The first 200 lines.
کاپیتان سندباد
با هنرمندی : گای ویلیامز پدرو آرمند ریز
موسیقی : مایکل مایکلت
فیلمنامه : ساموئل بی وست هاری رلیس
کارگردان : بایرون هاسکین
بارستان
گالگو
گالگو، گالگو
چی شده؟ چی شده؟
گالگو، ممکنه بوسیله صاعقه کشته بشی
بالاخره یاد گرفتم با آب و هوا بازی کنم
برف، طوفان باد، رعد و برق
هیچ جادوگری مثل من نیست
گالگوی بزرگ
باشه هرچی میخوای جادوگری کن از سندباد بگو
چی؟
خواهش میکنم
بگو دیگه ، کجاست؟ داره چیکار میکنه؟
باشه، میگم
نگاه کن
کاپیتان، کاپیتان
یه موج ویرانگر جلوی ماست
مراقب باشید
جعفر
آرام
یه خورده شراب تو دست و بالت هست؟
شراب، شراب برای همه
درشو باز کن
سازتو کوک کن ما همه منتظریم
داری خرابش می کنی
حق با توئه، ماهر
بذار خرابش کنه
هنوز هم بهترین شیشه طلاییه که تا به حال داشتم
جعفر ، بلندش کن
آرام، بادبان ساحلی
حيات، به جعفر كمك كن
پدر
من علامت دانه ارزن دیدم
از سندباد و شیر طلایی
نمیتونه باشه
من این پیامو میشناسم
شناسایی باد توسط این دود
سه تا حلقه
موافقت شد که این علامت را قبل از حرکت او انجام دهند
حلقه اول یعنی او سالم است
دومی یعنی سفر موفقیت آمیز بوده
و حلقه سوم میگه
میخواد با من ازدواج کنه
نه دختر ، خجالت بکش بچه
نباید قبل از نامزدی به انگشت کنی حلقه رو در بیار
او راه را پیدا میکنه
از سر راه دورشوید الکریم وارد میشود
راه را برای الکریم باز کنید
کریم
هموطنان
اعلیحضرت پادشاه به من دستور داده اند
که از شجاعت وپایداری شما
در سرکوب شورش استانهای شمالی
تشکر و قدردانی شود
همچنین اراده فرمودند که همگان مطلع باشند
پسر معروف بارستان، کاپیتان سندباد
با کشتی خود به بندر میرسد
ایشان دستور دادند که به نحو باشکوهی از سند باد استقبال شود
سندباد! سندباد! سندباد!
سرهنگ کبار مایلم شاهزاده خانم را ببینم
دارن سندباد را تشویق می کند
بنابراین او کاملاً بی خبر وارد میشود
قصد دارن اونو دستگیر کنند؟
البته
من باید بهش هشدار بدم
من برمیگردم پیش گالگو گالگو؟
مگه نمیفهمی بچه؟
کریم هم مثل او قدرتهای نامحدود دارد
هر ساعتی که من میرم پیشش کسی اونجا نیست
گالگو
دوباره مشروب خوردی؟
پیرمردی در موقعیت من برای تسلی به این مایع کوچک نیاز داره
گالگو
خواهش میکنم
فرزندم نمی بینی منم مثل تو بی پناه هستم
و میدونی چه اتفاقی داره میفته
البته، در غیر این صورت جادوگر بودن به چه درد میخوره
بسلامتی سندباد
پسر خوبی بود
گالگو
میتونستم به کشتی پرواز کنم تا بهش هشدار بدم
هیچ کس نمیدونه چه پرندگانی از پنجره تو پرواز کردند
بالاخره یه نفر میفهمه که شاهزاده خانم گم شده
فقط برای مدت کوتاهی
من بلافاصله برمیگردم
برمیگردم
من نمیتونم
توانائی های کریم از من بیشتره
حلقه شیطانی فعلاً در انگشت اوست
نامرد اونو از من دزدید
تا وقتی انگشترو در اختیار داره من درمانده ام
تو هنوزهم جادوگر توانائی هستی
این پادشاه بود که شما را فرستاد تا جادوگری بیاموزی
درسته
من ازت نمیخوام این کارو برای من انجام دهی
بلکه برای خودت
و برای مردم برده بارستان
سندباد آخرین امید ماست
وتنها امید
مشروب خوردن منو احمق کرده
الان تا دیر نشده
باید این کارو بکنم
من آماده انجام کار شما هستم
پس عجله کن، عجله کن
باید لباساتو در بیاری
همهشو
تو فکر می کنی پرهای گالگو در حال کوچک شدنه
نه اما...
سه مرد هستند که زن در مقابل آنها نیازی به شرم نداره
شوهرش، دکترش
و جادوگرش
پرنده شو
یک پرنده آتشین
سرهنگ
شما از چیزهایی مثل این خوشت نمیاد
یک پرنده آتشین
من دنبال پرنسس جانا هستم
خب، یه لحظه صبر کن تا پیداش کنم
این شغل شعبده بازه
این چه نوع پرنده ایه؟
اوه، یه پرنده آتشین
تا به حال نشنیدم چنین پرندگانی
بطرف دریا پرواز کنند
خب، بعضیهاشون پرواز میکنن ، بعضی هم نه
بستگی به فصل سال داره
خب ، شاهزاده خانم جانا کجاست؟
اوه پرنسس...
من اخیراً دیده بودم که شاهزاده خانم میاد اینجا
پرنده آتشین، ها؟
بله، حالا اینجا را نگاه کن تا توضیح بدم
...باید بگم به من نگو
به کریم توضیح بده
شاهزاده خانم ناپدید شده
من چیزی نمیدونم عالیجناب
اینو اونجا پیدا کردم
افتاده بود زیر میز آزمایشگاه
گالگو
تو میدونی که تا زمانی انگشتر رو دارم دارای چه قدرتی هستم
مشروب خوردی؟
نه ارباب
بله، بله، خوردم
مشروب خوردم
گارزا
همشون را به شاهین تبدیل کن
آیا این مردها آنها را می سازند؟
به اون پرندگانی که به بچه فیلها حمله میکنن ، چی میگن؟
درسته عالیجناب
درسته
ببرید به آزمایشگاهش
کوینیوس، جعفر ، به سمت صخره
ماهر ، از همین مسیر بطرف ساحل
بله کاپیتان
غیر ممکنه
این گذرگاه نیست، فقط سنگه
خب، این تنها راه برای رسیدن به بارستانه
دلفین ها را دنبال کن
اون ماهی ها تنها چیزی که حس میکنم اصابت به صخره هاست
میخوام وقتی به بندر رسیدیم همه چی بررسی شود
ماهر
بله
این دیگه چه نوع پرنده ایه ؟
من قبلاً یکی شبیه این دیدم
عجیب نیست؟
بله، بیشتر از عجیب
من میگم این یه زنه
منظورم یه زن بدجنس
این آهنگ را بارها شنیدم
من چیزی نشنیدم
من در مورد اون صحبت میکنم
شبیه شاهزاده خانم جانا است
چرا فکر میکنی کاپیتان که پرنسس بیاد اینجا
همه عاشقها دیوانه هستند
من بیرون هستم که دیگری باشم
این پرنده باید هدیه ای ویژه برای عالیجناب باشد
میگم اینو از دنیای دیگری آوردم
و هزار سکه طلا براش پرداختم
فکر خوبیه ، مگه نه؟
ممکنه لطف کنی و دیگه منو گاز نگیری؟
یه چیزی به پای پرنده بسته شده
نگاه کنید
همه سر جای خودشون
کشتی را ترک کنید
این همان چیزیه که میخواستید ، عالیجناب؟
سندباد شما...
اولش یه کاپیتان بزرگ
و دقیقه بعد...
غذای کوسه
سگ ملعون
می بینم داری گریه میکنی
نه ارباب ، نه نه
پس ما خوشحالیم
بخند
خنده واقعی
حالا بیا شاهزاده خانم را برگردونیم
یالا
No comments yet. Be the first to leave one.