چاقو
خوبا چي گفتم؟ ...يه کم کمک
...بچه ها ...کسي
!مي ريم اژدها بگيريم .خيلي خب، اين نمايشه بايد جواب بده
.دارم رد ميشم
.خبراي عالي رييس
بعد تستاي زياد .هيکاپمون رو پيدا کرديم
اره گابر. حقيقتش مي خواستم ازت درمورد
.کل کاراکتر هيکاپ ازت بپرسم
.هيکاپ، خودتو ارائه بده
تافنات؟ .تافنات، نشونمون بده
.يه اژدها داره مياد
...کمکم کنين.. کمک
ديالوگ؟
.من .درسته
No comments yet. Be the first to leave one.